دسامبر 23

پایان نامه با موضوع تصویر سازی، کودتای 28 مرداد، آرایه های ادبی، مراعات نظیر

/
-تیز پروازی به سنگین خواب روزانش زمستانی
-کاسه ام چوبین
-اندیشه های من ملال انگیز
-با نغمه هایش دریایی
-تیغ هامان تیز
4-1-3 کاربرد صفت شاعرانه برای تصویر سازی
توصیف ممکن است در موارد شاعرانه وادبی بیاید در اشعار نیما کم نیستند که گاه برای زیباسازی ، زشت نمایی ، اغراق ، تجسم و… بکار روند مثلا :
1.صفت و زشت نمایی
در شعر ( شب ) می توان مشاهده نمود این نکته را که شب در شعر نیما شبی معمولی نیست بلکه شبی است سمبولیک ونمادین و القا کننده ی معانی و مفاهیم گسترده و پیچیده از اوصافی که نیما در اشعارش برای واژه شب قائل شده است ، میتوان استباط کرد ودریافت که شب از نظر نیما موجودی است واقعی وملموس که می توان چهره وحشتناک آن را دید و صدای مهیب آن راشنید : گرما وگرفتگی و سرما وسوز آن را با پوست و گوشت و استخوان حس کرد . نکته در خور توجهاین که جز در ان موارد همواره صفاتی که نیما از شب ارائه می دهد صفاتی است نکوهنده و مذموم ، که در مجموع چهره پلید و از شب بدست می دهد . مثال :
-سنگین وخون آلود
به شب آویخته مرغ شب آویز
و شب سنگین و خون آلود برده از نگاهش رنگ (مرغ شباویز)
-سنگین و بزم آشوب
بس شب دوشین بر او سنگین و بزم آشوب بگذاشته (پادشاه فتح )
-دیجور و دل فریب
که می خندد ، که گریان است
شب دیجوردارد ، دل فریبی باز(که می خندد..)
سردی آور و زمستانی
گرم شد از دم نواگر او
سردی آور شب زمستانی
کرد افشای رازهای مگو
روشن آرای صبح نورانی (خروس می خواند )
-کور باطن :
این شبان کور باطن را
که زدل نور خورده (پادشاه فتح )
-خاموش
کیکن چه گریستن ، چه طوفان
خاموش شبی است ، هر چه تنهاست ( هنگام که گریه می دهد ساز )
-تیرگی
شبی بس تیرگی دمساز با آن(شب است )
-وحشت زا
در شبی از شب ها
یک شب وحشت زا که در آن تلخی برپا بودپا برجا (همه شب )
– شوم ووحشت انگیز :
هان ای شب شوم وحشت انگیز
تا چند زنی به جانم آتش ( ای شب )
– بیدارگر وتنگی آور
در شبی این گونه با بیدادش آیین
رستگاری بخش ای مرغ شبا هنگام ما را…
در شبان گاهی چنین دل تنگ می آید نمایان (مرغ آمین )
-تشویش آور
در خلوت شبان مشوش
با زندگان دیگر شان هست زندگی
این راست است ، زندگی این سان پلید نیست ؟ ( اندوهناک شب )
-خستگی آور :
چه فراوان روشنایی در اتاق توست
باز کن در برمن
خستگی آورده شب من (شب پره ی ساحل نزدیک )
-شب موذی گرم ، دراز ، سمج ،
چه شب موذی گرمی و دراز
چه شب موذی وطولانی
چه شب موذی گرمی و سمج
چه شب موذی وسنگین ، آری (کار شبپا )(همایش نیماشناسی ،199)
همانطور که دیده شد دراشعار بالا نیما از تضاد ،مراعات نظیر ، تشبیه ، تشخیص ، اغراق ، و..استفاده نموده که به زیبایی وانگیزه مخاطب می افزاید. وی بین موصوف وصفت کسره اضافه نمی آورد و صفت را به اسم اضافه می نمایدکه این از ویژگی های صفت در آثار وی می باشد .
یکی از راههای شناخت شب در شعر نیما ، تصویر سازی نیما با واژه شب است در بسیاری از اشعار نیما ، شب با کریه ترین وجهی تصور شده است . تا به وسیله زشتی شب سیاه استبداد و ستم وظالت و جهالت به گونه ای ملموس و مشخص در نظر گاه خواننده مبهم شود .از نمونه هایی که ذیلا ارائه میشود . این نکته خوبی استنباط می شود .
در آغاز شعر (پادشاه فتح ) که در آن چهار بار ، واژه شب تکرار شده است نیما شب را به انسانی سیاه وسالخورده تشبیه می کنند که انبوه دندانهای او ریخته است . شبی که تیرگی های آن (مزور ) است : شبی در آن سایه ها ی قبر های مردگان و خانه های زندگان ئر هم ریخته است : در تمام طول شب :
کاین سیاه سال خورد انبوه دندان هایش می ریزد
وزدرون تیرگی مزور
سایه های قبر ها ی مردگان و خانه های زندگان در هم می آمیزد .(پادشاه فتح)
این که نیما با دیدن شب به یاد ( سایه های قبر های مردگان می افتد ؛ این مفهوم مرگ را با مفهوم (مرگ ) و (قبر ) پیوند می زند . در چندین شعر دیگر نیما نیز تکرار شده است و حاکی از چهره های منفور و مرگ آورشب در نظر نیماست ؛ برای نمونه
هم چو زندانی شب چون گور
مرغ از تنگی قفس جسته است ( خروس می خواند )
شب است
جهان با آن چنان چو مرده ای در گور (شب است )
در شب تیره پو گوری که کند شیطانی
وندر آن دام دل انسانش را
دهد آهسته صفا
زیک و زیک ، زیک زایی
لحظه ای نیست که بگذارم آسوده به جا (شب تیره )
در شعر چراغ نیز ، نیما شب را به کفن تشبیه می کند که مفهوم مرگ بار آن را منتقل کند . در برخی از اشعار نیز نیما شب رابه ((زندان))آن هم زندان تاریک ، تشبیه می کند :
این منم مانده به زندان شب تیره که باز
گوش برزنگ کاروانستم (شب همه شب )
در شعر دیگر نیما ترسناک بودن شب را با تشبیه آن به انسانی که دو چشم در شت دریده دارد ، به خواننده القا می کند ؛ دو چشم درشتی که قرمز و خون گرفته و خشم آلود نیز به نطز می رسد :
قرمز به چشم ، شعله خردی
خط می کشد به زیر دو چشم درشت شب (ققنوس )
در شعر دیگر از نیما ، شب به بیابان هولناکی مانند می شود که همانند دزدان و راهزنان (روشنی )) را به غارت می برد و در نتیجه (ره مقصود ) بر مسافران شب نورد گم می شود :
وبیابان شب هولی
که خیال روشنی می برد با غارت
و ره مقصود در آن بود ، گم ، ( مرغ آمین )
یکی از مهیب ترین ومرگ آور ترین تصویر هادر باره شب را در شعر (هست شب ) نیما در سال 1324 (ذو سال پس از کودتای 28 مرداد ) در سخت ترین سال های اختناق و استبداد سروده شده است ، شاهد هستیم
. در این شعر نیز ، همچو برخی از اشعار ی که نقل شد (شب ) ، هم چو ورم کرده تنی گرم در استاده هوا
هم از این دوست نمی بیند اگر گمشده ای راهش را
با تنش گرم ، بیابان دراز
مرده ای را ماند در گورش تنگ
به دل سوخته که می سوزد از هیبت تن
هست شب ، آری ، شب (هست شب )( نخستین همایش نیما شناسی جلد 2،206:1381)
در مثالهای فوق شاعر با استفاده از صفات بخوبی به تصویر سازی شب و توصیف آن بپردازد از این موارد در اشعار نیما بسیار است . کوشش نیما از بین تمام تصاویر ، بیشتر متوجه تشبیه است یعنی که ذکر شباهت و همانندی که از جهتی یا جهاتی میان دو چیز مختلف وجود دارد .

4-1-4کاربرد صنایع ادبی در تصویر سازی با صفات شاعرانه نیما :
1.تشبیه آوری درصفات
کوشش نیما از بین تمام تصاویر ، بیشتر متوجه تشبیه است و بیش از 155 مورد از صور خیال او را تشبیه تشکیل می دهد . در بین تشبیهات نیما به دشواری می توان تصویری یافت که امری انتزاعی را به امر انتزاعی دیگر پیوند داده باشد . مانند (( وز زنگ دراز آرزو هایی / هم چون خود آرزو عمیق (185) تشبیه امور محسوس به امور انتزاعی نیز شاید جزچند مورد محدود در بین اشعار او موجود نباشد : از قبیل :
(جهان افسا ) بر سریر حکم رانی ، چون خیال مرگ ، بنشسته (310) ؛ زانفجار خنده ی امید زایش / سرد می آید (چنان چون نا روا امید بدجویان ) هر بد انگیزانفجار ی که از آن طفلان در اندیشه اند (311) ؛ وشب تاب از نهان جایش به ساحل می زند سو سو / به مانند خیال عشق تلخ من که می خواند (334) ؛ آنم که دل نهاد در آتش / می دیدمش که می رود از من / چون جان من که از تن نابود / آخر زجای من که از تن نابود / آخر زجای خاست چو دودی / چو آرزوی روز جوانی (216).
بیشتر ین نوع تشبیه در دیوان نیما در حوزه ی ارتباط میان اشیای مادی و محسوس با اشیای محسوس دیگر است ؛ ( نخستین همایش : جلد 2،1381:192)
:تشبیهات شعری نیما متحرک و جاندارند و همان طور که در مثال ها استنباط می شود هردو طرف یا حداقل یک طرف آن ، عنصری طبیعی است .
2.صفت و شخصیت آوری
یکی دیگر از نقش های شاعرانه صفت جان دادن و شخصیت بخشیدن به بی جان هاست . با توجه به علاقه نیما به طبیعت ، بعد از تشبیه ، بیشترین آرایه های ادبی که در سرو ده های او بچشم می خورد ، تشخیص است و تنها در اشعار آزادنیما که اکثر از نوع مفصل است وجود دارد در نظر نیما موج افسرده می شود و فکر جهان را بهم میزند(176) چشم شب ، گریان و راز مگویش را به شاعر می گوید (218) مهتاب سخن چین (210) و صورت چرکین است (338) تمشک تیغ دار : صف آراسته (257) باد به پا ایستاده (278)باغ غارت دیده از همین نمونه هابخوبی می توان دریافت که عناصر خیال او را دروصف طبیعت بی جان انسان و جانوران دیگر که دارای حس وحرکتند تشکیل می دهد و همین امر سبب زهده بودن طبیعت در شعر نیماست . صور تشخیص در شعر نیما از نوع مفصل است .
پیت پیت … چراغ را / درآفرین دم سوزش / هر دم سماجتی است /با او زبه گردش شب دیرین /پنهان شکایتی /تشییع می کند دم سوزان رفته .
چراغ توصیف شده و کل قطعه شعر ، شرح حال چراغ و هم دمی او با شاعر است . بصورت مفصل دارای شخصیت انسانی پنداشته شده است .(همایش نیما شناسی(2)، 190:1381)
مثال :مهتاب سخن چین (210)، و صورتش ، چرکین است (338) ؛ بیابان خیال روشنی را به غارت می برد (235)؛ تمشک تیغ دار صف آراسته (257) نارون خموش ، و باغ غارت دیده به حرف ها گوش بسته (337)و همین امر سبب زنده بودن طبیعت وایجاد تصویر در اشعار نیما شده است . (همایش (2)،193:1381)
3.صفت آوری با استعاره
شاعر با افزودن صفت یا صفات در تصویر های خیالی که بصورت استعاره ارائه گردیده ، قدرت نیما در القای مسائل وجدانی بیشتر وبهتر آشکار می گردد. و از آن جایی که زبان نیمایی زبانی سمبلیک ونمادین است ، کابرد استعاره مصرحه در میان این صورت خیالی چشمگیر می باشد. اما نسبت بکار گیری استعاره در اشعار نیما به تشبیه کمتر و حتی یک سوم آن هاست.حال به جملات زیر که در توصیف ماه و خورشید و استعاره صفات بکار گرفته شده اند توجه فرمایید :
((صبحگاهان که بسته می ماند / ماهی آبنوس در زنجیر / دم طاووس پر می فشاند /روی این بام بشسته به قیر (259) که ماهی آبنوس استعاره از ماه و (دم طاووس ) استعاره از اشعه خورشید و بام استعاره از آسمان است .که صفات بکار رفته شده 1. آبنوس 2. بشسته به قیر در وصف ماهی و بام که نماد وسمبل بترتیب 1.ماه 2. آسمان می باشند .(مصطفوی ،169:1389)
الف )از جمله اضافه های استعاری در اشعار نیما1. نقاب صبح (م/142/5) زبان باطن (م /208/4)حافظه تاریخ (م 805/6)رخ شب (م /495/3)رخ شب ،کله سرد شب (م/460/10)(،جبین شب دلتنگ(م/668/4)
– این دل آرا فراخنای کجاست (نیما /مجموعه اشعار :ص286)
– فانوس نفس مرده : جاده خاموش ایستاد /….چو فانوس نفس مرده (م/739/5)
– – اضافه وصفی : آتش آشفته –ماه غمگین – گل خونین (م/71/4)
– جمله گسترده : استفاده بیشمار شاعران از این نوع ، خود موید قدرت و خیال پردازی آنان است :
جوی می خواند در دره خموش /گوئیا خانه تکانی نهان / ریخته برسر او خاکستر (م/640/7)
-دست وپایی می زنم چون نیمه جان بی صدا (م/332/6)
4. صفت وکنایه
بکار گیری صفت در جملات کنایی : جملات کنایی در اشعار نیما از نوع اشاره و ایماست . کنایه های نیما که چندان زیاد هم نیستند همه در مورد امور سیاسی و اجتماعی است و بیشتر عنصر طبیعی ، محور اصلی کنایه است .در جمله ذیل :
1.سنگ بستم به پر جغدی زشت (260) کنایه از مانع پرواز شدن و زمین گیر کردن پرنده هست .
2.سیه دمی سرخ بال هیونی آهن کتف کنایه از قوی ، نیرومند )( طوفان ، 375/22)
3.هر دم آن استخوان شمار
، به شک / چشم می گرددش به گردش شب. کنایه از مرگ و نیستی باشد ، عزراییل (ناروایی به راه ، 243/9)
4. بالا فروزان : و شب تاریک را بالا فروزان سپهر /روشنایی برگرفتند و شدند هر طرف ( دانیال /317)
5. بام کبود اندود : به شب آویخته مرغ شباویز / به پا ، زآویخته ماندن ، بر این بام کبود اندود می چرخد .( مرغ شباویز ، 605/4)
6.پرده نیلوفری :در بن این پرده نیلوفری / کیست کند با چو من همسری ( چشمه کوچک ، 69/11)استعاره تبعیه در صفت دانسته شده است
7.ترکیده آفتاب روی سنگهایش:کنایه از بسیار داغ بودن (ققنوس ،307)
8.تنگ رواق : دل مرده چراغ من در این تنگ رواق / افروخت دمی که ناتوان کرد مرا
9.تنگ غبار آلوده :اندر آن تنگ غبار آلوده / اندر آن زنده کشان زندانها (کنایه از زمین )(مانلی، 470)
10.توفنده



Copyright 2017. All rights reserved.

Posted دسامبر 23, 2018 by yazoa in category "پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید