دسامبر 23

منابع مقاله درمورد معماری ایران، معماری ایرانی، نظم هندسی، ساختار فضایی

های طراحان تداوم داشته است که میتوان گاه با قوت و گاه با ضعف دنبال کرد از مهمترین ویژگی ها این است که در لایه اصول باقی میمانند و در تصمیمات جزیی دخول نمیکنند که خود این امر این امتیاز را به طراح میدهد تا به حفظ پاره ای از اصول در جزییات دست به خلاقیت و نو آوری بزند از دیگر سو به واسطه بنیادی بودن و زیر بنایی بودن این اصول به صورت اصیل و دست نخورده باقی مانده اند و در لایه های زیرین طراحی ابنیه سنتی ما باقی مانده اند . ( نقره کار ،1389 : 187)
تناسبات :
در طول ادوار گوناگون معماری ایران میتوان شاهد به کار گیری انواع گوناگونی از تناسبات در طراحی ابنبیه بود که در لایه های گوناگون طراحی از جمله پلان، مقطع ،نما وحتی تزیینات به کار گرفته میشده است و در ادوار گوناگون و در جغرافیا هایی که خود را وابسته به فرهنگ و معماری ایرانی میدانسته اند البته با تغیراتی که گاه تحت تاثیر مسائل اقلیمی میتوان دنبال کرد .برای نمونه استفاده از تناسبات 1.618 در پاسارگاد و استفاده از تناسبات 1.414در طراحی کوشک ها که کوشک آپادانا از نمونه های بارز آن است .تناسبات درگر تناسباتی است که استاد فقید معماری ایرانی محمد کریم پیر نیا آن را تناسبات ایرانی مینامد با نسبت 1.73است که حاصل طول به عرض مستطیلی است که در یک شش ضلعی قرار میگیرد که نمونه آن در تالار بلند طاق کسری در تیسفون یافت میشود .تناسبات دیگری نیز وجود دارد که تا کنون به آن پرداخت نشده است و ان 1.118 است که در کاخ سروستان و تاق کسری به کار گرفته شده است . (نقره کار ، 1389 : 187)

مدول
در معماری ایرانی ویژگی های هندسی زیادی را می توان جست که منحصر به معماری ایرانی باشند اما در موضوع مورد بحث باید در پی ویژگی هایی بود که قابلیت تعمیم به معماری امروز و استفاده از آنها با شرایط امروز معماری وجود داشته باشد .از مهمترین ویژگی های هندسی معماری ایرانی معماری وهندسه مدولار است که در نگاه اول یک ویژگی است که حاصل تحمیل سازه بر معماری ما بوده است به این معنی که چون معماری ما قابلیت پوشاندن دهنه هایی با عرض بسیار بزرگ را نداشته است آن ها را به مسائل کوچک و قابل حل برای خود تبدیل میکرده است که خود این روش حل مسئله امکانهایی را نیز برای طراح به وجود می آورده است که اتفاقا در امروز معماری ما هم کار آمد می توانند باشند .
از جمله امکان هایی که از استفاده از هندسه مدولار حاصل میشود سهل وممتنع بودن طرح است به گونه ای که همیشه در هر جا امکان چونین برخوردی با تعریف درست و متناسب مدول پایه وجود دارد اما نظام بخشیدن به مدول ها همیشه نیازمند طراحی دقیق است .این نوع برخورد اگرچه یک راه حل ساده محسوب میشود اما پاسخ های تکراری به مسئله نخواهد داد .
امکان بعدی پاسخ به مسئله سازه با کمترین نیاز به طراحی های عظیم است که در طراحی های گذشته بسیار به کار گرفته میشده است.
سرعت بخشیدن در اجرا و بالا بردن کیفیت اجرا نیز میتوان از دیگر امتیازات این نوع طراحی محسوب کرد و از دیگر سو به واسطه اینکه مسئله طراحی و اجرا به مسئله های کوچکتر تبدیل میشده است همه ی معماران فارغ از نوع نگاه آنها به مسئله طراحی و میزان مهارت در روش ساخت به یک نوع وحدت رویه میرسیده اند و این خود موجب ایجاد کیفیت یکسان در ساخت ابنیه میشده است .
از دیگر امکاناتی که طراحی مدولار برای طراح فراهم میکند قابل توسعه بودن سازه در زمانهای گوناگون و با توجه به نیاز کاربران بدون ظربه زدن به اصالت بنا است به این گونه که اگر صد سال پیش یک روستا نیاز مند یک مسجد با طرح شبستانی با ظرفیت 100 نفر بوده است و امروز نیاز مند به همان مسجد با ظرفیت 200 نفر است تنها با رشد الگوی موجود میتوان به نیاز های مسجد پاسخ گفت بی آنکه به اصالت مسجد اولیه که دیگر الان با گذشت صد سال ارزشی یافته است ضربه ای بخورد دست یافت .
نظم هندسی
آنچه به وضوح میتوان در معماری گذشته ایرانی تعقیب کرد اصالت داشتن فضاهایی با نظم هندسی است. نظم هندسی به این معنا که تا حد مقدور از فضا هایی که دارای شکل هندسی منتظم و قابل درک برای انسان بوده اند استفاده میشده است و یا اگر معماری در دوره ای خاص دست به طراحی بنایی نا آشنا با چشم کاربر آن دوره میزده است شکل و فرم و فضا قابلیت تجزیه به اشکال ساده تر و قابل درک را برای مخاطب را داشته اند که این امر اثر را برای ذهن تحلیل گر قابل درک میکند . توجه به اشکال هندسی اقلیدسی همیشه در تمامی ادوار قابل توجه است و حال آنکه این اشکال را در بهترین و بهینه ترین حالت خود به کار میگرفته اند به نحوی که بیشترین کارایی را داشته باشند
اما معنای دیگری نیز در واژه نظم هندسی مستتر است و آن استفاده از خواص هندسی خود اشکال چه در طراحی و چه در ترکیب احجام است برای روشن تر شدن موضوع شاید لازم به شرح این نکته هستیم که تمام اشکال علاوه بر آنچه با چشم رویت میشود و با قلم ترسیم میشود دارای خطوط پنهانی هستند که در آنها ویژگی هایی ایجاد میکند مانند اقطار یا خطوط تقارنی که هر شکل دارد در حقیقت با نگاهی تحلیلی این گونه میتوان بیان کرد که خطوط به دو قسم پیدا و پنهان تقسیم میشوند . در گذشته در طراحی از این خطوط پنهان استفاده میکردند به این معنی که مثلا برای ترکیب یک مربع با مستطیل توجه به محور های تقارن و اقطار یا امتداد آنها و امتداد اضلاع در ترکیبی مناسب و استوار میتواند موثر باشد .
از دیگر رو استفاده از آنچه معماری امروز ما آن را قواعد گشتالت میشناسد در معماری م
ا سابقه دارد و در سازماندهی فضایی با حداقل جرم و کالبد استفاده میشده است .

ساختار فضایی،استخوانبندی فضایی
شاید یکی از مهمترین ویژگی هایی که یک معماری مطلوب باید دارا باشد این است که از نظام و ساختار فضایی مناسبی برخوردار باشد به نحوی که یک نظم وحدت بخش در تمام کار جاری باشد که آن را بتوان به عنوان الگویی یافت که کار بر پایه آن بنا شده است و قابلیت رشد دارد .این نظم ساختاری که در بالا از آن نام برده شد باید قابلیت استخراج و تعمیم پذیری در تمام لایه های کار را دارا باشد چنان که ایجاد کننده ی رابطه ی میان جز و کل گردد .اما نکته حائز اهمیت اینجا است که همیشه این پرسش مطرح خواهد بود عواملی که میتوان با آنها چنین نظم ساختاری نجاتبخشی ایجاد کرد کدامند ؟و چگونه میشود چنین نظمی را ایجاد کرد؟ یا چگونه آن را در لایه های گونا گون یک اثر معماری باید تسری داد ؟
همانگونه که پیش از این در تعریفهای کلاسیک علم هندسه گفته شد علم مربوط به اشکال و اندازه ها و تناسبات را هندسه می نامند اما از ویژگی ها و خواص آن اگر بخواهیم سخن بگوییم باید از ایجاد نظم در میان اشکال نام برد که در واقع زاییده ی هندسه است و علم به این موضوع و به کار گیری یک هندسه غالب در طراحی یک اثر معماری از طراحی پلان ها تا نما و مقاطع تا پرداخت به جزییات میتواند ساختاری را ایجاد کند که در نظم بخشیدن به فضا ها و ایجاد ساختاری محکم و استوار بسیار کار آمد باشد .
شاید در این قسمت از سخن لازم به ذکر است که وقتی سخن از هندسه مندی یک اثر است و یا حرفی از ایجاد یک ساختار هندسی برای ایجاد نظمی بنیادی در یک اثر معماری می زنیم تا فضا ها از از هم گسیختگی و یا حتی نه صرفا از هم گسیختگی (امکان این امر وجود دارد که کار از هم گسیخته نباشد اما نظمی که قابلیت اکتشاف و توسعه بر مبنای آن باشد وجود نداشته باشد ،در واقع از یک کار معماری همیشه این توقع هست که نشانه هایی از وجود یک دانای کل و یک خرد پنهان در آن دیده شود ) نجات یابد بی اختیار ذهن به سمت فضا هایی با خواص شکلی میرود یعنی امکان دارد این معنی به ذهن متبادر گردد که از جنس فضا های راست گوشه دفاع میشود یا به هندسه ای اقلیدسی
نظر داریم . این در حالی است که هیچ یک از این هندسه ها نسبت به هم رجحان ندارند (شاید در موضوع خاصی از طراحی یا برای سای خاصی هندسه ای خاص توصیه شود اما به قطع هیچ کس سفارش به یک نوع از هندسه یا نظام سازماندهی فضایی نمیکند و این صورت مسئله است که آن را تعیین میکند )بلکه روی سخن با لزوم بر وجود یک نظم هندسی آن هم در لایه های ساختاری بناست که قابل وصول در تحلیل ها باشد .
در هر صورت وجود نظامی هندسی قوی ئر ایجاد ساختار های فضایی قوی بسیار کار آمد است و این مهم را میتوان در ادوار گوناگون معماری این سرزمین جستجو ودنبال کرد شاید مهمترین ویژگی سخن بالا به این قسمت ناظر باشد که یک سازماندهی یا یک ساختار فضایی را میتوان بی آنکه از نظر شکلی تکرار شود نو کرد و به معماری امروز آورد و از میزان کارایی بالای آن با شکل و ریخت جدید بهره برد برای نمونه در باغ های ایرانی که ساختار هندسی باغ مستطیل و کشیده است در محور تقارن و منطبق با کشیدگی باغ محور آب را داریم که با درختان سوزنی برگ غالبا این محور تاکید میگردد (استفاده از سوزنی برگها برای این است که همیشه سبز هستند واز آنجا که مسیر وصول به کوشک هم از کنار آب میگذشته این درختان در حفظ جلال و شکوه باغ تاثیر داشته اند خاصه آنکه غالبا این باغ ها مقر حکومت بوده اند )
و در منتهای آن کوشک قرار میگیرد .و یا در ورودی های خانه های قدیمی ایرانی هشتی ها قرار داشتند که هرگز دسترسی از ضلع مقابل به در ورودی اصلی خانه را نمی دادند همانگونه که شاهد هستیم یک نظام هندسی با تعداد بالا و البته کارا در زمانهای متفاوت تکرار شده است موجب ایجاد نظم در طراحی از یک سو و ایجاد احکام طراحی از سوی دیگر گشته و در حقیقت موجب میشود که یک ساختار فضایی مناسب در بنا ایجاد شود .

شفافیت
شفافیت تهی در معماری ایرانی
فضای خالی در هنر ایرانی یکی از مهم ترین ثمرات متافیزیکی توحید در هنر است.هنر ایرانی همواره در پی آن بوده است تا فضایی بیافریند که در آن سرشت موقت و گذرای اشیا مادی تأکید شود و تهی بودن اشیا مورد توجه قرار گیرد.اما اگر قرار بود،اشیا و المان ها به کلی غیر واقعی و هیچ باشند،در آن صورت اصولاً شیئی وجود پیدا نمی کرد.واقعیت امر در تمامیت خود،در بردارنده جنبه وهمی اشیا و اشیا به مثابه بازتاب ها و مظاهر مثبت مراتب عالی تر هستی،و نیز خود حقیقت مطلق است.شیء است که فضای اطراف خود را تعریف می کند و به این فضا معنا و هدف خاصش را می بخشد.
شفافیت روان در معماری مدرن
یکی از قوی ترین عقاید رایج در معماری قرن بیستم،لزوم تداوم بین داخل وخارج و این که فضای خارج بایستی بیانگر داخل باشد،بوده است.پیامد معماری مدرن،فضای سیالی است که معماری آن متشکل از سطوح افقی و قائم است.استقلال بصری این سطوح آزاد به وسیله اتصال هایی از صفحات شیشه ای امکان پذیر گشت،به طوری که پنجره ها از حالت سوراخهایی در دیوار،خارج شده و در عوض به وقفه هایی در دیوار تبدیل شدند تا از نقطه بصری عناصر مثبتی در داخل ساختمان تلقی نشوند.معماری مدرن دیوارها را گشود و به فضاهای درون وبیرون،امکان جریان در یکدیگر را داد.میس ون درروهه می گوید:”احساس جا افتادگی فضا ها،این نیاز را به وجود می آ
ورد که در درون صحبت از بیرون باشد و بیرون نیز خود را به درون کشاند،اینک داخل و خارج می توانند یکی شوند.”
بازتاب شفافیت در طرح
هدف ایجاد فضایی روان و سیال می باشد که برای دستیابی به پیوستگی داخل و خارج به کار می رود.در اینجا شفافیت،خالق پویایی و حرکت فضای داخل به بیرون و فضای خارج به درون است.وقتی سطوح محدودکننده با شیشه ها پوشش می یابد،فضا از نظر فیزیکی تقسیم شده است،در حالی که از نظر بصری تداوم خود را حفظ می کند.تعدد تصاویر مکانی در بیرون و داخل به وجود می آید و هر بیننده به نوبه خود خالق یک سری معانی،از یک مکان خاص خواهد بود.همان طور که سازه های دارای چارچوب فولادی،ساختمان هایی را که دارای این سازه ها بودند،از ضرورت تاریخی دیوارهای حجیم و کت و کلفت قبلی رها می کرد،دیوار شیشه ای هم مظهر رهایی ما از ایده ی تلقی ساختمان به عنوان سپر



Copyright 2017. All rights reserved.

Posted دسامبر 23, 2018 by yazoa in category "پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید