دسامبر 23

پایان نامه ارشد درباره پایان تاریخ، ژئوپلیتیک، ولایت فقیه، لیبرال دموکراسی

عامل فرهنگ خواهد بود. دولت های ملی به عنوان قدرت مندترین عامل در امور جهانی باقی خواهند ماند ولی زدو خوردهای اساسی در سیاست های جهانی بین ملت ها و گروه های صاحب تمدن بروز خواهد کرد. برخورد تمدن ها بر سیاست های جهانی غلبه خواهد کرد، خطوط گسل بین تمدن ها در آینده خطوط درگیری و جنگ خواهد بود.(زین العابدین،193:1389).
هانتیگتون در سال 1996 تئوری خود را با انتشار کتابی با نام برخورد تمدن ها و تغییر جهان، گسترش داد. هانتیگتون در تئوری خود تمدن های جهان را به قسمت های مجزا تقسیم نمود. وی با اشاره به موضوعاتی چون جنگ یوگسلاوی و درگیری میان هند و پاکستان، مذهب را به عنوان نقش کلیدی در این درگیری ها مطرح می سازد. او ترکیه و ایران را به عنوان کشورهای نوظهور در عرصه بنیادگرایی اسلامی مطرح می سازد. از نظر هانتیگتون چالش های اساسی و خطوط گسل در برخورد تمدن ها حول و حوش چهار محور زیر شکل می گیرد:

• بنیادگرایی اسلامی
• لیبرالیسم غربی و چندگانگی فرهنگی
• خودکامگی کنفوسیوسی
• بنیادگرایی قومی
وی خطوط گسل در برخورد تمدن ها را بر لبه خونین اتحاد تمدن اسلامی و کنفسیوسی از یک طرف و تمدن غربی از سوی دیگر ترسیم می کند.(باباخانی،39:1392)

2-2-4-3- نظریه نایختمن
تحولات سیاسی پس از جنگ جهانی دوم رشد و جنبش های آزادی بخش و استقلال طلبانه در قاره های کهن جهان، به موازات رشد و گسترش علوم انسانی، انسان را در کانون توجه ژئوپلیتیسین ها قرار داد. نظریه پردازان متقدم ژئوپلیتیک تأکید بسیاری بر فاصله، کارکرد حایل فضا و مرزها داشتند. یعنی ارزش هایی که در پدیده فناوری نظامی آن زمان حائز اهمیت بودند. با پایان جنگ سرد، شاخص قدرت رهبری برای کشورها در عرصه بین المللی دیگر نظامی نیست، زیرا در حال ورود به دوره ای هستیم که نزاع مستقیم که نیازمند به پشتیبانی نیروهای مسلح باشد، فرصت بروز پیدا نمی کند. این تحولات موجب افزایش اهمیت مسائل انسانی شده و متغیرهای جدیدی را در ارزیابی موقعیت های ژئوپلیتیکی تعیین می کنند.(زین العابدین،179:1389).
نظریه جهان چهارم با توجه به رویکرد فوق قابل بررسی و ارزیابی است. نظریه جهان چهارم از یک سو، محصول جنبش های روزافزون استقلال طلبانه اقوام جهان و از سوی دیگر، نزاع و دشمنی هایی است که ریشه در تبعیضات و تعارض های قومی دارد. محصول این تعارض ها و دشمنی ها هزاران پناهنده و فراری سیاسی و قربانیان بی شمار کینه های قومی است که با اقتدار و تسلط حکومت های مستبد مهار می شوند. نظریه جهان چهارم برخلاف تفسیرهای سنتی ژئوپلیتیک، به این موضوع می پردازد که چگونه امپراتوری های منسجم گذشته و دولت های نوین کنونی قریب 5 هزار قوم را تحت سیطره خود درآورده، تنوع های فرهنگی و زیستی را به خطر انداخته و در نهایت موجب سقوط و تجزیه دولت ها گشته اند. نایخت من، می نویسد برای درک این منظر متفاوت ژئوپلیتیکی باید، واژه های ملت، دولت، دولت قومی و گروه قومی دوباره بررسی شوند. دیدگاه او در خصوص این مفاهیم، دیدگاه های فرهنگی مصرف شده در حیطه ژئوپلیتیک را آشکار می کند.(زین العابدین،186:1389)
نایخت من، ملت یا قوم را منطقه ای فرهنگی می داند که از اجتماعاتی تشکیل شده که دارای تاریخ مشترک، منطقه و محل جغرافیایی مشترک، همبستگی های قومی، نژادی، زبانی و فرهنگی و مبانی اقتصادی مشترک هستند. دولت نیز نظام سیاسی متمرکز چارچوب مرزهای بین المللی است که از سوی دولت های دیگر به رسمیت شناخته شده باشد. از نظر او دولت قومی مردمی هستند که در بیرون سرزمین، منتسب به خود و در چارچوب مرزهای کشور دیگری زندگی می کنند. در مجموع به نظر او جهان چهارم به انسان و تحولات سیاسی منطقه ی زندگی او توجه دارند. (فاضلی نیا،33:1386)

2-2-4-4- نظریه فوکویاما (تئوری ژئوپلیتیک پایان تاریخ)
تئوری پایان تاریخ در سال 1989 مطرح و در سال 1992 در کتاب پایان تاریخ و آخرین انسان تشریح شد. این نظریه توسط فرانسیس فکویاما، دانشمند امریکایی ارائه شده است. او در این نظریه اعتقاد دارد که در دوران پس از جنگ جهانی دوم و ارزش های لیبرال دموکراتیک در سراسر جهان، آخرین حد تلاش و مبارزات ایدئولوژی های مختلف در نهایت در قالب ایدئولوژی لیبرال دموکراسی سر برآورده است. به اعتقاد فوکویاما امروزه نظام لیبرال دموکراسی به ویژه بعد از فروپاشی اتحاد شوروی به صورت یک جریان غالب و مسلط درآمده است که همه ی کشورها و جوامع باید در برابر آن تسلیم شوند. بنابراین تصور این که نظام سیاسی بهتر و مناسب تری به عنوان جایگزین وجود ندارد. او می نویسد پایان تاریخ زمانی است که انسان به شکلی از جامعه ی انسانی دست یابد و در آن اساسی ترین نیازهای بشری برآورده شود. بشر امروزه به جایی رسیده است که نمی تواند دنیایی متفاوت از جهان کنونی را تصور کند. چون که هیچ نشانه ای از امکان بهبود بنیادین نظم جاری وجود ندارد. این نظریه چندان دوام نیاورد. چالش های نفسانی از یک سو با خیزش جریان های ناسیونالیسم افراطی و کوشش های معنوی با خیزشی جریان های معنویت طلب و انقلاب اسلامی خواب راحت لیبرال دموکراسی را بر هم زد. (باباخانی،40:1392).
در تاریخ سیاسی معاصر، پایان تاریخ را نخستین بار فوکویاما نظریه پرداز آمریکایی بکار برد و نظام لیبرال دموکراسی غربی، آمریکایی را پایان تاریخ نامید. او ادعا کرد که در شکل گرفتن اصول و نهادهای بنیادی دموکراسی پیشرفت بیشتری به وجود نخواهد آمد و تاریخ به معنای داستان جهانی رشد و شکوفایی آدم پایان
یافته است. فوکویاما با طرح فرضیه پایان تاریخ مشهور شد و سپس با مشاهده ی مشکلات اقتصادی غرب نظریه پس از پایان تاریخ را ارائه کرد و از فروپاشی پایان تاریخ سخن گفت. مطالب فوق روشن می سازد که او در تعلیم مصداق پایان تاریخ در اشتباه بوده و در نظریه ی پس از پایان تاریخ به واقعیت دست پیدا کرده است. در منطق مادی فوکویاما، پایان تاریخ بر پایه های قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی استوار بوده که با سست شدن این پایه ها فرو می پاشد.( (www.Wikipedia.com

2-2-4-4-1-شیعه به روایت فوکویاما
در دهه ۶۰ شمسی پس از پیروزی رزمندگان اسلام در عملیات خیبر ، در اورشلیم کنفرانسی توسط صهیونیستها برگزار شد. موضوع بحث فوکویاما در این کنفرانس بازشناسی هویت شیعه است.
او می گوید شیعه پرنده ای است که افق پروازش خیلی بالاتر از تیررس ما است.
او می گوید شیعه پرنده ای است که دو بال دارد ، یک بال ســـــــبز و یک بال سرخ. بال سبز این پرنده همان مهدویت و عدالت خواهی اوست. چون شیعه در انتظار عدالت به سر می برد. شیعه امیدوار است و انسان امیدوار شکست ناپذیر است.
او می گوید شما نمیتوانید انسانهایی را تسخیر کنید که این انسانها بر این باورند که یک کسی خواهد آمد که علیرغم فراگیری ظلم و جور ، جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد.
بر مبنای نظریه فوکویاما ، بال سبز شیعه همان فلسفه انتظار یا عدالت خواهی است.
او میگوید بال سرخ شیعه ، شهادت طلبی است که شهادت طلبی ریشه در کربلا و عاشورای حسینی دارد که این مسأله شیعه را فناناپذیر کرده است.
شیعه با این دو بال ، افق پروازش خیلی بالاست و تیرهای زهرآگین سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و اخلاقی و نظامی به آن نمی رسد.
او می گوید شیعه با شهادت ، دو چندان می شود. شیعه تنها عنصری است که هر چه آن را از بین ببرند ، بیشتر می شود.آقای فوکویاما می گوید آن نقطه ای که در آموزه های شیعی بسیار اهمیت دارد ، ولایت پذیری شیعه است. شیعه تنها مذهبی است که نگاهش به ولایت فقیه است و نظریه ولایت فقیه برتر از نظریه نخبگان افلاطونی است. او معتقد است که ولایت پذیری شیعه او را تهدید ناپذیر کرده است.
فوکویاما پس از کنفرانس اورشلیم ، یک مهندسی معکوس برای شیعه و یک مهندسی درست برای خودشان می نویسد.مهندسی معکوس برای شیعه این بود که ابتدا ولایت فقیه را بزنند. تا ولایت فقیه را نزنید نمی توانید به ساحت مقدس مهدی موعود ( عج ) تجاوز کنید.
لذا اگر مشاهده می کنید که امروز بعضی از سیاستمداران در جمهوری اسلامی مطرح می کنند که ولی فقیه انتخابی است نه انتصابی ، و می گویند که ولی فقیه باید به صورت شورایی اداره شود یا با رأی مردم و به رأی مستقیم مردم قرار بگیرد ، ناشی از این است که باید ولایت فقیه زده شود.
فوکویاما که از هواداران تحت فشار دادن و تغییر رژیم در عراق بود، از اولین کسانی بشمار می رود که در مورد این مساله دچار تردید شد و سرانجام با آن به مخالفت پرداخت.
مجله «نیو ستیتزمن» در این مورد و در معرفی کتاب «پس از نومحافظه کاران» فوکویاما می نویسد: فوکویاما پیش و پس از ١١سپتامبر، خواستار فشار بر عراق بود ولی هر چه به حمله نهایی نزدیکتر شدیم، بیشتر در مورد موضع خود دچار تردید شد. این مجله می افزاید باید در نظر گرفت که نومحافظه کاران، تنها هواداران جنگ عراق نبودند، بلکه روشنفکرهای چپ امریکایی، بسیاری از دمکراتها و جمهوریخواهانی که جز نومحافظه کاران نبودند، طبل جنگ را بصدا در آوردند.پیروزی سریع آمریکاییها در پس گیری کویت، عملیات کوزوو و شکست دادن طالبان باعث شدند که نومحافظه کاران تغییر رژیم در عراق را نیز ساده بپندارند. فو کویاما می گوید در مورد مساله سلاحهای کشتار جمعی در عراق به شدت غلو شده بود. آمریکا در حمله به عراق، حتی به نظر هم پیمانانش اهمیت نداد و استثنا بودن خود را مطرح کرد.
آخرین درس از اقدام نظامی علیه عراق این بوده که دولت کنونی آمریکا، در اداره روز به روز سیاست های خود در مورد عراق ناتوانی زیادی نشان داده است. یکی از این ناتوانی ها، ضعف دولت بوش در دنبال کردن اهداف بلند پروازانه اش بوده است.در حالیکه آمریکا حدود سه سال پیش (ژوئن ۲۰۰۴) با موفقیت توانست اختیار حاکمیت عراق را به دست بگیرد و همچنین شش ماه بعد از آن انتخابات سراسری در این کشور برگزار شد، در آموزش ارتش عراق، انتصاب سفرا و از همه مهم تر در بازخواست مقاماتی که در عراق بد عمل کرده اند، شکست خورده است.فوکویاما می گوید: پروژه چندانی برای باز سازی عراق وجود نداشت و حل مسایل پس از حمله بسیار ساده عنوان شده بود. چرا که رامسفلد وزیر دفاع امریکا، جنگی سریع با جنگ افزار سبک و متحرک، و با تعداد محدودی نظامی را طرح ریزی کرده بود. در پی اثبات کارایی چنین عملیاتی بود که باعث گرفتاری آمریکایی ها شد. این جنگ باعث محدودیت عمل نیروهای آمریکایی در جاهای دیگر دنیا شده است و ناکامی در آن می تواند باعث چرخش سیاست خارجی آمریکا به سوی واقع گرایی وحتی منزوی شدن این کشور شود. به عبارت دیگر سناریوی پس از ویتنام دوباره تکرار می شود. فوکویاما امیدوار است چنین وضعی پیش نیاید چون قوی ترین و ثروتمندترین کشور دنیا می تواند نقش مهمی در جهان ایفا کند.( http://razhayesheitanparastan.com/%D)

2-2-4- 5-نظریه مانوئل کاستلز (جامعه‌ی شبکه‌ای)
شبکه مجموعه‌ای از نقاط اتصال یا گره‌های به‌هم پیوسته است. نقطه‌ی اتصال یا گره نقطه‌ای است که در آن یک منحنی خود را قطع می‌کند. این که نقطه‌ی اتصال چه چیزی است مشخصاً
به نوع شبکه‌های مورد نظر بستگی دارد. شبکه‌ی جریان مالی جهانی از نقاط اتصال بازارهای بورس و مراکز خدمات جانبی پیشرفته‌ی آنها تشکیل شده است و … . توپولوژی‌ای که شبکه‌ها تعریف می‌کنند این نکته را مشخص می‌سازد که اگر دو نقطه‌ی اتصال به یک شبکه تعلق داشته باشند در آن صورت اتصال فاصله (یا شدت و فراوانی تعامل) بین آن دو نقطه (یا جایگاه اجتماعی) کوتاه‌تر (یا فراوان‌تر، یا شدیدتر) از زمانی است که این دو نقطه به یک شبکه تعلق نداشته باشند. از سوی دیگر، در درون یک شبکه‌ی خاص فاصله‌ای میان جریان‌ها وجود ندارد و یا فاصله بین نقاط اتصال یکسان است. بنابراین، فاصله‌ی (فیزکی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی) یک نقطه یا جایگاه از صفر (برای هر یک از گره‌های شبکه) تا بی‌نهایت (برای هر نقطه‌ی خارج از شبکه) متغیر است. حضور در شبکه یا حذف از آن، و معماری روابط بین شبکه‌ها که توسط تکنولوژی‌های اطلاعات که با سرعت نور عمل می‌کنند انجام می‌گیرد، پیکربندی فرایندها



Copyright 2017. All rights reserved.

Posted دسامبر 23, 2018 by yazoa in category "پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید