تحقیق رایگان درمورد مسئولیت کیفری

دانلود پایان نامه

ت کیفری- مهدور الدم- کافر- جنون

مقدمه
جوامع بشری ، برای حفظ نظم و تضمین ارزش ها و هنجارهای حاکم برنظام اجتماعی خود و پاسداری ازآن قواعد ومقرراتی را به وجود می آورند که قانون می گویند . اگر انحراف وتخطی از هنجارهای پذیرفته شده در جامعه جنبه ی مجـرمانه پیـدا کند و از حالت منفصل وایستا به ضدیتی محسوس وآشکار تبدیل گردد ، عنوان جرم به خود می گیرد و واکنش وعکس العمل جامعه وقانون نسبت به آن تشدید خواهد شد .
یکی از مهم ترین جرایم علیه تمامیت جسمانی اشخاص ، قتل عمد است که حق حیات آدمی و اصل مصونیت از تعدی وتعرض وی را هدف قرار می دهند و همواره در قوانین جزایی شدیدترین واکنش کیفری برای آن پیش بینی شده است .
در اسلام قتل از گناهان بزرگ شناخته شده است که مرتکب آن را به جهنم ابدی نوید می دهد .« ومن یقتل مومنا متعمدا فجزاه جهنم خالدا فیها وغضب الله علیه و لعنه و اعد له عذابا عظیما 1»

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

« هرکس از روی عمد مومنی را بکشد ، مجازاتش جهم ابدی است . خداوند چنین کسی را مورد غضب قرارداده و لعنت می کند و عذاب بزرگی برای او در نظر گرفته است .
براین مبنا در اسلام قتل عمد بسیار تقبیح شده و برای مرتکب آن مجازات قصاص در نظر گرفته شده است « یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم القصاص فی القتلی الحر بالحر و…»2
مجازات قصاص درجرم قتل عمد از حیث تقیین راجع است به مصالح حیات انسانی وازاین منظر متفاوت ازمصالحی است که درجرایم مالی و یا سایر جرایم منظورنظر قانونگذار است .
قصاص سابقه ای تاریخی به قدمت قتل دارد و درهمه جوامع ، به عنوان یک واکنش قوی علیه قتل عمد به کار گرفته شده است . ژان ژاک روسو، درکتاب قرارداد اجتماعی خود راجع به مجازات قصاص ، چنین اظهارنظر می کند « مجازات اعدام (قصاص ) که به جنایت کاران تعلق می گیرد را نیز باید با همین دید مورد توجه قرارداد ، انسان برای اینکه بدست یک قاتل کشته نشود ، قبول می کند درصورتی که مرتکب جنایت شد ،بمیرد بدین ترتیب کسانی که مجازات اعدام را تعیین کرده اند جان خود را ارزانی نداشته اند وحتی نمی توان فرضی نمود که در موقع تصویب این مجازات فکر اینکه خودشان بدار آویخته شوند هم به ذهنشان خطور کرده باشد . برعکس آنها بفکر تضمین زندگی خود بوده اند .
بعلاوه هرفرد شرور که به قانون اجتماعی تجاوز کند – باعمل خود نسبت به وطنش یاغی و خائن محسوب می شود. بنابراین با کشتن مجرم ، یک دشمن را نابود کرده اند ونه یک عضو جامعه را »1
در نتیجه از نظر روسو ، قصاص هم متناسب با جنایت جانی است وهم منشأ چنین مجازاتی پذیرش قرارداد اجتماعی از طرف مجرم است .
از آنجا که با قتل یک انسان شرایط روحی و روانی اسفباری برخانواده مقتول مستولی می گردد در نتیجه قصاص قاتل ازیکسو موجب بازدارندگی قاتل از تکرار قتلهای دیگر می شود و ازسوی دیگر با التیام زخمهای روحی و روانی خانواده مقتول ،تعادل روانی در سطح اندک مجدداً به پیکره خانواده باز می گردد و ترمیم احساس در سطح وسیع در جامعه مجدداً باز تولید می شود .
اما در دین اسلام قصاص یک رفتار منحصر به فرد در مقابله با قتل نیست . در قرآن تنها برقصاص قاتل تأکید نشده است . قرآن برعفو و بخشش نیز تأکید دارد و تأکید بر غلبه جنبه خصوصی یا حق الناسی قصاص نیز به همین دلیل است . قرآن کریم اگرچه قصاص را حق اولیاء دم درقتل عمدی قرارداده است ، اما درعین حال عفو وبخشش قاتل را نیز توصیه کرده و اولیاء دم را به آن ترغیب نموده است . در اسلام درباب قتل انسان اگرچه بیان شده که چنانچه فردی کسی را به قتل برساند مانند این است که تمام مردم دنیا را کشته ، ازسوی دیگر تأکید نموده که چنانچه شخصی فردی را از مرگ نجات دهد مانند این است که تمام مردم دنیا را از مرگ نجات داده است .
قانون مجازات اسلامی نیز که براساس رویکرد نظام اسلامی مبتنی بر مطابقت قوانین با شرع مقدس وضع شده قصاص را برای مجازات قتل عمد در نظر گرفته است وبرای قتل عمد، اصل را برمجازات قصاص قرارداده است اما درعین حال در موارد گوناگون سعی برآن بوده که تاحد امکان مطابق با فقه ، مجازات قاتل عمدی را کاهش داده و از قصاص نمودن قاتل جلوگیری نماید .
در مواد متعددی از قانون مجازات اسلامی هرچند براساس تعریف فقها از قتل عمد ونیز صراحت ماده 206 ق.م.ا قتل ارتکابی عمدی است اما در عین حال قتل ارتکابی ، قابل قصاص نبوده و مسئولیت مرتکب کاهش می یابد مصادیق کاهش مسئولیت در قتل عمد در قانون مجازات اسلامی بیشتر همان مواردی است که در کتب فقهی تحت عنوان شرایط قصاص بحث شده اما منحصر به این موارد نیست چرا که هرجایی که عمل ارتکابی قتل عمد باشد اما قانون گذار مجازات اصلی (قصاص) را قابل اعمال ندانسته در عین حال مجازات دیه و حبس تعزیری را به جای مجازات قصاص در قانون مجازات اسلامی گنجانده است مسئولیت فردکاهش یافته است .
« در اسلام تشریع قصاص هیچ گونه ارتباطی با مسئله انتقام جویی ندارد ، هدف از قصاص حفظ حیات عمومی اجتماع و پیشگیری از تکرار قتل و جنایت است »1 .مسئولیت کیفری کاهش یافته در قتل عمد بر پایه رویکرد سیاست کیفری فقه امامیه مبنی بر رهایی حداکثری قاتل از مجازات اعدام است از این رو شاید با فرصت دوباره بخشیدن به قاتل بر ادامه زندگی،یکی از اهداف مجازات یعنی اصلاح فرد،قابل دست یابی باشد .اما از سوی دیگر حمایت از قربانی جرم و جلو گیری از تکرار جرم در آینده از جانب مجرم و ارعاب دیگران از دیگر اهداف مجازات است .لذا در کاهش مسئولیت باید این اهداف نیز در نظر گرفته شود و بسته به نوع جرم و حالات مجرم و موقعیتی که مجرم در آن قرار گرفته اقدام به کاهش مسئولیت ویا عدم کاهش مسئولیت واعمال مجازات کامل در نظر گرفته شده نسبت به مجرم نمود
الف) بیان موضوع تحقیق
1) مفهوم مسئولیت کیفری:
در فرهنگ لغات مسئولیت به معنی مورد سوال قرار گرفتن وبه مفهوم تکلیف و وظیفه و آنچه که انسان عهده دار آن باشد تعریف شده است . در فرهنگ جامع نوین عربی به فارسی ، مسئولیت به معنی قابل بازخواست ، و مسئول به معنی قابل جواب آمده است 2.
همچنین در فرهنگ فارسی معین « مسئول به معنی ، چیزی خواهش شده ، کسی که فریضه ای برذمه دارد که اگر عمل نکند از او بازخواست شود و مسئولیت به معنی مسئول بودن وموظف بودن به انجام امری »3

در فرهنگ فارسی عمید « مسئولیت عبارت است از آنچه انسان عهده دار و مسئول آن باشد و مسئول به معنی پرسیده شده وخواسته شده آمده است » 1 در مورد مسئولیت کیفری قان
ونگذارتعریفی از آن ارائه نداده است و درکتب حقوقی نیز نویسندگان برسرآن اتفاق نظر ندارند .
دررابطه با تعاریف ارائه شده از سوی حقوقدانان راجع به مسئولیت کیفری ، بیشتر این تعاریف را می توان در دو مورد خلاصه کرد : 1) مسئولیت کیفری عبارت است از « قابلیت یا اهلیت » شخصی برای تحمل تبعات جزایی رفتار مجرمانه خود2»2) «التزام یا مجبور بودن» شخص نسبت به تحمل تبعات جزایی .
رفتار مجرمانه خود3
از این تعاریف پی به این برده می شود که برای تحقق مسئولیت کیفری سه مرحله مجزا نیاز است به عبارت دیگر مسئولیت کیفری یک فرایند است که از نقطه ای آغاز و به نقطه ای سرانجام می رسد . در مرحله نخست شخص دارای نوعی وضعیت خاصی است که به موجب آن وضعیت « اهلیت » می یابد تا بارتبعات جزایی رفتار خود را تحمل کند . مرحله دوم مرحله « تحمل» تبعات رفتارمجرمانه می باشد ومرحله سوم این فرایند نیز مرحله « تحمیل» تبعات رفتار مجرمانه است . با این توضیحات برای مسئولیت کیفری دوچهره ترسیم کرده اند که نوع اول «مسئولیت انتزاعی » و نوع دوم « مسئولیت واقعی » می باشد .
1-1) مفهوم انتزاعی مسئولیت کیفری:
مسئولیت انتزاعی در مسئولیت کیفری در واقع ناظر به خصوصیتی می باشد که فرد را به صورت بالقوه و ابتدایی در وضعیت و حالتی قرار می دهد تا هنگامی که فرد مرتکب فعل مجرمانه وبرخلاف قانون شد بتوان مجازات را براو تحمیل کرد به عبارت دیگر این مسئولیت (مسئولیت انتزاعی ) همان تعریف مورد اول از مسئولیت کیفری می باشد «قابلیت یا اهلیت شخص برای تحمل تبعات جزایی رفتار مجرمانه خود » اهلیت انتزاعی چیزی نیست جز جنبه بالقوه مسئولیت کیفری
1-2) مفهوم واقعی مسئولیت کیفری : پس از اینکه فرد از نظر اهلیت واجد مسئولیت شد، پس از ارتکاب فعل مجرمانه می توان پیامد رفتار مجرمانه را که همان مجازات می باشد براو تحمیل کرد به عبارت دیگر اهلیت واقعی همان حالت فعلیت یافته مسئولیت کیفری می باشد که با ارتکاب جرم توسط شخص ، مسئولیت کیفری حالت عینی پیدا کرده و شخص مجبور به تحمل مکافات عمل خود می باشد . تعریف نوع دوم از مسئولیت کیفری که در ابتدا بیان شد در مقام تعریف مسئولیت کیفری واقعی می باشد . باید گفت که اهلیت شخص برای تحمل کیفر جنبه ابتدایی مسئولیت کیفری می باشد و تا زمانی فرد واجد این اهلیت نباشد هرچند مرتکب جرم شود نمی توان او را مسئول دانست وبا وجود این حالت است که هرزمان که فرد مرتکب جرم شد اعمال مجازات براو ازنظر کیفری بلامانع می باشد به عبارت دیگر داشتن اهلیت کیفری شرط لازم برای مسئول شناختن می باشد و شرط کافی آن نیز شرط کافی مسئولیت واقعی و عینی می باشد .
2- مسئولیت کیفری و مفاهیم مشابه
اکنون که مفهوم مسئولیت کیفری مشخص شد به بیان مفاهیم مشابه با مسئولیت کیفری از جمله اهلیت جنایی، اهلیت جزایی و مقایسه مسئولیت کیفری و ضمان پرداخته می شود .
2-1)مسئولیت کیفری و اهلیت جنایی، حقوق جزا درمقام بیان شرایط وتعریف اعمالی می باشد که ارتکاب یا عدم ارتکاب آن اعمال از نظر قانون جرم بوده و قابل مجازات می باشد . لذا باید گفت پایه و اساس حقوق جزا پدیده جرم است . اما جرم تنها از طریق انسان ارتکاب می یابد و حیوانات مخاطبین حقوق جزا نیستند زیرا جرم یک پدیده ارادی است و حیوانات فاقد این خصوصیت اند .
گفته شد که جرم تنها از طریق انسان قابل ارتکاب است در عین حال حقوقدانان ارتکاب جرم را تنها برای برخی از انسانها قابل تصور می دانند 1به عبارت دیگر باید درانسان شرایطی موجود باشد تا « اهلیت » ارتکاب جرم را پیدا کند و این نوع اهلیت را اهلیت جنایی می نامند . از این نظر درصورت عدم وجود « اهلیت جنایی » از ناحیه فرد مرتکب جرم ، عنوان مجرم از او سلب می شود . از این دیدگاه صغار و مجانین فاقد اهلیت جنایی می باشند به همین دلیل هیچ یک از رفتارهای زیان بار آنها جرم تلقی نمی شود اما در مقام بیان علت اینکه چرا صغار و مجانین دارای اهلیت جنایی نمی باشند، از این نظر حقوقدانان قائل به دو نظر شده اند.

عـده ای براین نظـر هستند که « اصـولا ایـن دو گروه مخـاطب امـرونهی جزایی نبوده و مشمـول قـوانین جـزایی نمی باشند1»
عده ای دیگر صغار ومجانین را به حکم اینکه این دو گروه فاقد رکن معنوی می باشند آنها را مجرم نمی دانند . زیرا رکن روانی نیز در کنار رکن قانونی و رکن مادی ، یکی از ارکان سه گانه جرم است و زوال عنوان جرم از عمل چنین افرادی به دلیل زوال رکن معنوی می باشد 2.
در نقد دیدگاه اول که بیان می دارد این دو گروه مخاطب قوانین جزایی نمی باشد باید گفت که قانون مجازات اسلامی درماده 49 بیان می دارد « اطفال در صورت ارتکاب جرم ، مبری از مسئولیت کیفری می باشند » و طبق ماده 51 « جنون در حال ارتکاب جرم در هردرجه ای که باشد رافع مسئولیت کیفری است » در واقع قانون مجازات اسلامی با بیان این دو ماده اعلام می کند که ارتکاب جرم توسط این دو گروه نیز امکان پذیر است اما درعین حال آنان را از تبعات ارتکاب جرم مبری می داند .همچنین در مورد نظریه دوم که قائل به زوال رکن روانی از افعال چنین افرادی هستند باید گفت که چنین افرادی درارتکاب فعل خود دارای عمد و اراده هستند اما دارای اراده معتبر برای ارتکاب جرم نمی باشند . در واقع چنین افرادی دارای سوء نیت ویا خطای جزایی در افعال ضد قانونی خود نمی باشند به همین علت قابل مجازات نیستند .
2-2-) مسئولیت کیفری و اهلیت جزایی
در بیان مفهوم اهلیت جزایی چنین گفته شده « اهلیت جزایی به یک حالت خاص یا وضعیت معین در شخص گفته می شود که چنانچه درآن حالت یا وضعیت به ارتکاب جرم مبادرت کند از قابلیت تحمل مجازات برخوردار خواهد شد .3»
اهلیت جزایی قائم به ذات است که ارتباطی با رفتارمادی مجرم یا رابطه ذهنی فاعل با رفتار مجرمانه ندارد .
در مقام تفکیک و مشخص کردن مرز میان اهلیت جزایی با اهلیت جنایی باید گفت که در اهلیت جنایی حقوقدان درپی این است که آیا برای تحقق جرم صرف انسان بودن فاعل برای مجازات کفایت می کندیا برای وجود اهلیت جنایی برای مجرم دانستن فاعل شرایط دیگری نیز مورد نیاز است . اما در اهلیت جزایی بحث برسرکیفرمجرم است . یعنی چه شرایطی نیاز است که باوجود مجرم دانستن فاعل مرتکب فعل مجرمانه قابل مجازات باشد . و از اهلیت ارتکاب جرم بحث نمی شود .
2-3) مسئولیت کیفری وضمان
در تعریف ضمان چنین آمده است « ضمان یعنی التزام شخص به جبران خسارتی که از ناحیه او به دیگری وارد شده است1 » . التزام به جبران خسارت را در حقوق موضوعه به مسئولیت مدنی تعبیر می کنند . فقهای اسلامی در باب دیات به » ضمان اموال » و «ضمان نفوس » اشاره کرده اند .ضمان اموال عبارت است از ادای خسارت که بر مال دیگری به واسطه اتلاف و یا غصب وارد می شود وضمان نفوس نیز عبارت است از مسئولیت پرداخت دیه . اما اینکه ضمان نفس مسئولیت کیفری محسوب می شود یا خیر پاسخ به آن بستگی به این دارد که دیه را نوعی کیفر و مجازات بدانیم یا نهادی برای جبران خسارت ؟ در صورتی که دیه را نوعی مجازات بدانیم در این صورت مسئولیت پرداخت دیه مصداق مسئولیت کیفری پیدا می کند و در این رابطه نظرات نویسندگان و فقها مختلف است اما باید گفت دیه به عنوان جانشین و مکمل قصاص تأسیس شده و مورد امضاء شارع قرار گرفته است و جنبه غالب آن جبران خسارت بدنی است که نوعی جبران خسارت می باشد که از حوزه مسئولیت کیفری بیرون است .
3- مسئولیت کیفری کاهش یافته

گاهی فعل ارتکابی از سوی مرتکب طبق قانون جرم می باشد اما به دلیل وجود عواملی از جمله صغر سن یا عارضه جنون ،به دلیل اینکه مرتکب دارای سوءنیت کیفری نیست ،جرم ارتکابی قابل انتصاب به فرد نیست به این عوامل،عوامل رافع مسئولیت کیفری گفته می شود.
وگاهی فعل ارتکابی که درشـرایط معمولی و عادی جرم می باشد ، طی شرایطی به حکم قـانون جـرم محـسوب نمی شود به این عوامل ، عوامل موجهه یا توجیه کننده جرم گفته می شود .
گاهی نیز قانونگذار علل و عواملی تعیین می نماید که اگر چه مجازات اصلی در قانون مشخص شده اما با وجود این عوامل ، مجازات اصلی قابل اعمال نبوده و در قانون، مجازات سبکتری نسبت به جرم اصلی در نظر گرفته می شود ، این عوامل ، عوامل کاهش مسئولیت کیفری هستند که باعث تبدیل مسئولیت کیفری تام و کامل به مسئولیت کیفری نقصان یافته و کاهش یافته می شوند .
در ادمه به بیان مفهوم مسئولیت کیفری کاهش یافته و رابطه آن با عوامل موجه و رافـع مسئولیت کیفری پـرداخته می شود.
3-1- مفهوم مسئولیت کیفری کاهش یافته
برای شناخت مفهوم مسئولیت کیفری کاهش یافته ابتدا باید به توصیف آن پرداخته شود.می توان گفت: کاهش مسئولیت در جایی تحقق یافته که جرم محقق شده و در قانون برای جرم ارتکابی مجازات تعیین شده در عین حال به دلیل وجود شرایطی ، مجازات اصلی ، قابل اعمال نبوده و مجازات سبک تری نسبت به مجازات اصلی به جای آن برفرد تحمیل می شود بدون اینکه به طور کلی و مطلق مجازات منتفی شود .
در عوامل کاهش مسئولیت کیفری ارکان جرم باقی است وجرم به طور کامل تحقق یافته و شرایط اعمال مسئولیت کیفری نیز موجود است ،اما به صورت استثنائی توسط قانون ، بنا به عللی ، مجازات مجرم کاهش می یابد و مجازات سبکتری برفرد تحمیل

این نوشته در پایان نامه ها و مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید