دسامبر 23

دانلود پایان نامه با موضوع سازمان ملل

آن برداشته شده بود ، شروع گرديد . طي اين مرحله منازعاتي بين المللي درباره شيوه هاي مختلف زيستن شکل گرفت و توجه دقيقي به مسائل انساني به دليل تجربه کوره هاي آدم سوزي و دو بمب اتمي فرو افتاده بر ژاپن ، متداول ومعمول شد و نقش سازمان ملل پي ريزي گشت .

2-8- 5- مرحله ترديد و بلاتکليفي
اين مرحله از دهه شصت آغاز و دستمايه بروز بحران ها و جهت گيري هايي در دهه نود گرديد . طي همين مدت، همگام با افزايش آگاهي جهاني که دهه شصت شکل گرفته بود جهان سوم نيز در جامعه جهاني پذيرفته شد . در اين برهه از زمان ، انسان توانست در کره ماه فرود آيد وجهان ، هم شاهد توسعه و تعميق ارزش هاي معنوي گرديد و هم نقطه پاياني را بر دوران جنگ سرد گذاشته از شيوع سلاح هاي کشتار جمعي جلوگيري کرد همچنين سازمان ها ، مؤسسه هاي بين المللي وتحرکات جهاني به گونه اي افزايش يافتند که در حال حاضر جامعه بشري با مشکل تعدد فرهنگ ها و چند گانگي نسل هاي يک جامعه واحد ، مواجه گرديده است . نيز مفاهيم و برداشت هاي موجود از افراد به دليل رواج تعبيرهايي از نوع و جنس پيچيدگي بيشتري يافت . در اين برهه تحرکي براي تحقق جامعه مدني صورت گرفت و نظام بين الملل تدوام افزونتري پيدا کرده ، دوران رواج نظام دوگانه ملي ، پايان يافت . در اين دوره جامعه مدني اهميت يافته اصل جهان ميهني چهره نمود وساختار تبليغات جهاني در آميختگي بيشتري يافت ( ياسين ، 1382 : 14-12).
بديهي است که اين نوع برنامه ريزي کلي به معني بي نيازي از تبيين تاريخي موضوع نيست . در عين حال مي توان پرسش هاي اساسي را در زمينه سرنوشت گرايش هاي بين المللي که در فاصله سالهاي ميان 1880 تا 1925 شکل گرفته بود ، مطرح ساخت و اظهار داشت که آيا روند مزبور ادامه خواهد يافت يا اين که دستخوش تغيير و دگرگوني خواهد شد ؟ گذشته از اين نکات ، موضوع پراهميت ديگري نيز همچنان به جاي خواهد ماند که آيا جوامع مختلف با روند رو به افزايش جهاني شدن روي موافق نشان خواهند داد يا نه ؟

2-9- آرا و انديشه هاي سه نسل نظريه پردازان جهاني شدن
در اين بخش تلاش شده با آوردن يک جدول به بررسي آرا و انديشه هاي سه نسل از نظريه پردازان جهاني شدن پرداخته شود و در توضيح اين جدول رئوس نظريات انديشمندان آن بيان گردد.

جدول شماره1-1جهاني شدن
دوره هاي تاريخي
نظريه پردازان
عقايد

نسل اول

سن سيمون
بر چيده شدن مرزهاي ملي آرزويش بود.دو نيرو يا عامل که از ديدگاه سن سيمون در فرايند جهاني شدن موثرند: 1.صنعتي شدن 2.علم الاجتماع

آگوست کنت
شکل گيري يک جامعه جهاني را در گرو پشت سر گذاشتن مراحل سه گانه مي دانست:1.مرحله خدا شناسي 2.مرحله مابعد الطبيعي 3.مرحله اثباتي

اميل دورکيم
:صنعتي شدن را موجب تضعيف تعهدات جمعي مي دانست که راه رابراي کاهش اهميت مرزها باز مي کند.

ماکس وبر
نوسازي،تجدد وگسترش عقلانيت را از عوامل اصلي جهاني شدن مي داند.

مارکس
ريشه هاي جهاني شدن را در ساختاراقتصادي نظام سرمايه داري و تجدد جستجو مي کند.
ننسل دوم
نظريه پردازان اجتماعي
پارسونز
اگر جوامع در مسير تحول مشترکي حرکت کنند در همديگر ادغام خواهند شد که به اين پروسه جهاني شدن مي گويند.

دانلوپ و هاربيسون

مي گويند همگوني فزاينده از منطق صنعتي شدن پيروي مي کند وکم کم سراسر جهان را فرا مي گيرد.

نيکلاس لوهمان
نوسازي را عامل اصلي جهاني شدن مي داند.

نظريه پردازان اقتصادي
لنين، سميرامين، اسکلير و والرشتاين

تحت تاثير آموزه هاي مارکس جهاني شدن را همان گسترش نظام اقتصادي-اجتماعي سرمايه داري به اقصي نقاط جهان مي دانند.

نظريه پردازان سياسي
گيلپين

عامل اصلي جهاني شدن را سياسي _نظامي مي دانست.

برتون

با طرح الگوي توپ بيليارد و تشبيه دولتها به توپ بيليارد به بررسي ميزان استقلال وپيوستگي دولتها(توپهاي بيليارد)مي پردازد.

روزنا
جهاني شدن را زمينه ساز شکل گيري سياست فرا بين المللي مي داند اما معتقد است هنوز دولت ملتها بازيگران اصلي صحنه هستند.

نظريه پرداز فرهنگي
مارشال مک لوهان
از نظر او رشد رسانه هاي الکترونيک به موازات ديگر جنبه هاي ارتباطي سبب شکل گيري شبکه ارتباطي جهاني شده است.
نسل سوم
ديويد هاروي وگيدنز
جهاني شدن را محصول بر هم خوردن نظم سنتي فضا و زمان مي داند.

رابرتسون
ويژگي اصلي جهاني شدن از نظر رابرتسون عنصر آگاهي است.
منبع:( نگارنده)
2-9-1- نسل اول
سن سيمون12 – برچيده شدن مرزهاي ملي آرزويش بود و معتقد بود به واسطه عملکرد نيروهاي جهاني ساز و همگوني آفرين حد ومرزهاي سياسي، فرهنگي بيش از پيش تضعيف شده و جامعه اي جهاني شکل خواهد گرفت.دو نيرو يا عامل که از ديدگاه سن سيمون در فرايند جهاني شدن موثرند:1.صنعتي شدن 2.علم الاجتماع بود.
آگوست کنت13 – شکل گيري يک جامعه جهاني را در گرو پشت سر گذاشتن مراحل سه گانه مي دانست که عبارتند از:
1- مرحله خدا شناسي،واحد اجتماعي خانواده است.
1- مرحله مابعدالطبيعي،واحد اجتماعي دولت است.
2- مرحله اثباتي،واحد اجتماعي بشريت است.
کنت بر اين باور بود که همه جوامع سرانجام از مرحله خداشناسي و مرحله مابعدالطبيعي عبور کرده،به مرحله اثباتي خواهند رسيد( گل محمدي،32:1381). دورکيم صنعتي شدن را موجب تضعيف تعهدات جمعي مي دانست که راه را براي کاهش کاهش اهميت
مرزها باز مي کند.(شهرام نيا،57:1386) . ماکس وبر نوسازي و تجدد وگسترش عقلانيت را از عوامل اصلي جهاني شدن مي داند(گل محمدي،33:1381) مارکس ريشه هاي جهاني شدن را در ساختاراقتصادي نظام سرمايه داري وتجدد جستجو مي کند.

2-9-2- نسل دوم
نظريه پردازان نسل دوم بر اساس اولويت دهي به هر يک از ابعاد جهاني شدن تقسيم بندي شده اند.(نظريه پردازان موضوعي)

2-9-2-1- نظريه هاي اجتماعي
در انديشه پارسونز14 جوامع در فرايند نوسازي همواره دگرگون مي شوند و انفکاک ساختاري آنها را فرا مي گيرد ولي اين دگرگوني منطقي ثابت دارد که همان قابليت انطباق با محيط است. بنا براين اگر جوامع در مسير تحول مشترکي حرکت کنند، در همديگر ادغام خواهند شد که به اين پروسه ،جهاني شدن مي گويند.(واترز،28:1379)
افرادي همچون کر، دانلوپ و هاربيسون، معتقدند همگوني فزاينده از منطق صنعتي شدن پيروي مي کند و کم کم سراسرجهان را فرا مي گيرد.(شهرام نيا،66:1386) نيکلاس لوهمان ، نوسازي را عامل جهاني شدن مي داند.

2-9-2-2- نظريه هاي اقتصادي
برخي انديشمندان تحت تاثير آموزه هاي مارکس، جهاني شدن را همان گسترش نظام اقتصادي- اجتماعي سرمايه داري به اقصي نقاط جهان مي دانند. نظريه پردازاني مانند لنين، سمير امين و اسکلير چنين ديد گاهي را عرضه کرده اند ولي والرشتاين برجسته ترين نماينده اين ديدگاه به شمار مي آيد.(گل محمدي،39:1381)

2-9-2-3- نظريه هاي سياسي
گيلپين15، روزنا ، برتون و بول جزء اين دسته هستند .گيلپين عامل اصلي جهاني شدن را سياسي- نظامي مي داند ، اگر چه نمود آن در حوزه اقتصاد است . برتون با طرح الگوي توپ بيليارد و تشبيه دولتها به توپ بيليارد در بازي بيليارد به بررسي ميزان استقلال و پيوستگي دولتها مي پردازد.روزنا جهاني شدن را زمينه ساز شکل گيري سياست فرا بين المللي مي داند اما معتقد است هنوز دولت ملتها بازيگران اصلي صحنه هستند.( شهرام نيا،
68:1386) اين گروه از انديشمندان به راحتي حاضر به پذيرش فروپاشي دولتها نيستند بلکه بر عکس جايگاه در خور توجهي نيز براي دولتها در اين پروسه قائل هستند.

2-9-2-4- نظريه هاي فرهنگي جهاني شدن
مک لوهان برجسته ترين نظريه پردازان اين دسته مي باشد.از نظر او رشد رسانه هاي الکترونيک به موازات ديگر جنبه هاي ارتباطي ،سبب شکل گيري شبکه ارتباطي جهاني شده است که موجب جهاني شدن فرهنگ مي شود. (شهرام نيا،68:1386).

2-9-3- نسل سوم
نظريات جديد جهاني شدن(نظريات ديويد هاروي،آنتوني گيدنز،رابرتسون ، ديويد هلد و مک گرو) هاروي و گيدنز جهاني شدن را محصول بر هم خوردن نظم سنتي فضا و زمان مي داند.ويژگي اصلي و ممتاز جهاني شدن از نظر رابرتسون عنصر آگاهي است.به نظر رابرتسون صرف وابستگي متقابل و در هم تنيدگي جهاني براي واقعيت يافتن جهاني شدن کا في نيست بلکه انسانها هم بايد از امر جهاني و تعلق به جهاني واحد آگاهي داشته باشند (گل محمدي،53:1381) .

2-10- جهاني شدن و همبستگي هاي ديني
تاريخ معاصر شاهد گسترش جوامع مذهبي فرامرزي بوده است . اين تجديد حيات مذهبي در بر گيرنده اسلام ، مسيحيت ، يهوديت ، آيين بودايي ، آيين هندو ، آيين سيک و اديان گوناگون به اصطلاح اعتقادهاي دوران جديد بوده است .
مرکز يک جامعه مذهبي ممکن است در يک مکان خاص قرار داشته باشد . به عنوان مثال معبد آيودهيا 16مرکز تجديد حيات آيين هندو در هندوستان است . با وجود اين برخي از جريانات تجديد حيات مذهبي معاصر ، به جاي تأکيد بر قلمرو مشترک و بر مليت ، به طور آشکار براي ايمان مشترک اولويت قائل شده اند . براي مثال انقلابي که در سال 1979درايران رخ داد، بازتاب هايي را در سراسر دنيا ايجاد کرد که از نظر سرعت و فاصله پيموده شده در هيچ کدام از جنبش هاي تجديد حيات اسلامي پيشين مشاهده نشده است (Esposito,1990).
تسريع جهاني شدن در دوران معاصر محرک قابل ملاحظه اي براي چنين پيوندهاي مذهبي فوق قلمروگرا ايجاد کرده است . هواپيماها ، پاپ ( رهبر کاتوليک هاي جهان ) را به همه جا مي برند و حاجي ها را از همه جاي دنيا به مکه انتقال مي دهند. در سال 1989رسانه هاي گروهي فرا جهاني و ناشران بلافاصله موضوع سلمان رشدي را به رويدادي جهاني تبديل مي کند . سازمان کنفرانس اسلامي که در اوايل دهه 1970 تأسيس شد در حکومت جهاني ايفاي نقش مي کند . مسلمانان صفحه هايي را در اينترنت به خود اختصاص داده اند ؛ و پايگاه واتيکان در کريسمس 1995بيش از 300هزار مراجع از 70 کشور جهان داشته است ( شولت ، 1386: 221). ريچارد فالک ،صاحب اثر پر بحث ” جهاني شدن و اديان توحيدي” معتقد است که اساساً دو نوع پاسخ و واکنش ديني ناهمگن به پديده جهاني شدن وجود داردکه با هم تفاوتهاي زيادي دارند. واکنش اول ذاتاً منفعل است و فقط ميخواهد هويت خود را حفظ کند و منابع جامعه را به سود بينوايان و فراموششدگان به کار گيرد.از اين منظر جهان به نحو خطرناک شکاف برداشته است تا روزگاري بيايد که تنها يک دين ويک ايمان حقيقي بر جهان حکم براند واين کثرت را به وحدت مبدل سازد . واکنش دوم اساساً صلحآميز است .اين نگرش دين را جنبهاي از يک جهاني شدن اخلاقاً کامياب تلقي ميکند که نتيجهاش فائق آمدن بر تفاوتهاست. خواه تفاوتهاي ديني يا قومي يا … .از اين منظر دين زيربناي يک رويکرد همدلانهتر را نسبت به برخي مسائل را فراهم ميکند. در اين ديدگاه نيز دين حاوي بنيانهاي يگانهاي است که به اتکاء آنها ميتوان سياره زمين را اداره کرد .سيارهي که بايد در آن از وقوع ويراني زيست محيطي جلوگيري کرد. نقطه قابل اشاره در بحث فالک توجه
وي به وجوه مشترک اديان در عصر جهاني شدن و نقش وتأثيري که ميتواند در اين حيطه زماني ايفا کند. چنانکه وي به صراحت بيان ميدارد،آينده جهاني شدن بسيار مبهم است. احتمالاً اين پديده در بخشهاي مختلف جهان سرنوشت ناهمگوني خواهد داشت .در مورد منافع ومضرات آن هم آراء مختلفي وجود دارد. نقش دين نيز به عنوان راهي براي مواجه با جهاني شدن در گستردهترين جلوههايش با صبغه انساني دادن به آن از طريق حمايت از يک اخلق جهاني ، احتمالاً همچنان مهم باقي خواهد ماند.تلاشهاي ديني نيز احتمالاً نقش مهمي در ايستادگي مقابل نتايج وپيامدهاي حاصل از جهاني شدن ايفا ميکند.در نتيجه اين امر،دين نيروهاي متفرق اجتماعي را جهت پيوستن به يکديگر و ايجد يک جامعه مدني وجهاني بر اساس حساسيتهاي اخلاقي ومعنوي مشترک تشويق ميکند(فالک،1381: 25). عدنان اصلان معتقد به سه تأثير مختلف جهاني شدن بر دين ميباشد. وي معتقد است که اولاً جهاني شدن سبب وقوع تغييراتي در درون يک دين شده است .در اين زمينه پاسخهاي اديان به اين پديده طبق خصوصيات آموزهي وکلامي متفاوت است.



Copyright 2017. All rights reserved.

Posted دسامبر 23, 2018 by yazoa in category "پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید