منبع پایان نامه درمورد اجتماعی و سیاسی، ادبیات فارسی، آزادی خواهی، ادبیات فرانسه

دانلود پایان نامه

رمانتیسم و پیشوای فرانسوی آن ابراز داشت. وی در کتابی که بعدتر در سال 1800 درباره ادبیات و ارتباطش با نهادهای اجتماعی نوشته است ،دیدگاه های تازه و تاثیرگذار خود را ارائه کرده است. دواستال هسته اصلی شعر را هیجان و نوعی حالت سودایی می داند و شعری را می پسندد که «روح را به گریستن وا دارد» و مخاطبان را شیفته و بی قرار و از خود بی خود کند.از همین روست که برامر فوق طبیعی و هراس انگیز هم تاکید می کند. وی این نظریه هیجان مدار را با اعتقاد به کمال پذیری و ایمان پرشور به پیشرفت ترکیب کرده است. از نظر اجتماعی نیز دواستال معتقد است که نظام جدید اجتماعی و سیاسی برخاسته از انقلاب باید نوع جدیدی از ادبیات به وجود آورد. دواستال تحت تاثیر همین فضای انقلابی و وضعیت خاص اجتماعی دوران انقلاب، به تاثیرعملی و اجتماعی ادبیات اهمیت می دهد و بر وظیفه و نقش نویسنده در مقابل توده مردم تاکید می کند. البته این جنبه اجتماعی با احساسات سودایی و اندوه و هیجان درهم آمیخته است. دو استال در کتابی که به نام درباره آلمان تالیف کرده است، فرهنگ و ادبیات آلمان را که «رمانتیک»می نامد، در مقابل فرهنگ وادبیات «کلاسیک» فرانسه قرار می دهد. این کتاب دو استال، هم در انگلیس و هم در فرانسه، در ایجاد آشنایی عمیق با رمانتیسم آلمان بسیار موثربوده است و در فرانسه حتی تا پایان قرن نوزدهم نیز تصویری پایدار از آلمان عرضه می کرده است. این کتاب در حقیقت، از برخی جهات، کتاب مقدس و نوعی بیانیه مکتب رمانتیسم محسوب می شود. دو استال به طور کلی رمانتیک را هنر خلاق می شمارد و کلاسیک و در واقع نئوکلاسیک را هنر تقلیدی. دواستال به مسیحی گرایی رمانتیسم و تقابل آن با گرایش مکتب کلاسیک به جهان باستان هم توجه دارد. (همان 257،258)
از حدود سال های 1818 دوره ظهور و شکوفایی نسل بعدی رمانتیک های فرانسه آغاز می شود. لامارتین در سال 1820 «تاملات شاعرانه» خود را انتشار دادکه باید آنرا نخستین مجموعه شعر با حال و هوای جدید به شمار آورد. این کتاب لامارتین که شعرغنایی را دوباره در ادبیات فرانسه احیا کرد، سرآغاز موج تازه ای از شعر و داستان و نمایش رمانتیک به حساب می آید که در طول سال های بعد از سوی خود لامارتین و دیگر چهره های رمانتیک انتشار یافت. اشعار لامارتین که با زبانی دلنشین و لحنی شیوا و ظریف، حالات و عواطف رقیق و لطیف را بیان می کند، از سوی عامه مردم مورد استقبال وسیعی قرار گرفت. حساسیت و احساسات غمگینانه پرشوری در این اشعار دیده می شود که با فضای شبح گون و سایه روشن شعر لامارتین در هم آمیخته شده و در مقابل اشعار فخیم کلاسیک از جاذبه خاصی برخوردار است. لا مارتین برخلاف شاعران کلاسیک، به بیان بی پروای احساسات درونی خود می پردازد. وی از این لحاظ، پیشتاز شعر غنایی رمانتیک در ادبیات فرانسه است. برخی از منتقدان، شعر لامارتین را به خاطر قوتی که در القای تاثرات شاعر به مخاطب داراست و بی قراری های انسانی را در میل به آرمانی نامعلوم شرح می دهد، «روح موزن» لقب داده اند. (همان،259)
نزاع رمانتیسم و کلاسیسم در فرانسه عمیقا با نزاع های سیاسی و اجتماعی آمیخته شده است. شاتو بریان کاتولیک و سلطنت طلب بود ولی مادام دو استال آزادی خواه و دموکرات. پس از بازگشت سلطنت در سال1814 بیشتر رمانتیک ها، به نوعی به مذهب کاتولیک گرایش داشتند، ولی به تدریج با مخالفت هایی که با نظام سلطنت بوربون ها صورت می گرفت، اغلب رمانتیک ها هوادار آزادی خواهی شدند. در طول دهه 1820 رمانتیسم در میان مردم رواج بسیار یافت و موافقان و مخالفان در باب آن به بحث و جدل پرداختند. مجمع های ادبی که سالن و سناکل نامیده می شدند، در این جریان نقش مهمی ایفا می کردند. از این جهت در فرانسه، برخلاف انگلیس، نوعی جمع گرایی وپدیده هایی چون انجمن و نشریه در شکل گیری و رشد رمانتیسم نقش داشتند. این انجمن ها که اغلب شان در اختیار رمانتیک ها و هواداران شان بود، به ترویج رمانتیسم کمک کردند. اغلب نشریات معروف این عصر نیز به همین صورت از گروه ها و گرایش های مختلف حمایت می کردند و این امر نیز مساله جدال رمانتیسم و کلاسیسم و نیز جدال رمانتیک های دارای گرایش های سیاسی و اجتماعی متفاوت چپ و راست را با یکدیگر تشدید می کرد. به تدریج، بیشتر رمانتیک ها به آزادی خواهان پیوستند و هم در قلمرو سیاسی و هم در عرصه مسائل مذهبی، از اقتدار و سلطه جویی سلطنت طلبان و کاتولیک هال فاصله گرفتند. سرانجام در سال 1827 گروه های مختلف رمانتیک موفق شدند تا در بین خود صلح وآرامش ایجاد کنند. در این سال رمانتیک ها در سناکل هوگو با یکدیگر متحد شدند. درواقع، هوگو رهبری رمانتیک های جوان را برعهده گرفت و ادبیات جدید را به سمت تحول بیشتر به پیش برد. هوگو با سخن مشهور خود که رمانتیسم آزادی خواهی در ادبیات می نامد، هم آزادی از سلطه قواعد ادبی و هنری را در نظر دارد و هم آزادی از قید و بند های اجتماعی و سیاسی را. (همان ،260)هوگو اگر نه بزرگترین، ولی یقینا مشهورترین چهره رمانتیک فرانسه است. ولک او را بهترین جلوه گاه عناصر رمانتیک در فرانسه می شمارد، عناصری چون طبیعت ارگانیک و در حال تکامل، شعر به عنوان پیشگویی روحی، توجه به سمبل و اسطوره در شعر، آشتی تضادها، تاکید بر عنصرگروتسک و شر و مسائلی از این دست. هوگو، همچون اغلب هم مسلکان خود، از مسائل سیاسی و اجتماعی دوران هم به دور نبود. وی که در جوانی محافظه کار و سلطنت طلب بود، در دهه 1830 از پرشورترین هواداران آزادی به شمار می رفت و در دهه
1840 عمدتا به کارهای سیاسی می پرداخت و گرفتار تبعید نیز شد. از لحاظ اجتماعی و حتی ادبی نیز هوگو از برخی رمانتیک های دیگر فرانسوی مردمی تر است و بیش از آنها توانسته با رنج ها و مصائب و فقر و پریشانی مردم عادی همدلی و همدردی داشته باشد. از همین روست که اشعار او که عمدتا غنایی و آکنده از احساسات شخصی است، در عین حال صدای زمانه خود را نیز منعکس می کند و از مفاهیم فلسفی و اجتماعی خالی نیست و اشارات روشنی به حوادث روزگار دارد و از همین قبیل است ستایش های او از وطن و خاک فرانسه که در کنار ستایش او از طبیعت و کودکان جای خاصی در آثار او دارد. (همان،261)
عدول از معیارها و ضوابط نئوکلاسیک، علاوه بر نمایش، در اشعار هوگو نیز به وضوح دیده می شود؛ مواردی چون به کاربردن کلمات عامیانه، خارجی و غیر ادبی، نو آوری در جنبه های نحوی و دستوری و عدم پایبندی به عروض رسمی کهن، ایجاد تنوع در وزن، و به طور کلی، سرپیچی از اسلوب فخیم و اشرافی کلاسیک. هوگو برخلاف نظریات ادبی عصر نئوکلاسیک، سبک های مختلف را درهم می آمیزد و به هرصورت، موانع را از سر راه تخیل خود برمی دارد. یکی از بارزترین جلوه های این گریز از اصول نئوکلاسیک را می توان در دلبستگی او به عنصر گروتسک مشاهده کرد، که در واقع، واکنشی است در مقابل منزه طلبی و حسن تناسب نئوکلاسیک. هوگو و برخی از دیگر چهره های رمانتیک فرانسه، در زمینه رمان نیز اهمیت دارند. (همان،262)موسه علاوه بر شعر و نمایش و رمان در باب مسائل ادبی عصرخود و ظهور رمانتیسم نیز دیدگاه های ویژه ای دارد. مهم ترین بخش آثار او را اشعارش تشکیل می دهد. آثار او جلوه رنج ها و پریشانی ها و احساسات پرشور و بی پروای اوست، او در عاشق پیشگی و لاابالی گری همچون بایرون است، ولی لطافت شعر و رقت احساس او از بایرون بیشتر است و به اوجی بلند دست می یابد. رمانتیسم موسه به جانب فراسو و ماوراء اشتیاقی ندارد. او در حقیقت دستخوش امیال کودک درون خود واحساسات متلون درون خویش است و برخلاف اغلب رمانتیک ها به فلسفه و طبیعت، انسانیت و پیشرفت علاقه ای نشان نمی دهد. موسه نیز چندان پایبند قواعد فنی نیست و در وزن های عروضی دخل و تصرف می کند و قریحه و ذوق طبیعی را برای سرودن شعر کافی می داند، و به آراستن و تصنع اعتقادی ندارد و چندان پایبند انسجام قافیه ها نیست. (همان،263)ویژگی بارز رمانتیسم فرانسه در مقایسه با کشور های دیگر بخصوص انگلیس، در ماهیت اعتراض آمیز و واکنش گونه آن در برابر نئوکلاسیسم مقتدر این کشور نهفته است برخی از منتقدان، از این جهت، میان رمانتیسم فرانسه و نهضت پیش رمانتیک طوفان و طغیان آلمان که جنبشی اعتراض آمیز و پرهیجان بود، شباهت هایی را تشخیص داده اند، از جمله این که در قالب دیدگاه کلاسیک ها مبنی بر عدم ظهور احساسات فردی در اثر ادبی، برغلیان خودجوش و پرشور احساسات تاکید می شود؛ در مقابل قراردادها و قواعد تصنعی کهن، برصداقت و طبیعی بودن ساختار و زبان ادبی تکیه می شود، و توجه اصلی معطوف به آزادی، پیروی از طبیعت، عدم تقلید و لزوم اصالت است رمانتیسم فرانسه نه از عمق فلسفی آلمان برخوردار است و نه از تخیل رمانتیک آلمان و انگلیس. رمانتیک فرانسه از خلاقیت و ابداعی که خود مدعی آنند برخوردار نیستند و عمدتا دل مشغول آن چیزی هستند که برعلیه آن واکنش نشان داده اند. ازهمین رو اصلاحاتشان بیشتر به نوعی آزاد سازی فنی ادبیات محدود می شود. برخی از منتقدان دراین آزاد سازی فنی نوعی افراط مشاهده می کنند و معتقدند که در هم شکستن قواعد موجب آزاد شدن انرژی عظیمی شد، ولی در بسیاری از موارد همین انرژی پرشور، جنبه های مثبت کلاسیسم مثل ذوق و تناسب و اعتدال را آن چنان از میان برد که به نوعی احساسات گرایی من محورانه و لجام گسیخته انجامید و رمانتیک های فرانسه در عرصه اجتماعی و سیاسی نیز بیش از هم مسلکان انگلیسی و آلمانی خود در تحولات سیاسی و اجتماعی درگیر بودند. وهمین امر نیز یکی از عوامل باز ماندن آنها از غور در مسائل عمیق ماورائی و متافیزیکی و غرقه شدن در دریای بی پایان تخیل خالق بوده است. به تعبیر یکی از منتقدان، رمانتیک های فرانسه، علی رغم این که دچار بیماری قرن و اندوه و افسردگی بودند، از جهان پیرامون خود غافل نبودند. رمانتیک های فرانسوی برای ورود برخی کلمات غیرکلاسیک و غیر ادبی به صحنه نمایش و شعر تلاش های بسیاری کردند و با کوشش بسیار خود را از قید و بندهای دیگر ادبی رهایی بخشیدند. (همان، 264،265)
در مجموع، همانگونه که لیلیان فورست می گوید، دوران رمانتیسم در فرانسه اساسا شبیه به یک بحران «هنری» است تا نوعی ارزیابی دوباره «وجودی» که در آلمان می بینیم و در ابعاد کوچک تر در انگلیس هم دیده می شود. رمانتیسم فرانسه در حدود سال های 1840 با گسترش وسیع تر جامعه جدید، رشد صنعت، بحران های کارگری و اجتماعی و… بیشتر به مسائل اجتماعی گرایید و به تدریج از درون این تحولات گرایش های نوین مابعد رمانتیکی و رئالیستی پدید آمد. البته در همین سال ها گرایشی کاملا متفاوت هم شکل گرفت که برای مدتی کل فضای ادبی و فرهنگی را متاثر کرد و آن نهضت «هنر برای هنر» بود که اعتنایی به اجتماع و تعهد اجتماعی هنرمند نداشت و بنابراین، رمانتیسم فرانسه، به عنوان یک مکتب مشخص، در دهه1840 افول می یابد. برخی محققان سال 1852 را که سال کودتا و حاکمیت ناپلئون سوم است، سر فصل یک دوره تازه و پایان عصر رمانتسیم می دانند. (همان،265)

فصل سوم

رمانتیسم در ایران

1-3 رمانتیسم در ایران:
سیرتاریخی ادبیات فارسی از بسیاری از جهات با ادبیات غرب تفاوت دارد و نمی توان تمامی مفاهیم و اصطلاحات خاص ادبیات اروپایی را دقیقا در مورد ادبیات فارسی به کار برد و برای جنبش ها و مکتب های اروپایی معادل دقیقی در ادبیات و فرهنگ ایران جستجو کرد. این نکته، خصوصا در باب ادبیات کهن بیشتر صدق می کند. (جعفری،1386 :11)
ادبیات جدید فارسی به دلایل گوناگون برای این بحث و بررسی مناسب تر است و می توان با اتکا به ضوابط علمی به آن پرداخت. ادبیات جدید فارسی، از طریق ترجمه آثار ادبی غرب و استفاده مستقیم شاعران و نویسندگان از این نوع آثار از غرب تاثیر پذیرفته است و هم از لحاظ سیر تحولات اجتماعی و تاریخی برخاسته از جهان جدید و مناسبات خاص آن تا حدی با غرب همانندی دارد. البته این شباهت و

این نوشته در پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید