منابع مقاله درمورد سنت گرایی، پسامدرنیسم، پست مدرنیسم، پست مدرنیته

دانلود پایان نامه

حصر‌گرایی جامد و یك شمول گرایی غیرمعقول تلقی نمی‌شود؟
3. از دیگر مشكلات، این است كه امكان هیچ‌گونه نقدی برای مخاطب تفكر سنّتی وجود ندارد.
2-3-9- نتیجه
اما پس از آنچه که در بالا از اهمیت مطالعه جریان سنت گرایی گفته شد و پس از تعریف میزان تاثیر این جریان فکری در یک صده اخیر شاید دید مناسب برای مطالعه و بررسی آثار معماری که در صد سال اخیر با وام گرفتن اندیشه ها و نگاه خود از متفکرینی چون نصر ،شوان و بورکهارت…دست به طراحی آثار معماری زده اند به دست آمده باشد و درک درستی از نگاه معماران نسبت به سنت گرایی و نقد مدرنیته و گفتمان حاکم میا این دو دست دهد .اما آنچه نباید از نظر دور داشت این است که اگر چه هر مشربه فکری اولین بارقه هایش در فضایی ذهنی زده میشود ومعمولا از علوم انسانی آغاز میشود و پس از آن پابه عرصه فلسفه و ادبیات و گاها ادبیات نمایشی و بعد هنر های تجسمی می نهد اما غالبا آخرین عرصه ای که به آن ورود میکند عرصه معماری است به همین دلیل آثاری که با تعلق خاطر به یک اندیشه در معماری طراحی میشوند به واسطه این که از گذار های سایر هنر ها عبور کرده اند تا نهایتا به عرصه معماری رسیده اند از اصالت بیشتری برخوردارند و ساختار قوی تری دارند .از دیگر سو معماری هم پاسخ این استخوان بندی درست و قوت ساختاری را میدهد به این معنی که طول عومر یک بنای معماری نسبت به فرآورده سایر هنر ها بیشتر است و دیگر ویژگی که معماری را نسبت به سایر هنر ها برای برونداد یک تفکر خاصتر می کند میزان ارجاع پذیر بودن و تماس مداوم با مخاطب است .به این معنی که اگر شما یک نمایشنامه را به غایت استواری با وابستگی به یک مشرب فکری بنویسید مخاطب آن بسیار محدودتر خواهد بود تا یک اثر معماری که در حاشیه یک خیابان ساخته شده است .
اما در میان معمارانی که خود را وامدار این طریقه فکری یعنی سنت گرایی میدانند میتوان به نادر اردلان در ایران ،حسن فتحی ،الوکیل و ممتاز کامل خان و… اشاره کرد وجه اشتراک تمام معمارانی که برای طراحی نگاه به سنت گرایی دارند درحقیقت رابطه با فرهنگها و جوامعی است که سنت هستند و پشتوانه تاریخی قوی دارند و مردمان آن فرهنگها برای گذشته خود اعتبار ویژه ای قایل هستند .برای مثال حسن فتحی با توجه به سنتهای جامعه مصر در قرن حاضردست دست به مجموعه طراحی هایی زد که روح فضاهایی که در سنت معماری مصر به فراموشی سپرده شده بودند مجددا مورد توجه قرار گرفتند و باز زنده شدند .
اما آنچه باید در هنگام مطالعه آثار معماران سنت گرا کورد توجه قرار داد لایه مند بودن برداشتهای آنها از مفهوم سنت است به این معنی اگرچه تمام آنها اهمیت خاصی برای سنت قائل هستند اما مراتب دخیل کردن آن در لایه های گوناگون طراحی متفاوت است شاید برای مطالعه بهتر آثار کسانی مانند فتحی و الوکیل باید اول به دو عرصه وساحت زیر قائل بود:
1-بعد فانی
2-بعد باقی
در حقیقت برای مطالعه آثار سنت گرایان و تاثیر سنت بر آثارشان باید به این دو ساحت نظر داشت.در توضیح بعد فانی میتوان اینگونه بیان کرد که بعد فانی همان قسمت فنا پذیر یک اثر معماری است که در هندسه ای که هنرمند برآن مترتب کرده است بروز پیدا کرده است در واقع کالبد بنااما بر خورد های شکلی با مقوله سنت یعنی برداشتهایی که نهایتا منتج به تکرار یک الگوی شکلی یا یک نقش و یا نگاره میشود و تنها سعی در تکرار فضای سنتی عاری از برخورد مفهومی باسنت دارد از جمله این نوع نگاه به سنت است اگر چه در طراحی معماری بار انتقال حس فضا الگوهای شکلی ،مصالح ،تناسبات ،رنگ ،بافت و ….نقشی به سزا در القا و انتقال حس فضا دارند اما نباید این نکته را از نظر دور داشت که بنای متعهد به یک سنت بنایی نیست که کالبد آن را عین به عین تکرار کنئ چرا که پر واضح است اشکال (به معنی عام کلمه) زمانمند و مکان مندند به این عنا که روح یک سنت امکان دارد در دوره ی زمانی خاص یک شکل را از طراح طلب کند و در دوره دیگر شکل دیگر را .پس این گونه میتوان گفت که به نوعی برخورد شکلی از این رو که اشکال تاریخ انقضا دارند کار آمد نیست از دیگر سو این پرسش باقی است که پیشینیان ما که سنتی را دنبال میکردند اگر در زمانه ما بودند آیا دست به تکرار عمل دیروزشان میزدند یا اصالت را به روح سنت میدادند
اما وجه دیگری از برخورد سنت گرایان در بعد فانی توجه آنان به روش های سنتی ساخت است در واقع برخی از آنها مانند حسن فتحی برای ساخت به روش سنتی شانی قائل هستند که قابل ملاحظه است چنان که فتحی برای ساخت برخی از آثارش دست به احیای برخی ازفنون ساخت گذشته کرد به نظر میرسد اگر از این نوع نگاه به روشی فروکاهنده استفاده نشود یعنی به عنوان یک استاندارد حداقلی از آن استفاده نشود در فرایند ساخت بنا های اصیل بسیار کار آمد است چرا که در چنین برخوردی با بنا که حتی نحوه ساخت هم از سنت پیروی میکند معماری عنوان یک فرآیند در نظر گرفته میشود نه به عنوان یک محصول و اهمیت نحوه ساخت اینجا نمود پیدا میکند .
اما در شرح اهمیت وجه باقی سنت این گونه میتوان بیان کرد که همانطور که شوان در شرح حکمت خالده سخن میگوید همه ادیان از یک سر چشمه و سرشت بهره میبرند و این حکمت خالده آن دم که در عالم ماده نمود پیدا کرد به واسطه خاصیت ماده و محدود بودن این عالم متکثر شد و تجلیات گوناگونی از یک حقیقت واحد متظاهر شد .این نوع نگرش به دنیا موجب میشود که هر متفکر یا هر هنر مند از هر پدیده ی هنری چیزی بیش از آنچه که با چشم سردیده می شود طلب
کند و به چشم سر به دنبال معانی از عالم بالا بگردد . همیشه در آثار این دسته از هنرمندان تلمیحا اشاراتی به عالم بالا مستتر است .
اما شاید یکی از بزرگترین آسیبهای سنت گرایان از همین جا آغاز میشود یعنی توجه ویژه آنها به بعد باقی اثر اولین نقدی که میتوان به این نوع نگاه داشت استفاده از تجربه های شخصی است که در فرآیدند طراحی صورت میپذیرد یعنی هنر مند یا متفکر با توجه به سطح دریافتی که از معنا دارد چیزی را بیان میدارد که تمکان دارد فرد دیگر قدرت تجربه آن را نداشته اشد و برای سایرین محسوس نباشد (نقد اصلی نه به این موضوع است که همه آن را درک نکنند بلکه به این قسمت است که راستی آزمایی در باره یک تجربه که یک شخص ادعای آن را دارد کار دشواری است )اما نقد دیگری که بر این نوع نگاه وارد است را میتوان این گونه عنوان کرد که چنین تجربه هایی تعمیم پذیر نیستند به این معنی که این تجارب در انحصار یک شخص قرار میگیرند و اوصولا تجربه پذیر نیستند و به همین واطه تکرار پذیری آنها و آزمایش پذیری آنها نیز مورد پرسش است از این رو برخوردی دقیق و علمی نمی توان با مساله ای اینچنینی داشت و بیشتر باید به محسوسات اعتماد کرد که همانطور که میدانیم محسوسات نیز خطا پذیرند .

تصاویر 11،12،13،14،15
عبدالواحد الوکیل ،برنده ی جایزه ی آقاخان ،منبع :سایت رسمی آقا خان

مرور پیشینه ها
2-4- جستاری در مدرنیته و پست مدرنیته
اگر قطعه زمینی بزرگ را به‌دست معماران بدهند که هر کدام ساختمانی در آن طراحی و اجرا کنند و از مردم عادی که از آنجا می‌گذرند بپرسیم که نظرشان چیست، احتمالا دست به شکوه و شکایت خواهند گشود که اینجا دیگر چه‌جور جایی است و آن را به دنیای کارتون‌های والت دیسنی تشبیه کنند. ولی معماران مسلما نظر دیگری خواهند داشت؛ مگر می‌شود از کنار این همه اثر معروف و شاخص معماری بی‌تفاوت گذشت. دوربین‌هایمان به‌کار خواهد افتاد و همین‌طور قلم‌هایمان، بحث خواهیم کرد، نقد خواهیم کرد و چند شماره از مجله‌هایمان را پر خواهیم کرد. به‌قول چارلز جنکز، معماری پست‌مدرن یعنی معماری مدرن به اضافه …. و این اضافه می‌تواند هر چیز باشد؛ تاریخ، فلسفه، تکنولوژی و حتی هر نوع فیل هوا کردن. اکنون خوشبختانه دوران فلسفه‌بافی‌های دور و دراز در معماری به سر آمده و هر کسی سر جای خود برگشته است. از جدال دریدا و ایزنمن چندان خبری نیست و قرن ۲۱ باید قرن پرداختن به خود معماری و نیازهای واقعی بشر و حل مشکلات محیط زیست باشد ولی باید پذیریم که جهان امروز، جهان تفاوت‌هاست و آزادی و دموکراسی واقعی، معماران و معماری را نیز شامل می‌شود.
تعاریف
پسانوگرایی4یا پست‌مدرنیسم، (همچنین: پسامدرنیسم، پساتجدد، مابعد تجدد) (به انگلیسی: Postmodernism ) به سیر تحولات گسترده‌ای در نگرش انتقادی، فلسفه، معماری، هنر، ادبیات و فرهنگ می‌گویند که از بطن نوگرایی (مدرنیسم) و در واکنش به آن، و یا به عنوان جانشین آن پدید آمد. پست مدرنیته مفهومی تاریخی-جامعه‌شناختی است که به دوران تاریخیِ بعد از مدرنیته اطلاق می‌شود. 5
تعاریف دیگر
• بعضی به عبارت ساده آن را این‌گونه تعریف کرده‌اند: «چرخش از سلطنت خفقان آور روایت‌های کبیر به خودمختاری پرتفرقه‌ی خرده‌روایت‌ها. 6
• پسامدرنیسم مدرنیته ای دیگر است که به مدرنیته با نگاهی نو و دیگر نظر می افکند. پسامدرنیسم سنت نفی کننده و انتقادی مدرنیته را در مورد خود مدرنیته به کار می گیرد. 7
پست مدرنيسم يك حرکت است، عليه هر بنيان فكري و هر ارزش جاويد و جهاني، و به اين دليل تعريفي واحد از آن در دست نيست.
پست مدرنیسم در ابتدا حرکتي در معماري بود و با تقليد از الگوهاي سنتي، معماري مدرن را نفي کرد. در هنر، پست مدرنيستها با نمادها و علائم فاقد معنا، با تأکيد روي اشكال ناقص، و با استفاده از رنگها، مواد و روشهاي ناهمگن به توصيف جهان پرداختند. موسيقي داﻧﻬاي پست مدرن از ملودي و هارموني اجتناب کردند. همچنين نويسندگان پست مدرن داستاﻧﻬاي خود را با راويان متعدد و به صورت ناتمام ارائه کردند. اين که پست مدرنیسم توسط چه کسي يا از چه زماني شروع شده است نا مشخص است. امروزه پست مدرنیسم به يك کلمه کليدي تبديل شده است که هنر، سياست، اقتصاد، علم، فن آوري و فرهنگ ما را تحت تأثير خود قرار داده و همه چيز ما را به چالش کشيده است.
مدرن8
واژه ی مدرن که امروزه در زبان های مختلف از جمله در زبان فارسی ، رایج شده است، ریشه در لغت لاتین «modus» دارد. واژه ی «modus» ( منشا «mode» “شیوه- باب روز” و «model » “قالب و الگو” ) به معنی «measure » (اندازه، مقیاس، پیمانه) است. در دوران باستان ، صفت «modernus» از آن به دست آمد که حاکی از مفهوم ” در زمان حال” بود و از طریق زبان فرانسوی ، منشا «modus» ( جدید ، نوین ، امروزی محسوب می شود. به گمان بعضی تاریخ نگاران ، رومیان لفظ «moderni» را در اواخر قرن پنجم میلادی ، در مورد ارزش ها و باورهای جدید، به کار می بردند. ارزشهایی که باباورهای پذیرفته شده ی قدیمی – که با لفظ «antiqui» مشخص می شدند – در تقابل بودند. 9
واژه «مدرن» پیشینه ای دراز دارد، این واژه در شکل لاتین ، نخستین بار در قرن پنجم میلادی ، برای متمایز کردن دوران مسیحیت از دوران جاهلیت و کفر ، استفاده می شده است. این واژه از آغاز تاکنون ، مفهوم گذر از کهنه به نو را افاده کرده و در هر حال ، برای نشان دادن کیفیتی جاری است که با گذشته نیز تفاوت دارد.
حدود سال 1144 میلادی، آبوت سوژه 10 معمار قرون وسطا با ساخت یک هشتی و سپس بازسازی جایگاه هم سرایان کلیسای سن دنی 11 پاریس ، جایگاه خود را به عنوان معمار گوتیک تثبیت کرد. او اندیشه های خود در مورد معماری گوتیک و کلیسای سن دنی را در کتابی به تصویر در آورد و شیوه نوینی را در بازسازی این کلیسا ابداع نمود. او اثر خود را «اپوس مدرنوم» 12 یا «اثر مدرن» نامید. 13
در اصل سوژه بر این عقیده بود که شیوه ابداع او ، معماری گوتیک، در مقایسه با معماری پیش از آن ، معماری رومانسک، شیوه مدرنی است که از دل معمایر گذشته شکل گرفته است. از طرفی ، واژه ی مدرن در بیان آرای نظریه پردازان رنسانس ایتالیا ، جایگاه خاصی دارد. اندیشمندان مذکور سبک رنسانس را «سک باستانی خوب و مدرن»14 می نامیدند. این هنرمندان در پاسخ به تناقض که ، چگونه یک جریان همزمان می تواند هم مدرن و هم باستانی باشد ، آراء و نظریات اومانیست های هم عصر با دوره رنسانس متوسل گشتند. به اظهار نظر آنها ، طبیعت و عقل به ما

این نوشته در پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید