اکتبر 7

دانلود پایان نامه طراحی الگوی بازاریابی آموزش­ عالی

آموزش به عنوان وسیله ای نگریسته شده است که توسط آن دانش گذشته و حال به نسل های آتی از طریق دستورالعمل طراحی شده توسط مربیان منتقل می شود و دانش آموزان همواره باید قدردان این روند باشند. در این محیط، معلّم از تمام دانشی برخوردار است که دانش آموزان برای آماده شدن برای زندگی بعد از مدرسه به آن نیاز دارند. مؤسسات آموزشی ما خیلی تغییر کرده اند که یک تغییر چشمگیر را از یک نگاه خیلی درونی و چشم انداز آموزشی معلّم­محور به دیدگاهی نشان می دهد که نقش دانش آموزان را به عنوان شرکا و همکاران فرآیند یادگیری در نظر می گیرد. علی­رغم این تغییرات چشمگیر، یک کانون مقاومت باقی می ماند که کشانیدن دنیای تجارت و ایده های آن را به عرصه ی تحصیلی رد می کند (مرینج و گیبس، 2009).

متن کامل پایان نامه طراحی الگوی بازاریابی آموزش­ عالی در ایران

خود مفهوم بازاریابی دارای سابقه­ی طولانی می­باشد، که در ابتدا از روی دیدگاه ارتقاء و تبلیغات درک شده است. با این وجود، امروزه معنی آن گسترده تر است و به تحویل ارزش به کسانی که با سازمان در ارتباط هستند می­پردازد. اغلب این ریشه های تاریخی و مفهومی بازاریابی هستند که انتقادها و بحث های هماهنگ با پیدایش آن را در تحصیل شکل می دهند. اساساً چهار نیروی عظیم وجود دارند که آموزش­عالی را به سمت دربرگرفتن ایده ی بازاریابی سوق داده اند و به نظر می رسد این نیروها در محیط های آموزش­عالی کشورهای توسعه یافته و کمتر توسعه یافته عمل کرده اند(مرینج و فاسکت[1]، 2002).

اهداف بکارگیری اشکال مختلف دانش برای بازاریابی و آموزش خیلی متفاوت می باشند مگر اینکه دومی توسط موقتی بودن بازار محصور شود. با مقایسه کردن مفهوم بازاریابی با آموزش لیبرال، پیشنهاد می کنیم که اولی به اهداف از قبل معین شده ای می پردازد که از طریق کاربرد مهارت های بازاریابی و فنّاوری حاصل می شوند. در مقابل، آموزش لیبرال به توسعه­ی اساسی فرد تحصیل­کرده می پردازد و درباره ی فرآیند است نه هدف و با فرد دارای مدرک آکادمیکی فرق دارد که هدفش مدرک است، نه دانش. در واقع مدرک­گرایی به هدف بازاریابی شباهت دارد و این امر به سرعت جایگزین ایده ی فرد تحصیل کرده می شود.

این بحث درباره ی موقتی بودن بازار تا حدی در متون بازاریابی اجتماعی تکرار شده است. مرینج(2003) بحثی را توسعه داده است که به کاربرد گزینشی و متفکرانه اصول بازاریابی نیاز دارد. این اصول در اقتباس این موقعیت تنها نیستند. به عنوان مثال، گیبس(2002)، جانیک و زابر[2](2002)، واسمر[3] و همکارانش(1997)، براونیل و سارن[4](1992) عنوان می کنند که همواره یک تناقض وجود داشته است که تکنیک های بازاریابی توسط شرکت ها مورد استفاده قرار می گیرند تا بر تقاضای مصرف کننده تأثیر گذارند و آن را شناسایی و پیش بینی کنند. همگی از این دیدگاه حمایت کرده اند که ایدئولوژی بازاریابی ایجاد شده در عصر تجاری دهه ی 1980 وقتی دردسرساز است که در حوزه های دیگر تلاش انسانی، به کار گرفته می شود جایی که بازار همواره ممکن است تحت تسلط نباشد.حداقل برای ما این دیدگاه ها هستند که پایه های نظری کاربرد تکنیک ها را در فعالیت های سودمند بازاریابی آموزشی به وجود می آورند.

[1]. Maringe & Foskett

[2]. Janic  & Zabber

[3]. Wasmer

[4]. Brownlie & Saren



Copyright 2017. All rights reserved.

Posted اکتبر 7, 2018 by 92 in category "آموزشی