منبع تحقیق رشته حقوق درمورد حقوق بشر

خارجی نیست که مردم را تهدید میکند. بلکه خطراتی مانند ایدز، تخریب لایه ازن و تغییرات اقلیمی، سونامی، زلزله و آنفلولانزای خوکی، باعث احساس ناامنی در مردم میشود. بنابراین اینک «امنیت انسانی» بیش از پیش اهمیت یافته است. در ده سال اخیر مجمع عمومی سازمان ملل متحد قطعنامههای متعددی را در خصوص امنیت انسانی در دوران جدید تصویب کرده است. شاید هنوز در میان جهان سومیها مفهوم سنتی امنیت محور اصلی باشد و این کشورها در اوج فقر و فلاکت، با خرید هنگفت تسلیحات به تجهیز خود میپردازند، اما مقوله امنیت در کشورها دیگر بسیار وسیعتر است. به طور مثال رشد جمعیت، بیکاری، اعتیاد، گسترش بیابانها و گسترش فقر دغدغههای اصلی شماری از کشورهاست که به امنیت به عنوان مقولهای فراگیر و بلند مدت مینگرند. لذا از یک سو مفهوم امنیت دچار تحول و توسعه شده است و از سوی دیگر امنیت ملتها آن چنان به هم گره خورده است که دیگر مرزهای بینالمللی نمیتواند ملتها را از هم جدا کند. جهانی شدن، بعد جدیدی از واژه امنیت را در عصر حاضر ایجاب میکند. امنیت چیزی نیست که در مرزهای داخلی محصور بماند، بلکه تمام اعضای جامعه بینالمللی و سازمانهای بینالمللی مثل سازمان بینالمللی کار با بحث اشتغال، سازمان علمی و فرهنگی و آموزش یونسکو با اهتمام به آموزش، ایکائو با ایمنی پروازها، فائو با اعتلای کشاورزی و سازمان خوار و بار جهانی به نوعی با مقوله امنیت درگیر هستند. اکنون دیگر آسیب دیدن لایه ازن، فقط کشوری که نقش عمده ای در تخریب لایه ازن داشته است را به مخاطره نمیافکند، بلکه کره زمین مانند قایقی است که اگر سوراخ شود، همه سرنشینان آن در معرض خطر غرق شدن قرار میگیرند. بشر سرنوشت مشترکی یافته است. انسانهای ساکن در هر گوشه کره زمین تحت تاثیر مسائل مشترکاند. زمان و مکان در هم نوردیده شده است. لذا بیش از گذشته از همکاری بینالمللی صحبت میشود. نمیتوان به بحث تغییرات اقلیمی، نگاه صرفا ملی داشت و به تنهایی به مبارزه با آن برخاست.»

بند اول: شورای امنیت سازمان ملل متحد
شورای امنیت در 17 آوریل 2007 اولین مباحثه خود راجع به تغییرات اقلیمی و ارتباط آن با امنیت بینالمللی را برگزار کرد. شورای امنیت، به دعوت بریتانیا، در یک ابتکار، جلسهای آزاد با مشارکت نمایندگان بیش از 55 کشور راجع به بررسی رابطه میان انرژی، امنیت و تغییرات اقلیمی برگزار نمود که در آن از جانب برخی از کشورها، ایراداتی نسبت به صلاحیت شورا در پرداختن به این مسائل و از سوی برخی کشورهای دیگر تایید وجود چنین صلاحیتی مطرح شد. این ابتکار که در نامه 5 آوریل 2007 نماینده دائم انگلستان و ایرلند شمالی به رئیس شورا ذکر شده بود، پیرامون مسائل امنیتی تغییرات اقلیمی همچون اشکال مختلف مناقشات مانند دسترسی به انرژی، آب، غذا و دیگر منابع محدود، حرکتهای جمعیتی و اختلافات مرزی تمرکز داشت.
در این جلسه، نمایندگان کشورها نظرات مختلفی راجع به صلاحیت شورا در پرداختن به این مسائل مطرح کردند. در حالیکه برخی از نمایندگان این ابتکار را تحسین نمودند، از سوی کشورهای در حال توسعه، که به مسئله تغییرات اقلیمی به عنوان یک مسئله توسعه اجتماعی- اقتصادی مینگرند که باید توسط مجمع عمومی به آن پرداخته شود، اعتراضاتی وجود داشت. بسیاری از نمایندگان نیز از سازمان ملل متحد خواستند یک نشست جهانی راجع به این مسئله برگزار کند.
دبیر کل سازمان، بان کی مون، ضمن دعوت به یک «واکنش بلند مدت جهانی»، اعلام کرد تغییرات اقلیمی نه تنها تاثیرات جدی زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی دارد، بلکه تاثیراتی بر صلح و امنیت نیز دارد. این مسئله به ویژه در کشورهای آسیبپذیر که همزمان با چند بحران از جمله اختلافات قبلی، فقر، دسترسی نابرابر به منابع، نهادهای ضعیف، عدم امنیت غذایی و شیوع بیماریهایی نظیر ایدز روبهرو هستند، درست است. دسترسی محدود به انرژی، خطر اختلافات را افزایش میدهد. کمیابی آب و غذا رقابت صلحآمیز برای غذا را به خشونت تبدیل میکند و سیلها و خشکسالیها موجب مهاجرتهای گسترده انسانی، قطبی کردن جوامع و تضعیف توانایی کشورها برای رفع اختلافات به صورت صلحآمیز میشود.
نماینده پاکستان که از طرف کشورهای در حال توسعه «گروه 77» و چین سخنرانی کرد، گفت که وظیفه اصلی شورای امنیت حفظ صلح و امنیت بینالمللی است. مسائل مربوط به توسعه اجتماعی و اقتصادی، تکلیف مجمع عمومی و شورای اقتصادی و اجتماعی است. تجاوز شورای امنیت به نقش و مسئولیت سایر ارگانهای اصلی سازمان ملل متحد، تحریف اصول و اهداف منشور و نقض صلاحیت سایر نهادها و حقوق گسترده کشورهاست که بر آن توافق شده است. اما نماینده گینه نو که از طرف انجمن جزایر اقیانوس آرام سخنرانی کرد، گفت که تاثیر تغییرات اقلیمی بر جزایر کوچک از خطر اسلحه و بمب برای کشورهای وسیع کمتر تهدیدآمیز نیست.

برای نخستین بار بعد از سال 2007، در 21 جولای 2011، شورای امنیت به بررسی مسئله تغییرات اقلیمی کره زمین در جلسه مباحثه آزاد شورای امنیت پرداخت. ابتکار عمل بررسی این موضوع از سوی هیات نمایندگی آلمان مطرح شد و از سوی آمریکا، فرانسه و انگلیس مورد حمایت قرار گرفت. روسیه و چین علیرغم عدم نفی مشکلات جدی موجود در این رابطه، با نظرات کشورهای غربی در این رابطه مخالفت کرده و تغییرات اقلیمی کره زمین را مسئلهای در سطح مباحثات شورای امنیت تشخیص نداده و ارتباطی بین صلح و امنیت جهانی با موضوع تغییرات اقلیمی قائل نیستند.
در پایان این مباحثه آزاد، با وجود موافقان و مخالفان بسیار، شورای امنیت با صدور بیانیه S/PRST/2011/15، ارتباط میان تغییر اقلیم و حفظ صلح و امنیت بینالمللی را به طور رسمی شناسایی نمود و بر پیامدهای منفی تغییرات اقلیمی و تشدید مشکلات صلح و امنیت بین المللی در اثر گرمایش کره زمین تاکید کرد. در مذاکرات اقلیمی در این جلسه مباحثه، نماینده انگلستان، Chris Huhne، نسبت به آینده صلح و جنگ هشدار داد: «به نظر میرسد انسانها فراموش کردهاند که تغییراتی که در محیط زیست اطراف خود ایجاد میکنند در آینده پیامدهای اجتماعی و انسانی خواهد داشت. وظیفه یک کارشناس محیط زیست آن است که روشن کند چطور تغییر اقلیم یا محیط زیست با زندگی انسانها در هم گره خورده است. تغییر اقلیم عامل افزاینده ناامنی است. کشورهای فقیر را فقیرتر، کشورهای بیثبات را بی ثباتتر و نابرابری را تشدید میکند و در عین حال، نقاطی که از نظر ژئوپلتیک در شرایط مخاطره آمیز قرار دارند از ریسک بالاتری در زمینه اقلیمی رنج میبرند.»

نماینده جمهوری نائورو، کشور جزیره‌ای کوچک در منطقه میکرونزی قاره اقیانوسیه در اقیانوس آرام جنوبی که نمایندگی کشورهای آسیبپذیر را بر عهده داشته است، ضمن تشریح دلایل ضرورت توجه سازمان ملل به این بحث بیان کرد «کاهش دسترسی به منابع باعث خواهد شد تا رقابت شدیدتری برای دستیابی به آنها شکل بگیرد و این صلح را به خطر خواهد انداخت. این در حالی است که پیش بینی میشود شرایط منطقه در آینده بدتر هم بشود. برای ملتهای جزایر اقیانوس آرام، مفاهیم امنیتی تغییرات اقلیمی فرضی و احتمالی نیست. هم اکنون خشکسالیهای طولانی منابع محدود آب شیرین ما را به انتها میرساند و محصولات ما را از بین میبرد. اسیدی شدن اقیانوس صخرههای مرجانی و ماهیگیری که زندگی ما به آن وابسته است را از بین میبرد و سیلهای ساحلی کشاورزی ما را نابود میکند. افزایش سطح دریا مردم گینه نو پاپوآ و جزایر سالامون را مجبور کرده است خانههای خود را تخلیه کرده، به زمینهای بلندتر بروند و جزایر مارشال، کیریباتی و تووالو تا پایان قرن کاملا ناپدید خواهند شد. طبق آمار سازمان بینالمللی مهاجرت، این پیامدها منجر به ایجاد 200 میلیون پناهنده ناشی از تغییرات اقلیمی تا سال 2050 در دنیا خواهد شد.»

بند دوم: شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد
یکی از موارد مندرج در گزارش سال 2005 دبیر کل سازمان ملل متحد پیوند میان مفهوم حقوق بشر با صلح و امنیت بینالمللی بود.
در کمیسیون حقوق بشر به عنوان زیر مجموعه شورای اقتصادی اجتماعی، هیچگونه ارتباط شکلی یا محتوایی بین حقوق بشر با موضوع صلح و امنیت وجود نداشت و از این حیث نوعی تحول مفهومی در ساختار و محتوای شورای حقوق بشر پدیدار میگردید. اما از آنجا که اساسا یکی از اهداف اصلی تاسیس شورای حقوق بشر ایجاد نهادی با ضمانت اجرایی بیشتر جهت ارتقا و حمایت از حقوق بشر در گوشه و کنار جهان بود، و نقضهای فاحش حقوق بشر نیز عمدتا در مناطقی رخ میداد که میتوانست آثار منطقهای و بینالمللی به دنبال داشته باشد، چارهای جز برقراری پیوند بین مسائل حقوق بشری و صلح و امنیت بینالمللی نبود.
با توجه به اهمیت موضوع و تاکید دبیر کل سازمان ملل در گزارش منتشره خود در سال 2005، شورای حقوق بشر بر اساس قطعنامه تاسیسی خود قادر شد ضمن طرح جدی مسائل حقوق بشر و حقوق بشردوستانه از طریق مجمع عمومی مسائل حاد حقوق بشری مرتبط با صلح و امنیت بینالمللی را به شورای امنیت ارجاع دهد. این امر به عنوان نقطه عطفی بود که راه برای کشیده شدن موارد فاحش نقض حقوق بشر به شورای امنیت به منظور فراهم ساختن ضمانت اجرای مناسب هموار مینمود. با این وصف شورای امنیت در حال حاضر میتواند با توصیه شورای حقوق بشر وارد مباحث حقوق بشری شده و تصمیمات مقتضی را به صورت قانونمند اتخاذ نماید. بدیهی است با دنبال کردن چنین رویکردی در شورای حقوق بشر، این امکان به صورت بالقوه وجود دارد که با ارتباط دادن مسائل حقوق بشری کشورها به صلح و امنیت بینالمللی، موضوع در سطح شورای امنیت مورد پیگیری قرار گیرد. نتیجه چنین رویکرد جدیدی میتواند به عنوان تضمین آشکار جهت حمایت از حقوق بشر و ارتقاء آن در سطح جامعه بینالملل گردد.
در قطعنامه A/RES/60/251 شورای حقوق بشر تصدیق شد که صلح و امنیت، توسعه و حقوق بشر ستونهای نظام ملل متحد و اساس رفاه و امنیت جمعی هستند و این مسئله که توسعه، صلح و امنیت و حقوق بشر به یکدیگر مرتبط هستند و یکدیگر را تقویت میکنند، مورد شناسایی قرار گرفت.
در سال 2008، شورای حقوق بشر قطعنامه 23/7، را تصویب کرد که در آن این مسئله را که تغییرات اقلیمی کره زمین به طور رسمی یک موضوع حقوق بشری محسوب می‌شود، شناسایی کرد و ابراز نگرانی نمود که تغییرات اقلیمی «تهدیدی فوری و بدیهی و با آثار چشمگیر برای مردم و جوامع سراسر دنیاست.» شورا، تغییرات اقلیمی را «مسئله‌ای جهانی که نیاز به راه‌حلی جهانی دارد» توصیف کرد. این قطعنامه یادآور شده است که مردمان فقیر جهان بیش از همه در برابر این مسئله زیست‌محیطی آسیب‌پذیر هستند، چرا که دارای منابع محدودی برای کنار آمدن و تطبیق با گرمایش جهانی هستند. کشورهایی نظیر مالدیو، در میان آسیب‌پذیرترین کشورها به گرمایش جهانی هستند، زیرا بالا آمدن آب دریا در اثر تغییرات اقلیمی ممکن است کل این جزیره را به زیر آب فرو برد. نمایندگان مالدیو هنگام ارائه این قطعنامه به شورای حقوق بشر سازمان ملل گفتند که در مباحثه در مورد مسئله گرمایش جهانی تاکنون «تاثیر آن بر انسان‌ها» عمدتا نادیده گرفته شده است. قطعنامه شورا گزارش هیات بین‌دولتی تغییرات اقلیمی را مبنی بر این که شواهد در مورد نقش انسان در گرم شدن سیاره زمین «قطعی» هستند، و این وضعیت ممکن است برگشت‌ناپذیر شود، تصدیق کرد. همچنین این بحث مطرح شد که تغییرات اقلیمی صرفا بعد زیست‌محیطی ندارد، بلکه در عین حال موضوعی امنیتی و اقتصادی- در واقع مهمترین آنها- است و مسئله‌ای حقوق بشری نیز هست.
مبحث سوم: بررسی تاثیر تغییرات اقلیمی بر حقوق زنان و کودکان و نظام حقوق بشری در مواجهه با آن

گفتار اول: اسناد بینالمللی موجود در زمینه مقابله با تاثیر تغییرات اقلیمی بر حقوق زنان و کودکان

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بند اول: اسناد بینالمللی موجود در زمینه مقابله با تاثیر تغییرات اقلیمی بر حقوق کودکان
حفظ و رعایت حقوق بشر همه کودکان در قانونگذاری، سیاست و تصمیمات توصیهای در سطوح بینالمللی، منطقهای و ملی نیازمند یک درک کامل از ارتباط میان حمایت از حقوق بشر و حمایت از محیط زیست میباشد. تعدادی از معاهدات و اسناد منطقهای و بینالمللی به مسائل مربوط به تغییرات اقلیمی و کودکان مرتبط میباشند. از جمله شاخصترین آنها میتوان به موارد زیر اشاره نمود: اعلامیه سازمان کنفرانس ملل متحد درباره محیط زیست انسان 1972، اعلامیه 1992 ریو راجع به محیط زیست و توسعه (اصل 10، راجع به دسترسی به اطلاعات، مشارکت و راه حلهای موثر) که نقش مهمی در ایجاد ارتباط میان حقوق بشر و رویکردهای محیط زیستی در سطح ملی داشت، کنوانسیون حقوق کودک )ماده 6)، کنوانسیون ساختاری سازمان ملل درباره تغییرات اقلیمی، چهارچوب هیوگو برای اقدام (2005) و اهداف توسعه هزاره.
مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال 2002، قطعنامهای با عنوان «جهانی مناسب برای کودکان را مورد پذیرش قرار داد. در این قطعنامه همه افراد جامعه به حفاظت از کره زمین برای کودکان دعوت میشوند. در این قطعنامه آمده است: «ما باید از طبیعت و محیط زیست، با تنوع حیات، زیباییها و منابع آن که کیفیت زندگی را ارتقا میدهند، برای نسلهای حاضر و آینده حفاظت کنیم. برای حمایت از کودکان و به حداقل رساندن آثار بلایای طبیعی و تخریب زیست محیطی بر آنان از هیچ کمکی فروگذار نخواهیم کرد.»
بر اساس گزارش صندوق کودکان ملل متحد با عنوان «تغییرات اقلیمی و کودکان» که در سال 2007 منتشر شد، به طور کلی، کشورهای در حال توسعه، به ویژه فقیرترین آنها، به کشاورزی، که در تمامی بخشهای اقتصادی بیشترین حساسیت را به آب و هوا دارد، شدیداً وابسته هستند. این کشورها از مراقبتهای نامناسب بهداشتی و خدمات عمومی ضعیف رنج میبرند. همانند سایر پدیدههای پیچیده جهانی، آثار این بحران روزافزون وسیع، دامنه دار و در عین حال با هم مرتبط هستند. خشکسالی که منابع آبی و غذایی یک روستا را نابود میکند، قطعاً گرسنگی به وجود خواهد آورد، ولی گرسنگی تنها یک جنبه این داستان وحشتناک است. یک خانواده گرسنه ممکن است قادر نباشد فرزندان خود را به مدرسه بفرستد یا از عهده مخارج مراقبتهای بهداشتی برآید. گرسنگی میتواند خانوادهها را از خانههایشان بیرون براند و محیطی را ایجاد کند که جرم و جنایت را پرورش می دهد. تغییرات اقلیمی از مسئلهای «زیست محیطی» به موضوعی تبدیل شده است که به تخصص جمعی در توسعه پایدار، امنیت انرژی ، سلامت و رفاه کودکان نیاز دارد.
با این که بلایای طبیعی برای تمامی اشخاصی که آن را تجربه می کنند خانمان برانداز و تحمل آن بسیار سخت است اما کودکان، به دلیل جثه کوچک و ناتوانی نسبی مراقبت از خود، آسیبپذیرترین افراد هستند. احتمال این که هنگام وقوع بلایای طبیعی کودکان جان خود را از دست بدهند یا پس از آن دچار سوء تغذیه، جراحات بدنی یا بیماری شوند بیشتر از بزرگسالان است. بلایای طبیعی میتوانند کودکان را از خانه یا حتی کشورشان بیرون برانند، والدینشان را از آنها بگیرند، آنها را از خانوادههایشان جدا کنند و یا حتی به دام افراد فرصت طلب بیندازند.
در سراسر جهان، کاهش منابع آبهای شیرین، سلامت و امرار معاش را شدیداً تهدید میکند. زمین خشک و ترک خورده نمیتواند کودکان را تغذیه کند. تبعات خشکسالی برای ملتی که فقیر است شدید و گستردهتر خواهد بود: زمینهای لم یزرع، دام در حال مرگ، کودکان استخوانی و تکیده و کلاسهای خالی درس. تغییرات اقلیمی کیفیت زمینهای کشاورزی را تحت تاثیر قرار میدهد. در مناطقی که امرار معاش به کشاورزی دیم و پرورش دام وابسته است، فقدان محصولات کشاورزی در نتیجه جاری شدن سیل و خشکسالی، بقا و تغذیه کودکان و مادران را شدیداً تضعیف میکند. در کشورهای در حال توسعه، این امر باعث میشود میلیونها انسان برای تولید یا خرید مواد

این نوشته در پایان نامه ها و مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید