دسامبر 23

دانلود پایان نامه با موضوع اتحاد اسلام، جهان اسلام، امام خمینی (ره)، امام خمینی

بحث امت سازي لازم ديده شد که به بررسي يک نمونه عملي از زندگي شخصيتي که عمر خود را مصروف تحقق آرمان اتحاد اسلامي نمود، پرداخته شود .
به خاطر تقدم و تأخر اندیشههای سید جمال و امام خمینی (ره) در زمینه مباحث مربوط به امت، در این فصل به اندیشههای این دو اندیشمند در باب مفهوم «امت» پرداخته خواهد شد.

4-7- سيد جمال الدين اسد آبادي و اتحاد اسلامي
سيد جمال الدين اسدآبادي شخصيتي که در سال 1839ديده به جهان گشود و در نهم مارس سال 1897شمع وجودش به خاموشي گراييد را مي توان به اتفاق مخالفان وموافقان ، منادي اتحاد اسلامي يا « پان اسلاميسم» دانست . بيشتر علما و دانشمندان او را سلسله جنبان اين حرکت در سده هاي اخير مي دانند . او زندگيش را صرف اتحاد اسلامي ، و مقابله با نظام هاي استعماري غربي نمود . سيد جمال را اهل تحقيق ، « مصلح عالم اسلام » خوانده اند . او مسأله اي را مطرح کرد و آن اين بود که هر روز ملت هاي مسلمان بخواهند از اين بدبختي و استعمار زدگي رهايي يابند ، جز اتحاد اسلامي را ديگري نيست. .
سيد جمال الدين تحولات آينده را پيش بيني مي نمود و مي گفت « به زودي حدود جغرافيايي سياسي دگرگون مي شود و تحول بزرگي در خط مشي هاي جهاني به وجود مي آيد و روابط بين المللي برهم مي خورد.» ( عروة الوثقي ، 1360: 248). تلاش هاي او نه در يک جامعه معين تا بدان حد دوام يافت که ثمر دهد ، و نه در جميع ممالک اسلامي تا به آن درجه گسترش وعمق پيدا کرد که تحقق آرمان بلند « اتحاد اسلام » را نزديک سازد ( خسرو شاهي ، 1353: 165) .
خطوط کلي انديشه سيد جمال عبارت است از :
الف) اجمال و تنوع : پرداختن به مباحث متنوع و متفاوت به صورت مجمل و گذرا
ب ) رويکرد ارزشي – ايدئولوژيک : برخاسته از اهداف سياسي و اصلاحي او
ج) جنبه خطابي ژورناليستي : ناشي از ماهيت قالب هاي انتخابي ( مانند ايراد خطابه يا نگارش مقاله و…) براي انتقال پيام
د) وجود برخي ناهمساني ها : برخاسته از تفاوت زمان ومکان و قالب و مخاطب پيام ( در زمان هاي مختلف و در جوامع گوناگون ، به شيوه هاي متفاوت و براي مخاطبان متعدد سخن گفتن ) ( اسماعيل نيا ، 1383: 157) .
سيد جمال به دنبال آشتي ميان گرايش دوگانه بازگشت به اسلام اوليه و سيره سلف و کساني که راه چاره را در رو کردن به غرب و انديشه هاي جديد مي دانستند ، بود و بهره گيري از آراء نوين در جهت احياي انديشه اسلامي و نيل به اتحاد اسلامي و بهبود دنياي مسلمين بود.
هدف او در راستاي مبارزات سياسي و به منظور تغيير نظام هاي حاکم بوده است ، به عبارتي مبارزه سياسي را بر فعاليت هاي فکري و فرهنگي تقدم مي داد و براي اصلاح انديشه و ذهنيت مسلمانان سه اولويت داشت :
– نفي جهل وخرافات
– گسترش علوم وفنون جديد
احياي تفکر ديني (صاحبی ، 1367: 203) . سيد جمال اصلاح انديشه ديني را لازمه تجديد حيات جهان اسلام مي ديد . از طرفي سيد از احياي تفکر ديني سه هدف را دنبال مي کرد :
1. ايجاد سازگاري ميان اسلام ومقتضيات عصر جديد
2. تفسير مجدد مفاهيم اسلامي (عقايد نادرست باعث رکود وبي عملي مسلمانان شده بود )
3. استنتاج احکام فراموش شده ( استخراج آن دسته از مفاهيم فراموش شده که باعث خيزش مسلمانان مي شد ، مفاهيمي مانند : تعصب ديني و احکامي مثل جهاد ) ( اسماعيل نيا ، 1383: 176) .
اصلاح انديشه ديني براي او هرگز همانند پروتستانيسم مسيحي نبود ، زيرا او به دنبال تدوين دوباره اصول عقايد نبود بلکه دعوت کننده اي بود براي بازگشت به اسلام ( فراستخواه ، 1374: 174) . و همينطورمسلمانان مسئول تجديد حيات اسلام هستند و بايد با قيام خويش از بند ظلم وذلت رهايي يابند . زيرا در دنيا دو کلمه است که با هم نمي سازند : اسلام و ذلت . مسلمان نمي تواند ذليل باشد زيرا خداوند مي فرمايد : « والله العزة و لرسوله و للمؤمنين » ( خسروشاهي ، 1353 : 212) . وي براي تحقق اين آرمان بيش از هر چيز به اتحاد اسلامي مي انديشد و آن را مهمترين منبع قدرت مسلمانان براي قيامشان مي دانست .
از نگاه سيد جمال « وحدت خاستگاه قدرت است» ( سمندر ، 1360: 140). او براي تحقق وحدت در جوامع مختلف و به بيان هاي گوناگون مسلمانان را به ترک اختلافات و ضرورت وحدت و اتحاد ( عليه استعمار ) فرا مي خواند . وي تلاش داشت تا زمينه هاي وحدت آفرين را در حيات مادي و معنوي مسلمانان جستجو کند و با يادآوري آنها ( اموري مانند مجد وعظمت گذشته مسلمانان، وسعت ممالک اسلامي ، توان بالقوه مسلمانان ، اشتراکات فکري – عقيدتي …) گرايش به اتحاد را در ميان آنان تقويت کند .
تلاش هاي سيد جمال و آراء روشنگرانه او ، الهام بخش بسياري از حرکت هاي فکري وسياسي در جهان اسلام شد . شايان ذکر است که در آرمان اتحاد اسلام نوعي ناسازگاري به چشم مي خورد . زيرا براي سيد جمال ، از سويي کل جهان اسلام به منزله يک واحد يکپارچه ( وطن مسلمين ) در برابراستعمار مطرح بود ، به همين خاطر مسلمانان کشورهاي مختلف را به وحدت واتحاد فرا مي خواند. ولي از سويي ديگر براي واداشتن مسلمانان جوامع مختلف به قيام عليه استعمارگران وي ناچار بود که بر بنيادهاي ملي همان قوم وجامعه تأکيد کرده و مروج نوعي ناسيوناليسم ( غير ديني ) شود (اسعدي ، 1357: 59-54) . به همين خاطر است که گفته مي شود ، عليرغم تلاش هاي سيد جمال در اين راه و حتي ورود به بازي هاي سياسي به منظور تحقق اتحاد اسلامي ، وي در اواخر عمر به بزرگي ودير يابي اين هدف بيشتر توجه کرده و در مقابل به حرکت هاي ناسيوناليستي در جوامع مختلف با ديدي مثبت مي نگرد( اقدامي ، 1357: 63- 62) .
بعضي
از انديشمندان بر اين باورند که سيد جمال به عنوان يک مصلح«ساخت گراي اسلامي» است (قلي پور ، 1383: 354) . منظور از ساخت گراي اسلامي ، اقتباس چند عنصر از ويژگي هاي ساخت گرايي مکاتب عمده جامعه شناسي مي باشد . ساخت اجتماعي معرفي شده از سوي سيد جمال عبارت است از مجموعه عناصر به هم پيوسته در 5 سطح ايدئولوژيک ، اقتصادي ، سياسي، نظري و بيولوژيک 49که او در تلاش است در قالب دکترين اصلاح آن را ارائه دهد .
در جداول زير ساخت اجتماعي معرفي شده از سوي سيد جمال در قالب جدول معرفي خواهد شد .

جدول4-1ساخت اجتماعي سيد جمال الدين اسدآبادي
سطوح ساختي
مؤلفه
عناصر ساختي
ايدئولوژيک
بازگشت به اصول
قرآن باوري ، بدعت ستيزي، ظلم ستيزي
اقتصادي
معيشت
آباداني دنياي مسلمانان ، استفاده از ابزار فني جديد ، نوخواهي
سياسي
دولت عدل
آزاد انديشي ، حاکميت عالم علوم ديني ، حاکميت قانون
نظري
وحدت
همگرايي اسلامي ، علم اندوزي ، عقلانيت
بيولوژيک
اعتدال
اميال متعادل انساني
منبع:(قلي پور،1383: 354)

جدول 4-2 عوامل مخرب وحدت ساختي
سطوح ساختي
عوامل
ايدئولوژيک
ناتوراليسم ، بابيگري ،بدعت ، ظلم ، از خود بيگانگي ، عدم قرآن باوري
اقتصادي
درويش مآبي ، تجدد طلبي وابسته ، تعدي به حقوق ملت د قالب بستن قراردادهاي ننگين
سياسي
استبداد داخلي ، استعمار خارجي ، رسوم واوامر به جاي قانون ، عدم آزادي مطبوعات
نظري
تفرقه و تشتت آراء ميان فرق اسلامي ، عدم واقع بيني علمي ، بحران عقلانيت
بيولوژيک
اميال نامتعادل انساني
منبع:(قلي پور ،1383: 360)

جدول 4-3دکترين اصلاح سيد جمال الدين ا سد آبادي
استراتژي
نظريه وحدت اسلامي
تاکتيک ها
مسافرت هاي دائمي، دولت گرايي در جوامع اهل تسنن ، مردم گرايي در جوامع شيعي ، استفاده از نام افغاني به عنوان پوشش پيوستن به لژ فراماسونري ، ديدار با عالمان غربي ، عملگرايي ، انقلابي گري
منبع:(قليپور،1383: 363)

سيد جمال تأکيد بر همگرايي اسلامي داشت . تأسيس کنگره اسلامي از سوي وي از جمله اقدامات مؤثر او در رابطه با اين موضوع بوده است . منظور از همگرايي اسلامي اتفاق نظر پيرامون مشروعيت سياسي نظام اسلامي از يک سو واتحاد پيرامون کليات اصول دين و پذيرش آن از سوي فرق اسلامي از سوي ديگر است . وي بيشتر از همه بر روي عناصر تعالي بخش و اتحاد آفرين در جامعه انگشت مي گذاشت ؛ صرف نظر از مطالب ونوشته هاي وي که مملو از آموزه هاي ديني وحدت بخش بوده است . مي توان در بعد نظري او را با مسامحه يکي از نظريه پردازان اسلامي در زمينه وحدت اسلامي در سده هاي اخير دانست . اين که مي گوييم مسامحه به اين خاطر است که سيد جمال تنها يک نظريه پرداز نبوده است . وي در اين باره مي گويد :
« پس قيام به وحدت نمايد تا سد راه اين سيل هاي تند وشتابان گردند، هر مسجد ومدرسه اي پايگاه نزول روح وحدت بوده ، هريک از اينها چونان حلقه اي در زنجيره يگانه اي گرديده باشند تا هرگاه يکي از جوانب اين زنجيره به جنبش در آمد ، طرف ديگر از آن منفعل ومضطرب گرديده ، ميان دانشمندان و خطيبان و پيشوايان و واعظان در تمام اطراف زمين ارتباط حاصل شود ( جمالي ، 1349: 141-140). البته مقصود و هدف سيد جمال الدين اين نبود که حکومت هاي اسلامي حکومت واحدي را تشکيل بدهند،بلکه بايد به اوضاع و احوال يکديگر آشنا شده و در کارها با هم همکاري نمايند(مدرسي چهاردهي، 310:1360) وي در جاي ديگر تصريح کرده است : « که سعي کنيد موانعي را که ميان الفت شما و ساير ملل واقع شده رفع نماييد …» ( جمالي ، 1349: 73) .

4-7-1- اتحاد دول اسلامي ، اتحاد ملل اسلامي در انديشه سيد جمال
بايستي گفت اتحاد اسلامي به عنوان استراتژي خاص سيد جمال داراي دو چهره مي باشد : يکي اتحاد ملل اسلامي و ديگري اتحاد دول اسلامي(منظور از دول اسلامي همان دستگاه حاکم بر مسلمانان مي باشد ) (توانا، 1388 :35) . سيد جمال اتحاد ميان امراي اسلامي را مورد نظر قرارداده و تنفر و اختلاف ميان آنان را عامل اضمحلال ملت ودولت آنان مي داند. وي در اين باره مي نويسد : « بيشتر اوقات تنفر ميان دو امير ، ملتي ر ا سرا پا به تباهي مي کشاند و هر يکي حريف خودرا ناتوان مي کند و همسايه اش را بر وي مي شوراند و باز يک آدم بيگانه در اين هر دو ، نيروي مضمحل شده و ضعف کشنده اي را مي بيند و از کشورهاي هر دو آنچه را که بخواهد ، بدون سپاه وسلاح مي گيرد .» ( اسد آبادي ، 1355: 66) . سيد جمال سر انجام به اين نتيجه مي رسد که سلاطين اسلامي در خدمت استعمار قرار دارند و بقاي خود را در انتساب به استعمار دنبال مي کنند و به همين منظور طرح اتحاد « ملل اسلامي» را دنبال مي کند .
سيد جمال به منظور ايجاد اتحاد اسلامي در ميان ملل مسلمان آنها( ملل اسلامي ) را مخاطب اصلي خود قرار مي دهد و مي گويد :
« اي ملت بيچاره اين زندگي شماست که آن را حفاظت کنيد و اين خونهاي شماست که آن را بيهوده نريزند و ارواح شماست که آن را هلاک نسازيد و سعادت شماست که تا پاي مرگ آن را به پول نفروشيد و اين هم پيوندهاي دين شماست که وسوسه ها شما را غره نکند و نيرنگ ها شما را نفريبد و مزخرفات باطل شما را به حيرت اندر نکند . پرده وهم را از باصره فهم دور کنيد و به پيوندهاي ديني چنگ بزنيد که همين علاقه ، عربي را با ترکي و فارسي را با هندي و مصري را با مغربي يکجا کرده و جاي علاقه نژادي را گرفته است تا مرحله اي که شخص از مصيبتي که برادر وي را از مصائب روزگار ميرسد ، متألم م
ي گردد . هر چندي که دور از آن و به اقصي مناطق جهان هم باشد » ( اسد آبادي ، 1355: 62) .
با تدقيق در آراء سيد جمال الدين اسد آبادي مشخص مي شود که وي فضيلت را اس واساس اتحاد و همبستگي افراد جامعه مي داند. « فضايل اساس وحدت ميان هيئت اجتماع و رابطه اتحاد » ميان افراد است ( اسد آبادي ، 1355: 76) . بنابراين سيد جمال اتحاد را در سطح اجتماعي يعني رابطه ميان افراد يا به عبارتي در عرصه مدني مطرح مي نمايد ، بر خلاف دوره اول که اتحاد در حوزه سياسي ، يعني دولتمردان مورد نظر بود . به اعتقاد وي نيروي ملت حاصل اجتماع و اتحاد افراد آن مي باشد که بدين وسيله ضمن احراز هويت خود قادر به دفاع از اين هويت در تقابل با بيگانگان مي گردد.
فضائلي که بنيان اتحاد اسلامي را مي سازند از نگاه سيد جمال عبارتند از : تعقل ، تدبير ، رهايي فکر از اوهام ، عفت ، سخاوت ، قناعت ، نرمي ، تمکين و تواضع ،



Copyright 2017. All rights reserved.

Posted دسامبر 23, 2018 by yazoa in category "پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید