دسامبر 23

منبع پایان نامه درمورد عصر مشروطه، میرزاده عشقی، دوره قاجار، ناسیونالیسم

همانندی به معنی همسانی کامل نیست و یقینا پاره ای از خصوصیات ادبیات جدید فارسی نیز منحصر به خود آن است و از سنن و فرهنگ و میراث ادبیات کهن فارسی و محیط و وضعیت اجتماعی و تاریخی خاص ایران و… ناشی می شود. بنابراین، در بررسی ادبیات جدید فارسی نیز نمی توان تمامی فرایندها ومسائل و مفاهیم مربوط به ادبیات غرب را عینا و با همان ابعاد و ویژگی ها و با همان توالی و ترتیب و همان زمینه ها و علل و دلایل جستجو کرد. در این بررسی خصوصا باید از ساده نگری و تطبیق ها و قیاس های مکانیکی خودداری کرد و از طریق تحلیل و توصیف خود ادبیات جدید فارسی ویژگی های خاص آن را به دست آورد. (همان،14)
درست است که سیرتحول و تکامل مکاتب هنری در جوامع مختلف وجوه اشتراک فراوانی دارد و مثلا شرایط دوره رمانتیسم در اروپا و ایران شباهت هایی دارد و مثل اینکه ذهن و زبان و بنان هنرمندان در شرایط اجتماعی یکسان، واکنش های تقریبا مشابهی دارند و براین اساس است که گویی برخی عقیده دارند «گویی اصولا رمانتیسم همذات عصر جدید است و همه جوامع با شدت و ضعف، چنین تجربه ای را از سرگذارنده اند» اما اولا باید در نظر داشت که هنرمندان انسان های صاحب اراده ای هستند که تفاوت های فردی دارند و در موقعیت های مختلف، واکنش های متفاوتی از خود بروز می دهند و اینگونه نیست که اگر شاعری درشرایط بعد از انقلاب صنعتی اروپا، رفتاری خاص در پیش گرفت، شاعران ایرانی هم در موقعیت مشابه دقیقا همانگونه ، بی کم وکاست، رفتارکنند. هنرمند ماشینی نیست که بشود همه کنش ها و واکنش های هنری او را تحت فرمول های کلیشه ای در آورد. از این گذشته، نبایستی تفاوت جوامع و فرهنگ ها و در نتیجه پدیده های اجتماعی را نادیده گرفت. بر همین اساس، اذعان می داریم که رمانتیسم یک پدیده اروپایی است واگر پرتوهای آن برحوزه ادبی ایران هم تابیدن گرفته باشد، نمی توان همه احکامی را که در مورد علل پیدایش و ویژگی های این مکتب در اروپا صادر می شود، برحوزه ادبی ایران نیز تعمیم داد. (زرقانی،1384: 214) نکته دیگری که باید به آن توجه کرد این است که رمانتیسم ایرانی سال ها پس از اینکه این مکتب در اروپا به موزه تاریخ پیوسته بود، در ایران رواج یافت. درواقع، در حالی که نیما افسانه را که منظومه ای رمانتیک است است می سرود، «رمانتیسم اروپایی و بویژه فرانسوی به موزه تاریخ سبک های ادبی رانده شده و چندین سبک دیگر را نیز با خود برده بود.» (همان،216)
1-1-3 دوره های سه گانه رمانتیسم در ادبیات جدید فارسی:
یکی از دشواری هایی که در بحث از نحله های رمانتیک آلمان، انگلیس و فرانسه با آن روبه رو هستیم، مساله تقسیم بندی نسل ها و گروه های رمانتیک هر یک از این کشور هاست. در ایران نیز همین دشواری وجود دارد با این تفاوت که در کشور های اروپایی در باب آغاز و انجام دوره رمانتیک ابهام کمتری وجود دارد و عصر رمانتیک در آن کشورها پدیده ای کاملا شاخص به حساب می آید و در دوره مورد بحث، دیگر گرایش ها و جریان های ادبی نمود چندانی ندارند، ولی در ایران این گرایش رمانتیک، در هرحال، در کناردیگر گرایش ها دیده می شود، نه به شکل جنبش یا نهضتی تمام عیار و فراگیر. (جعفری،1384: 24،25)
در یک نگاه کلی، سیر رمانتیسم در ایران (از طلیعه مشروطه تا دهه بیست) را می توان به سه دوره کوچکتر تقسیم کرد:
الف) دوره اول: عصرمشروطه (از آغاز تا حدودسال1300)
ب) دوره دوم: عصر رضا شاه (ازحدود1300 تا1320)
ج) دوره سوم: دهه بیست وسی. (همان،25)
1-1-1-3 شعر رمانتیک عصر مشروطه:
در میان دوره های سه گانه رمانتیسم در ادبیات جدید فارسی، رمانتیسم دوره اول (عصر مشروطه) از جنبه های مختلف شاخص تر و اصیل تر و در عین حال غیر احساسی تر و متین تر از دوره های بعدی است. رمانتیسم این دوران چون تا حدود زیادی از دل تحولات ادبی و اجتماعی عصر مشروطه برآمده است، طبیعی تر، خودجوش تر و سالم تر است؛ هنوز به سنت ادبی یا فرهنگ رایج در میان شاعران و نویسندگان و هنرمندان تبدیل نشده و به «سبک» و «شیوه» تقلیل نیافته است. در ایران تصور نسبتا رایجی وجود دارد که گویی رمانتیسم یک «سبک» یا «شیوه ادبی» یا حداکثر سبکی توام با برخی ژست های عاشقانه است که صرفا بر اثر ترجمه آثار غربی و از راه تقلید از سرمشق های فرنگی پدیدآمده است. اما چنان که می دانیم رمانتیسم یک «مکتب» و «جنبش» ادبی، هنری، فکری و حتی اجتماعی است و بنابراین ظهور و افول آن نمی تواند صرفا تابع گرایش های ادبی و سلیقه هنری تعدادی از شاعران یا نویسندگان باشد. (همان،30)
تاثیر ادبیات غرب (عمدتا از راه ترجمه و گاه به صورت مستقیم ) یکی از عوامل اصلی ظهور رمانتیسم در ادبیات جدید فارسی است ولی نباید نقش عوامل اجتماعی و فکری را نادیده گرفت. از لحاظ اجتماعی، دوره پیدایش رمانتیسم در ایران نیز همچون غرب، دوره کشمکش نو وکهن و غلبه جهان نو بر جهان کهن است و رمانتیسم در ایران نیز همچون غرب آمیخته با انواع گرایش ها و دغدغه های متفاوت اجتماعی است. به طور کلی می توان گفت که در این سال ها جامعه ایران به لحاظ شکل تولید و فعالیت اقتصادی از حالت فئودالی کامل کم و بیش خارج شده است و همین تغییرات اقتصادی و اجتماعی باعث شده تا حوزه مخاطبان ادبیات هم دچار تغییراتی گردد. از لحاظ فکری، در ایران آستانه مشروطه چیزی وجود ندارد که قابل مقایسه میراث عظیم روشنگری باشد؛ میراثی که با واکنش عاطفی و ذهنی رمانتیک ها تلطیف و تعدیل شد؛ ولی در این دوره به هر حال، نوعی خرد گرایی، دیدگاه های روشنفکری
و گسست از تفکر سنتی به وجود آمده است. (همان،30،31)
عامل اصلی تحول در شعر در این دوره عامل اجتماعی است. در اواخر دوره قاجار و طلیعه مشروطه جامعه ایران و نخبگان فرهنگی تحت تاثیر تحولات اجتماعی ـ اقتصادی و نیز تحت تاثیر آشنایی مستقیم وغیر مستقیم با ادبیات غرب، به تدریج الگوهای تکراری و کلیشه ای شعر کهن و شعر رایج در دوره قاجار را مورد نقد و انتقاد قرار دادند و از شعر عصر بازگشت فاصله گرفتند و بدین ترتیب پدیده تازه ای به وجود آمد که امروزه آن را با عنوان شعر مشروطه می شناسیم. این تحول در درجه اول تحت تاثیر ضروریات و نیازهای جدید اجتماعی صورت گرفت و بیشتر به تغییر و دگرگونی محتوا معطوف بود تا به جنبه های هنری وادبی. (همان،64)
