اکتبر 10

تاثیر آموزش کنترل پرخاشگری والدین بر کاهش علائم نافرمانی در کودکان مبتلا به نافرمانی مقابله ای

  • درمان رفتاری شناختی

روش تفکر فرد درباره زندگی خود تاثیر عمیق و فراگیری بر روی نوع رفتار و احساس او دارد. شناخت شامل تفکرات فرد از جمله باورها، فرضیات، انتظارات، اسسنادها و نگرش های اوست. بنابراین روش های رفتاری- شناختی سعی می کنند شناخت فرد را در حوزه گسترده ای از اختلالات و مشکلات روانشناختی و رفتاری تغییر دهد(کلارک و فربورن، 1380 ترجمه کاویانی).

  • مشاوره گروهی

مشاوره گروهی یک فرایند انسانی پویا است که در آن تکنیک های مشاوره به کار گرفته می شود. اعضای گروه همراه با مشاور فعالانه به بررسی مشکلات و احساسات خود درباره آن می پردازند. هدف از این کوشش، تفسیر نگرش ها و ارزش هاست به گونه های که بهتر قادر به مقابله با مسائل و موقعیت های تربیتی و تکاملی گردند(نوابی نژاد، 1370).

  • آموزش والدین

آموزش والدین[1] در دهه های 60 و 70 شروع به پیشرفت کرد. تحلیل های رفتاری انجام شده، تا به طور اخص تاریخچه برنامه های آموزش والدین را مورد بررسی قرار دهد. از سال 1995 بیش از 400 نشریه بر تحقیق تجربی در مورد آموزش والدین وجود دارد. کازدین(1990) در مروری که بر تحقیقات انجام شده در 20 سال گذشته داشته ، دریافت که حداقل 95 درصد از تحقیقات تجربی بر تجارب رفتاری مبتنی است(ایواتا[2]، 2002). از بین مداخله های روانی- اجتماعی برای کودکان با مشکلات رفتاری، آموزش والدین بیشترین تحقیق و حمایت تجربی در مورد اثر بخشی را داشته است (ولمر[3]، 2002). تحقیقات اخیر نشان داده اند که آموزش والدین یک مداخله بسیار مناسب برای اختلالات رفتاری با منشأ بیرونی مانند اختلال نافرمانی مقابله ای است (بارکلی 1997، فوت[4]، ایبرگ 1998، آلجینا[5] 1998، دوماس 1996، وبستر- استراتون 1997 به نقل از ولمر، 2002). تعدادی از مطالعات استفاده از آموزش والدین را به عنوان مداخله برای مشکلات رفتاری کودکان در سنین متفاوت حمایت کرده اند. در صورتیکه آموزش والدین براساس اصول علمی، برنامه ریزی شود قطعاً تاثیر چشمگیری در پیشگیری از مشکلات رفتاری خواهد داشت. به نظر می رسد هرچه آموزش والدین زودتر آغاز شود احتمال موفقیت آن بیشتر خواهد بود. آموزش والدین را باید زمانی آغاز کرد که شخصیت کودکان هنوز کاملاً شکل نگرفته است و امکان اصلاح الگوهای رفتاری والدین وکودکان بیشتر است. در برنامه های آموزش والدین از روش های مختلف جهت کنترل وابستگی، به کارگیری مهارت های حل اختلاف  و برقراری تعامل بهتر با کودک به والدین آموزش داده می شود. (گاستس[6]، 2006)در خانواده هایی که کودکان با اختلالات رفتاری از جمله اختلال نافرمانی دیده می شوند، رفتار منفی پیامد مثبت و رفتار اجتماع پسند تنبیه در پی دراد(پترسون 1997 به نقل از بار کالو[7]، 2007) پترسون و فلاشیمن[8] (1979 به نقل از باری، 2001) این فرضیه را مطرح کرده اند که اختلال در تعاملات اجتماعی اعضای خانواده، احساس ناکامی، عصبانیت و درماندگی را القاء می کند. پس برنامه های آموزش والدین بر ابداع روشهایی برای کاهش درگیریی ها و نزاع بین اعضای خانواده، افزایش تعاملات مثبت و کاهش شدت تنبیه والدین تاکید دارد. هادسون و بلین[9] (1985) هشت مادر و کودک را در محیط درمانگاه و هشت مادر و کودک را در محیطی خارج از درمانگاه مورد مشاهده قرار دادند، مشاهدات آنها نشان داد عناصر غیر کلامی مانند فاصله مادر از کودک، موقعیت بدن مادر نسبت به کودک ، تماس چشمی مادر و کودک، لحن مادر، موضع گیری مادر نسبت به اهداف مندرج در دستور العمل ها با میزان فرمانبرداری کودکان ارتباط داشته است(پتی و میک، 2008).

آموزش والدین علاوه بر بهبود مهارت های تربیتی والدین و کاهش رفتارهای منفی کودک، ممکن است به تغییرات مثبت در عملکرد خانواده منجر شود (مایر، 2006) تعداد زیادی از تحقیقات استفاده از آموزش والدین را برای خانواده های کودکان سنین پیش دبستانی که به اختلالات رفتاری مبتلا هستند حمایت کرده اند(بارکلی، 1997 و باری، 2001).

مرور تاریخچه نشان می دهد که آموزش والدین برای کودکان با مشکلات اجتماعی منجر به افزایش سطوح مهرت والدین، روش های انضباطی مثبت و کاهش قابل ملاحضه مشکلات اجتماعی کودکان شده است. علاوه بر این کاهش نزاع بین والدین، بهبود سطوح ناشایستگی و کاهش اضطراب  و افسردگی والدین را می توان جزء اثرات آموزش والدین برشمر(مایر، 2006).

کازدین (1995 به نقل از فابیانو و پلهام و آرنولد[10]، 2006) اشاره کرده است که آموزش والدین احتمالاً بهترین درمان برای اختلالات رفتاری است. در ده سال اخیر بررسی های زیادی در مورد امکان استفاده از والدین و اثربخشی آموزش به آنان در درمان اختلالات رفتاری انجام شده است. مرورهای صورت گرفته (هربرت 1994، دوماس 1989، مورلند و همکاران 1982 به نقل از ایواتا، 2002) نشان داده اند که آموزش والدین مداخله ای موثر برای درمان اختلالات رفتاری می تواند باشد. پترسون (1989) مطرح کرده است که درمان پسران پیش از رسیدن به نوجوانی نسبت به پسران نوجوان اثر بخشی بیشتری دارد و احتمالاً موفقیت آمیزترین مداخله درمانی برای کودکان دارای علائم اختلال نافرمانی، آموزش والدین است(آگدن وهاگ، 2008). در صورتیکه آموزش والدین براساس اصول علمی برنامه ریزی شود قطعاً تاثیر چشم گیری در پیشگیری از مشکلات رفتاری خواهد داشت.

بررسی تاثیر آموزش کنترل پرخاشگری والدین بر کاهش علائم نافرمانی در کودکان مبتلا به نافرمانی مقابله ای

2-3 بخش دوم: آموزش والدین

2-3-1 توضیح برنامه آموزش والدین

آموزش والدین براساس تئوری یادگیری اجتماعی و روش های شرطی سازی شامل کاربد نتیجه به دنبال یک رفتار است که احتما آنکه رفتار تکرار شود را کاهش یا افزایش می دهد. آموزش بر این نظر کلی استوار است که رفتار منفی به طور غیر  عمد ایجاد می شود و از طریق تعاملات غیر انطباقی والدین در خانه استمرار می یابد. درواقع والدین نوجوان نافرمان از روش های انضباطی متعددی استفاده می کنند که رفتار پرخاشگرانه را افزایش می دهد و بروز رفتار جامعه پسند را مانع می شود. این روشها تقویت رفتار پرخاشگرانه، استفاده مکرر از دستورات و عدم تقویت رفتارهای جامعه پسند را در بر میگیرد. آموزش والدین، الگوهای تعاملی بین والدین و کودک را تغییر می دهد به طوری که رفتارهای مثبت کودک افزایش یابد (بارکلی، 1997 نقل از باری، 2001)

[1]- Parent Trianing- PT

[2]- Iwata

[3]- Wolmer

[4]- Food

[5]- Algina

[6]- Gustis

[7]- Barcalow

[8]- Patersoon & Flayeshman

[9]- Hadson & Blean

[10]- Fbiano‚ Pelham & Arnold



Copyright 2017. All rights reserved.

Posted اکتبر 10, 2018 by 92 in category "مقاله