دسامبر 23

منابع مقاله درباره مدیریت موجودی، بازده سهام، بورس اوراق بهادار، بورس اوراق بهادار تهران

همبستگي و مدل رياضي به كار رفته، رگرسيون چندمتغيره مي باشد. آنها نشان دادند که وجود سرمایه گذاران نهادی در ساختار مالکیت شرکتها، نیاز آنها را به نقدینگی را کاهش می دهد و از بیش سرمایه گذاری جلوگیری می کند. این امر منجر به رسیدن به سطوح موجودی کالای متعادل می شود. همچنین، یافته ها حاکی از این است که در صورت تامین مالی از طریق حقوق صاحبان سهام، میزان منابع سرمایه گذاری شده در موجودی کالا نسبت به حالتی که تامین مالی از طریق بدهی است؛ کمتر بوده است.
رامیانتسیو و نتسین (2007) به تحقیقی با عنوان تاثیرگذاری سیاست های موجودی کالا بر عملکرد مالی شرکت ها پرداختند، آنها رابطه بین تغییرات موجودی کالا را بر بازده دارایی ها (ROA) مورد بررسی قرار دادند. روش تحقيق آنها از نوع همبستگي و مدل رياضي به كار رفته، رگرسيون چندمتغيره مي باشد. آنها به این نتیجه رسیدند که رابطه معناداری بین تغییرات موجودی کالا و بازده دارایی ها (ROA) وجود دارد.
توماس و ژانگ(2008)، در پژوهشي به بررسي ارتباط بين تغييرات موجودي كالا و بازده هاي آتي شركتها پرداختند. متغير وابسته بازدهي آتي سهام و متغير مستقل، سطح موجودي كالا مي باشد. روش تحقيق آنها از نوع همبستگي و مدل رياضي به كار رفته، رگرسيون چندمتغيره مي باشد. نتايج پژوهش آنان، نشان داد كه ارتباط معكوس بين اقلام تعهدي و بازده هاي غيرعادي آتي شركتها كاملاً از تغييرات در موجودي كالا ناشي مي شود. آنها بيان كردند كه موجودي كالا عامل تعيين كننده بسيار مهمي براي عملكرد و ارزش شركت است.
برنارد و نول(2009)، در پژوهشي به بررسي اين موضوع پرداختند كه آيا اعداد موجودي كالا، سودها و فروشهاي آتي شركت را پيش بيني مي كند؟ متغير وابسته سود و فروش آتي شركت و متغير مستقل، سطح موجودي كالا مي باشد. روش تحقيق آنها از نوع همبستگي و مدل رياضي به كار رفته، رگرسيون چندمتغيره مي باشد. نتايج پژوهش آنان با بررسي 168 شركت بين سال هاي 1999 تا 2008 نشان داد كه ارتباط مستقيمي بين موجودي كالا با سودها و فروشها پيش بيني شده شركت وجود دارد.
بائو و بائو(2010)، در مطالعه اي به بررسي تأثيرات آگاهي از تغيير در موجودي كالا بر روي ارزشگذاري شركتها پرداختند. آنها تعداد 828 شركت را به دو گروه تقسيم كردند: گروه اول، شركتهاي همراه با اطلاعات مفيد در مورد تغيير در موجودي كالا و گروه دوم ساير شركتها. متغير وابسته ارزش بازار شركت و متغير مستقل، سطح موجودي كالا مي باشد. روش تحقيق آنها از نوع همبستگي و مدل رياضي به كار رفته، رگرسيون چندمتغيره مي باشد. نتايج پژوهش آنها نشان داد كه آگاهي از تغيير در موجودي كالا براي ارز شگذاري شركتها بسيار مفيد است.
امیر(2010) نقش حاکمیتی سرمایه گذاران نهادی و بانکهای داخلی و خارجی را در تصمیمات مالی شرکتها مانند مدیریت موجودی کالا و مدیریت وجوه نقد،که دارای پیامدهای نقدینگی هستند؛ بررسی کردند. نمونه تحقیق حاضر شامل شرکتهای پذیرفته شده در بورس 6 کشور آسیایی، در طول سالهای 2002 تا 2005 می باشد. متغير وابسته سطح موجودي كالا و وجه نقد و متغيرهاي مستقل، شامل مالكيت نهادي و مالكيت مديران مي باشد. روش تحقيق آنها از نوع همبستگي و مدل رياضي به كار رفته، رگرسيون چندمتغيره مي باشد. این محقق دریافت که بانکهای خارجی به واسطه نقش نظارتی که مدیران دارند؛ راهبردهای مدیریت موجودی کالا و مدیریت وجوه نقد را بهبود می بخشند. تعداد نامناسب سرمایه گذاران نهادی در بخش های صنعتی کشورهای آسیایی، ممکن است ناشی از این باشد که صنایع این کشورها، عمدتا صنایع مصرفی که سرمایه گذاران نهادی علاقه زیادی به سرمایه گذاری در آنها دارند.
باسو و وانگ25(2011)، در پژوهشي به بررسي ارتباط بين تغييرات موجودي كالا، سودها و ارزش شركت پرداختند. متغير وابسته سود و ارزش آتي شركت و متغير مستقل، سطح موجودي كالا مي باشد. روش تحقيق آنها از نوع همبستگي و مدل رياضي به كار رفته، رگرسيون چندمتغيره مي باشد. نتايج پژوهش آنان با بررسي مشاهده بين سالهاي 1950 تا 2005 نشان داد كه يك ارتباط منفي بين تغييرات موجودي كالا و عملكرد شركت وجود دارد؛ هرچند اين ارتباط در صنعت عمده فروشان و خرده فروشان و شركتهايي كه به صورت عادي سطح موجودي كالاي خود را پايين نگه مي دارند، ضعيف تر مي شود. افزون بر اين ، آنان با پيروي از آباربانل و بوشي(1997) به بررسي عواملي همچون شرايط اقتصاد كلان و محيط هاي خاص صنعت، تغييرات در حسابهاي دريافتني، تغييرات در مخارج سرمايه اي، تغييرات در حاشيه سود، تغييرات در هزينه هاي اداري و فروش و كيفيت سود پرداختند.باسو و وانگ(2011) دريافتند كه عوامل بالا مي توانند موجب تقويت ارتباط بين تغييرات موجودي كالا و عملكرد شركت شوند.
کساوان و مانی (2012) به تحقیقی با عنوان رابطه بین رشد غیرعادی موجودی کالا و سودآوری آتی شرکت ها پرداختند، شرکت های مورد بررسی در تحقیق آنها، شرکت های خرده فروشی بود. متغير وابسته سود آتي شركت و متغير مستقل، سطح موجودي كالا مي باشد. روش تحقيق آنها از نوع همبستگي و مدل رياضي به كار رفته، رگرسيون چندمتغيره مي باشد. نتیجه تحقیق آن ها نشان داد که رابطه معناداری بین رشد غیرعادی موجودی کالا و سودآوری آتی شرکت های خرده فروشی می باشد.
السعید و واهبا(2013) در تحقیقی فرض کردند که ارتباط بین مالکیت نهادی و مدیریت موجودی کالا، ممکن است در اثر سایر سازوکارهای حاکمیت شرکتی، تعدیل شود. بعبارت دیگرف احتمال دارد که یک سازوکار حاکمیت شرک
تی ضعیف،در شرایط خاص توسط سایر سازوکارها، از دور خارج شود. السعید و واهبا(2013) این ادعا را در ارتباط با نظارت بر مدیریت موجودی کالا در میان شرکتهای پذیرفته شده در بورس مصر موردنظر قرار دادند. متغير وابسته سطح موجودي كالا و متغيرهاي مستقل، شامل مالكيت نهادي و ساير جنبه هاي حاكميت شركتي مي باشد. روش تحقيق آنها از نوع همبستگي و مدل رياضي به كار رفته، رگرسيون چندمتغيره مي باشد. نتایج تحقیق نشان داد که بین مالکیت نهادی با مدیریت موجودی کالا، ارتباط مستقیم و معناداری وجود دارد. همچنین، نتایج نشان داد که در شرکتهای با مالکیت مدیریتی بالا، دوگانگی وظیفه مدیرعامل و اندازه هیات مدیره بزرگتر، این ارتباط قوی تر و معنادارتر بوده است.
اسكتينر و هوبرگ(2014) در تحقيقي به بررسي ارتباط بين تغييرات موجودي كالا و بازده بلندمدت سهام پرداختند. نمونه آماري آنها شامل شركتهاي بزرگ توليدي در آمريكا در طول سالهاي 1991 تا 2010 مي باشد. اين محققين، دو معيار براي اندازه گيري تغييرات موجودي كالا موردنظر قرار دادند. اول، شدت نوسانات موجودي كالا به صورت فصلي در هر سال و دوم، سطح رشد غيرعادي موجودي كالا به صورت فصلي در هر سال. در اين تحقيق، جهت اندازه گيري متغير وابسته (بازده بلندمدت سهام) از رابطه زير استفاده شده است. در اين تحقيق، بازدهي سهام در قالب پرتفوهاي مبتني بر اندازه و ريسك، طبقه بندي شده و جهت بررسي روابط بين متغيرها از رگرسيون خطي چندمتغيره استفاده شده است. نتايج نشان داد كه تغييرات فصلي موجودي كالا و رشد غيرعادي آن با تغييرات بازده بلندمدت سهام، ارتباط معنادار داشته است. مطابق با يافته ها، هر دو معيار نمي توانند به طور كامل ريسك كلي شركت را تبيين نمايند. اين در حالي است كه تغييرات بالاي موجودي كالا و رشد غيرعادي پايين، موجب بهبود بازده سهام شده است و عملكرد سهام با افزايش رشد غيرعادي، كاهش مي يابد. از اين رو، مي توان استدلال نمود كه تغيير در سطح موجودي كالا، ريسكها و فرصتهاي بالقوه پيش روي شركت را به طور قابل قبولي منعكس مي نمايد.
2-13-2) تحقيقات انجام شده در داخل كشور
نمازی و همکاران(1390) در تحقیقی به بررسي ارتباط بين تغييرات در موجودي كالا با تغييرات در سودآوري و ارزش شركت پرداختند. همچنين، يافتن تأثير تغييرات در حسابهاي دريافتني و هزينه هاي اداري و فروش بر رابطه بين تغييرات در موجودي كالا با تغييرات در سودآوري و ارزش شركت، از اهداف ديگر پژوهش آنهاست. بدين منظور چهار فرضيه اصلي و شش فرضيه فرعي ارائه شد. در اين پژوهش اطلاعات 56 شركت در بین سالهای 1381 تا 1388 گردآوری شد. متغير وابسته سود آتي شركت و متغير مستقل، سطح موجودي كالا مي باشد. روش تحقيق آنها از نوع همبستگي و مدل رياضي به كار رفته، رگرسيون چندمتغيره مي باشد. نتايج حاصل از آزمون فرضيه فرعي اول و فرضيه دوم پژوهش نشاندهنده وجود رابطه معكوس و معني دار بين تغييرات در موجودي كالا و تغييرات كوتاه مدت در سود شركت و تغييرات در ارزش شركت است. همچنين، نتايج حاصل از آزمون فرضيه هاي فرعي دوم و سوم حاكي از عدم رابطه معني دار بين تغييرات در موجودي كالا با تغييرات بلندمدت در سود شركت و تغييرات در بازده داراييها شركت است. افزون بر آن، نتايج آزمون فرضيه هاي سوم و چهارم بيان كننده عدم رابطه معني دار بين متغيرهاي كنترلي با تغييرات در موجودي كالا، سودآوري و ارزش شركت است.
نمازی و دیگران(1391) به تحقیقی با عنوان بررسي ارتباط بين تغييرات درموجودي كالا، سودآوري وارزش شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند، دوره زمانی تحقیق آن ها سال های بین 1381 تا 1388 بود. متغير وابسته، ارزش و سود آتي شركت و متغير مستقل، سطح موجودي كالا مي باشد. روش تحقيق آنها از نوع همبستگي و مدل رياضي به كار رفته، رگرسيون چندمتغيره مي باشد. نتایج تحقیق آن ها نشان دهنده وجود رابطه معكوس ومعني دار بين تغييرات درموجودي كالا وتغييرات كوتاه مدت درسود شركت وتغييرات درارزش شركت است. همچنين ،نتايج تحقیق نشان دهنده عدم رابطه معني دار بين تغييرات درموجودي كالا با تغييرات بلندمدت در سود شركت و تغييرات در بازده داراييها شركت است.
فخاري و روحي(1392) در تحقيقي استدلال نمودند كه تصميمات کوتاه مدت، مثل ميزان وجه نقد نگهداري شده و سرمايه در گردش، مي تواند بر ارزش شرکت در بلندمدت تاثيرگذار باشد. بر اين اساس، هدف پژوهش است که به مديران در شناسايي اهميت ميزان نگهداشت وجه نقد و مديريت سرمايه در گردش در خلق ارزش اضافي براي سهامداران کمک کند. همچنين، سرمايه گذاران بتوانند با درک روابط بين وجه نقد نگهداري شده و مديريت سرمايه در گردش با مازاد بازده، در انتخاب بهينه مصارف وجوه، تصميم گيري کنند. با توجه به هدف فوق، پژوهش حاضر به دنبال بررسي تاثير وجه نقد نگهداري شده و مديريت سرمايه در گردش بر مازاد بازده سهام در شرکت هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. براي اين منظور، تعداد 84 شرکت طي دوره زماني 1386 تا 1390 از طريق تحليل داده هاي ترکيبي به روش تابلويي مورد بررسي قرار گرفته اند. نتايج نشان مي دهد که بين وجه نقد نگهداري شده و سرمايه در گردش با مازاد بازده سهام، با در نظر گرفتن اثرات متقابل وجه نقد و سرمايه در گردش سال جاري با سال قبل و همچنين، اثرات اهرم بر آنها، رابطه معناداري وجود دارد. اين يافته ها، بيانگر اهميت تاثير تصميمات کوتاه مدت بر مازاد بازده سهام مي باشد و بيان مي کند که به دليل محدوديت م
نابع مالي، نگهداشت وجه نقد و سرمايه در گردش با مازاد بازده سهام رابطه مستقيم دارند.
ناظمي و همكاران(1393) در تحقيقي به بررسي رابطه بين ساز و کارهاي حاکميت شرکتي و کارايي مديريت موجودي کالا در شرکت هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. از متغيرهاي ساختار مالکيت (مالکيت شرکتي، مالکيت مديريتي، مالکيت نهادي و تمرکز مالکيت) وترکيب هيات مديره (اندازه هيات مديره، درصد اعضاي غير موظف هيات مديره و دوگانگي نقش مدير عامل) به عنوان معيارهاي اندازه گيري حاکميت شرکتي و از نسبت ميانگين موجودي کالا به فروش به عنوان معيار اندازه گيري کارايي مديريت موجودي کالا استفاده شده است. جامعه آماري اين پژوهش شامل 75 شرکت پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زماني 1384 تا 1390 است. از تحليل آماري رگرسيون خطي چندگانه براي آزمون فرضيه هاي پژوهش استفاده شده است. يافته هاي پژوهش نشان مي دهند که بين مالکيت شرکتي، مالکيت



Copyright 2017. All rights reserved.

Posted دسامبر 23, 2018 by yazoa in category "پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید