منابع مقاله درمورد جامعه ایرانی، پست مدرنیته، روشنفکران، بحران هویت

دانلود پایان نامه

نطق‏ 22
2-2- هویت 24
2-2-1-هویت در علوم اسلامی 25
2-2-2-بررسی آرا و نظرات متفکرین معاصر 28
2-2-3-رابطه هویت و تقلید 30
4-2-2رابطه هویت و بدعت 32
2-2-5-هویت در نظریات معمارى و شهرسازى 33
2-2-6-گفتمان هویت با زمینه فرهنگى: 35
2-2-7-بحران هویت در معماری امروز 38
2-2-8-ترمینولوژی بحران هویت 40
2-3- سنت 40
2-3-1-تعاریف 42
2-3-2-سنت گرایان 44
2-3-3-جایگاه جریان سنت گرا در میان سایر جریان‎های كلامی 54
2-3-4-وحدت متعالی ادیان 56
2-3-5-تمایز میان عقلِ عقل و عقل جزیی 58
-6-3-2كثرت گرایی دینی 59
-7-3-2ابعاد سنت اصیل 60
-8-3-2تعارض میان سنت و مدرنیته 64
2-3-9-نتیجه 68
2-4- جستاری در مدرنیته و پست مدرنیته 72
پست مدرنیزاسیون 78
2-5- تقابل و تجادل مدرنیته و پست مدرنیته در اندیشه های شرقی و غربی 79
-6-2 معماری ایران در تب و تاب مدرنیته و پست مدرنیته 85
فصل سوم (روش تحقیق) 93
مقدمه 94
3-1- مقدمه ای بر باز بن افکنی 94
3-2- اهمیت طرح مسئله 101
3-3- 3 – مکان یا نامکان 102
3-3-1-انسان و جهان دو جزء لاينفك 103
3-3-2-زيست جهان 104
3-3-3-مكان 104
3-3-4-پيكره و سيما (چشم انداز به عنوان نماد هويت) 106
3-3-5-نظم فضايي 107
3-3-6-رويداد 108
3-3-7-هويت فردي 108
3-3-8-خاطره 109
3-3-9-جهت گيري 109
3-3-10-يگانه پنداري 109
3-3-11-نا مكاني 110
3-4- اکنونیت 133
فصل چهارم (تجزیه و تحلیل نتایج) 139
مقدمه 138
معماری دیپلماتیک 139
فصل پنجم 161
طراحی 161
طرح و نقشه ها 162

فهرست تصاویر
شکل یک -بازتعریف ساختار توده و فضا به صورت کمی 16
شکل دو -گسترش تحلیل در دو راستای 16
شکل سه -گسترش در راستای محور 17
شکل چهار-گسترش با تعریف عناصر 17
شکل چنج -نظام آوایی توده و فضا 18
شکل شش -نظام آوایی توده و فضا 18
عبدالواحدد الوكیل ،برنده ی جایزه ی آقاخان 70
سفارت قطر تهران ،شركت مشاور باوند ،حسین شیخ زین الدین 152
سفارت ایران در بانكوک ،تایسند ،سید هادی میرمیران 153
سفارت ایران در بانكوک ،تایسند ،سید هادی میرمیران 153
تحلیل سایت 159
پرسپكتیو پرنده 161
پرسپكتیو ناظر 162
پرسپكتیو داخلی 163
پرسپكتیو داخلی 163
:پرسپكتیو دید ناظر 164
پلان طبقه هم كف 165
:پلان زیر زمین 165
پلان طبقه اول 166
پلان طبقه دوم 166

فصل اول

کلیات تحقیق

1-1- مقدمه
با توجه به تغییراتی که در یک صد سال اخیر در جوامع بشری رخ داده است و چالشهایی که پیش روی انسان معاصر مطرح شده است شاید لازم است به چند پرسش اساسی پیش روی تمدن های بشری پاسخی مناسب داده میشد ،یعنی چیستی انسان و چیستی هویت انسان ،رابطه میان انسان اجتماع و تاریخ و تاثیرات اینان بر هم و ….
در تعریف های جدیدکه منبعث از فلسفه نو حاکم بر قرن حاضر بود مفاهیمی چون نسبیت ،شک ،عدم قطعیت و … وارد ساحت فکری و نظری شد وخدا حذف شدو هیچ تکیه گاه یا ثابتی برای انسان باقی نماند چنان انسان مدرن درگیر شک بود که میزان حیثیت وجودی خود را از میزان تشکیک به جهان اطراف وام میگرفت و تنها میزان ما بین او و جهان اطراف خردگرایی و عقل گرایی او بوداین نوع برخورد خالی از آفات وآسیب ها نبود که در ادامه به آن خواهیم پرداخت .
این تعارض در غرب با توجه به این که زاده ی یک فرایند طولانی مدت از بعد از رنسانس بود پذیرفتنی تر و قابل هضم تر بود تا در جوامعی با پیشینه تاریخی بیشتر چرا که تمام آنچه را که از سر انسان غربی گذشته بود را تجربه نکرده بود و پیوندی عمیق با گذشته وهویت تاریخی خویش داشت در جوامعی که عقبه تاریخی قابل توجهی داشتند این فرآیند نو را نه تحت عنوان یک فرایند که آغاز و انجامی دارد بلکه محصول آن را به عنوان یک محصول وارداتی و مصرفی وارد کردند که از یک سو حاصل هوس سلاطین و امرا ونوعی نیاز که منبعث از مقایسه فرهنگ وطنی با فرهنگ غرب و ناکارآمدی ساختار های موجود در این ممالک از دیگر سو بود.
در جوامعی چون ایران تعارض اساسی آنجا شکل گرفت که روشنفکران جامعه ایرانی که حکم چشم و گوش جامعه ایرانی را داشتند بر سر دو راهی تجدد و سنت ماندند و یک دعوای صوری را یک صده ادامه دادند گروهی سخن از تسلیم محض در برابر فرهنگ بیگانه را میزدند و گروهی با نمود های شکلی گذشتگان زلف گره زده بودند سر آن را نداشتند تا زایش و رویشی را تجربه کنند..از طرفی هم نیروی هاضم فرهنگی ایران زمین چنان رو به کاستی و سستی نهاده بود که یارا و توان هضم فرهنگ های بیگانه ای را که وارد حریم فرهنگی ما شده بودند را نداشت در صورتی که روزگارانی این توان در فرهنگ این سرزمین بود که آنچه مورد نیاز فرهنگی خودش بود را از فرهنگهای هم خانواده میگرفت و بومی میکرد و به کار میگرفت ، دیگر چالش پیش رو این بود که روشنفکران جامعه ایرانی کمر به حذف جامعه رقیب بستند و در هر دوره که هر کدام از این دو گروه عنان گیر جامعه ی ایرانی میشد با تندروی ها و کند روی ها کمر به حذف گروه مقابل می بست . البته نباید این نکته ی ظریف را از نظر دور داشت که وجود این دو گروه که دو سر یک طیف محسوب میشوند برای هم در حکم ترمز خطر عمل می کردند چنان که هرگروه که قصد تند روی بیش از حد را داشت گروه دیگر اورا به تعادل کشانده است وجود چنین قطبیتی جامعه را در حالت تعادل حفظ میکند و این در حا
لی است که در جوامع اروپایی به علت عدم وجود نیرویی قوی که قدرت مقابله داشته باشد سنت و تجدد وارد فرایندی شدند که نتیجه آن از پیش مشخص بود (بر نگارنده پوشیده نیست که تنشهای میان سنت و تجدد در روزگارانی چنان بالا بود که کسی را یارای سخن گفتن بر ضد سنت کلیسا نبود وگرنه تکفیر میشود )در هر صورت اگر چه میتوان این ویژگی اجتماعی را در بهبود وضعیت جامعه بکار گرفت اما حقیقت آن است که جامعه ی ایرانی قدر آن را ندانسته و تنها تنشهای زاییده از تماس این دو موجب کند شدن و گاه گم شدن در مسیر گشته است . این در حالی بود که انتخاب راه حلهای میانه و طراحی و ایجاد راه حل های ایرانی که با ساختار های موجود نهایت هماهنگی را داشته باشد ممکن بود.گذار از آنچه هستیم و رفتن به سمت آنچه باید باشیم از مسیری که مختص به ویژگی های فرهنگی این مرز و بوم باشد نه تنها که یک فسانه نیست بلکه ممکن است .
1-2- ادبیات و مبانی نظری تحقیق:
بیش از یک صد سال از اولین بارقه های مدرنیته در ایران که اولین بار توسط عباس میرزا شاهزاده ی دلیر قجر زده شد میگذرد بارقه هایی که اولین بار با افسوس او نسبت به اختلاف فاحش سپاه او با قوای روس و انگلیس و فرانسه همراه بود و اولین تلاشهای او برای فرستادن دانشجو به خارج از کشور و آموختن علوم جدید و اصلاح ساختاری اداره کشور توام شد که پس از آن با تلاش های امیر کبیر خان فراهانی و روشن گری های او و دیگر منورالفکر های دوره قاجار و را بطه با کشور های مترقی و زیاد شدن سفر های ایرانیان به اروپا در نهایت منجر به انقلاب مشروطه شد و پس از آن ادامه این سیر را میتوان در دوره های حکوت پهلوی اول و دوم هر یک به شیوه و روشی و البته با آسیب و آفتی مختص به خود دنبال کرد ( بانی مسعود ،1391: 48)اما اتفاقی که بیش از صد سال پیش آغاز شده است نه تنها به انجام نرسیده است بلکه گویی به یک کلاف سر درگم برای جامعه ایرانی تبدیل شده است از یک سو سودای مدرن شدن یک جامعه سنتی و پیشرفتهایی که همراه دارد از دیگر سو هراس از آنچه که بعد از بریدن از آنچه که سالیان دراز پدرانمام برایمان به میراث گذاشته اند و ترس از بیگانه شدن با خود خویشتنمان موجب شده است تا در یک کشاکش درونی و فرسایشی این سالیان را بر سر دوراهی بگذرانیم این در حالی است که کشور هایی که معاصر با ما همین فرآیند را آغاز کردند با استفاده از مدل های درست فرهنگی و وبا استفاده از نقشه راه مناسب با شرایط زمانه و زمینه خود و با گذراندن آنچه که وارد فرهنگ میهن شان کرده اند از صافی فرهنگ و خرد سره را از نا سره باز شناخته و آنچه در صلح با هویت جمعی جامعه بود را حفظ کردند
اما در ایران این خرد انتخاب گر یا وجود نداشت یا دچار تند روی ها و کند روی هایی میشد و یا بیمار بود و شامه ی قوی برای تمییز حق از باطل نداشت هر گاه هم که از سلامت برخوردار بود در اقلیت قرار داشت و بیشتر زمان خود را برای حل منازعات میان گروه های مختلف صرف کرد که این خود موجب اختلاط این دو و در نهایت خطای در انتخاب مسیر برای جامعه ایرانی شده است به نظر میرسد نیاز یک راه حل ایرانی که انعطاف لازم را برای ایجاد فضایی دیالکتیک با دیگر فرهنگها را داشته باشد و نه آنقدر عبوس باشد که هیچ تعامل و کنش و واکنشی را بر نتابد و نه آنقدر بی شکل و بی استخوان بندی که هر شکلی را به خود بگیرد احساس میشود
در حقیقت در بطن این جدال فرسایشی میان گذشته و آینده آفتی نهفته است که جامعه امروز ایرانی از آن غفلت کرده است و آن مفهومی تحت عنوان اکنونیت است .جامعه سعی دارد هویت خود را یا از آینده و یا از گذشته خود وام بگیرد این در حالی است که مفهومی مانند هویت استقراضی نیست بلکه باید در مختصات هر زمانه و زمینه بنا شود و به گذشته ضمیمه و در امتداد آن باشد و سنگ بنایی مناسب برای آینده شکل دهد
در دو فرهنگ عمید و دهخدا ذیل کلمه هویت چنین آمده است :
در فرهنگ ، ميان حكيمان و متكلمان مشهور است هويت يعني حقيقت شيء يا شخص كه مشتمل بر صفات جوهري وي باشدهويت در لغت به معناي شخصيت، ذات، هستي ووجود و منسوب به هو مي باشد (عمید ،1363: 1984) هويت در فرهنگ لغت دهخدا عبارت است از تشخص و همين معني ، ميان حكيمان و متكلمان مشهور است (دهخدا ، 1363 :349)
از نظر راپاپورت هويت قابليت تميز و تشخيص عنصري از عنصر ديگر است ،راپاپورت در زمينه مسئله هويت راه حل هوشمندانه ايي را ارائه مي دهد و هويت عمومي و خصوصي را تبيين مي كند و معتقد است كه بايد دو نوع ابراز هويت از يكديگر تشخيص، داده شوند
هويت خصوصي: 1تثبيت هويت براي خويشتن و نزديكان خويش وتنها آگاهان م يتوانند اين نمود ها را تشخيص دهند.
هويت عمومي: 2نمودهاي اين ابراز هويت بايد روشن، مكرر وشناخته شده باشند. (فرماینس ، 1388 )
دارا بودن هويت خصوصي به معناي تفاوت برون گروهي است. در حاليكه هويت عمومي به معناي داشتن تشابه درون گروهي است. لذا دارابودن هويت مستلزم داشتن دو كيفيت تفاوت و تشابه خصوصيات، بطور همزمان است؛ اين خصوصيات بايد به گونه ايي باشند كه جسم شهر در عين تداوم زماني، در حال تحول و تكامل نيز باشد .( میر مقتدایی ،1383: 17-26)
رابطه هويت و تقليد: در عرصه معماري بحث از هويت، تقليد ازآثار گذشته را به ذهن متبادر مي كند در حالي كه هويت با تقليد از گذشته متفاوت است چرا كه در بهره گيري از آثار گذشته اگر اشكال وفرم ها به طور خلاصه و جسد گذشته تكرار شوند نامي جز واپس گرايي دراين زمينه ، نخواهد يافت.
در حقیقت هويت در بناها نه ناشي از تاريخي بودن و نه ناشي از
ابتدايي بودن روند احداث آن هاست، تنها ملازمت و همراهي ضرورت ها اهميت دارد هگل نيز ساخت دوباره بناهاي تاريخي را متمايز از هويت رويدادهاي تاريخي هميشه دو بار روي می دهد مي داند و معتقد است بار اول به صورت تراژيك و بار دوم به صورت كميك و هر كوششي براي تكرار آگاهانه صورت هاي تاريخي گذشته جز به صورت دوم، نخواهدبود. ( آشوری ،1384)
این در حالی است که سنت در آثار ، معماري نيز به معناي تكرار و تقليد آثارگذشته نبوده و بر اصول و مباني نظري و فلسفي كه خود نيز در حال تكامل هستند متمركز می باشد
رابطه هويت و بدعت: در بسياري موارد هويت متضاد با نوآوري قلمداد مي گردد. در حالي كه نه تنها در تقابل با هم نيستند بلكه
نوگرايي مطلوب، پذيرش اصول و ارزش هاي اصيل لازمه يكديگرند و فرهنگي

این نوشته در پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید