دسامبر 2

تم تولد پسرانه : پسر بچه ها عاشق تولد هستند!

همان طور که در مقالات پیشین گفتیم؛ مهمترین رکن یک جشن تولد فوق العاده داشتن یک تم تولد مناسب و مرتبط است. فکر می کنم هیچکس مخالف این جمله نیست که : پسر بچه ها عاشق جشن تولد هستند. برای آنکه یک جشن تولد زیبا و فراموش نشدنی برای پسرتان برگزار کنید پیشنهاد اول ما این است : یک تم تولد پسرانه مناسب انتخاب کنید. پس از انتخاب یک تم مناسب شما بسیاری از جزئیات جشن تولد پسرانه خود را می دانید. من به شما قول می دهم گذاشتن کمی زمان و دانستن علائق فرزندتان در مورد تم مورد علاقه تولدش ارزشش را دارد. پسر بچه ای که در روز تولدش و همراه دوستانش در خانه ای است که تمامی گوشه و کنار آن با عکس هائی از کاراکتر مورد علاقه اش تزئین شده است. تصورش حتی برای من هم هیجان انگیز است!
در این مقاله قصد داریم به شما کمی در انتخاب یک تم تولد پسرانه مناسب کمک کنیم.

 

 

 تم تولد پسرانه : پسر بچه ها عاشق تولد هستند!

 

 

چگونه تم تولد پسرانه خود را انتخاب کنیم؟

این روزها دیگر مثل چندین سال قبل، جشن های تولد به یکسری تزئینات جشن تولد تکراری و خسته کننده محدود نمی شود. شما می توانید تم تولد فرزندتان را از میان ده ها تم تولد پسرانه جذاب انتخاب کنید. تم های تولدی که در انواع شخصیت های محبوب کارتونی و دنیای بازی های کامپیوتری متنوع هستند. شاید تا چند سال قبل شما جهت ایجاد یک تنوع در جشن تولد، تنها گزینه ی ” طراحی کیک تولد ” را پیشرو داشتید؛ و اگر می خواستید سراغ تم خاصی بروید؛ خودتان می بایست دست به کار می شدید و آنها را تقریبا از ابتدا درست می کردید. این موضوع نیازمند هزینه و زمان زیادی بود. اما این روزها شما می توانید به راحتی کاراکتر مورد علاقه فرزندتان را در میان تم های تولد پسرانه گوناگون پیدا کنید. در این تم ها تمامی موارد تزئینی، از ریسه ها گرفته تا بادکنک و جاهای پای بامزه همگی در یک تم هستند. در تم های تولد پسرانه حتی میز بار و فینگر فودها هم پر از المان های تم انتخابی شما خواهد بود. در تمامی لیوان ها، کاردها و چنگال و حتی دستمال های کاغذی اثری از تم انتخابی شما وجود دارد. حتی اگر فرصت انتخاب تم را هم ندارید موسسات معتبری هستند که در زمینه فروش اقلام تولد، برگزاری جشن و انتخاب تم تولد می توانند به شما کمک کنند. شما در زمینه انتخاب تم تولد هم می توانید با توجه به سلائق فرزندتان، از آنها راهنمائی و مشاوره بگیرید. در انتها و به عنوان آخرین پیشنهاد از شما می خواهیم پس از انتخاب تم کمی هم خلاق باشید. خودتان هم می توانید با کمی فکر کردن به تم مورد علاقه فرزندانتان به آن چیزهائی اضافه کنید. مثلا اینکه حتما میهمانان خود را هم در جریان تم تولد پسرانه فرزندتان قرار دهید؛ آنها هم می توانند در انتخاب هدیه و یا پوشیدن لباس هائی مشابه جشن شما را زیباتر کنند. در ادامه نگاهی داریم به چند تم تولد پسرانه محبوب.

 

محبوب ترین تم های تولد پسرانه :

  1. تم تولد پسرانه اسپایدرمن : پسر بچه ها عاشق اسپایدر من هستند. شما می توانید با انتخاب تم تولد اسپایدار من، در بادکنک، ریسه، جای پا، چنگال و کارد و بشقاب؛ و خلاصه همه چیز، اثری از او داشته باشید.
  2. تم تولد پسرانه انگری برد : هیچکس نیست که از محبوبیت این پرندگان شیطان و پر سر و صدا خبر نداشته باشد. قطعا انتخاب تم تولد انگری برد میهمانان شما را هیجان زده خواهد کرد. جائی که بچه ها در همه جا کاراکترهای دوست داشتنی انگری برد را ببینند.
  3. تم تولد پسرانه مینیون : تنها چیزی که راجب این تم می توان گفت این است که : شما با انتخاب این تم نه تنها موجب خوشحالی پسربچه ها و دختر بچه ها می شوید، بلکه بزرگسالان را هم ذوق زده می کنید. همه تم تولد مینیون را دوست خواهند داشت.

در انتها نگاهی داریم به 10 تم پسرانه تولد جذاب و هیجان انگیز :

  1. تم تولد پسرانه فوتبالی
  2. تم تولد پسرانه پرسپولیس
  3. تم تولد پسرانه استقلال
  4. تم تولد پسرانه انگری برد
  5. تم تولد پسرانه اسپایدر من
  6. تم تولد پسرانه مینیون
  7. تم تولد پسرانه باب اسفنجی
  8. تم تولد پسرانه لاک پشت های نینجا
  9. تم تولد پسرانه لگو
  10. تم تولد پسرانه تام و جری
Category: مقالات و پایان نامه ها | دیدگاه‌ها برای تم تولد پسرانه : پسر بچه ها عاشق تولد هستند! بسته هستند
اکتبر 8

خرید فایل پایان نامه : استراتژی‌های بازاریابی کتاب

انواع تصمیم‌گیری‌های خرید مصرف کننده:

بنا به به رفتار مصرف کننده تصمیم گیری خرید به سه سطح کلی تقسیم می­شود(لشکری و دیگران، 1387، 40):

2-3-8-1.تصمیم‌گیری عادی:  در این نوع تصمیم‌گیری فرد مسأله را تشخیص می‌دهد و سپس جستجوی درونی در حافظه بلند مدت وی برای یافتن راه حل مناسب آغاز می‌شود و سپس خرید انجام می‌شود و انتخاب این گونه کالاها با حداقل تلاش و بدون آگاهی از ویژگی­های محصول و به طور معمول خودکار صورت می‌گیرد. خرید بر اساس عادت و تکرار رفتار خرید و همچنین مصرف کننده حداقل انرژی را صرف تصمیم‌گیری خرید برای این گونه کالاها می‌کنند.

2-3-8-2.تصمیم‌گیری محدود:  دربرگیرنده جستجوی درونی ومحدود بیرونی اطلاعات، بررسی تعداد محدودی از گزینه‌ها، تصمیم‌گیری ساده برای خرید یک نام تجاری بر مبنای ویژگی‌های اندک و در نهایت ارزیابی پس از خرید به شکل بسیار ابتدایی و سطحی است. تصمیم‌گیری محدود، حد فاصل تصمیم‌گیری عادی و پیچیده است و از نظر درگیری ذهنی شبیه تصمیم‌‌گیری عادی است.

2-3-8-3.تصمیم‌گیری پیچیده:  شامل یک فرآیند گسترده جستجوی اطلاعات درونی و بیرونی است که به تبع آن ارزیابی پیچیده‌ای از گزینه‌های چندگانه انجام می‌شود و در نهایت پس از خرید یک ارزیابی اصلی و دقیق شکل می‌گیرد و تصمیم‌گیری‌های گرفته شده همواره با مقدار زیادی خطر همراه است. مصرف‌کننده سعی می‌کند در حد امکان اطلاعات موجود را شامل آنچه در حافظه خود دارد (جستجوی داخلی) و همچنین منابع خارجی (جستجوی خارجی) جمع‌آوری کند.

تصمیم گیری برای خرید کالاها و خدمات را در این سه طبقه میتوان توسط پنج عامل زیر بهتر مورد بررسی قرار داد:

میزان درگیری مصرف کننده، زمان هزینهٔ یک کالا یا خدمت، مقدار جمع آوری اطلاعات و تعداد گزینه های مورد نظر. شاید به جرأت بتوان گفت که سطح درگیری مصرف کننده مهمترین عامل تعیین کننده در طبقه بندی تصمیمات خرید است.مصرف کنندگان زمانی با تصمیم گیری پیچیده مواجه می‌شوند که بخواهند محصولی گران قیمت را که آشنایی چندانی هم نسبت به آن ندارند خریداری کنند. این فرایند پیچیده ترین نوع تصمیم گیری در خرید است. در این تصمیم گیری مصرف کنندگان تا حدود زیادی با محصول درگیر می شوند.

فرایند تصمیم گیری پیچیده شبیه همان مراحلی است که در ابتدای بحث مطرح شد، یعنی شناسایی مشکل، جمع آوری اطلاعات، ارزیابی گزینه ها، خرید و رفتار پس از خرید. این امر مستلزم آن است که مصرف کننده تصمیم درستی اتخاذ کند. بنابراین باید اطلاعات زیادی را در مورد محصول و مارکهای موجود جمع آوری کنند و مورد ارزیابی قرار دهند. خریداران از معیارهای متعددی برای ارزیابی گزینه‌های موجود استفاده می کنند، همچنین زمان زیادی نیز به جمع آوری اطلاعات اختصاص می­دهند. به عنوان مثال خرید یک ماشین یا خانه نیازمند تصمیم گیری پیچیده است (مک دانیل، 2000، 104). جدول 2-3 ویژگی‌‌های تصمیمات مختلف خرید را نشان می‌دهد (مک دانیل، 2000، 105).

جدول 2-5. ویژگی‌های تصمیمات مختلف خرید

      نوع تصمیم

ویژگی­ها

روزمره محدود پیچیده
درگیری کم نه چندان زیاد
زمان کوتاه تا حدودی کوتاه طولانی
هزینه کم تا حدودی کم زیاد
جمع آوری اطلاعات فقط داخلی اکثرا داخلی داخلی و خارجی
تعداد گزینه­ها یکی چند تا خیلی

2-3-9.عوامل تعیین کننده  سطح درگیری مصرف کننده: سطح درگیری در خرید وابسته به پنج عامل زیر است. تجربیات قبلی، میزان علاقه، خطر پذیری، موقعیت و دیدگاه اجتماعی(لشکری و دیگران، 1387، 107)

2-3-9-1.تجربیات پیشین: زمانی که مصرف کنندگان در مورد کالا یا خدمتی تجربهٔ قبلی دارند، معمولاً پس از مصرف نمونه های آزمایشی کالا می­آموزند که به سرعت کالای مورد نظر را انتخاب کنند. زیرا با محصول آشنا می شوند و در مییابند که آن کالا می‌تواند نیاز آنها را برآورده کند و به همین دلیل سطح درگیری کاهش می­یابد

.2-3-9-2.علاقه: سطح درگیری مستقیماً با علاقه آنها ارتباط دارد. به عنوان مثال برخی از مردم به اتومبیل علاقه مند هستند و بعضی به موسیقی و…. معمولاً موضوعات گوناگونی که افراد به آنها علاقه مند هستند از فردی به فرد دیگر متفاوت است.

2-3-9-3. خطر پذیری: هر قدر خطر پذیری شخصی در خرید یک محصول افزایش یابد سطح درگیری مصرف کنندگان نیز افزایش می‌یابد. انواع خطر هایی که مصرف کنندگان با آن سرو کار دارند عبارت اند از خطر مالی، خطر اجتماعی و خطر روانی. خطر مالی به مورد از دست دادن ثروت یا قدرت خرید شخص اشاره دارد، زیرا خطر زیاد با خرید گران قیمت در ارتباط است. به همین دلیل مصرف کنندگان بسیار متمایل به درگیری با کالاها هستند. به عنوان مثال فردی که می­خواهد خانه ای خریداری کند زمان و تلاش زیادی برای تصمیم گیری صحیح صرف می­کند.

مصرف کنندگان زمانی پذیرای خطر اجتماعی هستند که خریداری کالا بتواند بر عقیده و نظر مردم نسبت به آنها تأثیر بگذارد. به عنوان مثال، رانندگی با یک ماشین کهنه و تصادفی می­تواند بر نظر مردم نسبت به شخص تأثیر داشته باشد. همچنین مصرف کنندگان زمانی متحمل خطر روانی می شوند که احساس کنند تصمیم­گیری اشتباه می تواند موجب اضطراب و نگرانی شود. به عنوان مثال می توان به والدین کارمند اشاره کرد که برای نگهداری از فرزندانشان می توانند پرستار استخدام کنند یا او را به مهد بسپارند.

2-3-9-4.موقعیت: شرایط خرید ممکن است از یک تصمیم گیری کم درگیری به تصمیم گیری پردرگیری مبدل شود. به عنوان مثال فردی برای ناهار روزانهٔ خود ساندویچ مصرف می کند ولی زمانی که همراه با رییس خود برای صرف غذا می رود او را به یک رستوران مجلل دعوت می کند.

2-3-9-5.قابلیت رویت پذیری اجتماعی: هر قدر قابلیت رویت پذیری اجتماعی یک محصول افزایش یابد، سطح درگیری با آن محصول نیز افزایش می­یابد. محصولات اغلب نشان دهندهٔ موقعیت اجتماعی صاحبان خود هستند. کالاهایی مانند لباس (با مارک معروف) ماشین و…بیانگر موقعیت اجتماعی شخص هستند و بنابراین خطر اجتماعی با خود همراه دارند.

2-3-10. تبلیغات در بازار: تبلیغات نیرومندترین ابزار آگاهی بخش در شناساندن یک شرکت، کالا، خدمت یا اندیشه و دیدگاه می‌باشد. گستردگی میدان تبلیغات، چشم گیر است. چنانچه آگهی‌ها سازنده و گیرا باشند، می توانند یک تصویر در مخاطب بوجود بیاورند یا دست کم به پذیرش و شناخت فرآورده و نام بازرگانی آن وادارند. ولی آگهی‌ها همواره سازنده و گیرا نیستند. بسیاری از تبلیغات بازرگانی با شتاب بر فروش اثر نمی‌گذارند. کارایی تبلیغ بیشتر بر اندیشه و مغز آنهاست تا رفتار آن. ولی هنگامی که مشتری از جریان فروش ویژه، پیشنهاد خرید دو واحد از کالا با قیمت یک واحد، جایزه بردن یا دریافت هدیه با خبر شوند، دست به اقدام می‌زنند. امروزه شرکت‌ها از طریق رسانه‌های مختلفی از قبیل رادیو، تلویزیون، مطبوعات (روزنامه، مجلات) بدنه نویسی وسایل نقلیه، دیوار نویسی، پوستر، بروشور، بیلبورد و اینترنت اقدام به تبلیغ می‌نمایند. در این میان تبلیغات اینترنتی در مقایسه با تبلیغات سنتی، از مزایای قابل ملاحظه ای برخوردار است. حجم وسیعی از این گونه تبلیغات به کالا و خدمات رایانه‌ای مربوط می باشد. امروزه تبلیغات را تنها به عنوان ابزاری جهت افزایش فروش شرکت، نمی‌توان درنظر گرفت. نقش اصلی تبلیغات را می‌توان تفهیم اطلاعات در مورد خصوصیات کالا و خدمات تعریف نمود. پیشرفت سریع وسائل ارتباط جمعی و اضافه شدن رسانه‌هایی جدید به رسانه‌های تبلیغاتی، تبلیغات را به عنوان عنصری اصلی در موفقیت و ناکامی شرکت‌ها معرفی می‌کند. با توجه به رقابت شدید بین شرکت‌ها و رشد سریع بازارها و همچنین تغییرات سریع در مصرف کنندگان، تبلیغات به عنوان ابزاری اصلی در ایجاد آگاهی مصرف‌کنندگان از محصولات و خدمات، مورد توجه قرار گرفته است.

کاتلر تبلیغات را هرگونه ارائه و عرضه ایده‌ها‌، کالاها یا خدمات از یک واحد تبلیغاتی، فرد یا موسسه که مستلزم پرداخت هزینه باشد، تعریف می‌کند. اما در این میان تبلیغی اثر بخش است که بتواند توجه مخاطب را جلب کرده، تأثیری خاطره‌انگیز داشته باشد و کنش خرید مخاطبان را تحریک نموده و دریافت حسی مخاطبان را بیدار نماید(پورکریمی، 1381، 65) .

بدین منظور استفاده از مجموعه عواملی لازم است که بتوانند حس و ادراک مخاطبان را تحت تأثیر قرار دهند و به اهداف مورد انتظار تبلیغ تحقق بخشند. اثر بخشی تبلیغات تجاری در یک الگوی علمی مشخص با توجه به اهداف تبلیغاتی تبیین می‌گردد و درجه یا میزانی که دهنده سفارش به هدف‌های مورد نظر خود دست می‌یابد و دارای فرایند برنامه‌ریزی مشخص و مرحله‌ای تحقیقاتی شامل: تعیین اهداف، تخصیص بودجه، تصمیم‌گیری راجع به پیام و رسانه و مقایسه با اهداف از پیش تعیین شده باشد. چنانچه تمام مراحل به درستی طی شود میزان اثر بخشی تبلیغات تا حد قابل ملاحظه‌ای افزایش خواهد یافت ( پورغفاری لاهیجی، 1383، 80).

همه روزه تبلیغات وسیعی از سوی شرکت‌ها صورت می گیرد و همین امر باعث شده است که تأثیر تبلیغات بر افراد کم شده و افراد به صورت انتخابی توجه نمایند. در این شرایط شرکت‌ها باید تلاش و هزینه بسیاری را جهت جذب مخاطبین خود به تبلیغات مبذول دارند. یکی از راه­های جذب مخاطبان استفاده از رسانه‌های جدید از جمله اینترنت است. امروزه نمی‌توان تأثیر فن آوری اطلاعات و بالاخص اینترنت را بر زندگی افراد نادیده گرفت (اسفیدانی، ۱۳۸۵، ۲۰).

تبلیغات تجاری علمی است دینامیک که با تغییرات اجتماعی، تحولات سیاسی و اقتصادی هر روز شکل تازه‌ای پیدا می‌کند و در محیط‌های متفاوت با توجه به فکر ، عقاید ، آداب و رسوم و همچنین فرهنگ و مذهب فرم خاصی می‌یابد (اربابی، ۱۳۵۰ ، ۱۶). تبلیغات را می‌توان به عنوان عنصر اصلی فرهنگ معاصر در کشورهای در حال توسعه و حتی کشورهای صنعتی دانست (مک دوناف[1]، 2003، 125).

هدف تبلیغ منحصراً در دست گرفتن بازار نیست بلکه مقصد باید آن باشد که در مردم و خریداران اعتماد و ایمان عمیق برای توسعه کارهای آینده بوجود آورد (آنونیموس[2]، 2010، 25). تبلیغات منحصر به تلویزیون نمی‌شود بلکه رسانه‌های دیگر را نیز در بر می‌گیرد. رادیو، روزنامه، مجله، تبلیغات شهری، اینترنت و غیره از جمله رسانه‌های مهم تبلیغاتی محسوب می شوند. رسانه­های مختلف به دلیل تاثیرات منحصر به فردی که بر روی مخاطب می‌گذارد واکنش‌های متفاوتی را نیز منجر می‌گردد. مهمترین تمایزی که بین انواع گوناگون رسانه می‌توان قایل شد تمایز بین رسانه­های پخشی (رادیو و تلویزیون) و رسانه­های چاپی (روزنامه‌ها و مجله‌ها) است. برای انتقال نمادها و تصورات، رسانه‌های پخشی نظیر رادیو و تلویزیون مناسب‌تر به نظر می‌رسد اما در ارائه اطلاعات تفصیلی و دقیق، این دو رسانه به اندازه رسانه‌های چاپی مناسب نیستند. بنابراین می‌توان این گونه نتیجه‌گیری کرد که برای ایجاد یک فضا و روحیه در مخاطب و یا به وجود آوردن یک احساس مثبت، تلویزیون اثر بخش‌تر به نظر می‌رسد این در حالی است که برای ارائه اطلاعات دقیق و تفصیلی‌تر رسانه‌های چاپی مناسب‌تر است. (محمدیان، ۱۳۸۵، ۲۱۵)

از ضروریات مهم برای فردی که قصد برنامه‌ریزی در مورد تبلیغات در رسانه را دارد، داشتن ذهنی باز و فعال است، زیرا باید بتواند در میان رسانه‌های مختلف بهترین رسانه یا رسانه‌ها را جهت کار تبلیغاتی خود انتخاب کند (راسل[3]، 1999، 102).

در بحث رسانه‌ها در نظر گرفتن تفاوت‌های ما بین رسانه‌های بین‌المللی و رسانه‌های محلی بسیار قابل توجه می‌باشد. در هر دو مورد ابزارها و رسانه‌های بکار گرفته شده ظاهراً مشابه است اما آنچه باعث تمایز می شود، محتوا و اهداف متفاوت بکار رفته در رسانه‌های جهانی و محلی است که این خود نیز به دلیل تفاوت فرهنگی ناشی از تمایزات محلی می‌باشد (جانسون[4]، 2010، 106).

این مهم نیست که چقدر زمان، تلاش و یا پول برای تبلیغ هزینه می‌شود، بلکه مهم این است که بازاریابان ایمان دارند که تبلیغات با تأثیر بر نگرش مصرف‌کنندگان، یک عنصر کلیدی جهت فروش محصولات و خدمات می‌باشد. تئوری “عکس العمل معقول” نشان می‌دهد که نگرش مصرف‌کنندگان با رفتار آنها ارتباط قوی داشته، به این مفهوم که اثرگذاری تبلیغات بر روی نگرش مصرف کنندگان، پیام­های بسیاری را برای رفتار مصرف کننده دارد.