چنان که می دانیم در ادبیات اروپا نهضت رمانتیسم در عرصه شعر، از یک لحاظ، زمینه ساز تحولی بنیادین بود. رمانتیک ها هم در عرصه نظریه شعر و نقد ادبی و هم در عرصه سرودن شعر بر معیارهای خشک و اصول و قواعد کلیشه ای نئوکلاسیک شوریدند و موجب شکوفایی و رونق درباره شعر و پدیدآمدن انواع نوآوری ها شدند، تا به حدی که عصر رمانتیک اروپا، عصر شکوفایی شعر هم محسوب می شود. در ایران عصر مشروطه در آغاز به دلیل فضای پرجوش و خروش اجتماعی، شعربه گونه ای مستقیم وارد مسائل اجتماعی شد و از یک سو محتوای آن تغییر کرد و سخنان تکراری دوره قبل جای خود را به مسائل گوناگون اجتماعی داد، و از سوی دیگر، استفاده از زبان مردم و مخاطب قراردادن آنان، به شعر حالتی ساده تر و طبیعی تر بخشید. حتی می توان گفت که شعر مشروطه، به یک اعتبار، صبغه ای واقع گرایانه ورئالیستی به خود گرفت. اگر تعریف مشهور وردزورث از شعر را در نظر بگیریم که یکی از عناصر آن «سخن گفتن به زبان ساده مردم عادی» بود، این جنبه تحول شعر مشروطه را نیز می توان بخشی از شورش عصر برعلیه نئوکلاسیسم دوره باز گشت به حساب آورد؛ ولی چون در ایران این تحول اساسا و عمدتا صبغه و انگیزه ای اجتماعی داشته است و انقلاب رمانتیک در شعر با همه ابعاد و به معنی اروپایی آن وجود نداشته است، نمی توان کل این فرایند تحول شعر را فرایندی رمانتیک دانست.
بنابراین، اگرچه ابعادی از نوآوری در شعر فارسی این عصر و دوره بعد با عنصر رمانتیک این شعر پیوند دارد، ولی در بررسی شعر این دوره باید رگه ها و عناصر مشخص تر رمانتیک را مورد توجه قرار دهیم. در پاره ای از شعرهای این دوره نخستین جلوه های رمانتیسم را می توان دید. این رمانتیسم یا در واقع برخی از عناصر رمانتیک که در شعر این دوره دیده می شود، ویژگی کاملا تازه ای است که نه تنها در شعر دوره بازگشت، بلکه در شعر کلاسیک گرای عصرمشروطه و شعر کاملا اجتماعی این عصر هم دیده نمی شود. (همان،65،66)
رمانتیسم دوره مشروطه اساسا رمانتیسمی اجتماعی است. عمده ترین نمودهای این جنبه اجتماعی را می توان در پدیده هایی از این دست مشاهده کرد: دلبستگی آرمانی به انقلاب و آزادی، همدردی با محرومان و رنج هایشان، امید به افق روشن و آینده آرمانی، میهن دوستی و ناسیونالیسم و توجه به شکوه از دست رفته ایران، جستجوی قهرمان رمانتیک وستایش آن و… (همان،34)در میان شاعران اصلی این دوره که رگه های رمانتیک در شعرشان به نحوی دیده می شود، در درجه اول باید به عشقی و عارف قزوینی اشاره کرد. نمود نوعی رمانتیسم را در پاره ای از اشعار لاهوتی، یک شعر دهخدا، چند شعر ملک الشعرای بهار و چند شاعر غیرحرفه ای این دوره، تقی رفعت، شمس کسمایی و جعفرخامنه ای نیز می توان دید. این شاعران در نوآوری های شعری و پدید آمدن شعر جدید فارسی نقش تاریخی داشته اند همچنین در میان اشعاری که در مطبوعات عصر به چاپ رسیده و غالبا سروده شاعران گمنام است، گاه به این پدیده برمی خوریم. (همان،74)اولین و مهمترین شعر این عصر که پاره ای از مضامین رمانتیک در آن به کار رفته است مسمط معروف «یادآر زشمع مرده یادآر» از علی اکبردهخدا است، این شعر را به دلیل شکل گیری اولیه آن در عالم رؤیا، امید به عصر طلایی و افق های روشن در آینده، پرداختن به پاره عناصرطبیعت و برخورداری از فرم و قالب و محتوای تازه می توان شعری رمانتیک به حساب آورد. درشعر دوره مشروطه میرزاده عشقی سرآمد شعرای این دوره است. دراشعار او جلوه هایی از وصف طبیعت، بازگشت به دوران کودکی، توصیف فضاهای گوتیک و ارواح و اشباح که به وفور در اشعار رمانتیسم احساس گرای دوره های بعد دیده می شود نمایان است. اشعاری نظیر«ایده آل» یا «سه تابلوی مریم»، «رستاخیز شهریاران ایران»، «کفن سیاه» و «نوروزی نامه»، «عیدنوروز» و «برگ باد برده» را می توان از مهمترین اشعار رمانتیک میرزاده عشقی نام برد.
عارف قزوینی یکی دیگر از معروف ترین چهره های رمانتیک این عصر بعداز میرزاده عشقی است، شوریدگی، عاشق پیشگی از نوع کام جویی ها و عشق ورزی های بی پروا از او یک شخصیت رمانتیک ساخته است، همین شخصیت عارف موجب شده است که او به عنوان نخستین چهره ادبی و هنری جدیدایران، ابعاد منفی و شیطانی رمانتیسم را که دردوران بعدی به ویژه در اشعار توللی، نادرپور، فروغ، و حسن هنرمندی به بالاترین بسامد خود می رسد، در کنار بعد قهرمانی و انقلابی آن عرضه کرده باشد. رمانتیسم غالب در شعر عارف نیز همچون شعرای مشروطه رمانتیسم اجتماعی است که ناسیونالیسم، ستایش آرمان های انفلاب، قهرمان گرایی و تجلیل از شهدای انقلاب و مجاهدان مشروطه ارکان آن را تشکیل می دهد. (اکرمی،خاکپور،1389 :231،232)
2-1-1-3 شعر رمانتیک درعصر رضا شاه:
انقلاب مشروط
یت ایران به دلایل مختلفی از قبیل افتادن سکان هدایت آن به دست مرتجعان و کهنه درباری ها، اختلاف میان مجاهدین، انحلال مجلس ملی دخالت نیروهای بیگانه، وقوع جنگ جهانی اول و تقسیم کشور میان متفقین، عدم آگاهی اقشار مختلف مردم و نداشتن ایدئولوژی نظام یافته، بی آن که وعده های خود را برآورده سازد، تاروپودش برای همیشه از هم گسسته می شود و دوباره نوعی آشفتگی و هرج ومرج بر کشورحاکم می گردد. همین امردر ایجاد جریانات تازه در شعر فارسی و شکل گیری رمانتیسم موثر بوده است. (همان،232)
از لحاظ اجتماعی، در سرآغاز این دوره طبقۀ متوسط که به تدریج در حال شکل گیری است، هنوز دچار ضعف و ناتوانی است و هرچندشهر نشینی و فرهنگ جدید اندک اندک قوت و رسوخ بیشتری می یابد، امابه دلیل غلبه فرهنگ و مناسبات سنتی در میان مردم خصوصا در روستاها و شهر های کوچک و ایلات و عشایر، و فقدان بنیه و پایه اقتصادی نیرومند، توانایی آن را نداردکه با اتکا به خود



Copyright 2017. All rights reserved.

Posted دسامبر 23, 2018 by yazoa in category "پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید