دانلود پایان نامه با موضوع دولت مدرن، دولت – ملت

اسلام قويتر و گاه رنگ عربيت پرجلوهتر بوده است . مثلاً « رشيدرضا اعتبار فرهنگ عرب را از اسلام و البزاز اعتبار فرهنگ اسلامي را از عرب مي دانست » . . تأکيد اين نوع از ناسيوناليسم عمدتاً بر وحدت جهان عرب يا پان عربيسم بوده است و بدين ترتيب در اين انديشه نيز دستاورد « ناسيوناليسم فرهنگي » و مرزبندي هاي زباني و نژادي پررونق تر گشته است (ثقفي،1389: 115).
3. بالاخره نوع سومي که عمدتاً درميان متفکران مسلمان غير عرب پرورده شد بر خلوص کامل انديشه اسلامي و نوعي تجديد بناي اين انديشه ها تأکيد ورزيده و اساساً ا طرد کامل همه خصوصيات پديده ناسيوناليسم جديد ، خواستار وحدت کل امت اسلامي مرکب از همه اجزاي آن مي باشد ( ثقفي ، 1389 :115) . وضعيت عمومي در سرزمينهاي اسلامي از لحاظ سياسي واجتماعي در زمان امپراتوري عثماني ، وضعيتي مطلوب نبوده است، اما ورود ناسيوناليسم هم درماني بر اين نابه ساماني ها نبود، چرا که با ورود خود همان وحدتي که خود مانعي در مقابل دنياي استعمار بود از بين برد .

5-2-3- عنصر حاکميت
مبحث حاکميت در فصل سوم مطرح گرديد و ويژگي هاي آن مشخص شد ، اما اين مسئله که منشأ و مبدأ حاکميت در نظام دولت – ملت و نظام مبتني بر انديشههاي اسلامي چه تفاوتي دارد مورد بررسي قرار نگرفت .عدم توجه به همين تفاوتها موجب بحرانسازي(ازهمان آغاز ورود نظام دولت-ملت)در جوامع اسلامي گشت .
بنا به تعريف «بيلي» حاکميت تملک اقتداري است که در ابتدا در اختيار پادشاهان حاکم بود اما پس از معاهده وستفالي در 1648به دولتها انتقال يافت(هينس،1381: 388). در جوهره حاکميت سلطه وقدرت سياسي نهفته است که بر مبناي آن حاکم حق کاربرد مشروع قدرت را دارد وبه مدد آن قادر خواهد بود بر قدرتهاي ويرانگر فائق آيد و جامعه را وحدت وانسجام بخشد ( موسوي، 1386 :33). اما در اسلام، حاکميت از آن خداوند است و زمامداران مکلف به اجراي قوانين الهي هستند ؛ زيرا خداوند مالک حقيقي است : « لهُ ملک السماوات والأرض و الله علي کل شيءِِِقدير»55.پذيرش حاکميت الهي بدان معناست که حکومت تنها از جانب خداوند مشروعيت دارد و حاکميت غير الهي، نامشروع است .
در ساختار نظام امت حاکميت بر جهان هستي ، تنها از آن خداست . در واقع اراده الهي بر سراسر گيتي حاکم وادامه هستي به مدد و فيض او وابسته است . به بيان ديگر جهان و تمامي ارکان و عناصرش در يد قدرت لايزال الهي قرار دارد ، وهم اوست که انسان را بر سرنوشت خويش حاکم کرده و اداره جامعه بشري را به دست او سپرده است .به اين معنا که خداوند سبحان حاکميت خويش در تدبير جامعه را به انسان واگذار کرده است. در حقيقت ، حاکميت خدا بر روي زمين به دست رهبر برگزيده الهي صورت مي گيرد که خود او نيز ، از سوي امت به جايگاه ومنصب رهبري دست يافته است. در چنين نظامي عقلانيت، معنويت و عدالت ، جامعه را در مسير کمال تبديل ميکند(اديب ،1388: 183-182). بنابراين پذيرش هر نوع حاکميت به غير از حاکميت خداوند انحراف از مسير تشکيل امت اسلامي است . به همين منظور ميتوان گفت با ورود دولت مدرن به سرزمينهاي اسلامي جلوههاي آن يعني «ناسيوناليسم» و « حاکميت غير الهي» باعث ايجاد بحران در ميان مسلمانان شد ، چرا که کارويژههاي دولت مدرن آنگونه که در غرب اتفاق افتاده بود در اين جوامع پاسخگو نبود.

5-3-مرحله دوم- تشخيص درد
زماني که شرايطي نامنظم تشخيص داده شد ، منطق مشاهده حکم مي کند که زمينه بحران نيز بررسي گردد . در اين مرحله فوراً سوالي مطرح مي شود مبني بر اينکه اگر اوضاع نامرتب است دلايل آن چيست ؟

این نوشته در پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید