مقاله رایگان با موضوع حقوق زنان، طرح پژوهش، ظلم و ستم

دانلود پایان نامه

ذات او را درک نمي کنند و دست غواصان درياي علم بدو نخواهد رسيد.
امام علي (ع)
الهي
کنون که توفيق همراهي با جويندگان علم را به بند? حقير خود بخشيدهاي
کمکم کن …
آن را نردباني به سوي تو قرار دهم تا در گذر زمان و مرداب ناداني غرق نشوم
ياريام رسان …
اين موهبت تو را با جان دل دريابم و با حضور هميشگي تو ، به سوي اوج به پرواز درآيم …

تقدير و تشکر

اينک که توفيق تهيه و تدوين اين مجموعه ناچيز را يافته ام برخود فرض مي دانم تا از تمامي سروراني که در اين مسير ياريم کردند،تشکر نمايم.
استاد راهنماي بزرگوارم جناب آقاي دکتر فرامرز ميرزايي از زحمات و راهنمايي هاي بي دريغ شما قدر داني نموده و آرزوي سربلندي روز افزون شما را از خداوند متعال خواستارم.
و دراين زمينه از جناب آقاي دکتر هادي نظري منظم به خاطر مشاوره هاي سودمند ايشان صميمانه سپاسگزارم.
و نيز از ديگر اساتيد ارجمند گروه زبان و ادبيات عربي دانشگاه بوعلي سينا که در مقطع کارشناسي و کارشناسي ارشد از محضرشان کسب علم و ادب نموده ام ، کمال تشکر را دارم.
در پايان از تمامي خانوادهي عزيزم بويژه مادر مهربانم ، الههي عشق و فداکاري ، که صبورانه در اين راه يا راي من بودند و از دوستان گرانقدرم تشکر ميکنم…

دانشگاه بوعلي سينا
مشخصات رساله/پايان نامه تحصيلي
عنوان:
بررسي تطبيقي گفتمان سياسي و اجتماعي طنز در اشعار ملك الشعراي بهار و جميل صدقي زهاوي
نام نويسنده: مرضيه رحيمي آذين
نام استاد راهنما: دکتر فرامرز ميرزايي
نام استاد مشاور: دکتر هادي نظري منظم
دانشكده: ادبيات وعلوم انساني
گروه آموزشي: زبان و ادبيات عربي
رشته تحصيلي: زبان وادبيات عربي
گرايش تحصيلي:
مقطع تحصيلي: کارشناسي ارشد
تاريخ تصويب پروپوزال: 14/4/1391
تاريخ دفاع: 3/12/1392
تعداد صفحات: 167

چکيده :
” طنز” يكي از انواع ادبي است که ناهنجاريهاي جامعه، بويژه رفتارهاي نامطلوب مراكز قدرت را به چالش ميکشد. از اين‌رو هميشه مورد تأکيد ناقدان و اديبان قرار گرفته است. بويژه شاعران عراق و ايران، با توجه به نابسامانيهاي شرايط سياسي و اجتماعي اين دو کشور در طي150 سال اخير، بدان توجه درخوري داشتهاند. جميل صدقي زهاوي (1863-1936م) و ملك‌الشعراي بهار(1884-1954م) به علت زندگي در چنين دورهاي از زبان رساي طنز براي نقد وضع سياسي و اجتماعي بهره برده‌اند. بررسي گفتمان در اشعار طنز اين دو شاعر نشان ميدهد که آنها هم از لحاظ معنايي و هم از لحاظ زباني وجوه مشترک بسياري با هم دارند؛ تجارب تلخ سياسي و اجتماعي از جمله استعمار و استثمار مردم، ظلم و ستم عاملان سياسي، سطحي‌نگري، باورها و سنتهاي خرافي، فقر، کاهلي، ناداني، ناآگاهي و حقوق زنان مهمترين ابعاد مشترک آنها در بعد معنايي است. همچنين آندو شاعر در مبارزه با ادبيات سنتي و تشويق به ساختارشکني ادبي بويژه در بعد محتوا و زبان، تجانس فراواني با هم دارند. به نظر ميرسد که اين مشابهتها ناشي از بافت اجتماعي و سياسي يکسان و آشنايي ديرين? آنها با يکديگر باشد.
کليد واژهها: ملك الشعراي بهار، جميل صدقي زهاوي، گفتمان شعري، طنز ادبي، ادبيات تطبيقي .

فهرست مطالب :

فصل اول
طرح پژوهشي
1. 1 مقدمه 3
2.1. بيان مسأله 6
3.1. سابقه و ضرورت پژوهش 7
4.1. اهداف پژوهش 8
5.1. فرضيات 8
6.1. روش تحقيق 8
فصل دوم
ادبيات تطبيقي، گفتمان و طنز
2.1. ادبيات تطبيقي 11
1.1.2. مفهوم ادبيات تطبيقي 11
2.1.2. مكتب فرانسه 12
3.1.2. مكتب آمريكا 14
4.1.2. جريان هاي نو در ادبيات تطبيقي 14
5.1.2. گرايش هاي جديد مكتب فرانسه 15
6.1.2. اهداف ادبيات تطبيقي 16
2.2. گفتمان 18
1.2.2. مفهوم گفتمان و گفتمان كاوي 18
2.2.2. اركان گفتمان 19
3.2. طنز 20
1.3.2. زمينه اصلي رواج طنز 22
2.3.2. هدف طنز 23
2.3.2. انواع طنز 24
4.3.2. شيوه هاي طنز 26
فصل سوم
بافت برون متني گفتمان در اشعار طنز بهار و زهاوي
1.3. موقعيت سياسي زهاوي 32
3.1.1. انقلاب ده? بيست 34
2.3. اوضاع اجتماعي عراق 36
3.3. موقعيت سياسي بهار 38
3.3.1. مشروطه (128? – 1299هـ.ش) 38
2.3.3. حکومت پهلوي 40
4.3. اوضاع اجتماعي ايران 41
5.3. گذري بر زندگي و انديشه هاي دو شاعر 43
1.5.3. زهاوي 43
1.1.5.3. انديشه هاي زهاوي 45
2.1.5.3. آثار زهاوي 48
3.1.5.3. شعر زهاوي 48
2.5.3. بهار 52
1.2.5.3. زندگي و انديشه هاي بهار 52
2.2.5.3. شعر بهار 55
3.2.5.3. آثار بهار 58
6.3. آشنايي زهاوي و بهار 58
7.3. شعر دوره معاصر در عراق و ايران 60
فصل چهارم
بافت متني گفتمان در اشعار طنز بهار و زهاوي
1.4. تحليل موضوعي 66
1.1.4. طنز سياسي 66
1.1.1.4. عاملان و حوادث سياسي 66
2.1.1.4. استعمارگران 74
3.1.1.4. جنگ جهاني 77
4.1.1.4. بيداري مردم 78
2.1.4. طنز اجتماعي 80
1.2.1.4. دعوت به پيشرفت و مبارزه با ناداني و سستي 80
2.2.1.4. دفاع از حقوق زنان 84
3.2.1.4. مبارزه با فقر 86
4.2.1.4. مبارزه با باورها و سنت هاي خرافي 88
5.2.1.4. مبارزه با سطحي نگري و قشري گري 96
6.2.1.4. مقابله با مفاسد اجتماعي 101
2.4. تحليل هنري 107
1.2.4. زبان 107
1.1.2.4. مجاز 108
2.1.2.4. استعاره 114
3.1.2.4. کنايه 118
4.1.2.4. تشبيه 121
2.2.4. موسيقي 123
1.2.3.4. موسيقي بيروني 123
2.2.2.4. موسيقي دروني 126
3.2.4. تصويرگري 135
4.2.4. بينامتني 139
1.4.2.4. بينامتني تاريخي 1443.4. قصيد? نکير و منکر 146
فصل پنجم
نتايج پژوهش
1.5. يافته هاي پژوهش 153
5.2. المخلص 156
فهرست منابع 159

فصل اول
طرح پژوهشي

مقدمه

السلام و الصلاة علي محمدٍ خاتم النبيين و آله الطييبين و الطاهرين

ادبيات تطبيقي به عنوان انديشهاي نو راهكارهايي را براي مطالعه تجانس وتقابل فرهنگي ملتها از جمله ادبيات پيش روي ما نهاده است.اين علم جديد در پي آن است که مشترکات فرهنگي ملتهارا بيابد و آنگاه براساس اين مشترکات آنها را به هم پيوند زند. دو ملت فارس و عرب، از قرون گذشته با هم تعاملات فرهنگي بسيار داشتهاند. اين تعاملات در كشورهاي هم مرز، همچون عراق و ايران بيشتر به چشم ميخورد. اين دو کشور دادوستدهاي بسياري در زمينههاي مختلف فرهنگي،اقتصادي و حتي سياسي داشتهاند كه در دهههاي اخير،بويژه در دوران مشروطهخواهي، گسترش بيشتري يافته است.
هر دو کشور در زمان حيات زهاوي (1279-1354ه.ق =1863- 1936م) و بهار (1263-1330ه.ش = 1884-1954م) تحت سلط? مستبدان عثماني و قاجاري بودند، که باعث گسترش جنبشهاي آزاديطلبانه گرديد. از سوي ديگر عقبماندگيهاي اجتماعي و فرهنگي بر مشکلات سياسي افزود. بنابراين جاي شگفتي نيست که اکثر شاعران در اين دوره به ادبيات رآليستي توجه داشته و مسائل روز را در شعر خود منعکس ميکردند. بهار و زهاوي همچون اکثر شاعران هم عصر خود، به عنوان شاعراني متعهد و معناگرا، با نگاهي موشكافانه به نابرابريها وناهنجاريهاي جامعه، سعي در اصلاح مفاسد اجتماعي و تقويت مصالح مردمي داشتند. از سوي ديگر استبداد و خفقان سياسي اجاز? انتشار حقايق را آنچنان که بود، نميداد؛ بنابراين به طنز سياسي و اجتماعي، که مسائل را در لفافه بيان ميکند، روي آوردند. بنابراين شرايط اجتماعي و سياسي (عناصر غير زباني) يکي از دلايل اصلي شباهت درونماي? اشعار طنز اين دو شاعر است. از سوي ديگر شرايط فرهنگي يکسان که به سوي ايجاد تغييرات اساسي در ادبيات ميرفت، عناصر زباني (زبان، موسيقي، تصويرپردازي) هر دو شاعر را شبيه هم کرده است. در کنار اين مسائل، دوستي و رابط? دو شاعر و دادوستدهاي دو کشور بر احتمال تاثيرپذيري آندو از يکديگر، ميافزايد. بر اين اساس ميتوان گفت که برخي اشعار طنز سياسي و اجتماعي آنها -چه در عناصر زباني و چه در محتوا- از همديگر متاثر هست.
اين پژوهش از پنج فصل تشکيل شده است؛ در فصل اول کليات پژوهش و مسائل مربوط به موضوع مورد نظر بيان ميگردد. در فصل دوم به بيان مباني نظري ميپردازد. در اين فصل ابتدا ادبيات تطبيقي با تمامي رويکردهاي آن از جمله رويکرد جديد فرانسه، (که پژوهش تحت تأثير آن است) بررسي شده و اهداف اصلي ادبيات تطبيقي را بيان کرده است. در بخش دوم اين فصل به گفتمان و تحليل گفتمان به عنوان روش کاربرد زبان در ادبيات مورد توجه قرار گرفته است. اين نظريه شامل دو رکن بافت برون متني و بافت درونمتني ميشود. در بافت برون متني تاثير شرايط اجتماعي و سياسي بر ادبيات و شعر بررسي ميگردد و در بافت درون متني عناصر زباني از جمله تصويرپردازي، موسيقي و زبان با اشکال کاربردي آن همچون مجاز و حقيقت، در توليدات ادبي مدنظر قرار گرفته ميشود. بخش آخر مربوط به طنز به عنوان شاخهاي از ادبيات انتقادي است که در آن اهداف، انواع و شيوههاي طنز توضيح داده خواهد شد.
فصل سوم بافت برون متني بهار و زهاوي و تأثيري که بر شعر طنز آنها داشته است، بررسي ميگردد. اين فصل شامل موقعيت سياسي و اجتماعي شاعران است که مشروطه را به عنوان نقط? عطفي در دوران زندگي آنها معرفي ميکند. همچنين سرگذشت و ديدگاههاي آنها را به همراه انواع نوشتهها و سرودههايشان بررسي کرده و در پايان به دوستي و روابطي که آندو با هم داشتند، اشاره ميکند. فصل بعد شامل بافت درونمتني اشعار طنز زهاوي و بهار است، که اشعار طنز سياسي و اجتماعي را از دو بعد موضوعي و هنري(زباني) تحليل ميکند. در قسمت موضوعي، محتواي اساسي شعر شاعران، يعني سياست و اجتماع را با استناد به اشعار طنز آنها، براساس شيوههاي مختلف طنز مورد کنکاش قرار داده است. در بخش دوم از لحاظ هنري و زيباييشناسي به اشعار طنز زهاوي و بهار ميپردازد. در اين بخش عناصر زباني اشعار آنها را در اقسام مختلف از جمله زبان، موسيقي، تصويرپردازي و تناص بررسي کرده و شباهتهاي زباني را با توجه به اشعار آنها بيان ميکند. در پايان هم قصيد? “نکير و منکر” بهار به عنوان ترجم? منظوم ابيات ابتدايي “ثورة في الجحيم” با تکيه بر ابيات اصلي زهاوي منعکس گرديده است. در فصل آخر يافتههاي پژوهش بيان ميشود.
در اين پژوهش سعي برآن است که شرايط سياسي و اجتماعي دوران بهار و زهاوي و اشعار طنز آنها مورد بررسي قرار گرفته و شباهتها و تجانسات آنها بيان گردد. همچنين سعي شده در بررسي اشعار و شخصيتها و حوادث جانب اعتدال رعايت گردد و حق مطلب انعکاس داده شود. البته از آنجا که منابع مورد نياز بسيار محدود و دسترسي به آنها در برخي موارد دشوار مينمود، نگارنده خود اذعان دارد که اين پژوهش خالي از ايراد و اشکال نيست و جاي بسي خوشحاليست که با انتقادهاي سازنده آنها هم رفع گردد. اميد آنکه اين تلاش هرچند ناچيز راهگشاي دانشپژوهان قرار بگيرد.
در پايان بر خود لازم ميدانم از اساتيد گرانبارم از جمله دکتر فرامرز ميرزايي و دکتر هادي نظري منظم که با راهنماييها و مشاورههاي بيدريغ خود مرا در تکميل اين پاياننامه ياري نمودهاند، تشکر و قدرداني کنم. همچنين از جناب آقاي دکتر مرتضي قائمي
به خاطر تمامي زحماتي که براي بند? حقير کشيدهاند سپاسگزارم و براي ايشان از خداوند منان آرزوي توفيق روزافزون دارم.
“الحمدُللهِ ربِّ العالمين”

2.1. بيان مسأله
ملك الشعراي بهار (1884-1954م) وجميل صدقي زهاوي (1863-1936م) كه تقريبا همدوره بودهاند، بهعلت زندگي در جامعهاي مستبد، از زبان طنز براي نقد شرايط سياسي و اجتماعي بهره بردهاند. بافت موقعيتي و حوادث سياسي و اجتماعي عراق و ايران در اين دوره با تفاوت دو دهه، تقريبا يکسان بوده است. اين رخدادها حاصل ادبي مشابهي را نيز عرضه مينمايند، به عبارت بهتر بافت متني اشعار طنز زهاوي و بهار که شامل عناصر زباني است، با تاثير از شرايط سياسي و اجتماعي يکسان، بسيار به هم شبيه بوده و سعي در انعکاس واقعيتهاي برون

این نوشته در پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید