دسامبر 23

منابع مقاله درمورد توسعه شهر، توسعه درونزا، سلسله مراتب، اوقات فراغت

ومهاجرت در برخي نقاط امكان تحقق برنامه ها را از مديريت شهري سلب كرده و در نتيجه باعث هدر رفتن بسياري از زمينهاي كشاورزي واراضي ديگر در اطراف شهرها شده است .ساخت وسازهاي بي برنامه نه تنها باعث رشد وگسترش بي رويه شهرها مي شوند بلكه سازمان فضايي وساختار شهرها را با تغييرات بنيادي روبرو مي سازندوآسيب هاي جدي به محيط زيست واكولوژي وارد مي سازند كه زندگي نسلهاي بعدي را نيز تهديد خواهندكرد.لذا مديريت شهري باآگاهي از نيازهاي توسعه پايدار وبا اتكا به برنامه ريزي كاربري زمين براي جلوگيري از تبعات بي رويه گسترش شهر ، بايد همواره چند گام سريعتر حركت واقدام نمايد (معيني :1392، 222) .
2 ـ 1 ـ 2ـ توسعه شهري (بعدكمي ـ بعد كيفي ) :
هرشهر ،متراكم ياكم تراكم، حاصل سالها توسعه وتحول است. توسعه شهر، فرايندي درازمدت است كه از فعاليتهاي اقتصادي تاثير مي پذيرد وهمچنين برآن فعاليتها اثرگذار است. توسعه شهرها ، به معناي توسعه كالبدي ، ونيز رشد وبالندگي اقتصادي واجتماعي آنها ، حاصل كوشش وفعاليتهاي مباشران ساخت وعمران در شهراست.اين مباشران شامل گروههاي زير مي گردند: مردم، كه براي خود ميسازند، سازندگان كه به قصد فروش واجاره مي سازند،ودولت ( ملي ومحلي )كه اين فعاليتها راباساخت فضاهاي عمومي تكميل مي كند.اين مباشران توسعه وعمران شهري، برنامه ها ومقاصد گوناگون كوتاه مدت وبلندمدت دارندكه گاه باهم درتداخل ياتضادند.
سرمايه گذاران وسازندگان حرفهاي فضاهاي شهري ، اعم از فضاهاي مسكوني وغيرمسكوني ، بخش عمده اي از ساخت وسازهاي شهري رادركشور برعهده ندارند.هرساله ازتمامي زيربناهاي شهري ايجاد شده تنها 10الي15 درصد توسط اين گروه ايجاد مي شودامابه هرحال اين گروه اقتصادي ترين مباشران شهري بشمار مي روند.هدف آنها تضمين درامد مستمر،بلندمدت،وكم خطراست.زمين يكي ازانواع دارايي هاي كم خطر اين گروه از مباشران توسعه شهري است .همراه بانوسانات قيمت هاي نسبي زمين وسايرصور سرمايه گذاري ، اين سازندگان موجودي زمين وسرمايه هاي خودرا دربخش ساختمان كاهش ياافزايش مي دهد.آنهابدنبال بازگشت سريع سود وسوددهي بيشتر براي سرمايه هاي خود هستنداين گروه يعني سازندگان ، طرفدار واقعي كاهش تراكم شهري اند.عوامل موثر برتصميم گيري آنها به ساخت وساز پرتراكم ياكم تراكم ، قيمت زمين ، قيمت مسكن ، ميزان بازگشت سرمايه وخطرسرمايه گذاري است.گروه ديگر از سازندگان فضاهاي شهري ، بطور عمده سازندگان مسكن ،افرادوخانوارها هستند كه در طول عمر خود يكباردر نقش سازنده ، درعمران وساخت وساز،وتوسعه شهرمشاركت مي كنند.درحال حاضر بيش از نود درصد از ساخت وسازهاي مسكوني شهرهاي كشور توسط اين گروه انجام مي گيرد ودر روستاها اين نسبت تقريبا صد درصد است.درواقع اين گروه درتعيين عملي جهت توسعه ، ميزان توسعه،ودر نهايت فرم وشكل توسعه شهرها نقش اصلي را دارند.عوامل اقتصادي مهمترين انگيزه براي ورود اين گروه به بازار است.امابه جاي سود، رفاه،درامدهاي مورد انتظار درآينده، گذار از يك گروه يا طبقه خاص اجتماعي به طبقه باگروه بالاتر، ودر نهايت ايجاد امنيت اقتصادي براي خانوار، محرك اصلي سرمايه گذاري ومباشرت اين مباشران در بازار ساختمان ومسكن شهري است. اين گروه برخلاف سازندگان حرفه اي ، خطروريسك سرمايه داري خودرا كمينه مي سازندوخطرپذير نيستند. درتصميم گيري اين گروه ، به ساخت پر تراكم يا كم تراكم ، قيمت زمين، هزينه ساخت، امنيت اقتصادي وتوان خانوار عوامل عمده مي باشند.
دسته ديگر از مباشران ساخت وعمران وتوسعه شهرها، بخش عمومي ، شامل دولت مركزي وحكومت هاي محلي است.كه در شكل گيري فضاهاي شهري،بويژه فضاهاي عمومي نقش عمده را دارند.در تصميم گيريهاي اين گروه ، سوددهي،بازگشت سريع سرمايه، وحتي عوامل وانگيزه هاي ويژه اقتصادي ـ اجتماعي اهميت عمده ندارندوگاه (مانند سوددهي) اصلا اهميت ندارند.عامل عمده تعيين كننده ميزان وجهت فعاليت هاي اين گروه،درامد واعتبارات دولتي( ملي ومحلي) وغيره است كه دراختيار مسئولين عمومي شهردر هرسال قرارمي گيرد.بنابراين عوامل موثر ردتصميم گيري مباشران دولتي ساخت وسازوتوسعه شهري،به طورعمده درامدملي يادرامدشهرداري ها،ملاحظات سياسي واجتماعي، قوانين ومقررات است .طرحهاي توسعه شهري وطرحهاي توسعه فضاهاي شهري توسط ساير بخشهاي اقتصادي مانند طرحهاي ايجادمدارس توسط بخش آموزش،توسعه واحداث دانشگاه توسط مسئولان آموزش عالي،احداث بيمارستان هاوفضاهاي بهداشتي نيز قابل ذكر مي باشند.كم تراكم ياپرتراكم ساخت اين فضاها، بطورعمده متاثرازقيمت زمين،ياهزينه ساخت، وبازگشت سرمايه نيست امازمان،محدوديت هاي مالي،مباشردولتي عمران شهرها رابه سوي استفاده بهينه از زمين، زيربنا وسرمايه هاي شهري موجود سوق داده ودولت ها رامتمايل به شهر پرتراكم نموده است.(عزيزي ،115:1382)
بنظر مي رسد از فضا، زمين، ومنابع طبيعي خود بهره نبرده ايم بيشتر شهرهاي ماداراي وسعت زياد وتراكم پايين هستند درنتيجه زمين هاي كشاورزي حاشيه شهرهاي كوچك وبزرگ درخطر قرارگرفتند.زمين هاي درون شهري متخلخل شده وآثار اقتصادي وزيست محيطي زيانباري در پي داشته اند اين هزينه ها بر دوش شهروندان يابردوش همه ملت (از محل درامدوهزينه ملي)گذاشته شده است
آنچه بيان شد در برگيرنده اين مهم است كه توسعه شهري هم مي تواند درون زا وهم برون زا باشد لذا شناخت ساختارهاي كنوني يا بعبارتي شناخت وضعيت موجود
اقتصادي واجتماعي وكالبد شهري (كه ماحصل اقدامات سه گروه تاثير گذار بر فعاليتهاي عمراني شهر مي باشدكه در بالا به توضيح آن پرداختيم) نقش مهمي در اين راستا دارد.
در سالهاي اخير رشد سريعي در تدوين مدلهايي ازفرم مطلوب محيط ،چه در مقياس درون شهري وچه درمقياس منطقه، از ديدگاه توسعه پايدار مطرح شده است گروهي از صاحبنظران از شيوه زندگي وساخت وسازهاي متراكم تر، به نحوي كه زمان وفاصله سفرها را به حداقل برساند تحت عنوان « سياستهاي تحكيم شهري » حمايت مي كند. اين گروه از شهرسازان درسوئد ، استراليا ونقاط ديگر جهان حضو.ر دارند .گروه ديگر از نظريه پردازان« عدم تمركز متمركز » جانبداري نموده واز الگوي ساخت شهركهاي كوچك به عنوان سرريز جمعيتي در خارج شهرهاي بزرگ ودر منطقه پيراموني آنها حمايت مي كنند.( عزيزي،60:1382)
با اين وجود برخي پژوهش ها چنين استدلال مي كنندكه ممكن است حركت به سوي ايجاد « شهرفشرده» وبا تراكم زيادبه عنوان سياستي عام براي كل منطقه شهري ، چنانچه به اندازه كافي به تفاوت بخشهاي مختلف يك منطقه شهري از نظر كالبدي ونحوه استفاده از آن توجه نگرديده باشد مي تواند حركتي خام واحتمالا نامطلوب باشد.منتقدان استفاده عام از الگوي « شهرفشرده » يا « سياست تحكيم شهري » معتقدند كه مي بايست از رويكردهايي كه قادر به شناسايي مسائل خاص محيطي مرتبط با بخش هاي مختلف شهري ( نظير مركز شهر،محلات داخل شهر، محلات حومه شهري،و…) باشد استفاده كرد.بنابراين آنان تدوين سياستهاي مختلف وجداگانه براي هر يك از بخشهاي منطقه را توصيه وتجويز مينمايند.چنين رويكردي با حساسيت بيشتري به تفاوت ها وتوانمندي مكان هاي مختلف پرداخته وانعطاف بيشتري جهت انتخاب افراد در مورد محل وسبك زندگي مورد نظرشان در تراكم هاي مختلف شهري فراهم مي سازد.به اعتقاد نظريه پرداران مزبور : « ماهيت پيچيده شهر ومردمي كه در آن زندگي مي كنند ضرورت اتخاذ راهبردهاي پيچيده با استانداردهاي متنوع وبا انعطاف را ايجاد مي كند.».( همان منبع)
آقاي شماعي در رساله پايان نامه دكتري خود موضوع توسعه درونزاي شهري رابدينگونه بيان مي داردكه بايد توسعه شهري در طول زمان همزمان با نيازها وشرايط روز با توجه به سابقه تاريخي وهويت فرهنگي شهر وشهرنشيني در هر منطقه اي صورت گيرد توسعه پايدار درونزاي شهري با روش ساماندهي واحياي شهري از طريق توسعه وتكامل بخشي ، شاخصهاي اقتصادي اجتماعي ،كالبدي با توجه به شرايط زيست محيطي ومنطقه اي با توجه به اصول كلي وزيربناي تاريخي وجغرافيايي منطقه مي تواند راهگشاي بسياري از مشكلات شهر باشد( شماعي ، 1380: 159).
گر چه مدلسازي سودهاي فزاينده در تمركز فضايي مقوله اي مورد اختلاف مي باشد اكثرجغرافيدانان شهري بر اين عقيده متفق القول اند كه تمركزفضايي ازطريق فراهم نمودن ابزارهاي تكنولوژيكي وشبكه ها فرهنگي اجتماعي ، پديداورنده محيط اقتصادي مطلوبي است كه ازتمركز پيوسته حمايت مي نمايد.در اين ميان بسياري از جغرافيدانان شهري به دنبال بررسي وتحليل شرايط اوليه اي هستند كه موجب شكست تعادل فضايي درمكان اوليه ودر نتيجه انباشت مي شود( يونگ هيون كيم وجان رني شورت:،19:1389)

2ـ 1ـ 3ـ توسعه شهري متعادل وپايدار
با توجه به الگو هاي توسعه شهري كه مي توانند درونزا ويا برونزا ويا تركيبي از هردو باشد واز طرف ديگر ضمن توجه به پويايي جامعه شهري وگسترش فيزيكي بصورت افقي ويا افزايش حجم در داخل محدوده كه افزايش تراكم شهري ويا يعبارتي مصطلح گسترش عمودي شهر را در بردارد در اين روند توسعه فيزيكي اجزا وعناصر جديدي برپيكرشهر افزوده مي شود براي ممانعت از ظهور وتشديد تضادها وناموزوني ها وحفظ هويت شهر به هماهنگي ، تعادل وتوازن وانسجام در شهر نياز داريم تا براين اساس يك مجموعه متعادل داشته باشيم ، ايجاد وحدت در اجزا وعناصر گوناگون شهر بايد بر اساس نظام آفرينش وحدت، تناسب ، توازن، تقارن وهمخواني داشته باشد.همخواني وتعادل با شرايط محيط طبيعي ومحيط اجتماعي ـ فرهنگي در ضمن تكامل بخشي وپويايي بسيار لازم وضروري است كه اين امر از طريق توسعه پايدار متعادل شهري تحقق مي يابد .
در توسعه پايدار متعادل شهري بايد به شاخصهاي زير توجه كرد: توجه به توانهاي محيط طبيعي وجلوگيري از تخريب وآلودگي محيط زيست وبحرانهاي زيست محيطي در شهر ، توزيع وتراكم متعادل جمعيت در سطح شهر، انسجام وتعادل در شكل شهر ، همپيوندي عناصر شهري باحفظ هويت فرهنگي ، توزيع متعادل خدمات وتاسيسات زيربنايي در شهر ، توجه به نظام سلسله مراتبي شبكه راهها وارتباطات شهري ، استفاده از مصالح والگوهاي بومي وتلفيق آنها با مصالح والگوهاي جديد سازگار با محيط در تكامل بخشي فضاهاي شهري ، توجه به عدالت اجتماعي در شهر .( شماعي : 1380، 32) .
فريبا خشنود در پايان نامه كارشناسي ارشد خود به نقل از قرخلو ( خشنود : 1391 ، 35)به بيان شاخصهاي توسعه پايدار شهري پرداخته كه شامل: 1ـ بهره وري: در واقع يك معادله پوياست بين سيستم طبيعي وسيستم هاي اجتماعي ـ اقتصادي كه توليد غذا وديگر كالاها را براي مردم تضمين مي كند بدون اينكه براي سيستم ضرري داشته باشد .بهره وري ظرفيت جامعه براي استفاده يا تغيير شكل سيستم هاي طبيعي در توليد غذا وكالا با بازده بهينه را مي سنجد.2ـ عدالت: يعني ظرفيت جامعه در توزيع عادلانه فرصتها وتهديدهايي كه ناشي از كاربرد يا سيستم هاي طبيعي پيرامون هستند مانند توزيع آنچه كه ازفرايند توسعه حاصل مي شود.3ـ انعطاف پذيري :
به ظرفيت جامعه در واكنش به فشارهاي طبيعي يا تحميلي به ضربه هاي ناگهاني گفته مي شود.4ـ ثبات يعني جامعه در ادامه استفاده يا تغيير فرايند سيستمهاي طبيعي بدون دگرگوني شديد.(‌قرخلووحسيني: 1385، 160)
آنچه مسلم است در توسعه شهري ورسيدن به موضوعيت پايداري در آن لازم است قبلا به تعادل در ابعاد كالبدي وحوزه اقتصادي ـ اجتماعي رسيده باشيم ويا بعبارتي در حوزه پايداري شهري به ملاحظات عدالت اجتماعي به عنوان يكي از ابعاد آن توجه داشته باشيم.شكلي از توسعه امروزي كه توان توسعه مداوم شهرها وجوامع شهري نسلهاي آينده را تضمين كند از نظر كالبدي ، توسعه پايدار شهري يعني : تغييراتي كه در كاربري زمين وسطوح تراكم جهت رفع نيازهاي ساكنان شهر در زمينه مسكن ، حمل ونقل ، اوقات فراغت وغذا به عمل مي آيد تا درطول زمان شهر را از نظر زيست محيطي قابل سكونت واز نظر اقتصادي بادوام وازنظر اجتماعي همبسته نگه دارد( موسي كاظمي: 1378، 104).
شهر پايدار شهري است كه در آن بهبود عدالت اجتماعي ، تنوع وامكان زندگي باكيفيت مطلوب تحقق يابد نگرش برتوسعه پايدار



Copyright 2017. All rights reserved.

Posted دسامبر 23, 2018 by yazoa in category "پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید