منبع تحقیق رشته حقوق درمورد تغییرات اقلیمی

دانلود پایان نامه

برای زندگی کردن دارد. از آنجایی که حقوق بشر منوط به زنده بودن بشر است، حق زندگی بر حقوق دیگر اولویت دارد؛ زیرا بدون حیات، دیگر حقوق، ارزش یا کاربرد ندارد. حق حیات در حالتهای مختلفی ممکن است مورد مخاطره قرار گیرد. عدم حمایت دولت از افراد و یا گروههای در معرض تهدید و آسیبپذیر، جلوهای از نقض حق حیات است.
در اعلامیه‌جهانی حقوق بشر و اعلامیه‌آمریکایی حقوق بشر به طور صریح حق حیات ذکر شده است. کنوانسیون آمریکایی حقوق بشر و منشور آفریقایی حقوق بشر و ملل، نیز بر احترام به این حق تاکید کردهاند. حق حیات به روشنی در میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی (ماده 6) و کنوانسیون حقوق کودک (ماده 6) مورد حمایت قرار گرفته است. کنوانسیون حقوق کودک به طور شفاف حق حیات را به تعهد دولتها «به کسب اطمینان تا بالاترین حد ممکن از زنده ماندن و رشد کودک» مرتبط میکند.
برخی از تاثیرات مشاهده شده و پیشبینی شده تغییرات اقلیمی، تهدیدات مستقیم و غیر مستقیمی بر حیات بشر میباشند. چهارمین گزارش ارزیابی هیات بین دولتی تغییرات اقلیمی، افزایش رویارویی انسانها با مرگ، بیماری و جراحت ناشی از امواج گرما، سیل، طوفان، آتشسوزی و خشکسالی را با اطمینان بالا پیشبینی میکند. همچنین، تغییرات اقلیمی حق حیات را از طریق افزایش گرسنگی، سوء تغذیه و بیماریهای مرتبط که بر رشد و پرورش کودک، مرگ و میر و بیماریهای قلبی- تنفسی مربوط به کاهش سطح ازن موثر است، تحت تاثیر قرار میدهد.
تغییرات اقلیمی فجایع مرتبط با آب و هوا را که هماکنون مردم و برخورداری آنها از حق حیات را به ویژه در جهان در حال توسعه تحت تاثیر قرار میدهد، تشدید میکند. به عنوان مثال، از سال 2000 تا 2004، حدود 262 میلیون انسان به طور سالانه تحت تاثیر فجایع اقلیمی قرار گرفتهاند که بیش از 98% آنها در کشورهای در حال توسعه زندگی میکنند. رویدادهای چرخه باد گرمسیری که زندگی حدود 120 میلیون انسان را تحت تاثیر قرار میدهد، موجب مرگ حدود 250000 نفر از سال 1980 تا 2000 شده است.
حفاظت از حق حیات به طور کلی و در رابطه با تغییرات اقلیمی، با اقدامات برای تحقق سایر حقوق، از جمله حق نسبت به غذا، آب، سلامت، و مسکن ارتباط نزدیک دارد.

بند دوم: اسناد بینالمللی، تغییرات اقلیمی و حق نسبت به غذای کافی
حق بر غذا به عنوان حق بنیادین هر شخص، حق بر رهایی از گرسنگی و دسترسی پایدار به غذا با کیفیت و کمیتی است که پاسخگوی نیازهای غذایی و فرهنگی او باشد. تحقق این حق با برآوردن نیازهای اولیه و اساسی انسان، زمینه تحقق سایر حقوق بشری شخص را فراهم میکند و از این جهت با کرامت انسانی مرتبط است.
حق نسبت به غذا مستلزم سطح و نوعی از غذاست که سازگار با شرافت انسانی باشد. کمیته اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، حق نسبت به غذا را به گونهای جداییناپذیر با کرامت انسانی مرتبط میداند که برای استیفای سایر حقوق مندرج در منشور بینالمللی حقوق بشر ضروری است. (بند (4) تفسیر کلی شماره 12)
نخستین بار در اعلامیه جهانی حقوق بشر به حق نسبت به غذا اشاره شد. (ماده 25) حق نسبت به غذا، به روشنی در میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (ماده 11)، کنوانسیون حقوق کودک (ماده (c)24) و کنوانسیون حقوق اشخاص دارای معلولیت (ماده (f)25 و بند 1 ماده 28) بیان شده و در مواد کلی راجع به استانداردهای کافی زندگی در کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان (بند (h)2 ماده 14) و کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض نژادی (ماده (e)5) به طور ضمنی بیان شده است.
به علاوه، در اعلامیه امریکایی حقوق و تعهدات فرد (ماده 11)، منشور سازمان دولتهای آمریکایی (ماده 34)، پروتکل سن سالوادور کنوانسیون امریکایی حقوق بشر (ماده (1)12)، کنوانسیون ژنو راجع به رفتار با اسیران جنگی (مادههای 26 و 51)، کنوانسیون ژنو راجع به حمایت از غیرنظامیان در زمان مخاصمات، (مادههای 23 و 55)، نیز به این حق اشاره شده است.
علاوه بر حق نسبت به غذای کافی، میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی همچنین «حق بنیادین همه نسبت به رهایی از گرسنگی» را ارج مینهد. اجزای حق نسبت به غذا شامل در دسترس بودن غذای کافی (شامل امکان تغذیه از منابع غذایی طبیعی) و قابل دسترسی بودن آن برای همه افراد تحت صلاحیت یک دولت است. همچنین، دولتها باید از رهایی از گرسنگی اطمینان حاصل کنند و اقدامات ضروری را برای کاهش گرسنگی حتی در زمان بلایای طبیعی و سایر فجایع اتخاذ کند.

در اثر تغییرات اقلیمی، پیشبینی میشود در ابتدا با افزایش میانگین دمای جهانی بین 1 تا 3 درجه سانتی گراد، در عرضهای جغرافیایی وسط تا بالا پتانسیل تولیدات غذا افزایش یابد. اما در عرضهای جغرافیایی پایینتر، پیشبینی میشود تولید محصولات کشاورزی کاهش یابد که خطر گرسنگی و عدم امنیت غذایی را در مناطق فقیرتر جهان افزایش میدهد. بر اساس یک تخمین، 600 میلیون انسان دیگر با سوء تغذیه ناشی از تغییرات اقلیمی روبرو هستند، و به ویژه در منطقه جنوب صحرای آفریقا تاثیرات منفی دارد. به ویژه مردم فقیر که در کشورهای در حال توسعه زندگی میکنند به دلیل وابستگی نامتناسب آنها به منابع حساس نسبت به اقلیم برای غذا و امرار معاش خود آسیبپذیرتر هستند.
بر اساس گزارش صندوق کودکان ملل متحد (UNICEF)، تغییرات اقلیمی، تغذیه و سلامت فقیران جهان را تهدید میکند. تغییر در الگوی اقلیمی میتواند به جاری شدن سیل و خشکسالی منجر شود، که هر دو این پدیدهها میتوانند ذخایر غذایی یک منطقه را نابود کنند. دانشمندان پیشبینی میکنند دمای رو به افزایش هوا و بارندگی ناپایدار میتواند بهرهوری محصولات کشاورزی را در بسیاری از مناطق آسیبپذیر کاهش دهد. در کشورهای در حال توسعه، این امر می تواند باعث شود میلیونها انسان برای تولید یا خرید مواد غذایی کافی، توانایی لازم را نداشته باشند.
در کشورهایی مانند بورکینافاسو که کشوری ساحلی است و 90 درصد سکنه آن به کشاورزی مشغولند، دامپروری و کشاورزی منابع عمده درآمد خانواده ها هستند. هنگام وقوع خشکسالی یا مرغوب نبودن محصولات کشاورزی، امنیت غذایی وجود ندارد. مردم جان خود را از دست میدهند، دامها مرده و زمینها به بیابان تبدیل میشوند. در جامعه محلی، این مشکل جدیتر است. زیرا همه خریدها از پول حاصل از محصولات کشاورزی انجام میشود. وقتی محصول خوب نباشد، پولی برای خرج کردن نیست. هر سال، کمبود غذا وجود دارد.
به علاوه، بر اساس گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر راجع به حق نسبت به غذا، «نیمی از مردم گرسنه جهان… برای زنده ماندن خود به زمینهایی وابسته هستند که ذاتا فقیر هستند و ممکن است تحت تاثیر خشکسالیهایی مکرر، تغییرات اقلیمی و استفاده ناپایدار از زمین، کم حاصلتر و نابارورتر شوند.
گزارشگر ویژه راجع به حق نسبت به غذا، اثبات کرده است که رویدادهای شدید اقلیمی چگونه امنیت غذایی و زندگیها را بهطور فزایندهای تهدید میکند. در پاسخ به این تهدید، تحقق و درک حق نسبت به غذا نیازمند آن است که به گروههای آسیبپذیر و خسارتدیده، شامل افرادی که در مناطقی که در معرض بلایا زندگی میکنند و مردم بومی که زندگی آنها مورد تهدید است توجه کافی شود.

بند سوم: اسناد بینالمللی، تغییرات اقلیمی و حق نسبت به آب
کمیته حقوق اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی حق نسبت به آب را به عنوان حق همه افراد نسبت به آب کافی، سالم، قابل قبول، قابل دسترسی و در استطاعت افراد برای استفادههای شخصی و خانگی، مانند آشامیدن، تهیه غذا و نظافت شخصی و خانگی تعریف میکند. در حالیکه در میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی به روشنی بیان نشده است، این حق از ماده 11 (حداقل استاندارد زندگی) و ماده 12 (سلامت) برداشت میشود. کنوانسیون حقوق کودک (بند (c)2 ماده 24)، کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان (بند (h)2 ماده 14) و کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت (بند (a)2 ماده 28) به روشنی به دسترسی به خدمات مربوط به آب در مواد راجع به «آب آشامیدنی سالم» به عنوان بخشی از اقداماتی که دولتها باید برای مقابله با بیماری و سوء تغذیه اتخاذ کنند اشاره میکند. پیشبینی میشود فقدان یخرودها و کاهش پوشش برف موجب افزایش و ایجاد تاثیر منفی بر میزان دسترسی به آب برای بیش از یک ششم جمعیت جهان شود که از آب ذوب شده از رشتهکوهها تامین میشوند. رویدادهای آب و هوایی، مانند سیل و خشکسالی، نیز بر منابع آب تاثیر میگذارند. بنابراین تغییرات اقلیمی فشار موجود بر منابع آب را تشدید میکند و مشکل دسترسی به آب آشامیدنی سالم که هم اکنون حدود 1.1 میلیارد نفر در جهان از آن محروم هستند و یک دلیل اصلی مرگ و میر و بیماری است را پیچیدهتر میکند. تغییرات اقلیمی با برخی از دلایل دیگر استرس و مسائل آب مانند افزایش جمعیت، تخریب محیط زیست، مدیریت ضعیف آب، فقر و نابرابری تاثیر متقابل دارد. بر اساس گزارش توسعه انسانی برنامه توسعه ملل متحد در سال 2006، عوامل ریشهای بحران کنونی آب بیشتر در مدیریت ضعیف آب، فقر و نابرابری است تا در کمبود منابع آب.
مطالعات مختلف اثبات میکند که تاثیر منفی تغییرات اقلیمی بر منابع آب و برخورداری موثر از حق نسبت به آب میتواند از طریق پذیرش سیاستها و اقدامات مناسب کاهش یابد.
بر اساس گزارش سازمان ملل متحد که در نشست مجمع جهانی آب در شهر مارسی فرانسه (مارس 2012) منتشر شد، میزان تقاضا برای منابع آب در جهان به شدت نگران‌کننده شده است و لازم است در این باره، به گونه‌ای بنیادین بازاندیشی شود. افزایش بی سابقه تقاضا برای غذا، گسترش سریع شهرنشینی و تغییرات اقلیمی به گونهای مهم تهدیدی علیه منابع آب در جهان هستند. بر اساس تخمین این گزارش، 70% افزایش تقاضا برای مواد غذایی تا سال 2050، موجب افزایش 19% مصرف آب در بخش کشاورزی خواهد شد. خانم ایرینا بوکووا مدیر کل سازمان آموزشی، علمی وفرهنگی ملل متحد (یونسکو) در مقدمه این گزارش میگوید آب شیرین به گونهای پایدار و بر اساس نیاز و تقاضا مصرف نمیشود. در حال حاضر 70% از آب شیرین دنی
ا به مصارف کشاورزی اختصاص دارد. بر اساس این گزارش، تغییرات اقلیمی باعث می‌شود الگوهای بارش باران و رطوبت خاک تغییر کند که موجب بروز خشکسالی‌های گسترده‌تر و ذوب شدن یخچال‌های طبیعی می‌شود و فجایع مرتبط با آب مانند سیل و خشکسالی شده که به سهم خود اثرات منفی بر تولیدات کشاورزی میگذارند و در نهایت، میزان تولید و عرضه منابع مورد نیاز جهان را کم می‌کند. در این گزارش سازمان ملل متحد اضافه شده است که آسیا محل زندگی ۶۰ درصد از جمعیت دنیا است، ولی فقط حدود یک سوم منابع آب جهان را دارد. بر اساس برآورد این گزارش تا 2070 موارد مذکور 44 میلیون انسان در جهان را تحت تاثیر قرار می دهد.

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بند چهارم) اسناد بینالمللی، تغییرات اقلیمی و حق نسبت به مسکن کافی:
حق نسبت به مسکن و جای کافی برای زندگی در چند سند از مهمترین اسناد حقوق بینالملل بشر و از همه جامعتر در میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (ماده 11)، به عنوان یک جزء از حق نسبت به حداقل استاندارد زندگی ارج نهاده شده است. حق نسبت به مسکن کافی به عنوان «حق نسبت زندگی در جایی در امنیت، صلح و احترام» تعریف شده است. اجزای مهم این حق شامل امنیت استخدام، حمایت در برابر اخراج اجباری، دسترسی به خدمات، وسایل، تسهیلات و زیرساختارها، قابل استطاعت بودن، قابل سکونت بودن، در دسترس بودن و مناسب بودن از نظر مکان و فرهنگ است.
تغییرات اقلیمی مشاهده شده و پیشبینی شده حق نسبت به مسکن کافی را از چند طریق تحت تاثیر قرار میدهد. طوفان و افزایش سطح دریا تاثیر مستقیم بر بسیاری از سکونتگاههای ساحلی خواهد داشت. در منطقه قطب و دولتهای جزیرهای واقع شده در ارتفاع کم چنین تاثیراتی هم اکنون موجب جابهجایی مردم و جوامع شده است. همانطور که در سالهای اخیر، میلیونها انسان و خانه تحت تاثیر سیل بودهاند، سکونتگاههای قرار گرفته در دلتاهای بزرگ کم ارتفاع نیز بهطور ویژه در معرض خطر میباشند.
نابودی معیشتها، که بخشی از آن ناشی از تغییرات اقلیمی است، یک عامل اصلی اجبار برای افزایش مهاجرت شهری و روستایی است. بسیاری از افراد به مناطق زاغهنشینی شهری و سکونتگاههای غیر رسمی مهاجرت کردهاند که اغلب مجبور میباشند در آنجا پناهگاههایی در مناطق پر مخاطره بسازند. امروزه یک میلیارد نفر در مناطق زاغهنشینی شهری در دامنه تپههای سست یا سواحل رودخانهای در معرض سیل زندگی میکنند و با آسیبپذیری نسبت به رویدادهای اقلیمی شدید رو به رو هستند.
بر اساس اصول راهبردی راجع به آوارگی داخلی، « کشورهای دارای صلاحیتدار باید، صرف نظر از شرایط و بدون تبعیض، حداقل برای افراد آواره داخلی پناهگاه اولیه و مسکن با دسترسی ایمن به آن فراهم کنند و آن را تضمین کنند.» (اصل 18)

بند پنجم: اسناد بینالمللی، تغییرات اقلیمی و حق تعیین سرنوشت
حق تعیین سرنوشت یک اصل اساسی حقوق بینالملل است. بند 1 ماده 1 مشترک میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، بیان میکند که «کلیه مردم دارای حق تعیین سرنوشت هستند» که بهموجب آن «آزادانه وضعیت سیاسی خود را تعیین میکنند و آزادانه توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود را دنبال میکنند.» حق تعیین سرنوشت در منشور ملل متحد (مادههای 1 و 55) ارج نهاده شده است.
عدهای معتقدند که حق تعیین سرنوشت با به اجرا در آمدن این دو میثاق در سال 1976، اثر حقوقی الزامآور به خود گرفته است. این حق همچنین در اعلامیه حق توسعه (بند 2 ماده 1) و اعلامیه ملل متحد راجع به حقوق مردمان بومی (مادههای 3 و 4) نیز آورده شده است. قطعنامه 2625 مجمع عمومی با عنوان «اعلامیه اصول حقوق بینالملل راجع به روابط دوستانه ملتها»، اصل تعیین سرنوشت ملتها را بهعنوان یکی از اصول حقوق بینالملل تعریف کرده است.
جنبههای مهم حق تعیین سرنوشت شامل حق یک ملت مبنی بر محروم نشدن از شیوههای موجودیت و ادامه حیات خودشان و تعهد یک دولت به ارتقاء تحقق حق تعیین سرنوشت، شامل افرادی که خارج از سرزمین آن زندگی میکنند، میباشد.
در حالیکه حق تعیین سرنوشت یک حق جمعی است که بیشتر توسط مردم (ملت) پیگیری و دنبال میشود تا افراد، تحقق آن یک شرط اساسی و ضروری برای برخورداری موثر از حقوق بشر افراد است.
افزایش سطح دریا و رویدادهای شدید آب و هوایی ناشی از تغییرات اقلیمی، قابلیت سکونت، و در دراز مدت، موجودیت سرزمینی تعدادی از کشورهای جزیرهای واقع شده در ارتفاع کم را تهدید میکند. همچنین، تغییرات اقلیمی، تهدیدی برای محروم کردن مردم بومی از سرزمینهای سنتیشان و منابع امرار معاش آنها است. هر یک از این تاثیرات، بر حق تعیین سرنوشت تاثیراتی دارد.
زیر آب رفتن و ناپدید شدن کشورهای جزیرهای کوچک تاثیراتی بر حق تعیین سرنوشت، و نیز برای همه انواع حقوق بشر که افراد برای آنها وابسته به دولت برای حمایت هستند، دارد. ناپدید شدن یک دولت به دلایل مرتبط با تغییرات اقلیمی، موجب افزایش انواع تقاضاهای قانونی، شامل در نظر گرفتن وضعیت مردمی که در چنین سرزمینهای در حال ناپدید شدن زندگی میکنند و حمایت داده شده به آنها تحت حقوق بینالملل میشود. در حالیکه موارد و رویههای قبلی برای دنبال کردن وجود ندارد، واضح و روشن است که تاکنون که تغییرات اقلیمی تهدیدی بر حق مردم نسبت به تعیین سرنوشت تحمیل میکند، دولتها وظیفه دارند اقدامات مثبتی، به صورت انفرادی و مشترک، برای توجه و جلوگیری از این تهدید اتخاذ کنند. همچنین دولتها تعهد به اتخاذ اقداماتی برای جلوگیری از تاثیرات تغییرات اقلیمی که هویت فرهنگی و اجتماعی مردم بومی را تهدید میکند دارند.

بند ششم) اسناد بینالمللی، تغییرات اقلیمی و حق نسبت به محیط

این نوشته در پایان نامه ها و مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید