می 3

بررسی عملکرد نوجوانان افسرده اساسی و مبتلا بهPTSD در شاخص های ادراک زمان، حافظه فعال و سرعت پردازش- قسمت 7

درونی نیافتند، اما نشان دادند که توجه تقسیم‌شده، مکانیسم مستقیم‌تر است.
به‌طور خلاصه نتایج به‌دست‌آمده در این مطالعه حمایت بیشتری را برای مدل‌هایی فراهم می‌آورد که خلق را در توجه به محرک‌های بیرونی دارای جایگاه می‌دانند (مستفی ، مورفی ، سیمپسون و کورن بروت ، 2005؛ 2008).
بیماران افسرده اغلب کندی گذر زمان را گزارش می‌کنند. اگرچه، تظاهرات تجربی تغییر در ادراک زمان افراد افسرده قطعی نمی‌باشد. ابرفیلد ، تونز ، پالایور و هچت (2014) در مطالعه خود تکلیف تخمین تأخیر را نیز افزودند و آن را با تکالیف قدیمی‌تر برای سنجش ادراک زمان ازجمله برآورد زمان، تولید زمان و بازتولید زمان مورد مقایسه قرار داند. در تکلیف تخمین تأخیر، تقسیمات تخمین‌ها بر اساس ارزش خالص تفاوتی میان بیماران افسرده و کنترل نشان نداد. گرایش ضعیفی به تغییر‌پذیری بالا در تخمین‌های افراد افسرده اما تنها در تخمین‌های کوتاه‌تر و در سرعت‌های بالا وجود داشت. تجربه زمان (جریان ذهنی زمان) همچنین ادراک زمان‌بر حسب زمان‌بندی فواصل (برآورد کلامی، تولید زمان، بازتولید زمان) در افراد افسرده همچنین اثرات افسردگی را مشخص نمی‌سازد؛ بنابراین مطالعه، این تفکر که افسردگی تأثیر قابل‌توجهی بر ادراک زمان فرد دارد نمی‌تواند ابقا شود.
در ایران نیز حقیقت (1388) در مطالعه خود به مقایسه ادراک زمان در بیماران مبتلا به افسردگی اساسی، اسکیزوفرنی و افراد بهنجار پرداخت. این مطالعه متشکل از 37 بیمار مبتلا به اسکیزوفرنیا، 34 بیمار مبتلا به افسردگی اساسی و 30 فرد بهنجار بود. نتایج به‌دست‌آمده نشان داد که بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا صرف‌نظر از مدت‌زمان محرک از یک نقص کلی در پردازش محرک‌های شنیداری با زمانه‌ای مختلف در محدوده چند هزارم ثانیه برخوردارند که این مسئله در مورد پردازش محرک‌های زمانی دیداری هم به چشم می‌خورد. هچنین یافته‌ها نشان داد که بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا مدت‌زمان محرک‌های دیداری-شنیداری را بیشتر از زمان واقعی تخمین می‌زنند. از سوی دیگر نتایج حاصله بیانگر کم تخمین زدن زمان محرک‌های دیداری، شنیداری و دیداری-شنیداری توسط بیماران مبتلا به افسردگی اساسی بود.
2-9- حافظه فعال یا کاری
مفهوم حافظه فعال درواقع جایگزین یا به‌روز شده ی مفهوم سنتی حافظه کوتاه‌مدت است (وکسلر، 1997). در این بخش از حافظه امروز به‌عنوان بخش فعال سیستم پردازش اطلاعات در مقابل دیدگاه سنتی حافظه کوتاه‌مدت به‌عنوان یک مخزن منفعل قرار می‌گیرد (هاتون و تاوس ، 2001). این دو مفهوم از این جهت که هر دو به نگهداری موقت اطلاعات ورودی اختصاص داشته و ظرفیت محدودی دارند مشابه هم هستند، اما تفاوت بنیادی آن‌ها در این است که حافظه کوتاه‌مدت به‌عنوان ذخیره‌ساز منفعل اطلاعاتی در نظر گرفته می‌شود که یا به حافظه باند مدت می‌روند و یا فراموش می‌شوند، درحالی‌که حافظه فعال علاوه بر نگهداری موقت، جایگاه محاسبه و دست‌کاری اطلاعات نیز می‌باشد (کوان، 2005؛ وکسلر، 1997؛ اسدزاده، 1383).
حافظه فعال یک نظام ذهنی است که ذخیره و دست‌کاری موقت اطلاعات لازم برای انجام برخی تکالیف پیچیده شناختی مانند درک مطلب ، استدلال و یادگیری را فراهم می‌آورد (بدلی، 2004)؛ به‌عبارت‌دیگر حافظه فعال به حجم نسبتاً کوچکی از اطلاعات اشاره دارد که یک فرد می‌تواند در یک محدوده‌ی زمانی در ذهن خود نگه‌داشته، به آن توجه نموده، روی آن عملیات ذهنی انجام داده و برونداد مناسبی داشته باشد (کوان، 2005).
2-9-1- الگوی حافظه فعال
الگوی اولیه حافظه فعال توسط بدلی و هیچ (1974، به نقل از بدلی، 2003) ارائه شد که شامل دو جزء اساسی می‌شد: دو سیستم فرعی که مسئول نگه‌داری و پردازش کوتاه‌مدت مواد کلامی و غیر‌کلامی هستند و یک کنترل‌کننده توجهی یا سیستم اجرایی مرکزی که مسئول برنامه‌ریزی، انتخاب راهبرد و تمرکز توجه بر اطلاعات ورودی از دو سیستم فرعی است.
جدیدترین الگوی ارائه‌شده توسط بدلی و هیچ از حافظه فعال شامل چهار جزء است: حلقه آوایی یا گویشی ، صفحه‌ی ثبت اطلاعات دیداری-فضایی ، اجراکننده‌ی مرکزی و انباره رویدادی (بدلی، 2003).
2-9-2- تفاوت‌های فردی در ظرفیت حافظه فعال و عملکرد
ازآنجاکه حافظه فعال دارای ظرفیت محدودی بوده و در پردازش اطلاعات نقش تعیین‌کننده‌ای دارد، تفاوت‌های فردی در ظرفیت اجرایی حافظه فعال به تفاوت‌های اجرایی تکالیف پیچیده‌ای مانند درک مطلب یا حل مسئله مربوط می‌شود (کرمی نوری، 1383). به‌عنوان‌مثال دانمان و کارپنتر (1980، نقل از رایدینگ و همکاران، 2000) درباره اهمیت تفاوت‌های فردی در کارآمدی پردازش حافظه فعال در درک مطلب خواندن اشاره کرده‌اند. آن‌ها فرض کردند که حافظه فعال برای ارائه راهبردها و مهارت‌های استفاده شده در یک تکلیف ذهنی پیچیده مثل خواندن (پردازش) و ظرفیت باقیمانده‌ی آن برای ذخیره موقت فراورده‌های به‌دست‌آمده از درک مطلب خواندن (ذخیره) ضروری است و تفاوت‌های فردی در درک مطلب به تفاوت‌های آنان در کارآمدی پردازش مربوط می‌شود. به عبارت بهتر تفاوت‌های فردی در ظرفیت اجرایی حافظه فعال به تفاوت در توانایی درک مطلب منجر می‌شود.
در مطالعه دانمان و کارپنتر تعداد چهار جمله فراخنای نسبتاً مناسبی برای متوسط آزمودنی‌ها بود، ولی برخی از آزمودنی‌ها در بیشتر از دو جمله با مشکل مواجه می‌شدند. بررسی‌ها نشان داد که ین افراد در درک مطلب خواندن نسبت به سایرین ضعیف‌تر هستند. در این مطالعه رابطه خوبی بین ظرفیت حافظه فعال و درک مطلب یافت شد؛ به‌این‌ترتیب که هر چه ظرفیت حافظه فعال بیشتر باشد درک مطلب آزمودنی نیز بالاتر و هر چه ظرفیت حافظه فعال فرد پایین‌تر باشد نمره‌ی درک مطلب او هم پایین‌تر است (بدلی، 2004؛ کرمی نوری، 1383).
شواهد متعددی نشان می‌دهد که ظرفیت مؤثر حافظه فعال در میان افراد مختلف متفاوت است و این تفاوت بر گستره‌ی وسیعی از تکالیف شناختی (پردازش کنترل‌شده مستلزم توجه، پردازش و دست‌کاری اطلاعات در مقابل پردازش خودکار) مانند حل مسئله، یادگیری مطالب جدید، استدلال و درک مطلب اثر می‌گذارد (هاتون و تاوس، 2001؛ هارمان ، داویلار و یوشر ، 2003، بارت، تاگاد و انگل ، 2004؛ آنزورث و انگل، 2005).
عملکرد حافظه فعال مانند کل سیستم حافظه با سن مرتبط است (چری و همکاران، 2007). سالمندان با آهستگی بیشتری به محرک‌ها پاسخ می‌دهند و اگر تکلیف از پیچیدگی بیشتری برخوردار شود در مقایسه با جوانان خطاهای بیشتری مرتکب می‌شوند. سالت هاوس (1992؛ به نقل از چری و همکاران، 2007). اثر سالمندی را در تکالیف حافظه فعال بررسی نموده و به این نتیجه رسید که تکالیف زبانی و محاسبات ریاضی در سالمندان نسبت به جوانان با دشواری‌هایی روبه‌روست. برخی مطالعات نشان داده است که بیشترین آسیب حافظه فعال در سالمندان متوجه صفحه بینایی-فضایی است (کرمی نوری، 1383). پژوهش چری و همکاران (2007) نیز نشان داد که جوانان در تکالیف حافظه فعال عملکرد بهتری نسبت به افراد مسن‌تر دارند. جنسیت هم از متغیرهای موردبررسی در ظرفیت حافظه فعال است. نتیجه دو پژوهش یافت شده در این زمینه (چری،کافمن ، 2007) حاکی از این است که تفاوتی بین مردان و زنان در ظرفیت حافظه فعال وجود ندارد.
2-10- اثر اختلال استرس پس از سانحه بر حافظه فعال
در رابطه با اثرات PTSD بر حافظه نیز مطالعاتی انجام پذیرفته است ازجمله آنکه کانستنس و همکاران (2008) مطرح کردند که در اختلال استرس پس از سانحه کارکرد طبیعی حافظه دچار مشکل می‌شود و اطلاعات همراه با خطا پردازش و بازیابی می‌شوند. مرادی و همکاران (1389) در بررسی خود در رابطه با عملکرد حافظه در افراد بازمانده از جنگ مبتلا به PTSD نشان دادند که مبتلایان به این اختلال علاوه برداشتن مشکلات در بخش‌های مختلف حافظه مانند حافظه شرح‌حال، حافظه مربوط به آینده، حافظه کاری در حافظه کلی نیز از نقص برخوردار هستند.
داگلیش و اسویزر (2011) در بررسی ظرفیت حافظه کاری هیجانی در PTSD تکلیفی را در اختیار آزمودنی‌ها قراردادند بر این اساس که آزمودنی وظیفه داشت طی فواصل زمانی کوتاه لغات خنثی را به یاد بیاورند درحالی‌که هم‌زمان به پردازش جملاتی می‌پردازد که افکار منفی مربوط به تروما را توصیف می‌کنند. آن‌ها دریافتند که توانایی یادآوری فهرست‌های واژه در متن جملات تروما، نسبت به جملات خنثی به‌طورکلی در مبتلایان به PTSD در مقایسه با گروه کنترل ضعیف‌تر بود.
گالایر و همکاران (2003) در بررسی اثر اطلاعات مرتبط با تروما بر عملکرد حافظه در افراد بازمانده از هولوکاست نتایجی مبنی بر این موضوع به دست آوردند که افراد مبتلا به PTSD عمدتاً ارتباط تازه‌ای را با محرک‌های وابسته به تروما در مقایسه با محرک‌های خنثی شکل می‌دهند و این می‌تواند توجیهی برای دوام علائم آنان سال‌ها پس از رویداد و علائم سرزده در آنان باشد. این تسهیل‌سازی مرتبط با تروما در حافظه آشکار، همراه با ضعف در حافظه آشکار ممکن است به توضیح ماهیت دوجانبه اختلال حافظه PTSD کمک کند. بروین و بتون مشکلات حافظه این افراد را به علت داشتن افکار ناخواسته می‌دانند. این افکار منجر به محدود شدن ظرفیت حافظه فعال آنان می‌شود، بنابراین اطلاعات به‌صورت نامناسب به حافظه بلندمدت انتقال‌یافته و به‌درستی تحکیم نمی‌شود که بازیابی اطلاعات را با مشکل روبه‌رو می‌کند.
مورس و همکاران (2008) کارکرد قشری افراد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه در طول به‌روزرسانی حافظه کاری را بررسی کردند. با استفاده از روش PET اختلالاتی را در ناحیه مغزی نیمکره چپ یافتند. نتایج نشان داد افراد بیمار در فعالیت افتراقی در طول به‌روزرسانی حافظه فعال موفق نبودند و در عوض به نظر می‌رسد که به‌کارگیری نابهنجار نواحی شبکه به‌روزرسانی را در مدت نگه‌داری حافظه فعال را نشان می‌دهند. این نواحی شامل قشر پره فرونتال پشتی جانبی به سمت جلو مغز و لوب آهیانه‌ای تحتانی است. این یافته‌ها بیان می‌کند به‌کارگیری جبرانی شبکه‌ها در PTSD معمولاً تنها در طول روز رسانی حافظه فعال ایجاد می‌شود و ممکن است دشواری مبتلایان به PTSD را در درگیر شدن با محیط در حال تغییر مداوم منعکس کند.
علاوه بر تجدید سرزده خاطرات تجارب تروماتیک، مبتلایان به PTSD اغلب درباره مشکلات در تمرکز و یادآوی در زندگی روزانه شکایت می‌کنند. هرچند برخی از مواقع نتایج متناقض بوده‌اند، به نظر می‌رسد که بسیاری از مبتلایان به این اختلال نقایص آشکاری را در حافظه و یادگیری، بخصوص در محتوای کلامی ظاهر می‌سازند (32). در یکی از بررسی‌ها با روش‌شناسی صحیح، سربازان جنگ مبتلا به PTSD، نسبت به سربازان سالم، نقایصی را در آزمونه‌ای نگهداری توجه، حافظه کاری، یادگیری اولیه و تداخل پس‌کنشی نشان دادند (33). اشکال در نادیده گرفتن اطلاعات نامربوط همبستگی مثبتی با شدت خودگزارش‌شده از تجدید خاطرات جنگ به‌صورت سرزده داشت.
افراد مبتلا به PTSD اغلب مشکلاتی در بیاد خاطر سپردن اطلاعات روزمره که مرتبط با دوره‌ی ترومای خود دارند. به‌علاوه، مطالعات تصویربرداری ساختاری و کارکردی مغز نابهنجاری‌هایی را در مغز افراد مبتلا که در ارتباط با حافظه اهمیت دارند یافته است.
تصویربرداری‌های کارکردی اخیراً شماری از نابهنجاری‌های لوب فرونتال را در مبتلایان به PTSD آشکار ساخته‌اند. نابهنجاری‌ها در نواحی گوناگونی از لوب فرونتال گزارش‌شده‌اند شامل کورتکس اوربیتوفرونتال (شین و همکاران، 1999)، قشر کمربندی پیشین (همان، 1999)، کورتکس پره فرونتال میانی (لانیوز و همکاران، 2001) و کورتکس پره فرونتال پشتی جانبی (اساچ و همکاران، 2001).
اختلال لوب فرونتال با شماری از نقایص شناختی در توجه، حافظه کاری، برنامه‌ریزی و سازمان‌دهی، حل مسئله، تداوم پاسخ، اختلال رفتاری و اختلال در حافظه مرتبط شده است. همه این کارکردها را می‌توان به‌عنوان عملکردهای درگیر در یک سیستم اجرایی دانست، بااین‌وجود (مایرز ،1988) اثرات بر حافظه ممکن است به دو دلیل رخ دهد، به خاطر اختلال در پردازش‌های توجه و حافظه کاری و به خاطر اینکه بدعملکردی لوب فرونتال، سازمان استراتژیک فرایندهای شناختی را مختل می‌کند.
بنابراین، یا اطلاعات در حافظه کدگذاری نمی‌شوند یا به‌صورت ضعیف رمزگردانی می‌شوند. انتظار می‌رود که اختلال در کارکرد لوب فرونتال بر آن دسته از تکالیف حافظه که تا حد زیادی متکی به این راهبردها هستند، تأثیر بگذارد.
بسیاری از مطالعات بررسی‌کننده حجم هیپوکامپ در PTSD آزمون‌های حافظه را شامل می‌شوند. نتایج مطالعات اولیه نشان می‌دهد که آسیب‌های هیپوکامپ منجر به نقص حافظه کلی می‌شود که تمامی جنبه‌های حافظه را شامل می‌شود.
شواهدی از کاهش حجم هیپوکامپ در PTSD نیز در مطالعاتی ازجمله (برم نر و همکاران، 1995)، به‌دست‌آمده است که کاهشی با معناداری اندک در حجم هیپوکامپ در جانبازان جنگ ویتنام در مقایسه با شرکت‌کنندگان سالم یافتند. در این مطالعه هیچ تفاوت معناداری در حجم هیپوکامپ چپ یافت نشد، هسته دم‌دار و یا کل لوب تمپورال یادآوری می‌کند که کاهش حجم درنتیجه آتروفی تعمیم‌یافته نمی‌باشد. این نتیجه تا حدی در مطالعه دوم برم نر و همکاران (1997) نیز تکرار شد؛ که کاهشی را در حجم هیپوکامپ چپ در گروهی از بزرگسالان دارای سابقه سوءاستفاده جنسی نشان داد. بااین‌حال در مطالعات استین و همکاران (2002) و اسشاف و همکاران (1997) این نتایج به دست نیامد.
اختلال استرس پس از سانحه در شکل مزمن آن با شماری از اختلالات عصبی شناختی شامل محرک‌های خنثی ازلحاظ هیجانی در ارتباط است. در مطالعه لاگارد و همکاران (2010)، عملکرد عصبی شناختی در 21 نفر از افراد مواجه شده با تروما و مبتلا به PTSD حاد و 16 فرد بدون ابتلا و نیز 17 نفر از افرادی که هرگز با تروما مواجه نشده بودند ارزیابی شد.
شماری از نقایص در حوزه‌ی شناختی حافظه، منابع توجه در سطح بالا، کارکردهای اجرایی و حافظه کاری تنها در گروه مبتلایان به PTSD حاد و نه در میان سایر گروه‌ها یافت شدند. یافته‌هایی که اشاره به‌احتمال آشفتگی در سیستم پیشانی-گیجگاهی در افراد مبتلا به PTSD حاد دارند، به‌ویژه به مدیریت بالینی اولیه این اختلال مربوط می‌شوند.
مطالعه جانسن و همکاران (2008) بر تغییرات یادگیری و حافظه کلامی در پناهندگان مبتلا به PTSD متمرکز است و اینکه آیا این تغییرات در ارتباط با توجه، اکتساب، ذخیره‌سازی و یا بازسازی هستند. بیست و یک پناهنده مواجه شده با جنگ و خشونت سیاسی مبتلا به PTSD با 21 نفر در گروه کنترل مقایسه شدند. هیچ تفاوتی در فراخنای توجه یافت نشد، اما آزمون حافظه کلامی، یادگیری کارآمد کمتر را در گروه PTSD نشان داد. تفاوت‌های گروه را می‌توان با کمک بهره‌وری یادگیری توضیح داد. هیچ تفاوتی در حافظه بازشناسی دیده نشد. این نتایج نشان می‌دهند که تغییرات حافظه در PTSD با اکتساب و رمز‌گردانی با بهره‌وری کمتر مواد حافظه دیده می‌شود و نه اختلال در فراخنای توجه و یا اختلال در بازیابی اطلاعات. کنترل علائم خاصی از PTSD و واکنش‌های افسردگی نشان داد که خرده مقیاس‌های نفوذی و واکنش‌های افسردگی مهم‌ترین علائم در فهم تغییرات حافظه در PTSD هستند.
2-11- افسردگی و حافظه فعال
در مطالعه‌ی هورن و همکاران (1997) به‌منظور بررسی میزان اختلال حافظه و نقش تشخیصی آن، نوجوانان افسرده اساسی و اختلال سلوک و نوجوانان دارای هردوی این اختلالات آزمون یادگیری کلامی کالیفرنیا را انجام دادند و بر اساس نرم‌های آزمون با یکدیگر مقایسه شدند. نتایج نشانگر آن بود که نوجوانان افسرده عملکردی زیر استاندارد در تمام جنبه‌های CVLT داشتند؛ اما نیمرخ خاصی از اختلالات حافظه که متفاوت از دو گروه مورد مقایسه باشد ندارند. در مقایسه با هنجارهای بزرگسالان مبتلا به افسردگی اساسی، دختران نوجوان در تمام مقیاس‌ها عملکرد پایین‌تری داشتند، اما پسران متفاوت از بزرگسالان افسرده نبودند. افسردگی در نوجوانان با اختلال حافظه آشکاری همراه نبود اما در دختران افسرده نقایص می‌توانند شدیدتر از بزرگسالان افسرده باشند.
گونترا و همکاران (2004) باهدف مطالعه عملکرد پایه در تکالیف توجه و حافظه در کودکان و نوجوانان درمان شده مبتلا به اضطراب و افسردگی و افراد سالمی تحت شرایط عاری از مصرف دارو ارزیابی را انجام دادند که در آن عملکرد عصبی شناختی پایه در تکالیف توجه و حافظه کلامی در کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلالات هیجانی بین سنین 6 تا 17 سال ارزیابی شد. 34 کودک مبتلا به اختلال اضطرابی، 31 کودک افسرده و 33 فرد در گروه کنترل به‌وسیله‌ی یک آزمون عصب روان‌شناختی گسترده ارزیابی شدند. در این مطالعه تأثیر معنادار تشخیص در مورد حافظه کلامی و نه توجه یافت شد. این مطالعه شواهدی برای عملکرد دست‌نخورده توجه در هر دو گروه بیمار و اختلال در عملکرد حافظه در کودکان مضطرب و افسرده فراهم آورد. به نظر می‌رسد اختلال حافظه به‌ویژه با افسردگی کودکی ارتباط دارد؛ اما این مطالعه با محدودیت‌هایی ازجمله دامنه سنی وسیع و گنجاندن تشخیص‌های مختلف در گروه بود که منجر به ناهمگنی آن می‌شد.
جم لدین و همکاران (2009) در پژوهشی باهدف بررسی عملکرد حافظه کلامی در کودکان و نوجوانان مبتلا به افسردگی درمان شده و نوجوانان سالم دو تکلیف شناختی مختلف آزمون فراخنای ارقام و سیالی کلامی و واج‌شناختی نیز برای ارزیابی حافظه کاری و معنایی را مورداستفاده قراردادند. در این مطالعه تأثیر



Copyright 2017. All rights reserved.

Posted می 3, 2018 by 92 in category "مقالات و پایان نامه ها