اکتبر 8

پایان نامه نقش دولت در ارتقاء کارآفرینی

دولت­ها در کشورها سه نوع سیاست نسبت به کارآفرینی اجرا کرده اند. با ارائه کمک­های مالی و ساده­سازی قواعد بوروکراتیک محیط تنظیمی خود را برای کارآفرینی بهبود داده­اند. از طریق ارائه برنامه­هایی برای اشاعه دانش و مهارت لازم برای کارآفرینان جهت راه­اندازی یک کسب و کار کوچک محیط شناختی کشور را بهبود داده­اند و از طریق فعالیت­های لازم برای بهبود برداشت جامعه نسبت به بخش کارآفرینی، محیط هنجاری خود را تقویت کرده­اند. به طور خاص برنامه­هایی که کسب و کارهای کوچک را در درون مجموعه­ای از کارآفرینان جای داده­اند، آن­ها را به کسب قدرت به ازاء کسب صرفه جویی های ناشی از مقیاس، اشاعه دانش و تحقق دامنه­ای از دیگر مزیت­ها کمک کرده­اند. اگر چه تجویز سیاست کارآفرینی متکی به شرایط کشور است ولی توصیه می شود که خط مشی­گذاران و مالکان کسب و کارها به تشکیل جوامع کارآفرینی برای تقویت منافع ملی و فردی خود روی آورند (شاپرو و همکاران، 1982).

حجم و موفقیت فعالیت­های کارآفرینانه در یک جامعه به تصمیم­های اقتصادی مستقل هر کدام از افراد آن جامعه بستگی دارد. احتمال این که مردمان یک کشور در کسب و کارهای کارآفرینانه مشارکت کنند به انگیزه فردی آن­ها برای تبدیل شدن به کارآفرین، توانایی آن­ها برای تقبل فعالیت­های کارآفرینانه و برداشت­های آن­ها نسبت به فرصت­هایی در دسترس بستگی دارد (جینیاوالی[2] و همکاران، 1994). محیط­های حاکم بر هر کشوری می­تواند هر کدام از این عوامل را تحت تأثیر قرار دهد. سیاست­های دولت نسبت به کارآفرینان برای ارائه کمک­های مالی از طریق یارانه­ها، وام­های ترجیحی یا سیاست های مالیاتی مساعد که آن را محیط تنظیمی برای کارآفرینی می­نامند، فرصت­های قابل دسترسی برای کسب و کارهای موجود و کسب و کارهای جدید را افزایش می­دهد. در کشورهایی که برنامه­های آموزش عمومی و کاربردی کارآفرین متداول است و افراد می­دانند چگونه یک کسب و کار جدید را تأمین مالی و مدیریت کنند، احتمالاً از توانایی لازم برای مدیریت موفق کسب و کار فرد برخوردار خواهند بود. وجود چنین شرایطی اشاره به محیط شناختی برای کارآفرینی دارد. در نهایت در کشورهایی که فعالیت­های کارآفرینانه ارزشمند و قابل تحسین است، تعداد بیشتری از افراد به یافتن کسب و کار جدید یا مدیریت کسب و کار جدید برانگیخته خواهند شد. وجود چنین شرایطی اشاره به محیط هنجاری کارآفرینی دارد. محیط­های تنطیمی، شناختی و هنجاری ارکان یا پایه­های سه گانه حمایت از فعالیت­های کارآفرینانه یک کشور را شکل می­دهند (رونستات[3]، 1988).

دولت­ها بعضاً به ارتقاء یک بخش از فعالیت اقتصادی نسبت به بخش­های دیگر در شرایطی اولویت قائلند. برخی از دولت­ها ممکن است از طریق اولویت­دهی یک بخش نسبت به بخش دیگر از دخالت در بازار داخلی شان اجتناب کنند و تعداد معدودی از دولت ها ممکن است حتی کارآفرینی را تضعیف کنند. برای مثال، هنگام وضع مالیات بر  فعالیت­های خود اشتغالی در کوبا، فیدل کاسترو اعلام داشت: ما باید بر دزدی و غارتگری نوعی مالیات وضع کنیم. چنین حالتی این ایدئولوژی را تقویت می­کند که افرادی که منفعت فردی خود را بر منافع جامعه ترویج می­دهند، غارتگرند (میامی[4]، 1995).  نقش­های اصلی دولت­ها در ارتقاء کارآفرینی به شرح زیر می­باشند:

