اکتبر 7

عوامل اجتماعی مؤثر بر بی رمقی معلمان -فروش فایل

مرتن با بهره­گیری از اساس نظری آرای دورکیم در باب آنومی، نظریه بی­هنجاری یا”فشار ساختاری” را در زمینه بی­هنجاری و تبیین انحرافات اجتماعی تدوین کرد که در بیان گونه های متعدد کنش اجتماعی و نسبت آن با بی تفاوتی اجتماعی کارآیی زیادی دارد. مرتن در این رابطه باور داشت که عدم کارکرد صحیح نقش­ها و پایگاه­های اجتماعی سبب می­گردد که افراد توان نائل آمدن به اهداف خود و اهداف جامعه را نداشته باشند و در این صورت است که در اشکال مختلفی نظام گسیختگی پدید می آید.

نظریه مرتن در جدول معروفی مورد تبیین و تحلیل قرار گرفته که با اضافه کردن تحلیل بی تفاوتی در آن به شرح زیر است:

 

 

 

 

جدول 2-1- تحلیل بی تفاوتی در نظریه مرتن

وضعیت جامعه نوکنش اهداف وسایل روش رفتار اجتماعی (مشارکت/ بی تفاوتی)
در حالت نظم

اجتماعی

همنوایی + + فعال و مشارکت جو
  نوآوری + مشارکت پنهان و محفل گرایی
در حالت بی نظمی مناسک گرایی(آیین گرایی) + مشارکت حداقل و رفتارهای تبعی
  انزواگرایی بی تفاوتی، عدم مشارکت
  طغیان و شورش +/- +/- مشارکت در اعتراض و خشونت گرایی

 

تفسیر جدول به شرح زیر است:

1ـ همنوایی: چنانچه وسایل دستیابی به اهداف، با اهداف تعیین شده در جامعه متناسب، همسو و هماهنگ باشد همنوایی[1]در جامعه پدید خواهد آمد که اکثریت افراد جامعه سعی در تطابق با آن دارند. به زعم وی، افراد در چنین وضعیتی رفتار فعال و مشارکت جویانه را در عرصه های مختلف اجتماعی و سیاسی از خود نشان خواهند داد.

ابداع یا نوآوری: وقتی است که افراد اهداف جامعه را می پذیرند اما وسایل مورد پذیرش برای وصول به این اهداف را رد می کنندو این گونه افراد از رویه همنوایان اجتماعی در مشارکت ورزی تبعیت نمی­کنند اما روش­های جایگزینی را برای آن جستجو می­کنند که همخوانی با روش مرسوم اجتماعی ندارد.

 

مناسک گرایی[2]

افراد برخلاف نوع ابداع گرایی، با وسایل پذیرفته شده اجتماعی برای رسیدن به اهداف توافق دارند اما خود هدف، مورد قبول­شان نیست و لذا در کنش ورزی اجتماعی از خود مشارکت فعالانه و خلاقانه­ای را بروز نمی­دهند، اما در عین حال بی تفاوت هم نبوده، صرفاً کنش اجتماعی و سیاسی پیروزمنشانه ای را از خود نشان می­دهند.

 

 

 

 

انزواگرایی[3]

افراد نه اهداف مورد قبول جامعه و نه وسایل نیل به آنها را نمی پذیرند و از آنجا که هیچ جایگزینی را نیز مدنظر ندارند رفتار توأم با بی تفاوتی اجتماعی و سیاسی را از خود نشان خواهند داد و از هرگونه مشارکت در فعالیت­های گوناگون پرهیز می­کنند. احساس ناکامی، سرخوردگی و سپس شکست می شود و در نهایت با بهره گیری از ساز و کار گریز تناقض خود را با انزواگرایی و بی تفاوتی نمایان گر می سازد(مرتن، 1938؛ نقل از صداقتی فرد،1392).

سرکشی و طغیان: زمانی است که افراد در حین نپذیرفتن اهداف و وسایل نیل به اهداف مورد قبول جامعه، سعی دارند اهداف و وسایل نوینی را جایگزین نمایند که معمولاً در گروه­های انقلابی با اهداف براندازی ساختار سیاسی قابل مشاهده است که گاه با رفتار خشن نیز توأم می­گردد(صداقتی فرد، 1390: 50).

اهداف فرهنگی

عدم پذیرش اهداف فرهنگی از سوی فرد

انزوا گرایی

بی تفاوتی اجتماعی

عدم پذیرش ابزارهای دستیابی به اهداف فرهنگی

ابزارهای دستیابی به اهداف فرهنگی

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار 2-1- الگوی نظری مرتن و تبیین بی تفاوتی اجتماعی

 

رایت میلز[4]

میلز از یک سو به تضاد میان آزادی و عقل و آثار تقسیم کار برجامعه اشاره کرده و از سوی دیگر بوروکراسی و عقل­گرایی مفرط را از سویی دیگرتأکید کرده و معتقد است این عوامل در بی­احساسی اخلاقی که مستقیماً یا فرآیند عقلانی شدن در ارتباط است، مؤثر واقع شده است. میلز بی تفاوتی در جوامع توده­ای را همچون شرایطی روحی می بیند که به زعم وی ریشه بسیاری از مسائل به شمار می­رود. به نظر او، بی­تفاوتی به عدم حساسیت اخلاقی در افراد جامعه می­انجامد و این گونه افراد با سکوت و خاموشی خود، بی­رحمی­هایی را که توسط رهبرانشان اعمال می­شود می­پذیرند. آنها هرگاه که با دهشت­های اخلاقی رو به رو شوند خشمگین نمی شوند و نمی توانند به منش، تصمیم گیری­ها واعمال رهبرانشان واکنش اخلاقی نشان دهند. به اعتقاد میلز، اجتماعات توده­ای در این وضعیت از طریق تصاویر صرفی که معطوف به فرد است سهم دارد که در آن فرد ناظر هرگونه رویدادی است اما انگار شاهد چیزی نیست. میلز این عدم حساسیت اخلاقی یا بی­تفاوتی را مستقیماً به فرآیند عقلانی شدن مربوط می­کند(صداقتی فرد،1392: 36).

 

تونیس[5]

تونیس از جمله جامعه شناسانی است که در برخورد با مسائل انسانی،رویکردی رمانتیک دارد و سعی می­کند جوامع گذشته و نوع ارتباطی را که در آن­ها موجود بوده است به صورت اتوپیا جلوه دهد. او بر خلاف اندیشمندانی چون لرنر و همگام با دورکیم و مارکس معتقد است که انسان در عصر جدید بسیار فردگرا شده است. این امر به او اجازه می­دهد که نسبت به دیگران یا کل سیستم اجتماعی بی تفاوت باشد. وی شکل روابطی را که تاکنون وجود داشته است به دو دسته تقسیم می­کند: نوع اول روابطی است که مبتنی بر صمیمیت و پیوندهای عاطفی، خونی و طبیعی است و اصل اساسی در آن­ها تمایل افراد است به درگیری اجتماعی و تعاون بدون محاسبه هزینه­ها و فایده است. تونیس این شکل از رابطه اجتماعی را در نوعی از گونه شناسی(تیپولوزی) جامعه قرار می­دهد که خودش آن را “اجتماع”[6] می­نامند. از نظر روانشناسی،نوعی اراده بر این جامعه حاکم است که وی آن را “اراده ارگانیک”[7] می نامند که مبتنی بر رفتارهای غریزی و عاطفی و مبین درگیری فعال فرد به واسطه پیوستگی و تعلق است.

نوع دوم، روابطی است که مبتنی بر منطق و عقلانیت است. چنین روابطی مستلزم حسابگری و تحلیل هزینه و فایده است.

چنین روابطی در گونه شناسی”تیپولوزی” تونیس در«جامعه»[8] وجود دارد که مربوط به عصر جدید است. به لحاظ روانشناسی، نوعی اراده بر این جامعه حاکم است که وی آن را اراده سنجیده [9] می نامند(کازنو،1364: 23).

به طور خلاصه، تونیس خصلت اساسی جوامع جدید را کنش­های عقلانی معطوف به هدف(به زعم مارکس وبر) واکنش های منطقی(پاره تو) می داند که بر اساس آن افراد کمتر ترجیح می دهند که در سیاست یا اجتماع درگیر شوند(مسعود نیا،1380: 163).

دورکیم بر این باور بود که تونیس فرد گرایی را در ستیز با نظم اخلاقی می بیند. در چنین دنیایی اجتماعی، افراد به صورت اتم­های جداگانه شناور در فضا و بدون وابستگی به یکدیگر در می­آیند(1972:146)[10].

گروهها و جماعاتی که در آن­­ها روابط اجتماعی حاکم است نوع خاصی از سازمان اجتماعی را به وجود می آورد که جماعت یا گماین شافت است و آنهایی که روابط جامعه ای بر آن غالب است نوع متضاد سازمان اجتماعی یا گزل شافت را به وجود می­آورند.

 

[1]- Conformity

[2]- Ritualism

[3]- retreats

[4]- W.millz

[5]- Tonnies

[6]- Gemeinschaft

[7]- Wesewille

[8]- Geselschaf

[9]- Kurwille

[10]-Durkheim



Copyright 2017. All rights reserved.

Posted اکتبر 7, 2018 by 92 in category "آموزشی