الف) نقش­های تنظیمی: کشورها از طریق کاهش یا تخفیف مالیاتی، پرداخت وام­های ضروری و دیگر برنامه­های تنظیمی، کارآفرینی را پشتیبانی می­کنند و بدین طریق احتمال این که مردم، یک فرصت جذاب را شناسایی کنند و در نتیجه، تصمیم بگیرند کسب و کار خود را راه اندازی کنند افزایش می­دهند (دوتریاکس[5] و همکاران، 1988). پشتیبانی مالی برای شرکت­های کوچک و متوسط یکی از معمول­ترین رویکردها برای ارتقاء کارآفرینی در سراسر جهان است. برای مثال، حمایت مالی با برخورد ترجیحی با کسب و کارهای کارآفرینانه به شکلی از   برنامه­های دولت در کانادا، مشوق­های مالیاتی در سنگاپور، وام­های دارای بهره پایین در جزایر ویرجین تبدیل شده است (بناونت[6] و همکاران، 1998).

این حمایت­های مالی ممکن است به طور خاص برای کارآفرینانی که از فقدان منابع مالی که از آن به عنوان مانع اصلی راه اندازی یک کسب و کار نام برده می شود، مهم باشد. برای مثال مطالعه­ای به وسیله دانشگاه شیلی انجام شد و دریافت که اگرچه برنامه ارتقاء می­تواند مزایای واقعی برای شرکت­های کوچک و متوسط فراهم کرده باشد ولی کارآفرینان کماکان فقدان تامین مالی را به عنوان مانع خود می دانند (دانایی فرد و همکاران، 1386).

برخی کشورها نیز فرایند راه اندازی کسب و کار را ساده کرده اند و الزامات بوروکراتیک را بسیار روشن کرده­اند. این تأکید بر جزئیات بوروکراتیک را بسیار روشن کرده­اند. این تاکید بر جزئیات بوروکراتیک ممکن است برای رشد کارآفرینی بسیار مهم باشد.

تحقیقات انجام شده در چین و جزایر سلیمان نشان داده است که الزامات رویه­ای دردسرزا ممکن است فعالیت کارآفرینانه را محدود کند و  عدم اطمینان و بی ثباتی در سیاست­های دولت، ممکن است علاقه کارآفرینان به تدوین استراتژی­های رشد بلندمدت را کاهش دهد.  مدارک و شواهد حاصل از بررسی کشورهای مختلف بیانگر برخی موفقیت­ها برای برنامه­های طراحی شده برای بهبود محیط تنظیمی اشان برای کارآفرینی است. به عنوان مثال، یکی از محققان شیلیایی نشان داده است که چگونه وام­های تضمینی دولت می­تواند به کارآفرینانی که فاقد سرمایه و حمایت­های جانبی نهادهای بازارند، کمک کند (دانایی فرد و همکاران، 1386).

ب) نقش­های شناختی: برنامه­هایی که بر اشاعه دانش مدیریت و مهارت­های کارآفرینی متمرکز است برای تقویت نهادهای شناختی است و این امر می­تواند توانایی کارآفرینان محلی را برای تأسیس و حفظ کسب و کارهای خصوصی خود بهبود دهد. کشورهای مختلف   تلاش­هایشان را برای بهبود درک افراد از فرایندهای راه اندازی یک کسب وکار آغاز کرده­اند. در این راستا طراحی وب سایت کارآفرینی و انتشار کتابچه­های راهنمای کارآفرینی را در دستور کار خود قرار داده­اند. همچنین برنامه­های آموزشی متعددی برای کارآفرینان ارائه می شود. برنامه­های مختلف، خدمات مشاوره­ای به کسب و کارهای کوچک ارائه می­دهند و شبکه کسب و کارهای کوچک و متوسط آموزش لازم به کارآفرینان عرضه می­دارند. مضافاً، برنامه­های خاص شرکت­ها به کار با هم برای درک محیط صنعت­شان کمک می کند. در نهایت در برخی کشورها آموزش­های لازم به شرکت­های کوچک و متوسط ارائه می­شود و یابرنامه­هایی نظیر صندوق سرمایه­گذاری اجتماعی و ارتقاء تولید، شرکت­ها را در توسعه مهارت­های کارآفرینانه لازم کمک می کند. برخی دیگر از کشورها نیز براهمیت تقویت نهادهای شناختی تأکید کرده­اند. مطالعات در آمریکا و استرالیا بر وجود برنامه­های آموزش مدیریت و آموزش کسب و کار و همینطور در دسترس بودن کمک­ها در زمینه تحقیقات بازاریابی و دیگر فعالیت­های توسعه کسب و کار به عنوان نقش­آفرینان مجموعه مهارت کارآفرینی جامعه دلالت دارند. مرکز آنکوباتورهای کسب و کاری اهمیت توسعه مجموعه مهارت شناختی کارآفرینان را نشان دهد. این مراکز صرفاً خدمات اداری برای مشارکت کنندگان ارائه نمی­کنند بلکه برای کارآفرینان نوظهور خدمات مشاوره­ای و آموزشی وسیعی نیز ارائه می دهند (هاوکینز[7]، 1993).

ج) نقش­های هنجاری: در نهایت، برنامه­های معطوف به بهبود دیدگاه جامعه نسبت به کارآفرینان می­تواند محیط هنجاری یک کشور را تحت تأثیر قرار دهد و بدین ترتیب انگیزه­های افراد برای تبدیل شدن به کارآفرینان را بهبود دهد. کارشناسان اقتصادی مدعی­اند که نهادهای هنجاری دشوارترین بخش محیط کارآفرینی هستند که باید تغییر کنند و متذکر شده­اند که می­توان برای تغییر و دگرگونی صحیح نحوه دیدگاه مردم نسبت به کارآفرینان چند نسل آن را تغییر داد. به اعتقاد یکی از کارشناسان سال­هاست که مردم به کارآفرینان به دیدگاه شک و تردید نگاه می­کنند زیرا کارآفرینان را معادل فرصت طلبان می­دانند (دانا[8] و همکاران، 1997). بسیاری از کشورها در حال اجرای استراتژی­هایی با هدف تغییر این برداشت­های اجتماعی هستند.

برنامه­های محلی نظیر ارتقاء تولید نیز برای تحقق اهدافی مشابه تدوین شده است و رهبران دولت وظیفه ارتقاء روح کارآفرینی را به عهده گرفته­اند (پننیگز[9]، 1982).

تحقیقات در مورد کشورهایی نظیر ژاپن رابطه بین نگرش­های عمومی به طرف کارآفرینی و سطح فعالیت کارآفرینی داخلی را نشان داده است. برخی از محققان توصیه کرده­اند که دولت پیشنهاد جایزه کارآفرین سال را بپذیرد و رهبران ملی به طور منظم فعالیت­های مالکان کسب و کارهای کوچک محلی را برای تغییرنگرش­های جامعه نسبت به کسب و کارهای کوچک تحسین کنند. بنابراین دولت­ها می­تواند برای ایجاد محیطی مثبت که کارآفرینی را به عنوان نوعی کارراهه مورد احترام در اقتصاد داخلی مشروعیت می­دهد فعالیت کنند (رادنیک[10] و همکاران، 2000).

[1] Pickle

[2] Gnyawali

[3] Ronstadt

[4]Miami

[5]  Doutriaux

[6] Benavente

[7] Hawkins

[8] Dana

[9] Pennings

[10] Rudnick

متن کامل :

 نقش عوامل مرتبط با توسعه کارآفرینی در تعاونی های گردشگری؛ - دانلود پایان نامه ارشد

دانلود پایان نامه نقش عوامل مرتبط با توسعه کارآفرینی در تعاونی های گردشگری؛مطالعه موردی تعاونی های گردشگری استان مازندران



Copyright 2017. All rights reserved.

Posted اکتبر 8, 2018 by 92 in category "آموزشی