2-3-11.چاشنی‌های فروش:

چاشنی‌ها همراه با تبلیغات به منظور تشویق مصرف‌کنندگان به خرید مارکی خاص و ایجاد تقاضا برای آن به کار گرفته می‌شوند. از این گونه چاشنی­ها به عنوان سیاستهای ترویجی فروش نیز یاد می شود. از هزاران محصول جدید که به بازار ارایه می شود بیش از 90 درصد از آنها در اولین سال ورود به بازار با شکست مواجه می گردد. دلیل اغلب این شکست­ها فقدان حمایت­های ترویجی از محصولات جدید به منظور تشویق مشتریان به آزمایش محصول می باشد. در ایران این شکست­ها از میزان بیشتری برخوردار است به این علت که رفتار مشتریان ایرانی از پیچیدگی بیشتری برخوردار است اگر هر کدام از ابزارهای ترویج یا همان پروموشن­ها (شامل تبلیغات، روابط عمومی و …) موثر واقع نشود، چاشنی­های فروش می­تواند اثرگذار باشد که البته باید توجه داشت که چاشنی فروش زمانی استفاده می شود که فروش در حال کاهش باشد و این کاهش از روش­های دیگر قابل جبران و تبدیل به رشد فروش نباشد .

برخی از مهمترین چاشنی های فروش عبارتند از :

ارایه نمونه­های رایگان، ارایه کوپن تخفیف یا خرید رایگان، امتیازهای ویژه، مسابقه­ها، بازپرداخت و استرداد وجه، بسته­های پاداش، تخفیف قیمتی، کالای اضافه( دو روش کالای اضافه وجود دارد که یکی ارائه کالای بیشتر از همان نوع و دیگری ارائه کالای اشانتیون دیگر می­باشد.)، برنامه های وفادارسازی، قرعه کشی ها(محمدیان، 1390، 17).

2-3-12. روابط عمومی:

 تکنیک‌های روابط عمومی شامل برگزاری مراسم، سمینارها، سمپوزیوم‌ها، بازدیدها، پذیرایی‌ها، مسابقات ورزشی و هنری و دیگر وقایعی است به طور غیر مستقیم پیام مورد نظر را به مصرف‌کنندگان احتمالی می‌رسانند.

ذیلاً وسایلی که برای ارسال پیام مورد استفاده قرار می‌گیرند نام برده می‌شوند (بلوریان تهرانی، 1378، 50):

  • روزنامه‌ها، مجلات، ماهنامه‌ها و سالنامه‌ها با درج آگهی تبلیغاتی؛
  • رادیو و تلویزیون و سینما با پخش برنامه‌های تبلیغانی؛
  • هر شیئی که به عنوان هدیه تبلیغاتی به صورت رایگان داده شود؛
  • بسته‌بندی کالا با استفاده از طرح، رنگ، پیام و شعار؛
  • از طریق پست با ارسال کاتالوگ، بروشور، پرسشنامه و … ؛
  • اماکن عمومی مانند ترمینال‌ها، استادیوم‌های ورزشی و غیره برای نصب تابلوهای تبلیغاتی؛
  • وسایط نقلیه برای نصب تابلوهای تبلیغاتی؛
  • بالن، توپ، پرچم، ویترین و تابلو با ذکر نام تجاری؛
  • نمایشگاه‌های بازرگانی داخلی و بین‌المللی؛
  • سمینارها، کنفرانس‌ها، سمپوزیوم‌ها و دوره‌های آموزشی؛

2-3-13.فروش حضوری:

فرایند فروش حضوری مجموعه ای از عملیات منطقی است که فروشنده هنگام ارتباط با مشتری انجام می دهد. مثبت بودن این فرایند به اقدام مطلوب از طرف مشتری منجر می گردد و با اطمینان یافتن به رضایت مشتری خاتمه می یابد. (اقدام مطلوب از سوی مشتری معمولا خرید است). فروشندگان حرفه ای گام های زیر را بترتیب برمی دارند تا رسیدن به نتیجه امکان پذیرتر گردد(بنت، 1997، 93).:

  • آمادگی قبل از فروش(شناخت محصول ، بازار ، رقبا و …)
  • جستجو برای یافتن خریداران بالقوه
  • اقدامات پیش از ملاقات با مشتریان بالقوه
  • عرضه کردن(در نظر گرفتن علاقه مشتری ، ایجاد تمایل توسط فروشنده ، انجام عمل فروش)

2-3-14.بازاریابى مستقیم:

در بازاریابى مستقیم، براى تأثیر بر مصرف‌کنندگان از وسایل مختلف ارتباط‌جمعى استفاده مى‌شود. در این نوع بازاریابی، معمولاً از مصرف‌کنندگان انتظار واکنش مستقیم مى‌رود. تبلیغات انبوه، تعداد نامشخصى از مردم را پوشش مى‌دهد. مردمى که اکثریت آنها معمولاً یا اصلاً طالب کالا نیستند و یا بعداً طالب آن خواهند بود. وسایل ناقل آگهى‌هاى تبلیغاتى مستقیم، براى دریافت سفارش مستقیم از مصرف‌کنندگان هدف، مورد استفاده قرار مى‌گیرند. اگرچه در بازاریابى مستقیم بدواً و عمدتاً از پست و کاتالوگ سفارش پستى استفاده مى‌شد اما در سال‌هاى اخیر این شیوه اشکال مختلف دیگرى نیز به‌ خود گرفته است. اشکال جدید بازاریابى مستقیم شامل بازاریابى از راه دور، بازاریابى مستقیم از طریق رادیو و تلویزیون و بازاریابى الکترونیکى است. براى درک بهتر بازاریابى مستقیم باید با مزایاى بازاریابى مستقیم و اَشکال آن آشنا شویم

به گمان کاتلر (2007) بازاریابی مستقیم به عنوان به کارگیری کانال­های مستقیم ارتباط با مصرف کننده به منظور یافتن مشتری و تحویل محصول و خدمت به مشتری، بدون نیاز به استفاده از واسطه ها ی بازاریابی تعریف شده است. بازاریابی مستقیم به بازاریاب اجازه می­دهد که پاسخهای مستقیم بیشتری را از مشتری دریافت کرده، بازار هدف را به گونه بهتری نشانه­‌گیری کند و محصول را بدون قرار گرفتن در فرایـنـد عــریض و طویل و پرهزیـنـه کانالهای سنــتی به فـروش رساند( ویلکینسون، 2007) .

بازاریابی مستقیم با برقراری ارتباط مستقیم و بی واسطه با مشتریان، سعی در جذب و حفظ مشتریان دارد. این روش برخلاف سایر اشکال ارتباطی،معمولاً نیازمند پاسخ فوری مشتری است و براین اساس، اثربخشی فعالیتهای بازاریابی مستقیم به صورت کمی قابل سنجش است. بازاریابی مستقیم، لزوماً شامل فعالیت‌های کوتاه‌ مدت و پاسخ مدار نیست. عمده اقدام­های انجام گرفته در زمینه بازاریابی مستقــیم به صورت کمی قابل سنجش است. بازاریابی مستــقیم به دنبال توسعه روابط مستقیم مستمر با مشتریان است، چراکه اکثر بازاریابان براین باورند که هزینه جذب مشتریان جدید، پنج برابر حفظ مشتریان فعلی است. براین اساس فعالیت­های بازاریابی مستقیم،به عنوان ابزاری برای رضایتمند نگه داشتن مشتریان و تشویق او به هزینه کردن خواهدبود. زمانی که مشتری جذب شد، فرصت فروش سایر محصولات بنگاه به او، به وجود می­‌آید(  پیتر[5]، 1998).

2-3-15. تعیین قیمت:

 قیمت تنها عنصر درآمیخته بازاریابی است که درآمد ایجاد می­کند. وابستگی متقابل قیمت، محصول، ترفیع و توزیع(ونوس، 1389،  63):

2-3-15-1. قیمت و محصول: به 3 شکل باهم در ارتباطند اول اینکه قیمت­ها معمولاً در مسیر منحنی عمرمحصول تغییر می­یابد. دوم اینکه قیمت محصولات مشابه گروه­بندی می­شوند. سوم اینکه قیمت با برداشت­های مشتریان ازخصوصیات و مزایای محصول ارتباط مستقیم دارد.

2-3-15-2. قیمت و ترفیع: شرکتی که راجع به محصولات با کیفیت و منصربه فرد خود تبلیغ می کند از بیان قیمت بالای آن خودداری نمی­کند. انواع دیگرمحصولات بر پایه قیمت تبلیغ می­شوند.

2-3-15-3 قیمت و توزیع: توزیع و قیمت‌گذاری محصولات با یکدیگرمربوط­اند ولی این ارتباط در مورد محصولات مختلف متفاوت است. دلیل این تفاوت هزینه­های توزیع است. تولیدکننده قیمت محصول را عامل اصلی در انتخاب کانال توزیع می­داند.

2-3-16 قیمت کتاب:

 هیچ محصولی نمی‌تواند بدون قیمت به بازار عرضه شود. هر تجارتی دارای دو هزینه مستقیم و غیر مستقیم است که مجموع آنها به اضافه سود، قیمت کالا را می‌سازد. هزینه مستقیم آنهایی هستند که مستقیماً به خود محصول مربوط می‌شوند مثل حق‌التألیف، پول مترجم، پول ویرایشگر، وسایل خریداری شده برای چاپ (فیلم، زینک، کاغذ و …)، هزینه صحافی و چاپ، اجاره انبار، اجاره وسایل، حقوق کارکنان برای یک بک کار خاص و غیره. هزینه غیر مستقیم آنهایی هستند که نمی‌توان به راحتی به محصول ربط داد و کل عملیات سازمان را در بر دارد. مثل پول اجاره ساختمان، تعمیر ساختمان، آب و برق، تلفن، حقوق کارکنان ثابت، نقاشی و غیره. برای محاسبه هزینه‌های غیر مستقیم، معمولاً درصدی از هزینه‌های مستقیم را ناشران و صاحبان کالا به عنوان هزینه‌های غیر مستقیم منظور می‌کنند (وینگاند[6]، 1995، 20).

2-3-17.  سیستم و مدیریت توزیع:

 توزیع یعنی رساندن محصول مورد نظر مشتری در زمان مطلوب به مکان مورد نظر. در مبحث توزیع به دو موضوع باید توجه شود: 1) مدیریت کانال­های توزیع 2) امکانات و تسهیلات مربوط به توزیع فیزیکی (ونوس، 1389،  69) توزیع یکی از اجزای آمیخته بازاریابی است که در ساده ترین حالت آن وظیفه انتقال محصول از محل تولید به محل خرید مشتری را بعهده دارد. بعبارت دیگر مهمترین وظیفه مدیریت توزیع این است که کالا را در زمان و مکان مناسب در دسترس مشتریان بالقوه قرار دهد.

کانال توزیع نیز مجموعه­ای از سازمانها و افراد وابسته است که کالا یا خدمت مورد نظر را در دسترس مشتریان نهایی قرار می دهد. کانال توزیع، تولیدکننده و مشتریان کالا را به یکدیگر متصل می کند.

 . 1-17-3-2نقش کانال های توزیع: یک کانال توزیع علاوه بر انتقال کالا از تولیدکننده به مصرف کننده، صرفه جویی در زمان، متصل کردن مالکان کالا و مشتریان، وظایف مهم دیگری نیز بعهده دارد. مهمترین این وظایف عبارتند از(اربابی، 117، 115):

ـ جمع آوری اطلاعات لازم از منابعی مانند مشتریان بالقوه و کنونی، شرکتهای رقیب و سایر عوامل و نیروهای فعال در محیط بازاریابی.

ـ مذاکره با مشتریان بمنظور افزایش انگیزه های لازم خرید در آنها

ـ حصول توافق در مورد شرایط خرید و انتقال تملک و مالکیت دارایی­ها

ـ سفارش گرفتن از مشتریان عمده و سفارش دادن به شرکت­های تولیدکننده

ـ تامین وجوه لازم و مقادیر لازم محصول در کانال توزیع

ـ بر عهده گرفتن بخشی از ریسکهای مربوط به کانال­های توزیع

ـ تهیه انبارهای لازم به منظور انبار کردن و نقل و انتقال کالاهای فیزیکی

ـ پرداخت وجوه لازم از جانب خریداران و از طریق بانک­ها و سایر مؤسسات مالی

 . 2-17-3-2سطوح کانال های توزیع: تولیدکننده و مشتری نهایی بخشی از کانال توزیع را تشکیل می دهند. برای نشان دادن طول یک کانال از چندین واسطه استفاده می شود.

  • کانال “سطح صفر” که کانال بازاریابی مستقیم نیز نامیده می شود از یک تولیدکننده و مصرف کننده نهایی تشکیل می شود.
  • کانال “سطح یک” شامل یک واسطه مانند خرده فروش است.

3- کانال “سطح دو” دارای دو واسطه و کانال “سطح سه” دارای سه واسطه است.

از دیدگاه تولیدکنندگان هرچه تعداد واسطه ها بیشتر شود، کسب اطلاعات در مورد مصرف کننده نهایی و اعمال کنترل بر آنها نیز دشوارتر خواهد شد.

 . 3-17-3-2توزیع کتاب: توزیع به سیستمی از فعالیت‌های بازاریابی اطلاق می‌شود که بوسیله آن کالا و خدمات از تولید کننده اصلی به مصرف‌کننده یا کاربرنده نهایی منتقل می‌شود (اربابی، 117، 115)

انتقال کتاب‌ها از ناشر به مصرف‌کننده می‌تواند به صورت مستقیم یا غیر مستقیم از طریق واسطه‌های توزیع انجام گیرد. واسطه‌های توزیع، توزیع‌کنندگان عمده یا کتابفروشان هستند.

در این سیستم کتاب‌ها از انبار ناشر به عمده فروش و از عمده فروش به کتاب فروش حرکت می‌کند. ناشر برای فروش کتاب‌های خود، درصدی از قیمت پشت جلد کتاب را به واسطه‌های توزیع تخفیف می‌دهد. میزان این تخفیف بستگی به موارد زیر دارد(موسوی‌زاده، 1382، 336):

  • تعداد کتاب‌های سفارش شده: هر چه سفارش کتاب‌ها بیشتر باشد، میزان تخفیف هم بیشتر خواهد بود. سفارش 100 نسخه از یک عنوان کتاب تا 100 سفارش برای یک یا دو نسخه کتاب، هزینه کمتری برای ناشر دارد.
  • سیاست ناشر در مورد کتاب‌های فروش نرفته: ناشران در مورد کتاب‌های فروش نرفته سیاست‌های متفاوتی دارند. در بعضی از کشورها مثل آمریکا، فروشندگان واسطه در صورت فروش نرفتن کتاب‌های سفارش داده، باید پول آنها را تماماً پرداخت کنند، در ژاپن کتاب‌های فروش نرفته به انبار ناشر برگردانده می‌شود و فقط پول کتاب فروش پرداخت می‌گردد.
  • در صورتی که برگشت کتاب‌های فروش نرفته توسط ناشر اجازه داده شود، کتابفروش تعداد بیشتری را سفارش خواهد داد و تخفیف بیشتری هم خواهد گرفت، بالعکس اگر ناشر برگشت کتاب‌های فروش نرفته را اجازه ندهد، کتابفروش بدلیل اقتصادی مسائل بازار، مقدار کمتری سفارش خواهد داد و تخفیف کمتری هم خواهد گرفت. به هر حال ارسال کتاب‌ها از ناشر به کتاب‌فروشان و از کتاب‌فروشان به ناشر، هزینه‌ای دو برابر خواهد داشت که ناشران بسته به سیاست‌های خود در این مورد تصمیم‌گیری می‌کنند. نحوه پرداخت پول کتاب‌ها در میزان تخفیف تأثیر دارد. اگر پرداخت به صورت نقدی، ده روزه، یک ماهه و … باشد میزان تخفیف متفاوت خواهد بود.

. 18-3-2کیفیت:

کیفیت کتاب، اعم از قطع کتاب، نوع کاغذ، نوع صحافی، طرح روی جلد، نقش مؤثری در جلب اولیه مخاطب دارد. مخاطبی که از قبل با محتوای کتاب آشنایی ندارد، اولین مواجهه او با شکل ظاهری کتاب، بویژه طرح روی جلد آن است. طرح روی جلد علاوه بر آنکه باید گویای محتوا یا درونمایه کتاب باشد، نقش مؤثری در جلب مخاطب دارد. اهتمام به تصاویر و طراحی روی جلد کتاب در برنامه‌ریزی­های بازاریابی کتاب، می‌تواند نقش مؤثری در انتخاب آن توسط مخاطب داشته باشد.

در بحث­های عمومی بازاریابی، از جمله عوامل مؤثر در یک بازاریابی خوب، بحث بسته‌بندی کالاست. چنانکه قبلاً نیز گفته شد، در یک نظام بازارگرا بسته بندی کالا تنها به منظور محافظت از آن کالا نیست، بلکه عامل تسهیل فروش، اطلاع‌رسانی و ایجاد انگیزه مصرف است. اگر جلد کتاب جزئی از بسته‌بندی آن تلقی شود، می‌توان پذیرفت که این جلد تنها برای آن نیست که نام کتاب بر روی آن حک شود و می‌تواند نقشی به مراتب جذاب‌تر داشته و در انتقال برخی مفاهیم به مخاطب کمک کند.

در خصوص کتاب­های کودکان، از آنجا که کودکان به تصاویر و شکل ظاهری اشیا توجه ویژه‌ای نشان می‌دهند، وضعیت ظاهری کتاب، شامل کیفیت صحافی، قطع کتاب و طرح روی جلد و تصاویر درون کتاب، به اعمال خلاقیت و دقت بیشتری نیاز دارد. برخی از کودکان و نوجوانان کتاب­ها را فقط بر مبنای ظاهر آنها انتخاب می‌کنند. به علاوه، برخی از والدین نیز کودکان خود را در انتخاب کتاب دلخواه خود آزاد می‌گذارند و کودکان نیز از آنجا که هنوز مهارتهای لازم را در خواندن کسب نکرده‌اند، گاهی اوقات تنها بر مبنای جلد و خصوصیات ظاهری یک کتاب، خرید آن را از والدین خود درخواست می‌نمایند. در ایران، طی چند سال اخیر توجه به وضعیت ظاهری کتاب بیشتر شده و ناشران از برخی طراحان حرفه‌ای برای طراحی جلد کتاب­هایشان دعوت به همکاری کرده‌اند. به علاوه، در پاره‌ای موارد انتخاب یک طرح متحدالشکل برای یک سلسله انتشارات می‌تواند به نحو مؤثرتری نظر مخاطب را به آن سلسله از کتاب­ها جلب نماید (پایا، 1383، 453).

برخی ناشران برای ارائه یک معرفی اجمالی از کتاب به خواننده، معرفی کوتاهی که به آن «گزارمان» نیز اطلاق می‌شود، پشت جلد کتاب منتشر می‌کنند. این گزارمان می‌تواند توسط ناشر یا پدیدآورنده کتاب نوشته شده باشد. در پاره‌ای موارد نیز در چاپهای چندم یک کتاب، ناشر منتخبی از اظهار نظرها و نقدهای کوتاهی را که در هنگام انتشار کتاب صورت گرفته، به جای آن گزارمان چاپ می‌کند.

در سال­های اخیر برخی از ناشران ایرانی نیز از این رویّه پیروی کرده و مطلب کوتاهی را در پشت جلد کتاب درج می‌کنند. ناشران کتاب­های کودک نیز گهگاه از این روش استفاده می‌کنند. در کتاب­های کودکان معمولاً سعی می‌شود این گزارمان با لحنی دوستانه و جذاب نوشته شود، به نحوی که کودک را به خواندن آن کتاب ترغیب نماید.

[1]. Mcdonough

[2]. Anonymous

[3]. Russell

[4]. Johnson

[5] Peter

[6]. Weingand

دانشگاه بین المللی امام رضا علیه السلام

دانشکده ادبیات و علوم انسانی

(گروه مدیریت نشر و صنایع چاپ)

پایان نامه دوره کارشناسی ارشد مدیریت نشر

 

شناسایی عوامل مؤثر بر خرید کتب کودک و نوجوان

به منظور تدوین استراتژی‌های مطلوب بازاریابی

 

تابستان 1392

پایان نامه شناسایی عوامل مؤثر بر خرید کتب کودک و نوجوان به منظور تدوین استراتژی‌های مطلوب بازاریابی

Category: مقالات و پایان نامه ها | دیدگاه‌ها برای خرید فایل پایان نامه : استراتژی‌های بازاریابی کتاب بسته هستند
سپتامبر 14

طرح تعالی 98-97 مدارس متوسطه

طرح تعالی متوسطه اول مدارس متوسطه 98-1397 چگونگی تنظیم و دانلود ده ها نمونه کامل

طرح تعالی متوسطه اول مدارس متوسطه 98-1397 چگونگی تنظیم و دانلود ده ها نمونه کامل

چگونگی نگارش طرح تعالی 98-97 سالتحصیلی 98-1397مدارس متوسطه بر اساس آخرین بخشنامه

طرح تعالی 98-97 چیست ؟

طرح تعالی 98-97 عنوان طرحی است که در سال های اخیر در رابطه با چگونگی تنظیم برنامه عمل به مدیران مدارس متوسطه ابلاغ گردید. تا قبل از ابلاغ این طرح به مدیران مقطع متوسطه ، نگارش و تنظیم برنامه عمل و تقویم اجرایی بر اساس سلایق شخصی و محدودیت های زیاد انجام می گرفت. به همین دلیل نوع نگارش و چشم اندازهای همه مدارس با هم متفاوت بود. در همین رابطه معاونت آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش با ابلاغ ای طرح به مدارس توانست ، برنامه ریزی مدیران مدارس را با هم یکپارچه نموده و طرحی را برای کلیه مدارس متوسطه سراسر کش

طرح تعالی متوسطه اول مدارس متوسطه 98-1397 چگونگی تنظیم و دانلود ده ها نمونه کامل

چگونگی نگارش طرح تعالی 98-97 سالتحصیلی 98-1397مدارس متوسطه بر اساس آخرین بخشنامه

طرح تعالی 98-97 چیست ؟

طرح تعالی 98-97 عنوان طرحی است که در سال های اخیر در رابطه با چگونگی تنظیم برنامه عمل به مدیران مدارس متوسطه ابلاغ گردید. تا قبل از ابلاغ این طرح به مدیران مقطع متوسطه ، نگارش و تنظیم برنامه عمل و تقویم اجرایی بر اساس سلایق شخصی و محدودیت های زیاد انجام می گرفت. به همین دلیل نوع نگارش و چشم اندازهای همه مدارس با هم متفاوت بود. در همین رابطه معاونت آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش با ابلاغ ای طرح به مدارس توانست ، برنامه ریزی مدیران مدارس را با هم یکپارچه نموده و طرحی را برای کلیه مدارس متوسطه سراسر کشور با یک قالب خاص فراهم نماید.

طرح تعالی 98-97 مدارس متوسطه

طرح تعالی 98-97 مدارس متوسطه کمک بسیار زیادی به رسیدن به اهداف آموزشی و پرورشی مدیران این مقطع نمود. در واقع مدیران مدارس متوسطه به دلیل پیش بینی کلیه فعالیت ها و چشم انداز های موجود و اختصاص امتیاز به هر یک از محور ها در فرم خام طرح تعالی 98-97 خود را ملزم به رعایت تک تک بند ها می نمایند. با رعایت همه جانبه و تنظیم و اجرای تمام و کمال طرح تعالی 98-97 در مدارس متوسطه علاوه بر کب نمره و امتیاز کامل ارزشیابی دانش آموزان نیز از سطح علمی و آموزشی و همچنین تربیتی و پرورشی بالاتری برخوردار خواهند بود.

طرح تعالی 98-97 در آموزش و پرورش

طرح تعالی 98-97 در آموزش و پرورش از مهمترین طرح هایی است که در سال های اخیر به مدیران ابلاغ گردیده است. در مدارس متوسطه علاوه بر مدیران معاونین و سایر پست های سازمانی نیز ملزم به برنامه ریزی و تدوین برنامه عمل بر اساس طرح تعالی 98-97 هستند. از جمله پست های سازمانی که برنامه سالانه و تقویم اجرایی خود را بر اساس طرح تعالی 98-97 تنظیم می نمایند، معاون آموزشی، معاون پرورشی، معاون اجرایی ، معاون عمومی و آموزگاران هستند.

طرح تعالی 98-97 در سامانه همگام

ثبت طرح تعالی 98-97 متوسطه در سامانه همگام یکی از دستورالعمل های الزام اور به مدیران مدارس بود. مدیران مدارس متوسطه اعم از عدی و دولتی ، هیئت امنایی، غیر انتفاعی و… می بایست طرح تعالی 98-97 خود را در سامانه ثبت نموده و از مزایای ثبت در سامانه همگام استفاده نمایند. هدف از انجام این کار و ابلاغ این دستورالعمل فعال نمودن هر چه بیشتر مدیران و تسریع در نگارش و تدوین طرح تعالی 98-97 توسط آنها می باشد.

طرح تعالی 98-97  

در سال تحصیلی اخیر نیز بخشنامه طرح تعالی 98-97 همانند سال ها و ادوار گذشته است.در واقع طرح تعالی 98-97 98-97 جز در چند مورد و محور جزئی تفاوت چندانی با طرح تعالی 98-97 سال گذشته ندارد.بنا بر این شایسته است مدیران و معاونین محترم هر چه سریعتر به تنظیم و تدوین برنامه تعالی مدیریت کیفیت مدار خود اقدام نموده و آن را در سامانه همگام ثبت نمایند. بدیهی است اقدامات سریعتر و با کیفیت تر مدیران مدارس می تواند روند رو به رشدی در رسیدن به اهداف آموزشی و پرورشی واحد آموزشی شان در راستای سند تحول بنیادین باشد.

دانلود کاملترین نمونه های طرح تعالی 98-97

در رابطه با آنچه بیان گردید سایت برنامه دانلود نمونه های کاملی از طرح تعالی 98-97 مدارس متوسطه را تنظیم و تدوین نموده است و جهت استفاده عزیزان در سایت بار گزاری نموده است. مدیران و معاونین محترم می توانند جهت استفاده و بهره مندی از این طرح ها به سایت برنامه دانلود مراجعه نمایند.

برای دانلود کاملترین نمونه های طرح تعالی 98-97 مدارس متوسطه روی لینک زیرکلیک کنید

http://barnamedownload.com/downloads/77/

ور با یک قالب خاص فراهم نماید.

طرح تعالی 98-97 مدارس متوسطه

طرح تعالی 98-97 مدارس متوسطه کمک بسیار زیادی به رسیدن به اهداف آموزشی و پرورشی مدیران این مقطع نمود. در واقع مدیران مدارس متوسطه به دلیل پیش بینی کلیه فعالیت ها و چشم انداز های موجود و اختصاص امتیاز به هر یک از محور ها در فرم خام طرح تعالی 98-97 خود را ملزم به رعایت تک تک بند ها می نمایند. با رعایت همه جانبه و تنظیم و اجرای تمام و کمال طرح تعالی 98-97 در مدارس متوسطه علاوه بر کب نمره و امتیاز کامل ارزشیابی دانش آموزان نیز از سطح علمی و آموزشی و همچنین تربیتی و پرورشی بالاتری برخوردار خواهند بود.

طرح تعالی 98-97 در آموزش و پرورش

طرح تعالی 98-97 در آموزش و پرورش از مهمترین طرح هایی است که در سال های اخیر به مدیران ابلاغ گردیده است. در مدارس متوسطه علاوه بر مدیران معاونین و سایر پست های سازمانی نیز ملزم به برنامه ریزی و تدوین برنامه عمل بر اساس طرح تعالی 98-97 هستند. از جمله پست های سازمانی که برنامه سالانه و تقویم اجرایی خود را بر اساس طرح تعالی 98-97 تنظیم می نمایند، معاون آموزشی، معاون پرورشی، معاون اجرایی ، معاون عمومی و آموزگاران هستند.

طرح تعالی 98-97 در سامانه همگام

ثبت طرح تعالی 98-97 متوسطه در سامانه همگام یکی از دستورالعمل های الزام اور به مدیران مدارس بود. مدیران مدارس متوسطه اعم از عدی و دولتی ، هیئت امنایی، غیر انتفاعی و… می بایست طرح تعالی 98-97 خود را در سامانه ثبت نموده و از مزایای ثبت در سامانه همگام استفاده نمایند. هدف از انجام این کار و ابلاغ این دستورالعمل فعال نمودن هر چه بیشتر مدیران و تسریع در نگارش و تدوین طرح تعالی 98-97 توسط آنها می باشد.

طرح تعالی 98-97  

در سال تحصیلی اخیر نیز بخشنامه طرح تعالی 98-97 همانند سال ها و ادوار گذشته است.در واقع طرح تعالی 98-97 98-97 جز در چند مورد و محور جزئی تفاوت چندانی با طرح تعالی 98-97 سال گذشته ندارد.بنا بر این شایسته است مدیران و معاونین محترم هر چه سریعتر به تنظیم و تدوین برنامه تعالی مدیریت کیفیت مدار خود اقدام نموده و آن را در سامانه همگام ثبت نمایند. بدیهی است اقدامات سریعتر و با کیفیت تر مدیران مدارس می تواند روند رو به رشدی در رسیدن به اهداف آموزشی و پرورشی واحد آموزشی شان در راستای سند تحول بنیادین باشد.

دانلود کاملترین نمونه های طرح تعالی 98-97

در رابطه با آنچه بیان گردید سایت برنامه دانلود نمونه های کاملی از طرح تعالی 98-97 مدارس متوسطه را تنظیم و تدوین نموده است و جهت استفاده عزیزان در سایت بار گزاری نموده است. مدیران و معاونین محترم می توانند جهت استفاده و بهره مندی از این طرح ها به سایت برنامه دانلود مراجعه نمایند.

برای دانلود کاملترین نمونه های طرح تعالی 98-97 مدارس متوسطه روی لینک زیرکلیک کنید

http://barnamedownload.com/downloads/77/

چگونگی نگارش طرح تعالی 98-97 سالتحصیلی 98-1397مدارس متوسطه بر اساس آخرین بخشنامه

طرح تعالی 98-97 چیست ؟

طرح تعالی 98-97 عنوان طرحی است که در سال های اخیر در رابطه با چگونگی تنظیم برنامه عمل به مدیران مدارس متوسطه ابلاغ گردید. تا قبل از ابلاغ این طرح به مدیران مقطع متوسطه ، نگارش و تنظیم برنامه عمل و تقویم اجرایی بر اساس سلایق شخصی و محدودیت های زیاد انجام می گرفت. به همین دلیل نوع نگارش و چشم اندازهای همه مدارس با هم متفاوت بود. در همین رابطه معاونت آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش با ابلاغ ای طرح به مدارس توانست ، برنامه ریزی مدیران مدارس را با هم یکپارچه نموده و طرحی را برای کلیه مدارس متوسطه سراسر کشور با یک قالب خاص فراهم نماید.

طرح تعالی 98-97 مدارس متوسطه

طرح تعالی 98-97 مدارس متوسطه کمک بسیار زیادی به رسیدن به اهداف آموزشی و پرورشی مدیران این مقطع نمود. در واقع مدیران مدارس متوسطه به دلیل پیش بینی کلیه فعالیت ها و چشم انداز های موجود و اختصاص امتیاز به هر یک از محور ها در فرم خام طرح تعالی 98-97 خود را ملزم به رعایت تک تک بند ها می نمایند. با رعایت همه جانبه و تنظیم و اجرای تمام و کمال طرح تعالی 98-97 در مدارس متوسطه علاوه بر کب نمره و امتیاز کامل ارزشیابی دانش آموزان نیز از سطح علمی و آموزشی و همچنین تربیتی و پرورشی بالاتری برخوردار خواهند بود.

طرح تعالی 98-97 در آموزش و پرورش

طرح تعالی 98-97 در آموزش و پرورش از مهمترین طرح هایی است که در سال های اخیر به مدیران ابلاغ گردیده است. در مدارس متوسطه علاوه بر مدیران معاونین و سایر پست های سازمانی نیز ملزم به برنامه ریزی و تدوین برنامه عمل بر اساس طرح تعالی 98-97 هستند. از جمله پست های سازمانی که برنامه سالانه و تقویم اجرایی خود را بر اساس طرح تعالی 98-97 تنظیم می نمایند، معاون آموزشی، معاون پرورشی، معاون اجرایی ، معاون عمومی و آموزگاران هستند.

طرح تعالی 98-97 در سامانه همگام

ثبت طرح تعالی 98-97 متوسطه در سامانه همگام یکی از دستورالعمل های الزام اور به مدیران مدارس بود. مدیران مدارس متوسطه اعم از عدی و دولتی ، هیئت امنایی، غیر انتفاعی و… می بایست طرح تعالی 98-97 خود را در سامانه ثبت نموده و از مزایای ثبت در سامانه همگام استفاده نمایند. هدف از انجام این کار و ابلاغ این دستورالعمل فعال نمودن هر چه بیشتر مدیران و تسریع در نگارش و تدوین طرح تعالی 98-97 توسط آنها می باشد.

طرح تعالی 98-97  

در سال تحصیلی اخیر نیز بخشنامه طرح تعالی 98-97 همانند سال ها و ادوار گذشته است.در واقع طرح تعالی 98-97 98-97 جز در چند مورد و محور جزئی تفاوت چندانی با طرح تعالی 98-97 سال گذشته ندارد.بنا بر این شایسته است مدیران و معاونین محترم هر چه سریعتر به تنظیم و تدوین برنامه تعالی مدیریت کیفیت مدار خود اقدام نموده و آن را در سامانه همگام ثبت نمایند. بدیهی است اقدامات سریعتر و با کیفیت تر مدیران مدارس می تواند روند رو به رشدی در رسیدن به اهداف آموزشی و پرورشی واحد آموزشی شان در راستای سند تحول بنیادین باشد.

دانلود کاملترین نمونه های طرح تعالی 98-97

در رابطه با آنچه بیان گردید سایت برنامه دانلود نمونه های کاملی از طرح تعالی 98-97 مدارس متوسطه را تنظیم و تدوین نموده است و جهت استفاده عزیزان در سایت بار گزاری نموده است. مدیران و معاونین محترم می توانند جهت استفاده و بهره مندی از این طرح ها به سایت برنامه دانلود مراجعه نمایند.

برای دانلود کاملترین نمونه های طرح تعالی 98-97 مدارس متوسطه روی لینک زیرکلیک کنید

http://barnamedownload.com/downloads/77/

Category: مقالات و پایان نامه ها | دیدگاه‌ها برای طرح تعالی 98-97 مدارس متوسطه بسته هستند
می 3

بررسی عملکرد نوجوانان افسرده اساسی و مبتلا بهPTSD در شاخص های ادراک زمان، حافظه فعال و سرعت پردازش- قسمت 8

معنادار تشخیص بر فراخنای ارقام یافته شد. بیماران عملکرد ضعیف‌تر را در ارقام مستقیم و معکوس نشان دادند. در سیالی کلامی میان دو گروه بیمار و کنترل تفاوتی مشاهده نشد. سن پایین آزمودنی‌ها و تجربه اولین دوره افسردگی می‌تواند توجیهی در جهت عدم شدت نقایص در حافظه معنایی و کاری فراهم آورد. یافته‌ها از این فرضیه حمایت می‌کنند که نقایص حافظه در اختلالات افسرده‌ساز می‌تواند تا حدی نتیجه‌ای از رمزگردانی ضعیف باشد که خود به علت نقص در توجه به وجود می‌آید.
اضطراب و افسردگی با عملکرد ضعیف تحصیلی در ارتباط‌اند. بیان می‌شود که عملکرد تحصیلی در افراد جوان افسرده یا مضطرب به‌عنوان نتیجه‌ای از افزایش نگرانی و کاهش در فرایندهای اجرایی مرکزی در حافظه کاری کاهش می‌یابد. در مطالعه (اونز و همکاران،2012) شرکت‌کنندگان کودکان 12 تا 13 سال را از دو مدرسه شامل می‌شدند. مطالعه به بررسی رابطه عاطفه منفی، نگرانی، حافظه کاری و عملکرد تحصیلی با استفاده از پرسشنامه‌های خودگزارشی، اطلاعات آزمون‌های تحصیلی مدرسه و تکالیف رایانه‌ای حافظه کاری پرداخت. سطوح بالاتر افسردگی و اضطراب با عملکرد ضعیف‌تر تحصیلی در ارتباط بود. حمایت‌هایی نیز برای فرضیه‌های میانجی وجود دارد، جایی که نگرانی و فرایندهای اجرایی مرکزی رابطه میان عاطفه منفی و عملکرد تحصیلی را واسطه‌گری می‌کنند.
متیوز و همکاران (2008) درمطالعه‌ای به‌صورت مقطعی 28 دختر در سنین 12 تا 16 سال را که ازلحاظ سن هوش و موقعیت اجتماعی اقتصادی همتاشده بودند، مورد آزمون قرارداد. نتایج بیانگر آن بود که دختران نوجوان افسرده نقایص عملکردی را در تکالیف حافظه بصری، در اندازه‌گیری سرعت حرکت و در اندازه‌گیری حافظه کاری فضایی نشان دادند؛ بنابراین آن‌ها دریافتند دوره‌های افسردگی در دختران نوجوان با نقایص عصبی شناختی همراه است.
ارتباط میان حافظه و رمزگردانی چهره‌های هیجانی و علائم افسردگی طی 4 سال، نوجوانان دختر موردبررسی قرار گرفتند. شرکت‌کنندگان عبارت بودند از 213 دختر که اکثر آن‌ها آمریکایی-آفریقایی بودند. نمرات در غربالگری افسردگی در سن 8 سالگی برای افزایش نرخ پایه مورداستفاده قرار گرفتند. علائم افسردگی و تشخیص‌ها به شکل سالانه بررسی شدند. در سال چهارم، درحالی‌که دختران 12-13 ساله بودند، تکلیف رمزگردانی هیجانی چهره در پاسخ به اندوه، شادی، ترس و خشم انجام گرفت.
یافته‌ها حاکی از آن بود که دخترانی با علائم شدیدتر افسردگی از 9 تا 12 سال دارای دقت پایین‌تری در رمزگردانی چهره‌های هیجانی بودند. با کنترل هوش، علائم سطح بالاتر افسردگی با نقص حافظه‌ای آشکاری در پردازش چهره‌های غمگین و شاد همراه بود؛ اما این اثرات بر اساس نژاد تعدیل نشد؛ بنابراین تفاوت‌های فردی در نقایص حافظه چهره با تفاوت‌های فردی در حال ظهور و افسردگی اوایل نوجوانی در ارتباط است و ممکن است نشانگر آسیب‌پذیری آن‌ها برای افسردگی باشد (گویر و همکاران، 2010).
2-12- پردازش اطلاعات
از نیمه دوم قرن بیستم محققان به رابطه بین سرعت ذهن و هوش علاقه‌مند شده‌اند. بررسی دوباره تحقیقات انجام‌شده در این زمینه به‌تفصیل در کتاب ساعت ذهن، وقت سنجی ذهنی و تفاوت‌های فردی که توسط جنسن (2006) تألیف شده، شرح داده‌شده است. ازلحاظ نظری، در این رابطه در ابتدا توسط اندیشه آهنگ نوسان (جنسن، 1982؛ به نقل از جنسن، 2006) یا کارآمدی عصبی (ورتون، 1993؛ به نقل از استرنبرگ و کافمن، 2011) تبیین می‌شد؛ بعداً، این مفهوم همچنین به یافته‌های تحقیق هوش روانی فیزیولوژیکی مرتبط شد که نشانگر زمان نهفتگی کوتاه در برخی مؤلفه‌های EP برای افراد باهوش‌تر بود (دیبری و کاریل ، 1993؛ به نقل از بارنز و همکاران، 2000) یا افرادی که از مغز کارآمدتری برخوردارند، مغزشان گلوکز کمتری مصرف می‌کند یا فعالیت کورتیکالی ضعیف‌تری که توسط EEG سنجیده می‌شود دارند، افراد باهوش از مغز خود به شکل کارآمدتری استفاده می‌کنند (هایبر، 1993؛ به نقل از بانز و همکاران، 2000).
در نظریه سرعت ذهن، سرعت پردازش اطلاعات به‌عنوان اساسی برای توانایی‌های شناختی (هوش) در نظر گرفته می‌شود. این توانایی شناختی مرتبه بالاتر، نظیر هوش (همچنین خلاقیت)، عملکرد شناختی فرد را در جهان واقع، نظیر مدرسه، دانشگاه، کار و غیره متأثر می‌سازد (ریتدرمان و نئویانر، 2004). سرعت پردازش اطلاعات مشخص می‌سازد که مغز با چه سرعتی قادر است که در موقعیت مختلف کنش و واکنش نشان دهد. مشکلات زمانی پیش می‌آید که اطلاعات به‌طور خیلی آهسته مورد پردازش قرار گیرند آزمودنی نمی‌تواند جریان اطلاعات را حفظ کند یا آنقدر سریع است که آزمودنی‌ها به‌طور تکانشی یا بی‌دقت به اطلاعات پاسخ می‌دهند.
دبیری (1995) سرعت پردازش اطلاعات را به‌عنوان عامل تعیین‌کننده‌ای برای رشد توانایی‌های شناختی تلقی می‌کند. سرعت پردازش اطلاعات در مراحل اولیه ادراک، رشد هوش شناختی را در سراسر سال‌های رشد فرد تحت تأثیر قرار می‌دهد و تفاوت‌های فردی کوچک در سرعت پردازش اطلاعات احتمالاً باعث تفاوت بزرگ در هوش و عملکرد شناختی می‌باشد (دبیری، 2000).
تفاوت‌های فردی در انجام تکلیف شناختی ناشی از تغییر‌پذیری و نوسان در کارآمدی پردازش اطلاعات است (اسلیونسکی ، اسمیت و هافر ، 2006). ازجمله عوامل تأثیرگذار بر تغییر‌پذیری پردازش اطلاعات عوامل هیجانی هستند، زیرا بسیاری از فرایندهای شناختی نظیر توجه، یادگیری، حافظه، قضاوت و تفسیر متأثر از حالات هیجانی می‌باشند.
2-13- سرعت پردازش اطلاعات در اختلال استرس پس از سانحه
لوهر و همکاران (2013) در فرا تحلیلی به تلخیص و ادغام سوابق پژوهش در رابطه با کارکردهای شناختی در بزرگسالان سالخورده مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه پرداختند. فرض آن‌ها بر آن بود که مبتلایان به PTSD در مقایسه با بزرگسالان سالخورده غیر بیمار عملکرد بدتری را در هر یک از حوزه‌های شناختی به نمایش می‌گذارند. همان‌گونه که پیش‌بینی‌شده بود، شواهدی از عملکرد بدتر در اندازه‌گیری‌های شناختی در همه‌های مبتلا به PTSD وجود داشت. نیرومندترین تأثیر در آزمودنی‌ها از نمرات پایین در حوزه‌ی وسیعی از حافظه بود و شواهدی وجود داشت مبنی بر اینکه مواجهه با تروما منحصراً با عملکرد بدتر در آزمونه‌ای یادگیری مشخص همراه بود. بااین‌حال سرعت‌ پردازش اطلاعات از حوزه‌هایی بود که نتایج متناقضی را به دست داده بود و نیازمند مطالعات بیشتری بود.
ساچینوالا و همکاران (2000) در مطالعه‌ای به ارزیابی توجه، حافظه، عملکرد و خلق را در بین 36 مرد بازمانده جنگ ویتنام که از PTSD مزمن رنج می‌بردند، پرداختند. نمونه‌های بیمار از سلامت جسمی برخوردار بوده، و از افسردگی متوسطی رنج می‌بردند. ابزار ارزیابی برای آزمودنی‌های بیمار CEP یا پروتکل ارزیابی شناختی بود. در مقایسه با گروه کنترل، نمونه‌های مبتلا به PTSD در CEP عملکرد به‌طور معنادار پایین‌تری را در حوزه‌های توجه، حافظه و عملکرد به نمایش گذاشتند؛ و نمرات افسردگی بیشتری به دست آوردند. یک رابطه متقابل میان افسردگی و حافظه یافت شد، اما این رابطه میان افسردگی و توجه وجود نداشت. هیچ شواهدی مبنی بر کاهش سرعت پردازش اطلاعات به دست نیامد. یافته‌ها با گزارش‌های مبتنی بر اینکه PTSD مزمن با اختلال در توجه، حافظه و عملکرد شناختی همراه است هماهنگ بود.
اختلال استرس پس از سانحه اغلب با نقایصی در حافظه و سرعت پردازش اطلاعات همراه است و با ناتوانی در انتقال توجه از محرک‌های برانگیزاننده تروما ارتباط کمتری دارد (کورشی و همکاران، 2011؛ تواملی و همکاران،2009؛ واسترلینگ و همکاران، 2002).
اسکویت وردر و همکاران (2013) در فرا تحلیلی به ادغام پیشینه‌های پژوهش در رابطه با کارکردهای شناختی بزرگسالان سالخورده مبتلا به PTSD پرداختند. آن‌ها دریافتند که مبتلایان به PTSD بدترین عملکرد شناختی را در رابطه با حافظه نشان دادند و پس‌ازآن بدکار‌کردی‌های قابل‌توجهی در مقایسه با گروه کنترل در یادگیری، سرعت پردازش و کارکردهای اجرایی نشان دادند.
سمیون و همکاران (2014) مطالعه‌ای را هدف شناخت مکانیسم‌های عصب روان‌شناختی درگیر در خاطرات ترومای سرزده در افراد PTST انجام دادند. بر این اساس آنان به بررسی 50 فرد مبتلا به PTSD در مقایسه با 50 فرد سالم پرداختند. آنان دریافتند که مبتلایان به PTSD در تمامی تکالیف عملکرد ضعیف‌تری داشتند که احتمالاً به علت کندی کلی در پردازش اطلاعات و واکنش‌های حرکتی بود. سرعت روانی-حرکتی پیش‌بین کندی و بالا بودن میزان خطای استروپ است. بازداری آسیب‌دیده 7/9% از واریانس پیش‌بینی‌شده را تکرار تجربه مجدد علائم و 5/23% واریانس پیش‌بینی‌شده را افزایش تداخل زمان واکنش تبیین کرد. آن‌ها دریافتند بیماران مبتلا به PTSD در تمام زمینه‌ها عملکرد ضعیفی داشتند و این احتمالاً به دلیل کاهش کلی در سرعت پردازش اطلاعات و زمان واکنش‌های حرکتی بود.
ساچینوالا و همکاران (2000) در مطالعه‌ای به ارزیابی توجه، حافظه، عملکرد و خلق را در بین 36 مرد بازمانده جنگ ویتنام که از PTSD مزمن رنج می‌بردند، پرداختند. نمونه‌های بیمار از سلامت جسمی برخوردار بوده، و از افسردگی متوسطی رنج می‌بردند. ابزار ارزیابی برای آزمودنی‌های بیمار CEP یا پروتکل ارزیابی شناختی بود. در مقایسه با گروه کنترل، نمونه‌های مبتلا به PTSD در CEP عملکرد به‌طور معنادار پایین‌تری را در حوزه‌های توجه، حافظه و عملکرد به نمایش گذاشتند؛ و نمرات افسردگی بیشتری به دست آوردند. یک رابطه متقابل میان افسردگی و حافظه یافت شد، اما این رابطه میان افسردگی و توجه وجود نداشت. هیچ شواهدی مبنی بر کاهش سرعت پردازش اطلاعات به دست نیامد. یافته‌ها با گزارش‌های مبتنی بر اینکه PTSD مزمن با اختلال در توجه، حافظه و عملکرد شناختی همراه است هماهنگ بود.
کایرا و همکاران (2012) در مطالعه خود تأثیر ابتلا به PTSD بر هوش‌بهر نوجوانان مبتلا به این اختلال را موردبررسی قراردادند. نتایج آن‌ها نشانگر آن بود که بسته به نوع ترومایی که فرد با آن مواجه شده است، هوش‌بهر تغییرات متفاوتی خواهد داشت. بااین‌وجود، PTSD اثرات به‌طور معناداری منفی بر 4 مؤلفه‌ی هوش ازجمله حافظه کاری، سرعت پردازش، ادراک کلامی و استدلال دریافتی دارد.
2-14- سرعت پردازش و افسردگی
اوکانر و همکاران (1990) گزارش کردند که بیماران افسرده اغلب اوقات تجربه‌ی ذهنی کند شدن سرعت ذهنی را گزارش می‌کنند. بربیون و همکاران (2000) و فن و همکاران (2001) بیان کردند که کندی شناختی ممکن است در اختلال عصب روان‌شناختی مرتبط با افسردگی اساسی تک‌قطبی سهیم باشد. نبز و همکاران (2000) بیان کردند که کندی پردازش اطلاعات، همچنین اختلال در حافظه کاری، اختلال عصب روان‌شناختی را در سالخوردگان افسرده واسطه‌گری می‌کند. مطالعاتی در این راستا صورت گرفت که سرعت شناختی و حرکتی هر دو در افراد افسرده مختل می‌شوند (کالگیوری و الوانگر ،2000). الیوت و همکاران (1996) دریافتند که میان‌سالان افسرده تنها در سرعت شناختی و نه حرکتی آسیب می‌بینند.
درحالی‌که بدکارکردی در افسردگی دوران سالخوردگی امری شایع است، تمام جنبه‌های شناختی به یک میزان تأثیر نمی‌پذیرند. آورده شده است که بیماران افسرده تنها در تکالیفی که تقاضاهای سنگینی از منابع پردازش دارد اختلال دارند بنابراین کاهش منابع در افسردگی سالخوردگی مشاهده می‌شود. مطالعه نبز و همکاران (2000) به بررسی این موضوع می‌پردازد که آیا منابع پردازش در شکل حافظه کاری و سرعت پردازش کاهش می‌یابند و اینکه آیا کاهش در این منابع می‌تواند واسطه‌ی اختلالات عصب روان‌شناختی باشد.
نتایج این مطالعه بیانگر آن بود که عملکرد بیماران افسرده در هر دو مقیاس حافظه کاری و سرعت پردازش اطلاعات کاهش می‌یابد. درحالی‌که این مقیاس‌ها در بیماران افسرده‌ای که درمان می‌شوند بهبود یافته و میزان اختلالات بیشتر از آنچه در گرده کنترل مشاهده می‌شود نخواهد بود.
براون و همکاران (2013) به‌منظور بررسی اثر افسردگی و شناخت بر روی افسردگی در سالخوردگان مبتلا به آمنزی و غیر مبتلا پرداختند. آن‌ها دریافتند که علائم افسردگی، اختلالات حافظه و کاهش در سرعت پردازش اطلاعات به‌طور معناداری با اختلالات کارکردی در ارتباط بودند. سرعت پردازش درواقع واسطه‌ی اثر افسردگی بر عملکرد فرد بود و اثر بدکارکردی اجرایی را بر عملکرد بیماران کاملاً وساطت می‌کرد؛ بنابراین یافته‌ها نشانگر آن بودند که سرعت پردازش در اثری که افسردگی و اختلال در کارکردهای اجرایی بر اختلال عملکرد فرد دارند نقش مرکزی را ایفا می‌کند.
در تضاد با این یافته‌ها پورسل ، ماروف ، کاریوس و پانتلیس (1997) گزارش کردند که بیماران کم سال‌تر در اندازه‌گیری‌های برنامه‌ریزی و تغییر آمایه و نه در سرعت شناختی اختلالاتی را نشان می‌دهند. درنتیجه پورسل نتیجه گرفت که بیماران افسرده جوان کاهش سرعت شناختی، همانند آنچه در بیماران میانسال و سالخورده وجود دارد را نشان نمی‌دهند. مشکلی که در این تفسیر وجود دارد آن است که سرعت شناختی اندازه‌گیری شده به‌وسیله الیوت و همکاران (1996) و پورسل و همکاران (1997) با استفاده از زمان واکنش در مدت تکلیف برنامه‌ریزی سنجش شده است.
تاربوک و پیکل (1995) دریافتند که بیماران افسرده سالمند بیش از بیماران افسرده جوان کاهش در سرعت پردازش را نشان می‌دهند.
تعدادی از مطالعات نیز به ارزیابی سرعت پردازش اطلاعات در بیماران مبتلا به ام اس پرداخته‌اند. به نظر می‌رسد که کاهش در سرعت پردازش اطلاعات عملکرد نوروسایکالوژیکی را در بیماران MS مشخص می‌کند. اگرچه، تأثیر علائم افسردگی که در این جمعیت بسیار شایع هستند بر سرعت پردازش اطلاعات، بررسی نشده است.
لوبرینی ، پریانز ، ریوز-لاگو و فرانک (2012) در مطالعه خود در مقایسه میان بیماران MS با و بدون افسردگی دریافتند که بیماران بدون علائم افسردگی به‌طور معناداری در آزمون استروپ و زمان کارکردی بدتر از گروه کنترل عمل کردند. تأثیر ام اس در عملکرد عصب روان‌شناختی قابل‌تعمیم نبود. به نظر می‌رسد که علائم افسردگی نقش مهمی را در نقص سرعت پردازش ایفا می‌کنند. درحالی‌که ام اس سرعت پردازش اطلاعات را کاهش می‌دهد، علائم افسردگی با کسری شناختی مخصوص به خود و متفاوتی از سرعت همراه بود.
(لاندرو ، کلیوس و اسلتولد ، 2004) در مطالعه‌ای به ارزیابی سرعت پردازش اطلاعات، حافظه کاری و کارکردهای اجرایی در مرحله اول ام اس پرداخت و اینکه آیا شدت علائم افسردگی بر این جنبه‌های شناختی در ام اس تأثیرگذار خواهد بود یا خیر؟ مطالعه آن‌ها بیانگر آن بود که بیماران کاهش در سرعت پردازش اطلاعات و اختلال در حافظه کاری را نشان دادند، درحالی‌که کارکردهای اجرایی که با استفاده از کارت‌های ویسکانسین اندازه‌گیری می‌شد، متأثر نشده بود. علائم افسردگی بر سرعت پردازش اطلاعات در این بیماران مؤثر بود اما بر حافظه کاری اثری نداشت.
فونتکوبرتا ، و بنیتو-لئون (2015)، به بررسی سرعت پردازش اطلاعات در مراقبان مضطرب و افسرده بیماران مبتلا به ام اس پرداختند. آن‌ها با بررسی 63 نفر از این مراقبان با استفاده از تکالیف عصب‌شناختی و ارزیابی بالینی همچون داده‌های شرایط معلولیت (EDSS) در یافتند که اختلال در سرعت پردازش اطلاعات مستقلاً با شدت علائم افسردگی مراقبان بیماران ام اس در ارتباط است.
افسردگی زمان واکنش را افزایش می‌دهد و درمان‌های ضدافسردگی آن را کاهش می‌دهند. (کالب، دورنر و کالب ،2006) در مطالعه خود به اندازه‌گیری زمان واکنش پرداختند. آن‌ها دریافتند که افسردگی و درمان‌های ضدافسردگی تأثیرات متضادی بر زمانه‌ای واکنش و میزان خطا دارند.
تسورتز ، تامسون و استاگ (2002) به بررسی سرعت پردازش اطلاعات در نوجوانان مبتلا به افسردگی تک‌قطبی پرداختند. آن‌ها 20 نوجوان افسرده درمان شده و 19 نوجوان افسرده درمان‌نشده مورد مقایسه قراردادند. آن‌ها از تکلیفی در این جهت استفاده کردند که به‌سرعت حرکتی نیاز نداشت. نتایج نشانگر آن بود که افسردگی تک‌قطبی با کاهش در سرعت پردازش اطلاعات در بیماران نوجوان در ارتباط است.
حاتمی و زمانی (1382) در مطالعه‌ای به بررسی تأثیر حالات خلقی بر سرعت پردازش ذهنی پرداختند. به همین منظور آن‌ها از 45 دانشجوی بهنجار را به شکل تصادفی در سه گروه قرار داده و در یک گروه خلق شاد و در دیگری خلق غمگین را القا کردند، گروه سوم گروه کنترل بودند. نتایج بیانگر آن بود که سرعت بازشناسی کلمات در حالت خلقی غمگین کندتر از حالت خلقی شاد و عادی صورت می‌گیرد. همچنین خلق شاد موجب تسریع در بازشناسی کلمات مثبت می‌شود؛ اما اثر خلق غمگین در تسریع بازشناسی کلمات منفی معنادار نبود.
2-15- جمع‌بندی
آنچه مطالعه ادبیات پژوهش بدان اشاره دارد، وجود تناقض‌هایی در تحقیقات انجام شده است. مطالعات بسیاری به تغییرات شناختی در نتیجه‌ی ابتلا به افسردگی و اختلال استرس پس از سانحه پرداخته‌اند. اما بررسی‌های انجام شده بر روی نوجوانان مبتلا به این اختلال‌ها معدود بوده‌اند. بررسی‌های پردازنده به سرعت پردازش، بیشتر سالمندان را مورد توجه خود قرار داده‌اند. در رابطه با بررسی‌های انجام گرفته در رابطه با ادراک زمان نیز تناقضات بسیار است. بررسی های بسیار معدودی نیز نقش ابتلا به PTSD در ادراک زمان را بررسی کرده‌اند. با توجه به این محدودیت‌ها، بررسی ادراک زمان، سرعت پردازش و حافظه کاری در مبتلایان به اختلالات

Category: مقالات و پایان نامه ها | دیدگاه‌ها برای بررسی عملکرد نوجوانان افسرده اساسی و مبتلا بهPTSD در شاخص های ادراک زمان، حافظه فعال و سرعت پردازش- قسمت 8 بسته هستند
می 3

بررسی عملکرد نوجوانان افسرده اساسی و مبتلا بهPTSD در شاخص های ادراک زمان، حافظه فعال و سرعت پردازش- قسمت 9

افسردگی و PTSD صورت می‌گیرد.

Category: مقالات و پایان نامه ها | دیدگاه‌ها برای بررسی عملکرد نوجوانان افسرده اساسی و مبتلا بهPTSD در شاخص های ادراک زمان، حافظه فعال و سرعت پردازش- قسمت 9 بسته هستند
می 3

بررسی عملکرد نوجوانان افسرده اساسی و مبتلا بهPTSD در شاخص های ادراک زمان، حافظه فعال و سرعت پردازش

پژوهش حاضر با هدف بررسی عملکرد نوجوانان مبتلا به افسردگی و PTSD در ادراک زمان، حافظه کاری و سرعت پردازش اطلاعات اجرا شد. روش: در یک بررسی علی- مقایسه ای، 15 نوجوان مبتلا به اختلال افسردگی اساسی، 15 نوجوان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه و 15 نفر از افراد بهنجار که در متغیرهای سن، هوش و وضعیت اجتماعی- اقتصادی همسان بودند، شرکت کردند. برای دستیابی به هدف پژوهش، از مصاحبه بالینی ساختار‌یافته برای اختلالات محور  در (SCID-) DSM_V، پرسشنامه خود‌سنجی تأثیر رویداد (IES-R)، سیاهه اضطراب حالت – رگه اسپیلبرگر، آزمون شاخص پردازش اطلاعات، خرده آزمون توالی حروف-اعداد آزمون حافظه وکسلر، خرده آزمون نماد ارقام (رمزگردانی) آزمون هوش وکسلر (سرعت پردازش) و آزمون ادراک زمان استفاده شد. سپس داده‌های بدست آمده با روش آماری تحلیل واریانس یک راهه و چند متغیری، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های این پژوهش مهر تاییدی بر اختلالات در حافظه کاری و سرعت پردازش اطلاعات نوجوانان مبتلا به افسردگی و اختلال استرس پس از سانحه است. با وجود اختلال حافظه بیشتر در مبتلایان به PTSD ، تفاوت معناداری در سرعت پردازش اطلاعات میان دو گروه مبتلا وجود ندارد. خطای معنادار ادراک زمان در مقایسه با گروه بهنجار، تنها در تعداد معدودی از خرده آزمون‌ها مشاهده شد. تنها تفاوت آشکار میان PTSD و افسردگی نیز در نمره کلی تخمین کلامی بود و این خطا در مبتلایان به PTSD بارزتر از افسردگی بوده، و نشانگر گذر سریعتر زمان بود. در سایر موارد تفاوت معناداری مشاهده نشد.
کلید واژه: ادراک زمان، حافظه کاری، سرعت پردازش، افسردگی ،PTSD

فهرست مطالب

چکیده ت‌
فهرست مطالب ث‌
1-1- مقدمه 2
1-2- بیان مسئله 3
1-3- ضرورت انجام پژوهش 10
1-4-اهداف پژوهش 12
1-4-1- هدف کلی: 12
1-4-2- اهداف اختصاصی 12
1-5- فرضیه‌های پژوهش 12
1-6- تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها 13
2-1- اختلال استرس پس از سانحه 17
2-2- شناخت و PTSD 18
2-3- زیربنای عصبی اختلال استرس پس از سانحه 21
2-4- اختلال افسردگی اساسی 23
2-5- افسردگی و شناخت 24
2-6- ادراک زمان 27
2-6-1- تعریف ادراک زمان 30
2-6-2- پردازش اطلاعات زمانی 32
2-6-3- رویکرد عصب‌شناختی 34
2-6-4- تأثیر دوپامین بر ادراک زمان 36
2-6-5- عوامل مختلف مؤثر در ادراک زمان 38
2-6-5-1- ویژگی محرک و افراد 38
2-6-5-2- هیجانات 39
2-6-6- فضا و زمان 41
2-6-7- ادراک زمان در افراد دارای اختلالات جسمانی و روانی 42
2-6-7-1- بیماری‌های جسمانی 42
2-6-7-2- اختلالات روانی 43
2-7- تأثیر اختلال استرس پس از سانحه بر ادراک زمان 44
2-8- افسردگی و ادراک زمان 47
2-9- حافظه فعال یا کاری 50
2-9-1- الگوی حافظه فعال 50
2-9-2- تفاوت‌های فردی در ظرفیت حافظه فعال و عملکرد 51
2-10- اثر اختلال استرس پس از سانحه بر حافظه فعال 52
2-11- افسردگی و حافظه فعال 56
2-12- پردازش اطلاعات 58
2-13- سرعت پردازش اطلاعات در اختلال استرس پس از سانحه 60
2-14- سرعت پردازش و افسردگی 62
2-15- جمع‌بندی 65
3-1- روش پژوهش 68
3-2- جامعه، نمونه و انتخاب نمونه 68
3-3- روش و ابزار جمع‌آوری اطلاعات 69
3-4- روش اجرای پژوهش 73
3-5- روش تجزیه ‌وتحلیل داده‌ها 73
4-1- مقدمه 75
4-2- یافتههای مرحله همتاسازی از نظر هوشی و سن 75
4-3- یافتههای تحلیل توصیفی و استنباطی دادهها 77
4-3-1- آزمون استنباطی فرضیه‌های پژوهش 78
4-3-1-1- فرضیه پژوهشی اول: خطای ادراک زمان در نوجوانان افسرده اساسی و مبتلا به PTSD بیشتر از نوجوانان بهنجار و در افسردگی بیشتر از PTSD است. 79
4-3-1-2- فرضیه پژوهشی دوم: اختلال حافظه کاری در نوجوانان افسرده اساسی و مبتلا به PTSD بیشتر از نوجوانان بهنجار و در PTSD بیشتر از افسردگی است. 90
4-3-1-3- فرضیه پژوهشی سوم: اختلال در سرعت پردازش اطلاعات در نوجوانان افسرده اساسی و مبتلا به PTSD بیشتر از نوجوانان بهنجار و در افسردگی بیشتر از PTSD است. 93
5-1- مقدمه 96
5-2- بررسی فرضیات پژوهش 96
5-2-1- عملکرد گروه ها در تکالیف مربوط به ادراک زمان 96
5-2-2- عملکرد گروه ها در تکالیف مربوط به حافظه کاری 99
5-2-3- عملکرد گروه ها در تکلیف مربوط به سرعت پردازش اطلاعات 101
5-3- نتیجه گیری 102
5-4- محدودیت های پژوهش 103
5-5- پیشنهادات 103
منابع 105

فهرست جداول

جدول 4-1. نتایج توصیفی میانگین و انحراف استاندارد سن و آزمون¬های طراحی مکعب-ها و واژگان در گروه¬ها در مرحله¬ی همتاسازی از نظرهوش……………………………………………………………………..71
جدول 4-2. نتایج آزمون لوین برای بررسی همگنی واریانس¬ها در مرحله همتاسازی………………….72
جدول 4-3. نتایج آزمون تحلیل واریانس یک راهه برای مقایسه میانگین گروه¬ها از نظر خرده آزمون¬های هوشی طراحی مکعب¬ها و واژگان………………………………………………………………………………72
جدول 4-4. میانگین و انحراف استاندارد اضطراب (اضطراب صفت، اضطراب حالت و اضطراب کل) و افسردگی در هر یک از گروه¬های افسرده، PTSD و بهنجار……………………………………………….73
جدول 4-5. نتایج توصیفی میانگین و انحراف استاندارد متغیر تاثیر رویداد در آزمودنی¬های گروه PTSD……………………………………………………………………………………………………………………….74
جدول 4-6. نتایج میانگین و انحراف استاندارد تخمین کلامی و مولفه¬های آن در سه گروه¬ افسرده، PTSD و بهنجار…………………………………………………………………………………………………………..75
جدول 4-7. نتایج آزمون لوین برای بررسی همگنی واریانس¬های گروه¬ها در متغیر تخمین کلامی………………………………………………………………………………………………………………………….76
جدول 4-8. نتایج آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری (MANOVA) در مورد مقایسه گروه¬ها از نظر تخمین کلامی………………………………………………………………………………………………………….76
جدول 4-9. نتایج توصیفی میانگین و انحراف استاندارد متغیر بازسازی زمان و مولفه¬های آن در سه گروه¬ افسرده، PTSD و بهنجار……………………………………………………………………………………….77
جدول 4-10. نتایج آزمون لوین برای بررسی همگنی واریانس¬های گروه¬ها در متغیر بازسازی زمان…………………………………………………………………………………………………………………………..78
جدول 4-11. نتایج آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری (MANOVA) در مورد مقایسه گروه¬ها از نظر بازسازی سازمان………………………………………………………………………………………………………78
جدول 4-12. نتایج توصیفی میانگین و انحراف استاندارد متغیر تولید زمان و مولفه¬های آن در سه گروه¬ افسرده، PTSD و بهنجار………………………………………………………………………………………79
جدول 4-13. نتایج آزمون لوین برای بررسی همگنی واریانس¬های گروه¬ها در متغیر تولید زمان………………………………………………………………………………………………………………………….80
جدول 4-14. نتایج آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری (MANOVA) در مورد مقایسه گروه¬ها از نظر تولید زمان……………………………………………………………………………………………………………….80
جدول 4-15. نتایج توصیفی میانگین و انحراف استاندارد متغیر تخمین تاخیر همراه با بازخورد و مولفه¬های آن در سه گروه¬ افسرده، PTSD و بهنجار…………………………………………………………….81
جدول 4-16. نتایج آزمون لوین برای بررسی همگنی واریانس¬های گروه¬ها در متغیر تخمین تاخیر همراه با بازخورد…………………………………………………………………………………………………………….82
جدول 4-17. نتایج آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری (MANOVA) در مورد مقایسه گروه¬ها از نظر تخمین تاخیر همراه با بازخورد…………………………………………………………………………………….82
جدول 4-18. نتایج توصیفی میانگین و انحراف استاندارد متغیر تخمین تاخیر بدون بازخورد و مولفه¬های آن و افتراق زمان در سه گروه¬ افسرده، PTSD و بهنجار………………………………………………..83
جدول 4-19. نتایج آزمون لوین برای بررسی همگنی واریانس¬های گروه¬ها در متغیر تخمین تاخیر بدون بازخورد……………………………………………………………………………………………………………….84
جدول 4-20. نتایج آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری (MANOVA) در مورد مقایسه گروه¬ها از نظر تخمین تاخیر بدون بازخورد………………………………………………………………………………………..85
جدول 4-21. نتایج آزمون تعقیبی توکی برای تعیین گروه¬های دارای تفاوت از نظر مولفه-های ادراک زمان…………………………………………………………………………………………………………………………….85
جدول 4-22. نتایج توصیفی میانگین و انحراف استاندارد متغیر حافظه¬ی کاری و مولفه¬های آن در سه گروه¬ افسرده، PTSD و بهنجار………………………………………………………………………………………..87
جدول 4-23. نتایج آزمون لوین برای بررسی همگنی واریانس¬های گروه¬ها در متغیر حافظه¬ی کاری و مولفه¬های آن…………………………………………………………………………………………………………………88
جدول 4-24. نتایج آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری (MANOVA) در مورد مقایسه گروه¬ها از نظر حافظه کاری و سرعت پردازش اطلاعات………………………………………………………………………88
جدول 4-25. نتایج آزمون تعقیبی توکی برای تعیین گروه¬های دارای تفاوت از نظر مولفه-های حافظه¬ی کاری……………………………………………………………………………………………………………………….89
جدول 4-26. نتایج توصیفی میانگین و انحراف استاندارد متغیر سرعت پردازش در سه گروه¬ افسرده، PTSD و بهنجار…………………………………………………………………………………………………………..89
جدول 4-27. نتایج آزمون لوین برای بررسی همگنی واریانس¬های گروه¬ها در متغیر سرعت پردازش اطلاعات……………………………………………………………………………………………………………………….90
جدول 4-28. نتایج آزمون تحلیل واریانس در مورد مقایسه گروه¬ها از نظر سرعت پردازش اطلاعات……………………………………………………………………………………………………………………….90
جدول 4-29. نتایج آزمون تعقیبی توکی برای تعیین گروه¬های دارای تفاوت از نظر سرعت پردازش اطلاعات……………………………………………………………………………………………………………………….90

فصل اول:
کلیات پژوهش

1-1- مقدمه
رابطه بین شناخت و هیجان طی قرن‌های متمادی برای فیلسوفان مهم و جالب بوده است؛ اما این موضوع اخیراً مورد توجه روان‌شناسان قرارگرفته و به‌عنوان یکی از مهم‌ترین موضوعات پژوهشی مورد توجه آن‌ها درآمده است. مباحث مربوط به رابطه بین شناخت و هیجان، بر تأثیرات هیجان بر روی فرایندهای شناختی یا نقش فرایندهای شناختی در پدید آیی حالت‌های هیجانی تمرکز دارد؛ و اغلب نظریات بالینی بر وجود رابطه متقابل میان شناخت و هیجان تأکید دارند (پاور و دالگلیش ، 2008).
از سوی دیگر ورود یافته‌های مربوط به روانشناسی شناختی، به حوزه بالینی سبب گردید که در ادبیات اخیر نظریه‌های متعددی در خصوص چگونگی و تبیین رابطه میان شناخت و اختلالات هیجانی، نظیر اختلال استرس پس از سانحه و افسردگی ارائه گردد.
طی هزاران سال ضربه‌های روان‌شناختی برای مردم منبع ترس و وحشت بوده‌اند. تجاربی که افراد را با خطر مرگ واقعی یا قریب‌الوقوع یا تباهی و نابودی مواجه می‌کنند، وحشت‌آور هستند. زمانی که واکنش‌های استرس افراد به این رویدادهای آسیب‌زا، مزمن و ناتوان‌کننده باشد، دیگر آن‌ها یک واکنش طبیعی به وضعیت‌های غیرطبیعی نیستند، بلکه تبدیل به اختلال استرس پس از سانحه می‌شوند. نرخ اختلال استرس پس از سانحه در جمعیت‌های عمومی پس از الکلیسم، افسردگی اساسی و هراس اجتماعی بیشترین میزان است که این اختلال را به چهارمین اختلال شایع روان‌پزشکی در ایالات‌متحده‌ی آمریکا می‌کند (بارلو ، 2002).
در میان گروه‌های سنی مختلف در جامعه کودکان و نوجوانان به دلیل شرایط خاص جسمی و سنی بیشتر از دیگر اقشار جامعه در معرض خطر ضربه‌های روان‌شناختی و تجربه رویدادهای آسیب‌زا قرار دارند (محمدخانی و همکاران، 1383). از دیگر سو شیوع افسردگی به‌طور قابل‌توجهی در سراسر دوران نوجوانی افزایش‌یافته است و این افزایش در زنان بیشتر از مردان بوده است (اوَن اوولی و همکاران، 2015). بررسی‌های مقایسه‌ای کودکان و نوجوانان افسرده با غیر افسرده گویای وجود بد کارکردی‌ها و کاستی‌هایی در عملکردهای اجرایی و شناختی و در کنش‌های سرعت پردازش، حافظه کلامی هست (بروکس و همکاران، 2010). در بررسی‌های انجام‌گرفته در رابطه با اختلال استرس پس از سانحه، اسکومن و همکاران (2009) دریافتند نوجوانان مبتلابه PTSD که با انواع تروما مواجه شده بودند، بد عملکردی در کارکردهای اجرایی را نشان می‌دهند. ازجمله کارکردهای اجرایی که توجه کمتری را به خود معطوف داشته است ادراک زمان می‌باشد. تاثیر پذیری ادراک زمان از هیجان در مطالعاتی که از لغات دارای بار هیجانی استفاده کرده‌اند بررسی‌شده است (یامادا و کواب ،2011). با توجه به اهمیت کارکردهای اجرایی حافظه کاری، ادراک زمان و سرعت پردازش در اختلالات هیجانی و اهمیت پرداختن به اختلالاتی که از شیوع بالایی در جمعیت‌های نوجوانان برخوردارند، در ادامه به بررسی مؤلفه‌های مذکور در نوجوانان افسرده اساسی، و مبتلابه PTSD خواهیم پرداخت.
1-2- بیان مسئله
دوره نوجوانی به خاطر نقش و اهمیتی که در زندگی دارد، موردتوجه، روانشناسان و متخصصان هست. ازاین‌رو توجه به اختلالات و سلامت روان این افراد حائز اهمیت است. دو بعد گسترده رفتار آسیب‌زا در این دوره شامل رفتارهای درون‌سازی و رفتارهای برون‌سازی هستند (ویلم شورست ،2005). اختلالات درون‌سازی ” با علائم اولیه شامل هیجانات درونی مخالف با رفتار بیرونی” است (تاکری و هریز ، 2005). مشکلات درون‌سازی تداوم پاسخ‏های خارج از کنترل را نشان می‌دهند که مشکلات درونی خود از قبیل اضطراب، افسردگی، شکایات جسمانی بدون مبنای شناخته‌شده پزشکی، و کناره‌گیری از ارتباط اجتماعی را نمایش می‌دهد (آخنباخ و رسکولا ،2001). ازجمله این اختلالات می‌توان به افسردگی و اختلال استرس پس از سانحه اشاره کرد.
اختلال استرس پس از سانحه از اختلالات بسیار شایع، مزمن و ناتوان‌کننده روان‌پزشکی هست که بر اساس ویراست پنجم راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی (DSM-5)، جزء مجموعه تشخیصی اختلالات تروما و وابسته به استرس هست که پس از مواجهه با یک رویداد آسیب‌زا ایجادشده و با چهار خوشه از نشانه‏ها مشخص می‌شود: مزاحمت‎ها، اجتناب، تغییرات منفی در شناخت و خلق و تغییرات برجسته در برانگیختگی و واکنش‌پذیری. این اختلال غالباً با افسردگی اساسی، سایر اختلالات اضطرابی، اختلالات سوءمصرف مواد و باکیفیت پایین زندگی همراه هست (DSM-5، 2013؛ سیمونز ، 2010؛ کاهی و همکاران، 2006).
تحقیقات نشان می‌دهد کودکان و نوجوانانی که یک رویداد آسیب‏زا را تجربه کرده‏اند، در معرض خطر بالاتری برای ابتلا به اختلال استرس پس از سانحه قرار دارند (کناردی و همکاران، 2006). مطالعه مرکز ملی اختلال استرس پس از سانحه در ایالات‌متحده‌ی آمریکا نشان می‌دهد که 15 تا 43 درصد از دختران و 14 تا 43 درصد از پسران در طول زندگی خود حداقل یک رویداد آسیب‌زا را تجربه کرده‌اند که از این میزان 3 تا 15 درصد دختران و 1 تا 6 درصد پسران واجد ملاک‌های تشخیص اختلال استرس پس از سانحه هستند (همبلن ، 2007)؛ این در حالی است که میزان شیوع این اختلال در زنان 10 تا 12 درصد و در مردان 5 تا 6 درصد تخمین زده می‌شود (اهلرز ، 2000).
در طول دو دهه گذشته تحقیقات فراوانی در مورد ابعاد شناختی PTSD انجام‌گرفته است. ازاین‌رو آسیب‌شناسی

Category: مقالات و پایان نامه ها | دیدگاه‌ها برای بررسی عملکرد نوجوانان افسرده اساسی و مبتلا بهPTSD در شاخص های ادراک زمان، حافظه فعال و سرعت پردازش بسته هستند
می 3

بررسی عملکرد نوجوانان افسرده اساسی و مبتلا بهPTSD در شاخص های ادراک زمان، حافظه فعال و سرعت پردازش- قسمت 2

اختلال استرس پس از سانحه با نواقصی در شناخت و حافظه که در ملاک‌های DSM-5 منعکس‌شده‌اند، برجسته‏تر شده است. از آن جمله می‌توان به یادزدودگی رویداد، اجتناب از تصاویر و افکار مرتبط با آسیب، ارزیابی‌هایی از داشتن آینده‏ای شکننده اشاره کرد. اهلرز و کلارک (2000) بر اساس مدل شناختی برای PTSD نشان دادند که تغییر در ارزیابی منفی و حافظه مربوط به تروما به‌وسیله‌ی یک سری از راهبردهای شناختی و مشکلات رفتاری بازداری می‌شوند.
مطالعات بسیاری، نابهنجاری در کارکردهای اجرایی افراد مبتلا به این اختلال را به‌طور خاص نشان داده‌اند (برای مثال، الف و همکاران، 2014؛ آپرال و همکاران، 2012). مطالعات انجام گرفته نقایص مشابه بزرگسالان را در کارکردهای اجرایی کودکان مبتلا به PTSD نشان داده‌اند (برای مثال، بیرز و دی بلیز ، 2002؛ دی بلیز و همکاران، 2009). اسکومن و همکاران (2009) نیز دریافتند نوجوانان مبتلا به PTSD که با انواع تروما مواجه شده بودند، بد عملکردی در کارکردهای اجرایی را نشان می‌دهند. گزارش‏های مربوط به میزان و ماهیت مشکلات شناختی در بیماران متفاوت و متنوع است و شامل دامنه وسیعی از نواقص شناختی کلی تا اختلالات مربوط به حافظه را دربرمی گیرد (برم نر و همکاران، 1995). این نواقص شناختی می‌تواند زمینه‏هایی چون پردازش اطلاعات و ادراک زمان را نیز شامل شوند.
مطالعات نشان داده‌اند که افراد مبتلا به PTSD از مشکلات مربوط به حافظه رنج می‌برند و این مشکلات اغلب به وقایع آسیب‌زایی مربوط می‌شود که برایشان اتفاق افتاده است (انجمن روانپزشکی آمریکا، 2000). علاوه بر این سوگیری حافظه برای اطلاعات هیجانی در کودکان و نوجوانان و بزرگسالان دارای اختلال استرس پس از سانحه نشان داده‌شده است (مرادی و همکاران، 2000). یاسیک و همکاران (2007) در بررسی حافظه کلی و کلامی دریافتند همانند آنچه در بیماران PTSD بزرگسال مشاهده‌شده، اختلال در حافظه کلی و کلامی در نوجوانان مبتلا به PTSD نیز قابل‌توجه هستند. کانستنس و همکاران (2008) نشان دادند که در اختلال استرس پس از سانحه کارکرد طبیعی حافظه دچار مشکل می‌شود و اطلاعات همراه با خطا پردازش و بازیابی می‌شوند. مرادی و همکاران (1389) در بررسی خود در رابطه با عملکرد حافظه در افراد بازمانده از جنگ مبتلا به PTSD نشان دادند که مبتلایان به این اختلال علاوه برداشتن مشکلات در بخش‌های مختلف حافظه مانند حافظه شرح‌حال، حافظه مربوط به آینده، حافظه کاری در حافظه کلی نیز از نقص برخوردار هستند. آکوستا (2000) در بررسی خود در رابطه با عملکرد نوجوانان مبتلابه اختلال استرس پس از سانحه در تکالیف حافظه کلامی و غیر‌کلامی، دریافت که این نوجوانان به‌طور معناداری عملکرد ضعیف‌تر از گروه بهنجار دارند.
ازجمله مشکلات حافظه، می‌توان به حافظه کاری آسیب‏دیده در این بیماران اشاره کرد. کلارک و همکاران (2003) در تکالیف حافظه فعال کلامی بیماران مبتلا به PTSD، کاهش فعالیت قشر پیش پیشانی را مشاهده کردند. حافظه کاری توانایی نگه‌داری اطلاعات به‌طور موقت و فعالیت بر روی آن‌ها در ذهن هست (لویس و کارپندال، 2002).
کارکرد مهم دیگری که در مبتلایان دچار آسیب می‌شود پردازش اطلاعات هست. اسکویت وردر و همکاران (2013) در فرا تحلیلی به ادغام پیشینه‌های پژوهش در رابطه با کارکردهای شناختی بزرگسالان سالخورده مبتلا به PTSD پرداختند. آن‌ها دریافتند که مبتلایان به PTSD بدترین عملکرد شناختی را در رابطه با حافظه نشان دادند و پس‌ازآن بدکارکردی های قابل توجهی در مقایسه با گروه کنترل در یادگیری، سرعت پردازش و کارکردهای اجرایی نشان دادند. نقص در سرعت پردازش اطلاعات در مطالعات دیگری نیز بدست آمده است (کورشی و همکاران، 2011؛ تواملی و همکاران، 2009؛ واسترلینگ و همکاران، 2002). پردازش اطلاعات شیوه‏ای است که افراد محرک‏های برخواسته از محیط را درک می‌کنند (موسی و لپین، 2000). سرعت پردازش اطلاعات از شاخص‌های مهم در ارزیابی توانایی‌های ذهنی به شمار می‌رود.
متغیر شناختی دیگر که در این مطالعه بررسی آن مدنظر خواهد بود، ادراک زمان هست. ماهیت ادراک زمان در بیماران دارای اختلالات پارکینسون (ویردن و همکاران 2008)، اسکیزوفرنی (داوالوس و همکاران، 2011)، آفازی (فینک و همکاران، 2006)، اتیسم (والاس و هپ ، 2008) و دیس‏لکسی (مارتین و همکاران، 2001) مطالعه شده است. بررسی‏ها نشان می‌دهد که مطالعات اندکی به مطالعه تأثیر PTSD بر ادراک زمان پرداخته است؛ اما مطالعاتی در مورد اثر اضطراب بر این مولفه انجام‌گرفته است. وایمن و مووس (1967) در مطالعه خود با هدف بررسی رابطه میان سطوح اضطراب (بالا و پایین) و ادراک زمان به این نتیجه رسیدند که افراد با سطوح بالاتر از اضطراب، تحریف زمان بیشتری را نشان می‌دهند. در مقابل در مطالعه لوئک ‏ (2007) تمایز معناداری از لحاظ تخمین زمان در افراد مضطرب یافت نشد.
ادراک زمان به‌عنوان توانایی پیش‌بینی و پاسخ کارآمد به رویدادهای در حال وقوع شناخته می‌شود (یانگ و همکاران، 2007) و شامل توانایی تمایز میان فواصل کوتاه از میلی‌ثانیه تا ثانیه (تمایز مدت) است و در مورد تفکیک‌پذیری دو محرک مجزا با کمک دوره‌های زمانی کم (قضاوت زمانی) داوری می‌کند تا دوره‌ی زمانی خاص را با دقت بیشتر تولید (تولید و بازسازی مدت)، یا مدت رویداد یا ارائه‏ی محرک خاص را برآورد (برآورد کلامی) و یا شروع آن را (پیش‌بینی زمانی) کند (توپلاک و همکاران، 2006).
الگوی «ضربان‌ساز-ذخیره‌کننده » در پاسخ به نحوه‌ی اندازه‌گیری زمان توسط مغز پیشنهاد شده است. در این الگو، مغز دستگاه تنظیم‌کننده فطری است که تعداد ضربان‌های قلب را در هر لحظه در قسمتی از گره پایه‏ی مغز ذخیره می‌کند و در هنگامی که نیازمند برآورد کردن مدت زمان گذشته هستیم، این کرنومتر فطری باعث آزاد شدن انتقال‌دهنده‌های عصبی می‌شود و آن را به سایر نواحی مانند قشر پیش‌پیشانی می‌فرستد تا اطلاعات را یکی کند و مدت زمان گذشته را برآورد کند (ویلیامز ، 2006). تصویر‌برداری مغناطیسی کارکردی در حین تکلیف نشان می‌دهد که نواحی گره پایه، قشر پیش پیشانی، قشر آهیانه‌ای و مخچه فعال هستند (پلامر و هامفری ، 2009).
اختلال درون‌سازی دیگری که در این پژوهش قصد مطالعه و مقایسه آن با PTSD را داریم افسردگی هست. افسردگی یک مشکل روان‏شناختی مهم در دوره‌ی نوجوانی است که هم به عملکردهای روان‌شناختی نوجوان در حال حاضر و هم در بزرگسالی صدمه می‌زند. در کاربرد بالینی، اصطلاح افسردگی برای توصیف دسته‏ای از نشانه‏ها، شامل تغییرات عمده در خلق، تفکر و فعالیت، به‌کاربرده می‌شود. این نشانه‌ها پایدارند و منجر به بروز تغییراتی در عملکرد شخصی و اجتماعی فرد، حداقل در دوره‌ای به مدت دو هفته، می‌گردند (وردوین و همکاران، 2009). افسردگی نوجوانان ممکن است از نظر تشخیصی بسیار متفاوت با افسردگی بزرگسالان باشد (هاراسیلتا و همکاران، 2004).
در نوجوانی میزان افسردگی بین سنین 13 و 18 سالگی به‌طور قابل‌توجه افزایش می‌یابد. شیوع افسردگی اساسی در نوجوانان در طول عمر و شیوع 12 ماهه آن به ترتیب %11 و 5/7% بودند. نرخ‌های مربوط به افسردگی اساسی شدید نیز 3% و 3/2 درصد بود. شیوع افسردگی به‌طور قابل‌توجهی در سراسر دوران نوجوانی افزایش یافته است و این افزایش در زنان بیشتر از مردان بوده است (اون اوولی و همکاران، 2015).
با آنکه افسردگی به‌عنوان یک اختلال خلقی شناخته می‌شود، بررسی‌ها نشان می‌دهند که این اختلال با نارسایی چشمگیر شناختی همراه است و از نظر ماهیت و شدت، با سایر اختلالات خلقی تفاوت دارد. بررسی‌های مقایسه‌ای کودکان و نوجوانان افسرده با غیر افسرده گویای وجود بد کارکردی‌ها و کاستی‌هایی در عملکردهای اجرایی و شناختی و در کنش‌های سرعت پردازش، حافظه کلامی هست (بروکس و همکاران، 2010). نشانه‏های یادشده می‌توانند نقش تعیین‌کننده‏ای در بقای بیماری و سیر نشانه‏های شناختی آن داشته باشند. بیماران افسرده اغلب تجربه ذهنی کاهش سرعت پردازش ذهنی را گزارش می‌کنند (اوکانر و همکاران،1990). کندی شناختی ممکن است در اختلال عصب روان‌شناختی مرتبط با افسردگی اساسی نقش داشته باشد (بربیون و همکاران، 2000)؛ بنابراین کاستی‌های شناختی افراد افسرده را می‌توان به منابع و فرایند نادرست پردازش اطلاعات در این دسته از افراد نسبت داد (رز و امبیر ، 2006).
از جمله منابعی که در فرایند پردازش اطلاعات دخالت دارند، حافظه کاری هست. امروز در بین صاحب‌نظران این توافق عمومی وجود دارد که سوگیری حافظه در بیماران افسرده امری شایع است؛ همچنین معتقدند که آسیب‌های حافظه فعال، اصلی‌ترین مشکل حافظه در بیماران افسرده است، چراکه بر اساس یافته‌های پژوهشی عملکرد حافظه افراد افسرده نسبت به افزایش پیچیدگی تکالیف حساس است، به این معنی که با پیچیده‌تر شدن تکلیف، عملکرد حافظه افت شدیدی پیدا می‌کند (پیلوسی و همکاران، 2000). پین و همکاران (2004) در مطالعه‌ی خود نشان دادند که افسردگی اساسی در نوجوانان عملکرد حافظه را به‌طور معناداری کاهش می‌دهد. هوران و همکاران (1997) نیز در مقایسه بزرگسالان و نوجوانان افسرده در مقیاس حافظه دریافتند که دختران نوجوان عملکرد ضعیف‌تر از بزرگسالان داشتند این در حالی بود که تفاوتی میان بزرگسالان و پسران وجود نداشت. اختلال در حافظه کاری و سرعت پردازش نوجوانان افسرده در مطالعاتی دیگر نیز نشان داده شده است (برای مثال، کلیم کیت و همکاران، 2011).
در ارتباط با اثرات افسردگی بر ادراک فرد از زمان شواهد بالینی حاکی از کاهش سرعت زمان در افسردگی است، اما شواهد تجربی درباره مشکلات حوزه قضاوت زمانی نسبتاً اندک بوده و آنچه وجود دارد تا حدودی متناقض است (هاکینز و همکاران، 1998؛ به نقل از سویگنی و همکاران،2003).
باوجود بدکارکردی‌های مشابه میان افسردگی و PTSD در برخی از کارکردهای روانشناختی مغز در نواحی اصلی درگیر در این دو اختلال تفاوت‌هایی وجود دارد. در اختلال استرس پس از سانحه، مشکلات بیشتر شامل کاهش حجم فعالیت هیپوکامپ (کارل و همکاران، 2006)، کاهش حجم فعالیت آمیگدال و قشر کمربندی پیشین (پانو-هایز و همکاران، 2009) و نابهنجاری در ساختارهای پیش‌پیشانی میانی (کاسای و همکاران، 2008) است. در رابطه با درگیری نواحی خاصی از مغز در بیماری افسردگی، الدرکین- تامپسون و همکاران (2006) گزارش کردند که هر چند اندازه لوب فرونتاال در بیماران افسرده سالخورده مطابق انتظار، تغییری نکرده بود، اما اندازه‏ی سینگولای پیشین، شکنج رکتوس و ماده خاکستری پیشین حدقه‌ای در بین این بیماران کاهش یافته است که حاکی از تغییرات خاص مربوط به بیماری است که متفاوت از دیگر فرایندهای تباهی دیررس مغز است. ناکارآمدی کرتکس سینگولای پیشین و کرتکس پره فرونتال پشتی-جانبی را در بیماران افسرده به اثبات رسانده‌اند (واگنر و همکاران، 2006).
با توجه به همبودی بسیار بالای اختلال افسردگی و PTSD در نوجوانان و آنچه در پژوهش‌های پیشین انجام گرفته، در رابطه با تأثیر افسردگی بر ادراک زمان و سیستم ساعت درونی اتفاق‌نظر وجود ندارد و این مؤلفه در اختلال PTSD مورد بررسی قرار نگرفته است، این مطالعه قصد دارد تا به بررسی مقایسه‌ای کارکردهای اجرایی (سرعت پردازش، ادراک زمان و حافظه کاری) در اختلال افسردگی و اختلال استرس پس از سانحه بپردازد.
1-3- ضرورت انجام پژوهش
احساس افسردگی یکی از تجارب مشترک بشر است که اغلب به‌عنوان یک پاسخ طبیعی به رویداد‌های خارجی یا آسیب‌های درون‌فردی روی می‌دهد و اما تخمین زده می‌شود افسردگی اساسی چه روان‏زاد و چه درون‏زاد در بین چهار بیماری آسیب‌زای شاخص از سال 2000 تا 2012 مقام دوم را دارد (یوریب و همکاران، 2008). گرایش به بروز اولین وقوع افسردگی در سنین پایین‏تر گسترش یافته و درصد بالای نوجوانان مبتلا به افسردگی شدید، نگران‌کننده است (روزنهان و سلیگمن، 1999). افسردگی بر تکامل شناختی، هیجانی و فیزیکی نوجوان اثر می‌گذارد (ویلیام و ویکینگ ،2003؛ به نقل از حبیب پور و شریعتی، 1387).
علاقه به بررسی جنبه‌های شناختی این اختلال در دو دهه گذشته رشد فزاینده‏ای یافته است. پژوهش حاضر گامی برای بررسی بیشتر این اختلال و برخی جنبه‌های شناختی این اختلال ازجمله بررسی ادراک زمان، حافظه کاری و پردازش اطلاعات با استفاده از آزمون‌های مناسب روان‌شناختی می‌باشد. در رابطه با ادراک زمان در بیماران افسرده پژوهش‌های اندکی انجام گرفته که نتایج آن‌ها هم متناقض بوده است.
حقیقت (1388) در مطالعه‌ای به بررسی رابطه ادراک زمان در بیماران افسرده، اسکیزوفرن و بهنجار به این نتیجه دست یافت که بیماران مبتلا به افسردگی اساسی گرایش به کم تخمین زدن زمان محرک‌های دیداری، شنیداری و دیداری-شنیداری داشتند. برخی از مطالعات نیز نقایصی در حافظه کاری افراد افسرده یافته‌اند (لندرو و همکاران، 2001؛ نبز و همکاران، 2000 و پرتر و همکاران، 2003) درحالی‌که برخی از مطالعات نیز نتایج متناقض با این رابطه نشان داده‌اند (بارچ و همکاران، 2003؛ مک لوین و همکاران، 2000). پردازش اطلاعات نیز از حوزه‌هایی است که بهبود آن، بهبود در افسردگی را به دنبال خواهد داشت (بسبوم و دیجن ، 2006).
اختلال استرس پس از سانحه نیز از اختلالات شایع می‌باشد. علی‌رغم مطالعات صورت گرفته بر روی اختلال استرس پس از سانحه در جمعیت‌های بزرگسال، پژوهش‌های اندکی در زمینه میزان مواجهه کودکان و نوجوانان با رویدادهای آسیب‌زا و نیز شیوع این اختلال در آن‌ها صورت گرفته است. کودکان و نوجوانان به دلیل شرایط خاص جسمی و سنی، بیشتر از دیگر اقشار جامعه در معرض خطر ضربه‌های روان‌شناختی و تجربه‌ی رویدادهای آسیب‌زا قرار می‌گیرند، از طرف دیگر ازآنجایی‌که راهبردهای مقابله‌ای در آن‌ها هنوز به اندازه
کافی برای روبه‌رو شدن با صدمات جسمی و روحی ناشی از این ضربه‌های رشد نکرده است، مواجهه با یک عامل استرس‌زا در آنان بیش از بزرگسالان می‌تواند منجر به بروز اختلال استرس پس از سانحه شود (سادوک و سادوک، 2007؛ ترجمه رضایی 1388).
نوجوانان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه مشکلات قابل‌ملاحظه‌ای در زمینه حافظه در مقایسه با جمعیت‌های بالینی دیگر دارند (سوترلند و برایانت، 2007).
در زمینه‌ی سرعت پردازش اطلاعات نیز بروکس و همکاران (2010) به اشکالاتی در این حوزه‏ی شناختی در نوجوانان مبتلا به PTSD اشاره دارد. حال با توجه به خلأهایی که بدان اشاره شد، عدم وجود مطالعه‏ای در رابطه با تأثیر PTSD بر ادراک درونی زمان و کمبود مطالعه بر روی جمعیت نوجوانان، این پژوهش قصد دارد به بررسی مقایسه‌ای مؤلفه‌های مذکور در نوجوانان مبتلا به اختلالات افسردگی و PTSD بپردازد.
1-4-اهداف پژوهش
1-4-1- هدف کلی:
1. بررسی عملکرد نوجوانان مبتلا به افسردگی و PTSD در ادراک زمان، حافظه کاری و سرعت پردازش اطلاعات
1-4-2- اهداف اختصاصی
2. سنجش ادراک زمان در نوجوانان مبتلا به افسردگی
3. مقایسه ادراک زمان نوجوانان مبتلا به افسردگی، اختلال استرس پس از سانحه و افراد بهنجار
4. سنجش حافظه کاری در نوجوانان مبتلا به افسردگی
5. مقایسه حافظه کاری در نوجوانان مبتلا به افسردگی، اختلال استرس پس از سانحه و افراد بهنجار
6. سنجش سرعت پردازش اطلاعات در نوجوانان مبتلا به افسردگی
7. مقایسه سرعت پردازش اطلاعات در نوجوانان مبتلا به افسردگی، اختلال استرس پس از سانحه و افراد بهنجار
1-5- فرضیه‌های پژوهش
1. خطای ادراک زمان در نوجوانان افسرده اساسی و مبتلا به PTSD بیشتر از نوجوانان بهنجار و در افسردگی بیشتر از PTSD است.
2. اختلال حافظه کاری در نوجوانان افسرده اساسی و مبتلا به PTSD بیشتر از نوجوانان بهنجار و در PTSD بیشتر از افسردگی است.
3. اختلال در سرعت پردازش اطلاعات در نوجوانان افسرده اساسی و مبتلا به PTSD بیشتر از نوجوانان بهنجار و در افسردگی بیشتر از PTSD است.
1-6- تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها
حافظه فعال
تعریف نظری: به توانایی نگه‌داری اطلاعات به‌طور موقت و فعالیت بر روی آن‌ها در ذهن اشاره دارد (لوییس و کارپندال، 2002)؛ به‌عبارت‌دیگر بخشی از حافظه هست که اطلاعات را به‌صورت موقتی در یک حالت فعال نگاه می‌دارد تا بعداً روی آن‌ها عملیات دیگری انجام دهد (گراف و اهتا، 2002).
تعریف عملیاتی: منظور از حافظه کاری، نمره به‌دست‌آمده از آزمون شاخص پردازش اطلاعات برای بخش دیداری و آزمون به‌توالی حروف و اعداد برای بخش شنیداری هست.
پردازش اطلاعات
تعریف نظری: شیوه ایست که افراد محرک‌های برخاسته از محیط را درک می‌کنند (موسی و لپین، 2002). سرعت پردازش اطلاعات از شاخص‌های مهم در ارزیابی توانایی‌های ذهنی به شمار می‌رود. ازنظر مفهومی این پژوهش میزان توانایی پردازش اطلاعات با توجه به متغیر زمان در یک فرد مدنظر هست. لازم به ذکر است که در آزمون هوش وکسلر IV، سرعت پردازش از شاخص‌های اساسی هوش در نظر گرفته‌شده است (2010).
تعریف عملیاتی: منظور از سرعت پردازش، نمره به‌دست‌آمده از خرده آزمون نماد ارقام هوش وکسلر می‌باشد.
ادراک زمان
تعریف نظری: ادراک زمان به‌عنوان توانایی پیش‌بینی و پاسخ کارآمد به رویدادهای در حال وقوع شناخته می‌شود (یانگ و همکاران، 2007) و شامل توانایی تمایز میان فواصل کوتاه از میلی‌ثانیه تا ثانیه (تمایز مدت) است و در مورد تفکیک‌پذیری دو محرک مجزا با کمک دوره‌های زمانی کم (قضاوت زمانی) داوری می‌کند تا دوره‌ی زمانی خاص را با دقت بیشتر تولید (تولید

Category: مقالات و پایان نامه ها | دیدگاه‌ها برای بررسی عملکرد نوجوانان افسرده اساسی و مبتلا بهPTSD در شاخص های ادراک زمان، حافظه فعال و سرعت پردازش- قسمت 2 بسته هستند
می 3

بررسی عملکرد نوجوانان افسرده اساسی و مبتلا بهPTSD در شاخص های ادراک زمان، حافظه فعال و سرعت پردازش- قسمت 3

و بازسازی مدت)، یا مدت رویداد یا ارائه‏ی محرک خاص را برآورد (برآورد کلامی) و یا شروع آن را (پیش‌بینی زمانی) کند (توپلاک و همکاران، 2006).
تعریف عملیاتی: ادراک زمان نمره به‌دست‌آمده از طریق تکلیف ادراک زمان هست؛ که در آن ویژگی‌هایی چون تولید، بازتولید، تخمین کلامی زمان، افتراق زمانی و تخمین تأخیر زمان موردسنجش قرار می‌گیرد.
افسردگی اساسی
تعریف نظری:
تعریف عملیاتی: منظور از افسردگی اساسی تشخیص بر اساس ملاک‌های DSM-5 و نیز با استفاده از پرسشنامه افسردگی بک خواهد بود.
اختلال استرس پس از سانحه
تعریف نظری: اختلال استرس پس از سانحه از اختلالات بسیار شایع، مزمن و ناتوان‌کننده روان‌پزشکی هست که بر اساس ویراست پنجم راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی (DSM-5)، جزء مجموعه تشخیصی اختلالات تروما و وابسته به استرس می‌باشد که پس از مواجهه با یک رویداد آسیب‌زا ایجادشده و با چهار خوشه از نشانه‏ها مشخص می‌شود: مزاحمت‎ها، اجتناب، تغییرات منفی در شناخت و خلق و تغییرات برجسته در برانگیختگی و واکنش‌پذیری. این اختلال غالباً با افسردگی اساسی، سایر اختلالات اضطرابی، اختلالات سوءمصرف مواد و باکیفیت پایین زندگی همراه می‌باشد (DSM-5، 2013؛ سیمونز ، 2010؛ کاهی و همکاران، 2006).
تعریف عملیاتی: منظور از اختلال استرس پس از سانحه در این پژوهش، تشخیص بر اساس ملاک‌های DSM-5 است و شدت آن نیز به‌وسیله مقیاس تجدیدنظر شده تأثیر رویداد (وایس و مارمر،1997) سنجیده می‌شود.

فصل دوم:
ادبیات پژوهش

2-1- اختلال استرس پس از سانحه
برخلاف اختلالات روان‌پزشکی لازمه بروز اختلال استرس پس از سانحه یک رویداد خاص است که فرد به‌شدت تحت تأثیر آن رویداد قرار می‌گیرد. اولین شرایط تشخیص اختلال استرس پس از سانحه بر طبق پنجمین راهنمای تشخیصی آماری اختلالات روانی (DSM_V) (انجمن روان‌پزشکی آمریکا،2013) این است که افراد رویدادی را تجربه کنند یا شاهد آن باشند که معنای آن رویداد مرگ یا تهدید به مرگ، آسیب جسمانی و یا در معرض خطر قرار گرفتن تمامیت جسمانی فرد باشد. دوم، پاسخ افراد به رویداد تروماتیک همراه با ترس شدید، درماندگی و وحشت‌زدگی باشد. ازاین‌روی، یک رویداد زمانی تروماتیک تعریف می‌شود که معنای آن مرگ یا آسیب جسمانی باشد و یا تهدید به مرگ یا آسیب جسمانی باشد. افراد این رویداد را با عواطف شدید منفی تجربه می‌کنند (ملاک A). ملاک علائم به سه‌طبقه تقسیم می‌شود: علائم باز تجربه‌ای (ملاک B)، علائم اجتناب و کرختی (ملاک C) و برانگیختگی فیزیولوژیکی (ملاک D).
علائم مطرح‌شده در ملاک‌های گفته‌شده حداقل باید به مدت یک ماه در فرد تداوم داشته باشد و علائم باعث آشفتگی در کارکردهای فرد شده باشد تا فرد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه تشخیص داده شود. یک نسبت بزرگی از بازماندگان تروما علائم اختلال استرس پس از سانحه را فوراً بعد از رویداد تروماتیک نشان می‌دهند. درهرحال این میزان سه ماه بعد از رویداد تروماتیک به نصف می‌رسد (بارلو، 2008).
مطالعات نشان می‌دهد که کودکان و نوجوانان نیز در مواجهه با رویدادهای آسیب‌زا، علائم سه‌گانه اختلال (تجربه مجدد، اجتناب و برانگیختگی بیش‌ازحد) را نشان می‌دهند؛ اما تظاهر این علائم در سنین مختلف تااندازه‌ای متفاوت است. اکثر بچه‌ها افکار تکراری و مزاحمی دارند که در تمام اوقات روز و به‌ویژه هنگام خواب رفتن وارد ذهنشان می‌شوند و در مواردی نیز این تصاویر و افکار مزاحم به‌وسیله یادیارهای محیطی راه‌اندازی می‌شوند. کابوس‌های شبانه و رویدادهای ترسناک در طول روز نیز پدیده‌هایی رایج هستند و اکثر بچه‌ها آن‌ها را تجربه می‌کنند. بسیاری از کودکان و نوجوانان ترس‌هایی در ارتباط با جنبه‌های خاصی از رویداد آسیب‌زا دارند و از محرک‌ها و یادیارهای مرتبط با آن رویداد اجتناب می‌کنند. گاهی اوقات کودکان و نوجوانان برای صحبت کردن درباره تجاربشان احساس فشار می‌کنند، اما چون فکر کردن یا صحبت کردن درباره رویداد آسیب‌زا برای آن‌ها بسیار ناراحت‌کننده است معمولاً از این کار اجتناب می‌کنند. بچه‌های مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه حساسیت بیش‌ازحدی نسبت به خطرات محیطی دارند و مشکلات خواب در آن‌ها بسیار رایج است که به‌صورت مشکل در به خواب رفتن و بیدار شدن مکرر در طول شب نمود پیدا می‌کند. بسیاری از بچه‌ها نسبت به قبل تحریک‌پذیرتر می‌شوند و مشکلاتی در تمرکز و توجه، به‌ویژه در انجام تکالیف مدرسه گزارش می‌کنند. علاوه بر این، کودکان و نوجوانان تغییراتی شناختی نیز تجربه می‌کنند، این تغییرات شناختی ممکن است در غالب افکار خود آیند منفی (NATs) باشد که در آن بچه‌ها احساس می‌کنند دنیا جای بسیار خطرناکی است یا زندگی آن‌ها بسیار ناپایدار و شکننده خواهد بود (یول و همکاران، 2005).
علاوه بر موارد فوق، نوجوانان نیز در پاسخ به رویدادهای آسیب‌زا مشکلات خاصی را تجربه می‌کنند، به شکلی که اولویت‌های زندگی آن‌ها در پاسخ به رویداد آسیب‌زا تغییر کرده و به دلیل مشکلات هویتی که تجربه می‌کنند، برنامه آن‌ها برای آینده دچار ابهام می‌شود (برای مثال احساس می‌کنند آینده آن‌ها کوتاه است و با انتظاراتشان برای ازدواج کردن، یافتن یک شغل مناسب و طی کردن مسیر عادی زندگی با مشکل مواجه می‌شود). بسیاری از نوجوانان نیز احساس گناه کرده یا خود را به خاطر مرگ یا آسیب دیدن دیگران سرزنش می‌کنند. علاوه بر این، نوجوانان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه مزمن ممکن است طیف گسترده‌ای از مشکلات دیگر نظیر افسردگی، اضطراب، رفتارهای نافرمانی، واکنش سوگ، افکار خودکشی، مسخ واقعیت، مسخ شخصیت و سوءمصرف مواد را نیز تجربه کنند (کوک کاتن، 2004).
2-2- شناخت و PTSD
در رابطه با پیشینه خصوصیات عصب روان‌شناختی افراد مبتلا به PTSD دو واقعیت به‌خوبی اثبات شده، پدید آمده است. اولاً: سوگیری‌های پردازش اطلاعات بارها و بارها مشاهده‌شده‌اند، قوی‌ترین یافته، وجود نقایص توجه در پردازش محرک‌های هیجانی است (برای مثال: پانویک و همکاران، 2002؛ واسترلینگ و بروین ، 2005). ثانیاً: باوجوداین واقعیت که دامنه و ماهیت نقایص در مطالعات گوناگون متفاوت است، نابهنجاری‌های شناختی در آزمون‌های عصب روان‌شناختی شامل محرک‌های خنثی نیز به‌دست‌آمده‌اند (واسترلینگ و بروین، 2005).
یافته‌ها در ارتباط با نابهنجاری‌های شناختی در افراد مبتلا به PTSD غیرقابل‌انکارند. محققان به‌صورت نسبتاً مداوم موارد زیر را مشاهده کرده‌اند. اختلالات حافظه روزمره کلامی (برمنر، 1993) و بصری (گالیر و یهودا ، 2002)، اختلال در حافظه کاری (کلارک و همکاران، 2003)، اختلال در توجه و کارکردهای اجرایی (واسترلینگ و همکاران، 2002) و کاهش اختصاصی بودن خاطرات در حافظه شرح‌حال (والگلیش و همکاران، 2008).
به‌جای در نظر گرفتن این نقایص به‌عنوان نتیجه‌ای از PTSD، نابهنجاری‌های عصب روان‌شناختی ممکن است به‌عنوان ریسک فاکتورهایی را برای ابتلا به PTSD در میان افراد مواجه شده با تروما به شمار آیند. نشانه‌های نرم مغز و اعصاب، ازجمله مواردی که به کودکی بازمی‌گردند (مثل مشکلات نقص توجه، تأخیر در یادگیری راه رفتن و صحبت کردن)، در میان افراد مواجه شده با ترومای مبتلا به PTSD نسبت به افراد مواجه شده با تروما اما سالم، دو برابر رایج‌تر هستند (34). همچنین، بسیاری از مطالعات نشان داده‌اند که نمرات پایین در آزمونه‌ای هوش، با شدت علائم در PTSD در ارتباط است، حتی زمانی که در میزان قرار گرفتن در معرض تروما کنترل می‌شوند.35 و 36.
نظریه‌های متعددی در رابطه با اختلال استرس پس از سانحه ارائه‌شده است که در میان آن‌ها نظریه‌ی شناختی اهلرز و کلارک جامع‌ترین نظریه بوده و به‌نوعی مؤلفه‌های تبیینی موجود در نظریه‌های پیشین را نیز به‌عنوان سازه‌های تبیین‌کننده در برمی‌گیرد (تیلور، 2006).
نظریه مذکور تمرکز ویژه‌ای بر عوامل تداوم‌بخش اختلال استرس پس از سانحه دارد و در آن فرض می‌شود که وقتی شخص رویداد آسیب‌زا را به شیوه‌ای پردازش کند که منجر به احساس خطر جدی در زمان حال شود، اختلال استرس پس از سانحه تداوم می‌یابد. این احساس خطر که منجر به ایجاد ترس شدید، اجتناب از محرک‌های مرتبط با رویداد آسیب‌زا و برانگیختگی بیش‌ازحد می‌شود، ناشی از عوامل مختلفی است که عبارت‌اند از:
1. پردازش حسی رویداد آسیب‌زا: افرادی که پس از تجربه‌ی یک رویداد آسیب‌زا به اختلال استرس پس از سانحه مزمن مبتلا می‌شوند و همواره احساس خطر می‌کنند، کسانی هستند که به‌جای پردازش مفهومی بر پردازش حسی داده‌ها متمرکز می‌شوند.
2. نقص حافظه: این نقص که با بسط ضعیف و چندپارگی حافظه مشخص می‌شود، می‌تواند یادآوری ارادی ضعیف، حس وقوع رویداد آسیب‌زا در زمان حال و راه‌اندازی خودکار خاطرات ناخواسته را تبیین کند.
3. ارزیابی منفی: در این ارزیابی‌ها احتمال وقوع مجدد رویدادهای آسیب‌زا بیش‌ازاندازه تخمین زده‌شده و شایستگی‌های خود دست‌کم گرفته می‌شود. این ارزیابی‌ها که شامل تفسیرهای خاصی از رویداد آسیب‌زا و پیامدهای آن، جهان و ارزیابی از علائم اختلال استرس پس از سانحه هستند، هیجان‌های نیرومندی مانند اضطراب، خشم، شرم یا احساس گناه و درگیر شدن در راهبردهای مقابله‌ای غیر انطباقی را برمی‌انگیزند.
4. راهبردهای مقابله‌ای غیر انطباقی: این راهبردها که در جهت اجتناب از منابع تهدید و کاستن از ناراحتی در کوتاه‌مدت مورداستفاده قرار می‌گیرند، در بلندمدت احساس خطر فراگیر را تداوم می‌بخشند. این راهبردهای مقابله‌ای ناکارآمد که شامل اجتناب از محرک‌های مرتبط با رویداد آسیب‌زا نیز هستند، افکار ناخواسته‌ی مربوط به رویداد آسیب‌زا را سرکوب کرده و مانع از اصلاح ارزیابی‌های منفی می‌شوند (اهلرز و کلارک، 2000).
5. مطابق با نظریه شناختی اهلرز و کلارک (2000) چون خاطره‌ی مربوط به رویداد آسیب‌زا در افراد دچار اختلال استرس پس از سانحه به شکلی ضعیف بسط یافته است، به‌آسانی راه‌اندازی شده و منجر به بروز علائم تجربه‌ی مجدد می‌شود. به‌علاوه، این نظریه بر نقش تداعی‌های شرطی شده نیز تأکید می‌کند؛ درواقع خاطرات مربوط به رویداد آسیب‌زا در اختلال استرس پس از سانحه، مملو از جزییات حسی بوده که با ارتباطات محرک- محرک و محرک- پاسخ قوی و آمادگی ادراکی نیرومند برای محرک‌های مرتبط با رویداد آسیب‌زا (کاهش آستانه ادراکی) مشخص می‌شوند و همین امر، احتمال راه‌اندازی خاطرات مربوط به رویداد آسیب‌زا و پاسخ‌های هیجانی را به‌وسیله محرک‌های مرتبط بیشتر می‌کند. تمامی این ویژگی‌ها می‌توانند یادآوری ارادی ضعیف، حس وقوع رویداد آسیب‌زا در زمان حال (که با یادآوری ناخواسته رویداد آسیب‌زا همراه می‌شود) و راه‌اندازی آسان خاطرات ناخواسته به‌وسیله سرنخ‌های ظاهراً مشابه را تبیین کنند (اهلرز و کلارک، 2000).
2-3- زیربنای عصبی اختلال استرس پس از سانحه
وقتی فرد با یک محرک تهدید‌کننده زندگی (مثل تجربه جنگ نظامی) مواجه می‌شود، بدن حالت‌های مختلف از برانگیختگی فیزیولوژیکی شامل افزایش انتقال‌دهنده‌های عصبی در ارتباط با تهدید، افزایش آزادسازی نورو‌پپتیدها مثل عامل آزادکننده، کورتیکوتروپین، نوراپی نفرین، سروتونین، دوپامین، بنزودیازپین‌های درون‌زاد و اپیودهای درون‌زاد را از خود نشان می‌دهد (برمنر و همکاران، 1999). این واکنش‌ها به‌عنوان یک پاسخ انطباقی سریع توسط مکانیسم‌های تسهیل‌گر راه‌اندازی می‌شوند که باعث بقا در فرد می‌شود و ارزش تکاملی دارد (برای مثال پاسخ جنگ‌وگریز). بااین‌وجود اگر این پاسخ‌های انطباقی بعد از برطرف شدن محرک‌ها همیشگی شوند، مخرب خواهند بود و نقش اساسی در شکل‌گیری آسیب‌شناسی روانی و سوق دادن فرد به اختلال استرس پس از سانحه ایفا می‌کنند (همان، 1999).
باید توجه داشت، حتی اگر تهدید دائمی نشود و محرک‌های آسیب‌زا مکرر تکرار نشوند، بااین‌وجود ممکن است پردازش شناختی شکل‌گرفته تحت تأثیر شرایط اولیه باعث دائمی شدن پاسخ‌های عصبی زیستی شوند. به‌طور خاص وجود اضطراب شدید از طریق تأثیرگذاری بر فکر و پردازش شناختی باعث ارزیابی منفی‌تر نشانه‌های محیطی می‌شود؛ که نتیجه ابن امر بیش برانگیختگی پاسخ‌های عصبی زیستی و روان‌شناختی به نشانه‌هایی می‌شود که نوعاً بی‌ضرر هستند (کیان و بارلو، 2002).
بنابراین از طریق قرار گرفتن پی‌درپی محرک‌های تهدیدکننده زندگی، یا ارزیابی بیش‌ازاندازه از نشانه‌ها و محرک‌های خنثی به‌عنوان تهدید، سیستم عصبی مرکزی به‌طور باورنکردنی بیش‌ازحد پاسخ خواهد داد و بدین ترتیب با افزایش نابهنجاری و بی‌نظمی عصبی (برای مثال حساس شدن به استرس) همراه خواهد بود (سیوتویک و همکاران، 2007). در حقیقت این نوع حساس شدن می‌تواند به بیش‌انگیختگی در پاسخ به نشانه‌های ترس‌آور و محرک‌های استرس‌زا منجر شود و باگذشت زمان سیر تجمعی پاسخ‌های زیستی می‌تواند آسیب‌شناسی، شامل بازداری واکنش‌های ایمنی-عصبی و احتمالاً آسیب به سیستم عصبی را شامل شود (کندی و موری، 2010).
بد تنظیمی‌های مزمن سیستم نورآدرنرژیک؛ محور HPA و سیستم سرونرژیک به‌طور خاص باعث خدشه‌دار شدن عملکردهای قشر پیش پیشانی و هیپوکامپ می‌شود و بازداری قشر پیش پیشانی میانی بر روی آمیگدال را شامل می‌شود (سیوتویک و همکاران، 2007) و به‌این‌ترتیب عملکردهای عصب روان‌شناختی در پاسخ به شکل‌گیری اختلال استرس پس از سانحه تحت شرایط مذکور دچار اختلال می‌شود. در این رابطه پژوهش‌های تصویربرداری مغزی شواهدی از عملکردهای ساختاری مغز را فراهم کرده است که در حقیقت از نابهنجاری‌هایی در اختلال استرس پس از سانحه خبر می‌دهد. مطالعات تصویربرداری مغزی از کاهش حجم فعالیت هیپوکامپ در مقایسه با گرده کنترل (کارل و همکاران، 2006)، کاهش حجم فعالیت آمیگدال و قشر کمربندی پیشین (دبلیس و همکاران، 2002)، نابهنجا‌ی در ساختار‌های پیش پیشانی میانی (کاسای و همکاران، 2008) و کاهش ضخامت در اکثر نواحی کرتکس خاکستری (گیوز و همکاران، 2008) خبر می‌دهند.
درنهایت پژوهش‌ها بر روی دوقلوها، پیشنهاد می‌کنند که کاهش فعالیت هیپوکامپ ممکن است که آسیب‌پذیری زیستی در مقایسه با پیامدهای اختلال استرس پس از سانحه را منعکس کند (برای مثال گیلبرتسون و همکاران، 2002).
مطالعات تصویر‌برداری کارکردی مغز نشان می‌دهد که افراد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه در مقایسه با گروه کنترل، به‌طور نسبی در پاسخ‌دهی آمیگدال افزایش فعالیت نشان می‌دهند و هیپوکامپ و قشر پیش حدقه‌ای این افراد در پاسخ به تحریک فعالیت بیشتر از حد انتظار را نشان می‌دهند (دریسن و همکاران، 2004). الگوی مشابهی از نتایج در مطالعاتی که فعالیت شناختی بر روی الگوها، مثل رمزگردانی و بازیابی محرک‌های وابسته به تهدید را دنبال می‌کردند به دست داده‌شده است (شین و همکاران، 2005؛ دیکی و همکاران، 2008). همچنین کاهش قشر کمربندی پیشین، تحت شرایط خاص دربیمارانی با شدت نشانه‌های بالا نشان داده‌شده است (پانو-هایز و همکاران، 2009). در افراد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه ارتباط بین فعالیت آمیگدال و قشر پیش پیشانی میانی در پاسخ به محرک‌های وابسته به تهدید بیشتر به جهت هماهنگ‌سازی کارکردی این نواحی انجام می‌گیرد. درنهایت حجم وسیعی از ادبیات پژوهش در ارتباط با نابهنجاری‌های عصبی-زیستی در افراد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه وجود دارد که به‌نوبه خود به نابهنجاری‌هایی در پردازش عصب‌شناختی محرک‌های خنثی و وابسته به تهدید منجر می‌شود. به‌طور خلاصه شواهد به‌دست‌آمده از روش‌های پژوهش شناختی متفاوت زیستی-فیزیولوژیایی و عصبی آناتومیکی یک همگرایی در نتایج مبنی بر وجود نابهنجاری را پیشنهاد می‌کند که می‌توان انتظار داشت که این نتایج با الگوهای مشابهی از نابهنجاری‌های عصب روان‌شناختی همراه باشد.
2-4- اختلال افسردگی اساسی
اصطلاح افسردگی برای توصیف دسته‌ای از نشانه‌ها، شامل تغییرات عمده در خلق، تفکر و فعالیت، به‌کاربرده می‌شود. این نشانه‌ها پایدارند و منجر به بروز تغییراتی در عملکرد شخصی و اجتماعی فرد، حداقل در دوره‌ای به مدت دو هفته، می‌گردند (وردوین ، روگرز و وود ، 2009). افسردگی نوجوانان ممکن است از نظر تشخیصی بسیار متفاوت با افسردگی بزرگسالان باشد (هاراسیلتا ، مارتونن ، کاپریو و پیکانه ، 2004). در ضمن دوره افسردگی خلق ممکن است تحریک‌پذیر و یا غمگین باشد. برای تشخیص افسردگی در فرد باید دست‌کم 4 نشانه دیگر از علائم که شامل تغییر در اشتها یا وزن، خواب و فعالیت روانی- حرکتی؛ کاهش انرژی؛ احساس بی‌ارزشی یا گناه، اشکال در تفکر، تمرکز یا تصمیم‌گیری یا افکار عود‌کننده درباره مرگ و خودکشی و یا تفکر یا اقدام به خودکشی وجود داشته باشد. این نشانه‌ها باید در قسمت اعظم روز تقریباً همه‌روزه به مدت حداقل دو هفته متوالی دوام داشته باشد و باعث ایجاد اختلال در عملکرد اجتماعی، شغلی یا سایر زمینه‌های کارکردی مهم شود.
بیشتر علائم و نشانه‌های اختلالات افسردگی در کودکان و نوجوانان شبیه نوسان خلقی است که افراد در سایر مراحل تکاملی خود تجربه می‌کنند. نوجوانان بیشتر اوقات آشفتگی‌های هیجانی و نوسان خلق دارند و عصیانگر هستند. اکثر نوجوانان و کودکان در بیان احساسات و خلق‌وخوی خود مشکل دارند و تنها راهی که می‌توانند هیجانات خود را ابراز کنند از طریق رفتارهای نامناسب و تخلیه هیجانی است (کاپلان و سادوک ، 2007 به نقل از پورافکاری، 1382). احساس غمگینی، ناکامی و ناامیدی در مورد زندگی همراه با

Category: مقالات و پایان نامه ها | دیدگاه‌ها برای بررسی عملکرد نوجوانان افسرده اساسی و مبتلا بهPTSD در شاخص های ادراک زمان، حافظه فعال و سرعت پردازش- قسمت 3 بسته هستند
می 3

بررسی عملکرد نوجوانان افسرده اساسی و مبتلا بهPTSD در شاخص های ادراک زمان، حافظه فعال و سرعت پردازش- قسمت 4

از دست دادن علاقه به اغلب فعالیت‌ها و آشفتگی در خواب، اشتها، تمرکز و انرژی- شایع‌ترین مشکل روان‌شناختی نوجوانی است (راشتون ، فورسیو و شکتمن ، 2002). کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلالات افسردگی غال با تحریک‌پذیری، کناره‌گیری از خانواده‌ها و همتاهایشان و همچنین افت پیشرفت تحصیلی نشان می‌دهند که منجر به انزوای اجتماعی ویرانگر می‌گردد. دو ملاک برای اختلالات خلقی در کودکی و نوجوانی عبارت‌اند از: 1- آشفتگی خلق، نظیر افسردگی یا نشئه و 2- تحریک‌پذیری (کاپلان و سادوک، 2007 به نقل از پورافکاری، 1382).
2-5- افسردگی و شناخت
افسردگی علاوه بر احساس، چگونگی دریافت و درک از خود و محیط اطراف را نیز تغییر می‌دهد. دامنه‌ی گسترده‌ای از مطالعات به بررسی رابطه متقابل شناخت و هیجان در افسردگی اساسی پرداخته‌اند. دیدگاه منفی در رابطه با خود، جهان و آینده، همچنین تفکرات منفی غیر قابل‌کنترل و قابل بازگشت که اغلب پیرامون خود هستند، علائم ناتوان‌کننده افسردگی‌اند. به‌علاوه، سوگیری‌های پردازش شناختی در مواردی چون حافظه و توجه نه‌تنها ممکن است با دوره‌های افسردگی در ارتباط باشد، همچنین می‌توانند نقش حیاتی در آسیب‌پذیری افراد برای شروع اولیه و یا بازگشت افسردگی داشته باشد.
نظریات شناختی افسردگی ادعا می‌کنند که تفکرات، استنتاج‌ها، نگرش‌ها و تفاسیر و شیوه‌ای که افراد آن‌ها را برای توجه به رویدادها و یادآوری آن‌ها به کار می‌گیرند، می‌تواند خطر ایجاد و یا بازگشت دوره‌های افسردگی را در پی داشته باشند.
بیش از سه دهه تحقیق بر روی عوامل شناختی در افسردگی حمایت‌های مؤثری را برای بسیاری از جنبه‌های فرمول‌بندی شناختی فراهم آورده است. اگرچه مطالعات اولیه به‌طور ابتدایی بر تفاوت محتوای فکر میان افراد افسرده و غیر افسرده متمرکز بود. مطالعات اخیر بر اکتشاف ماهیت نقایص شناختی و سوگیری در پردازش اطلاعات افراد افسرده تأکید داشته است. این مطالعات به‌طورکلی حمایت‌هایی مبنی بر این‌که افسردگی با تفکرات خودکار منفی و سوگیری در توجه، تفسیر و حافظه همراه است، مشخص می‌شود (متیوز و مک لید ، 2005، به نقل از گاتلیب و جورمن ، 2010)
بک (1976) معتقد است که چرخه‌های مختلف تفکرات خودکار منفی، سوگیری‌های پردازش و خلق افسرده را به راه می‌اندازند. تحقیقات ارزیابی‌کننده سوگیری پردازش در افسردگی از کار باور (1981) بر روی حافظه و خلق الهام گرفته است. این مطالعات ادعا می‌کنند که «شبکه‌ای به‌هم‌پیوسته» به سوگیری شناختی در افراد افسرده منجر می‌شود. این شبکه به‌هم‌پیوسته شامل مجموعه‌ای از گره‌هاست که هر یک نماینده محتوای معنایی خاصی است که می‌تواند به‌وسیله محرک‌های معنایی فعال شود. فعالیت هر یک از گره‌ها از طریق یک پردازش فعالیت گسترشی موجب فعالیت بخشی، یا زمینه‌ساز فعالیت گره‌های دیگر در شبکه مشارکتی خودش می‌شود. بنابراین ارائه گره‌های اولیه نسبت به عدم ارائه آن‌ها نیاز به فعالیت کمتری برای دستیابی به وقوع معنایی خاص دارد؛ بنابراین تمام نظریات شناختی پیش‌بینی می‌کنند که افسردگی با پردازش سودار مواد هیجانی مشخص می‌شود.
با این‌حال در توصیف نقایص شناختی در افسردگی و افسرده خویی اغلب دو الگوی واضح شناختی ذکرشده است. اول: افراد افسرده تجارب وسیعی از مشکلات در زمینه‌های تمرکز و حافظه را گزارش می‌کنند (بارت ، زیمبار و نیدرهه ، 1995). دوم: به‌رغم این مشکلات، افراد افسرده تمرکز آسان‌تر روی افکار متمرکز بر خود منفی و نیز افزایش یادآوری مواد مرتبط و متجانس با خلق را نشان می‌دهند (متیوز و مک لید، 2005).
یکی از تلاش‌هایی که در جهت التقاط بررسی‌های شناختی در افسردگی انجام‌گرفته است نظریه تخصیص منبع می‌باشد که مدعی است به دلیل کاهش ظرفیت شناختی در افراد افسرده، آن‌ها در یادآوری و به‌کارگیری فرایند‌های شناختی نیازمند تلاش، دچار نقایصی هستند (برای مثال، الیس و اشبروک ، 1988). فرضیه کلی این است که در افراد افسرده میزان دسترسی به منابع برای اعمال شناختی محدود می‌شوند و افسردگی یا موجب اشغال این منابع می‌شود و یا ازلحاظ کارکردی این منابع را کاهش می‌دهد؛ چراکه منابع به‌وسیله فرایندهای هیجانی نامربوط استفاده می‌شوند؛ بنابراین، نقایص بایستی در تکالیف نیازمند تلاش، آشکار شوند. برای مثال آن‌ها می‌بایست در تکالیف حافظه نیازمند تلاش و خواستار منابع و نه در جنبه‌های خودکار این تکالیف قابل‌شناسایی باشند.
به‌طور مشابه، فرضیه تداخل عاطفه نیز این موضوع را ادعا می‌کنند. به دلیل درگیری افراد افسرده در پردازش مواد هیجانی، عملکرد آن‌ها در تکالیف نیازمند پردازش هیجانی آسیبی نمی‌بیند اما در تکالیف نیازمند نادیده گرفتن جنبه‌های هیجانی محرک و پاسخ به جنبه‌های دیگر آن، عملکرد آنان دچار نقص می‌شود (سایگل ، اینگرام و مت ،2002). افراد افسرده اغلب از مشکلات تمرکز شکایت می‌کنند (واتس و شاروک ،1985). درواقع، مشکل تمرکز در DSM-5 یکی از علائم افسردگی اساسی می‌باشد؛ و نیز سابقه پژوهشی نیرومندی در حمایت از وجود اختلالات حافظه در افراد افسرده وجود دارد (متیوز و مک لید،2005).
عده‌ای از پژوهشگران به بررسی اثر پردازشی رابطه میان خلق و حافظه در نمونه‌های افسرده پرداخته‌اند. برای مثال تیزدل و بارنارد (1993) طی مطالعه‌ای نشان دادند، افراد افسرده تجارب ناخوشایند را سریع‌تر از تجارب خوشایند به یاد می‌آورند و تجاربی که توسط آزمودنی‌ها در زمان تجربه مثبت
گزارش‌شده بودند، وقتی آزمودنی خلق شاد داشت بازیابی می‌شدند و بالعکس، تجاربی که توسط آزمودنی‌ها منفی گزارش‌شده بودند، وقتی آزمودنی دارای خلق افسرده است بازیابی می‌شدند. آن‌ها همچنین دریافتند، تأثیر خلق افسرده، زمان بازیابی خاطرات خوشایند را افزایش می‌دهد. نتایج مطالعات نشان می‌دهد حالت خلقی عامل پایدار و مهمی است که بازیابی خاطرات را تحت تأثیر قرار می‌دهد (تیزدل و همکاران، 1980).
با توجه به اینکه شواهدی وجود دارد مبنی بر اینکه اختلالات افسرده ساز در نوجوانان به لحاظ پدیدارشناسی مشابه با اختلالات افسرده ساز در بزرگسالان است (برای مثال پزنانسکی ، 1982)، در ادامه به بررسی پیشینه مطالعاتی در رابطه با اثر افسردگی بر سه مورد متغیرهای شناختی خواهیم پرداخت.
2-6- ادراک زمان
مفهوم زمان به همان زمان آغاز اجتماعی و فرهنگی ما پیوند خورده است. همه‌ی افراد آگاهی را در رابطه باگذشت زمان و امکان پیش‌بینی و کنترل وقایع در آینده دارند. در معنایی وسیع‌تر، هرچند که ما از گذشته، حال و آینده به‌عنوان بخشی مستمر از زمان صحبت می‌کنیم، این تقسیمات نه کاملاً خطی و نه متوالی است. زمان، در هر دو معنای تاریخ تجمعی و تجارب ذهنی، بیشتر به زنجیره‌ای سیال می‌ماند. آنچه گذشته است، آنچه در حال حاضر هست و آنچه می‌آید همگی به‌طور پیچیده‌ای با یکدیگر در ارتباط‌اند (مک هیل ، 1978).
پردازش اطلاعات زمانی، قسمت مهمی از کارکرد لحظه‌ به ‌لحظه و در نهایت کارکرد روزمره است و به ‌روشنی سطوح تحلیل زیادی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. از ادراک گذر یک‌ لحظه تا لحظه بعدی تا سطح بالاتر پردازش‌های شناختی مثل برنامه‌ریزی (توپلاک و همکاران، 2006).
افراد معتقدند که زمان فیزیکی یک جریان پیوسته است که می تواند به میزان نامحدودی به واحدهای کوچک‌تر تقسیم شود (گروندین ، 2010) ولی جدا از زمان فیزیکی، ادراک زمان توانایی پیچیده شناختی است (توپلاک و همکاران، 2003). در واقع ادراک ما از گذر زمان ناشی از پردازش قضاوت‌های ذهنی (شیفمن ، 2001) و یک تجربه (شیپ ، ادواردز و لامبرت ، 2009) است که ما انسان‌ها زندگی را بر اساس این تجربه تنظیم می‌کنیم (فلک ، 2000). طبق پژوهش‌ها وقتی ما خود را عامل یک رخداد می‌دانیم ظاهراً مدت‌زمان کمتری نسبت به هنگامی‌که خود را عامل آن نمی‌دانیم سپری می‌شود. این خطای ادراکی بر قضاوت زمانی ما تأثیر می‌گذارد (هاگارد و همکاران، 2002؛ به نقل از سیجینی و مورن ، 2009).
ادراک زمان به مفهوم زمان اشاره دارد و به‌عنوان جنبه‌ای ذهنی از زمان عینی تعریف می‌شود (هورنیک ،1984) و در جنبه‌ی عمومی ادراک زمان، سه بعد مهم از زمان روان‌شناختی یعنی توالی، طول مدت و دیدگاه زمانی وجود دارد (بلاک ،1990). توالی، امکان استفاده از ادراک زمان‌برای تشخیص نظم زمانی وقایع را به ما می‌دهد. طول مدت، امکان درک دوره زمانی که یک رویداد به طول می‌انجامد را فراهم می‌آورد (ویتمن ، 1999). دیدگاه زمانی تصور شناختی از گذشته، حال و آینده است (بلاک، 1990). تحقیقات نشان می‌دهد که ادراک زمان و زمان واقعی متفاوت از یکدیگرند.
نتایج آزمایش‌ها انجام‌شده به‌وسیله هورنیک (1984) نشان می‌دهد که آزمودنی‌ها، تمایل به مبالغه در مدت‌زمان انتظار دارند. برآورد ذهنی از زمان در آزمودنی‌ها نیاز به استفاده از ساعت درونی برای اندازه‌گیری زمان عینی بدون هیچ‌گونه نشانه‌ای از ساعت خارجی دارند. اگرچه ساعت درونی هنوز در مغز موضع یابی نشده است، مکانیسم‌های مغزی در کدگذاری مدت‌زمان محرک‌ها در حال حاضر شناخته‌شده است (هارینگتون و همکاران، 2004)
ادراک زمان نیز مانند سایر ادراک‌ها گاهی از واقعیت منحرف می‌شود و خطاهای آن پیامد بازسازی زمان به‌وسیله مغز است. فرض ما در این مورد این است که زمان یک پدیده واحد است، صحیح نیست و این امر با آزمایش‌های ساده روشن می‌شود. برای مثال، وقتی‌که دسته‌ای از تصاویر پشت سر هم نشان داده می‌شود، تصویر عجیب‌وغریبی به مدت طولانی‌تر دیده می‌شود، اگرچه در همان مدت‌زمان فیزیکی ارائه‌ شده باشد (ایگلمن ، 2009).
بولتز (1998؛ به نقل از شیفتمن، 2001) معتقد است متغیر مؤثر در ادراک زمان قابلیت پیش‌بینی و آشنا بودن تکالیف است که در آن فرد می‌داند چه فعالیتی را چگونه انجام دهد تا به موفقیت برسد. در این هنگام ادراک زمان منطبق با واقعیت است ولی در زمان غیرقابل‌پیش‌بینی بودن و ناآشنا بودن ادراک مدت‌زمان سپری شده در طول تکلیف، بیش‌پرورد می‌شود. یکی دیگر از عوامل مهم و تأثیرگذار بر ادراک زمان که نظریه اورنستین (1996، به نقل از شیفمن، 2001) نیز بر آن تأکید دارد گنجایش حافظه است که هراندازه میزان اطلاعات بدست‌آمده از محرک بیشتر باشد مدت‌زمان ادراکی طولانی‌تر می‌شود و برعکس، این امر در مورد محرک‌های ناخوشایند و مبهم نیز صادق است، هر چه ناخوشایندتر و مبهم‌تر اطلاعات کمتری ذخیره می‌شود و گذر رمان کندتر تجربه می‌شود.
مبنای حس زمان ناشی از توالی رخدادها در حافظه کاری است و با مقایسه رخدادها باهم در هر توالی ادراک زمان شکل می‌گیرد (وست و همکاران، 2000). در نظریه جامع بارکلی (1997، به نقل از هاوتون و برندمن ، 2009) زمان به‌عنوان یک مؤلفه مهم در خود‌تنظیمی رفتار دیده می‌شود. او فرض می‌کند که آشفتگی حافظه‌ی کاری منجر به رفتاری می‌شود که به‌صورت درونی کمتر هدایت می‌شود و کمتر هدفمند است و کمتر به‌وسیله زمان هوایت شده و به‌سوی آینده می‌رود. درنتیجه تأخیر رشدی ناتوانی در تقلید طولانی‌مدت از رفتار هدفمند، بی‌نظمی زمانی اطلاعاتی که از حافظه فراخوانده می‌شود، اختلال در مطابقت برنامه با اجرای فیزیکی و توجه کم به زمان گذشته و به‌ویژه‌ آینده در هنگام گفتگو با دیگران را نشان می‌دهد. نظریه بارکلی خاص گروه اختلال توجه و بیش فعالی بیان‌شده است ولی به‌صورت کلی بیشتر اختلال‌ها روان‌پزشکی مربوط به تفاوت‌های ویژه‌ای است که میان جهان بیرون و زمان آزمودنی است. برای مثال نواقصی در برآورد زمان در بیماران جسمی نظیر آسیب‌های مغزی (نیچل و همکاران؛ به نقل از نایر، 2000)، اختلال شخصیت ضد اجتماعی (هیدر و همکاران، 2004) و افرادی دارای اختلالاتی نظیر اسکیزوفرنی (کرینستین ، آنانتا و ویتارد ، 2009)، پارکینسون (ویردن و همکاران، 2008)، خلقی (ماهلبرگ و همکاران، 2008)، دیده شده است.
2-6-1- تعریف ادراک زمان
در پیشینه زمانی تمایزی میان زمان حرکت و ادراک زمان دیده شده است. زمان حرکت به نمودهای زمان‌برون‌داد رفتاری مثل تنظیم زمانی حرکت تکلیف شناختی و گفتار برمی‌گردد و ادراک زمان به ابعاد ادراکی مدیریت شناختی زمان مثل ادراک فواصل زمانی و توانایی برآورد زمانی که گذشته برمی‌گردد (روبیا ، 2006). ادراک زمان پردازش‌های چندگانه‌ای را در برمی‌گیرد و عملکرد مهمی است که توانایی پیش‌بینی و آینده‌بینی و کارآمدی پاسخ نسبت به رخدادهای در حال وقوع را تسهیل می‌کند (یانگ ، 2007) و فواصل کوتاه (چند میلی‌ثانیه) تا طولانی (سال‌ها) را پوشش می‌دهد (روبیا، 2006). برای مثال آمادگی پاسخ سریع از توانایی پیش‌بینی نقطه‌ای از زمان هنگامی‌که رخداد در حال وقوع مستلزم پاسخ‌دهی است، استفاده می‌کند. همچنین، بازنمود دقیق اطلاعات زمانی توانایی است که برای تنظیم و برنامه‌ریزی توالی فعالیت‌ها به‌ویژه توالی‌های جدید یا حرکات غیر‌ماهرانه نیاز می‌شود (توپلاک و همکاران، 2003).
فریز (1978؛ به نقل از گروندین، 2010) زمان را در مفهوم روانشناسی به‌عنوان میزان زمان صرف شده برای ادراک محرک در یک‌زمان معین بدون مداخله‌ی تکرار در طول یا بعد از ارائه محرک در طیفی 2 تا 5 ثانیه تعریف می‌کند؛ به‌عبارت‌دیگر زمان چیزی متفاوت از رویداد‌هاست که ما آنرا دریافت نمی‌کنیم ولی در آن تغییراتی می‌دهیم یا رخدادهایی ایجاد می‌کنیم. همان‌طور که استدلال شده است ما فقط رخدادها را درک نمی‌کنیم بلکه ارتباط زمانی آن‌ها با هم را درک می‌کنیم (تجربه و ادراک زمان، 2004).
ادراک زمان نشان می‌دهد که در لحظه‌ی فعلی افراد ممکن است گذشته را به یاد بیاورند، آینده را پیش‌بینی و حال را درک کنند (شیپ و همکاران، 2009). از این‌رو می‌توان ویژگی‌های اصلی ادراک زمان را برآورد، تولید و بازسازی دانست (ویتمن و پاولوس،2007). برآورد زمان در تکالیف برآورد زمانی و از طیف میلی‌ثانیه تا ساعت اندازه‌گیری می‌شود (روبیا، 2006) یعنی آزمودنی می‌بایست زمانی را که گذشته است، گزارش دهد (باورمیشر و بارکلی، 2005) در این حالت مدت‌زمان به‌وسیله شمارش واحدهای زمانی انباشته‌شده در ذهن به دست می‌آید چنانچه این واحدهای ذهنی بیشتر از گستره‌ی زمان واقعی باشد بیش برآوردی رخ می‌دهد (باورمیشر و بارکلی، 2005) و برعکس، در تکالیف تولید به آزمودنی‌ها گفته می‌شود که فاصله زمانی داده‌شده به آن‌ها را در واحدهای قراردادی ایجاد کنند (روبیا، 2006). افراد در تکالیف برآورد و تولید مدت‌زمان به دلیل تداخل مکانیزم توجه و برانگیختگی، تفاوت‌های فردی را به نمایش می‌گذارند (ویتمن و پاولوس، 2007) و در تکالیف بازسازی زمانی با برخی ابزارهای غیرکلامی مثل روشن و خاموش کردن چراغ‌قوه یک مدت‌زمان را نشان می‌دهند سپس از آزمودنی می‌خواهند که همان مدت‌زمان را با همان ابزار یا با کمک یک پاسخ حرکتی تکرار کنند. در این تکلیف فرایندهای برآورد و تولید زمان را با هم ترکیب می‌کند (یلامر و هامفری، 2009) و می‌تواند به‌صورت نمونه‌های معطوف به گذشته یا آینده باشد درحالی‌که فرایند زمان می‌تواند صرفاً به‌وسیله‌ی پارادایم معطوف به آینده شناخته شود (کارمسی و همکاران، 2009).
یکی از ویژگی‌های کلی زمان این است که یادآوری زمان معطوف به گذشته است یا به آینده ، یادآوری هنگامی‌که معطوف به گذشته باشد دو توانایی عمده را در حافظه شامل می‌شود: 1. پردازش شرایط و موقعیت رخداد که تداعی شرایطی است که رخداد در آن اتفاق افتاده است و 2. پردازش فاصله که شامل برآورد مدت‌زمانی است که از گذشته تا زمان حال سپری شده است (گروندین، 2010) و اگر یادآوری زمان معطوف به آینده باشد شامل توانایی برنامه‌ریزی و تنظیم تعهد‌ها و نگه‌داری آن‌ها و به اجرا درآوردن آن‌ها در متن و زمینه‌ی مناسب است و این زمینه‌ی مناسب می‌تواند دارای زمان (مثل 5 بعدازظهر) یا زمان ویژه‌ای (مثل 5 دقیقه) باشد (روی و کریستنفیلد ، 2008؛ به نقل از گروندین، 2010). در شرایطی که از آزمودنی‌ها خواسته می‌شود که زمان را مورد قضاوت قرار دهند، روان شناسان تجربی تمایزی میان دو یادآوری قرار می‌دهند، در شرایط معطوف به گذشته، آزمودنی‌ها قبل از انجام تکلیف می‌بایست قضاوت زمانی را انجام دهند و در این پژوهش‌ها معمولاً از فواصل خیلی کوتاه (درنهایت چند ثانیه) استفاده می‌کنند (زاکی و بلاک ، 2004). زاکی (1992؛ به نقل از فلک، 2000).
آزمایشی روی کودکان 7 و 9 ساله بهنجار انجام داد و از آنان خواست که با نور چراغ‌قوه مدت‌زمان ویژه‌ای را بازسازی کنند. او دریافت که در آزمایش معطوف به آینده، فاصله زمانی قضاوت شده طولانی‌تر از آزمایش معطوف به گذشته است. این نتیجه توسط بارکلی (1997) نیز تائید شد.
درواقع اختصاص دادن توجه برای فکر کردن در مورد گذشته، حال و آینده منبع زمان محسوب می‌شود و چگونه به هم ربط دادن تجارب گذشته، موقعیت کنونی و انتظارات از آینده با در نظر گرفتن نگرش، شناخت و رفتار خود فرد فهم زمان را مهم می‌کند (شیب و همکاران، 2009).
2-6-2- پردازش اطلاعات زمانی
مغز ما در هاله‌ای از ابهامات و معلومات قرار می‌گیرد و ارتباط آن با جهان بیرون از طریق علائم (سیگنال)‌ الکتریکی برون‌داد و درون‌داد در مسیرهای عصبی است (ایگلمن، 2009). به‌طورکلی دو رویکرد روان‌شناختی و عصب‌شناختی در پاسخ به چگونگی پردازش اطلاعات زمانی مطرح می‌شود.
الف: رویکردهای روان‌شناختی
در این رویکرد پژوهشگران تلاش می‌کنند ادراک زمان را با متغیرهای حافظه (اورنستین، 1969) و توجه (بوهوسی و مک ، 2009؛ بولتز و براون ، 2002؛

Category: مقالات و پایان نامه ها | دیدگاه‌ها برای بررسی عملکرد نوجوانان افسرده اساسی و مبتلا بهPTSD در شاخص های ادراک زمان، حافظه فعال و سرعت پردازش- قسمت 4 بسته هستند
می 3

بررسی عملکرد نوجوانان افسرده اساسی و مبتلا بهPTSD در شاخص های ادراک زمان، حافظه فعال و سرعت پردازش- قسمت 5

به نقل از گروندین، 2010) بررسی کنند. در این مورد سه دسته الگو و مکانیسم برای توضیح ادراک زمان می‌آید، الگوهای ضربان‌ساز- ذخیره کننده، الگوهای تدریجی و الگوهای تعیین نوسانگری (توپلاک و همکاران، 2006). هر کدام از این الگوها با مکانیسم‌های روان‌شناختی و عصب‌شناسی متفاوتی شناخته‌شده‌اند ولی در همه این الگوها، ساعت درونی دارای یک مؤلفه ساعت، حافظه و تصمیم‌گیری است؛ به‌عبارت‌دیگر لازم است مکانیزمی‌برای محاسبه‌ی فواصل، ذخیره اطلاعات واردشده و مقایسه فواصل مختلف باشد (توپلاک و همکاران، 2006). در الگوی ضربان‌ساز، ضربان قلب محاسبه کننده‌ی مؤلفه‌های ورودی است. ضربان قلب به‌عنوان یک ساعت است و بهترین ویژگی آن تولید میزان زمانی است که توالی جدی زمان واقعی را در برمی‌گیرد. در این الگو توجه مهم‌ترین تعیین‌کننده برای ورود و خروج اطلاعات است. اطلاعات برگرفته از زمان به‌وسیله ضربان قلب توسط حافظه کاری نگهداری و در آنجا عمل به لحظه رسانی انجام می‌شود. سر‌انجام اینکه هراندازه اطلاعات بیشتر باشد مسؤولیت حافظه کاری و توجه هم بیشتر می‌شود (توپلاک و همکاران، 2006). در تفسیر مبتنی بر الگوهای نوسانگری که توسط تریزمن و همکاران (1990؛ به نقل از گروندین، 2010) ارائه‌شده است، دو مؤلفه‌ی متوالی است یکی از مؤلفه‌ها نوسانگر زمانی و دیگری واحد درجه‌بندی است. نقش نوسانگر زمانی در این الگو به‌عنوان یک ضربان‌ساز است که ضربان‌هایی بیرون می‌آورد که به واحدهای درجه‌بندی تبدیل می‌شوند (تریزمن و همکاران، 1990؛ به نقل از گروندین، 2010) و دستگاه درجه‌بندی، درباره این فراوانی را به‌عنوان کارکرد اثرات بیرونی و ویژگی‌های تکلیف اندازه می‌گیرد و هردوی آن‌ها با هم اطلاعات زمانی را فراهم می‌آورند (تایر،2000). به‌عبارت‌دیگر ادراک زمان می‌تواند با استفاده از یک کرنومتر ذاتی حاصل شود. ویژگی این کرنومتر این است که ضربان‌هایی که به‌وسیله ضربان‌ساز در فواصل منظم ایجادشده در یک مخزن ذخیره می‌کند و این مخزن زمان را نشان می‌دهد. در این کرنومتر دو عامل زمان و حافظه مهم است زیرا پژوهش‌های روی حیوانات و انسان‌ها آشکار می‌کند که در تکالیف زمانی نواحی مغزی فعال می‌شوند که در پردازش توجه و حافظه کاری درگیر شده است (بوهوسی و مک، 2009؛ به نقل از توپلاک و همکاران، 2006).
پردازش‌های فیزیولوژی و روان‌شناختی برای ادراک فواصل خیلی کوتاه متفاوت از پردازش‌های فواصل طولانی است زیرا در فواصل خیلی کوتاه، افراد ابتدا بر تجربه‌ی زمانی تمرکز می‌کنند (برای مثال، مک، 2000؛ به نقل از توپلاک و همکاران، 2006). درحالی‌که در فواصل طولانی‌تر به‌ندرت بر اساس ویژگی‌هایی مثل تعداد و پیچیدگی فعالیت‌های انجام‌شده قضاوت می‌کنند؛ به‌عبارت‌دیگر با افزایش یافتن مدت، حافظه و سایر قسمت‌های پردازش‌های شناختی معمولی درگیر می‌شوند (شیفتمن، 2001).
عامل توجه در ادراک زمان شامل نمونه‌های ادراک زمان مثل برآورد و بازسازی زمان مستلزم برانگیختگی، توجه و حافظه کاری برای انجام تکالیف است (هوانگ و فنگایو ،2007). در سال‌های اخیر گروهی می‌گویند که حافظه کاری، توجه و کارکرد اجرایی در زمینه‌هایی با هم مشترک هستند. برای مثال جوندیس و همکاران (1993)، اسمیت و همکاران (1996) و کانتری و همکاران (1997) نشان دادند که در تکالیف توجه و حافظه کاری هم نواحی پیشانی و هم نواحی آهیانه‌ای راست فعالیت می‌کنند (به نقل از الیوت و استرینگ ، 2008).
در الگوی ساعت فطری گفته می‌شود که برآورد یا بازسازی چند ثانیه یا دقیقه به‌عنوان یک کارکرد اساسی مستلزم توانایی نگه‌داری توجه به زمان است. درواقع توجه در حکم تیک‌های این ساعت فطری است ازاین‌رو مدت توجه به محرک بر مدت‌زمان ادراک‌شده تأثیر می‌گذارد (ایگلمن و همکاران، 2005). براون (2008) و ماکر و همکاران (1994؛ به نقل از گروندین، 2010) معتقدند که توجه بیشتر به زمان، منجر به طولانی‌تر شدن مدت‌زمان ادراکی می‌شود. در تائید این باور پژوهش باورمیشر و همکاران (2005) گزارش دادند بیماران با توجه پایین مانند افراد با اختلال بیش فعالی با بیش برآوردی زمان روبه‌رو می‌شوند. بعلاوه تکالیف بازسازی مستلزم حافظه کاری است که مسئولیتش با طولانی شدن زمان افزایش پیدا می‌کند. پژوهش‌هایی روی بیماران با آسیب در نواحی چپ و راست در مغز نشان دادند که توانایی‌شان در برآورد مدت‌زمان میلی‌ثانیه، ثانیه و دقیقه آسیب‌دیده است (روبیا، 2006).
2-6-3- رویکرد عصب‌شناختی
در این رویکرد عصب شناسان باور دارند که نواحی مغزی متفاوتی در کارکردهای زمانی درگیر هستند (روبیا، 2006) و معمولاً از الکتروانسفالوگرام برای پژوهش‌های خود استفاده می‌کنند (مظاهری و همکاران، 2010). باوجودی که ساختار زمانی رویدادها، اطلاعات مهمی برای ادراک و شناخت جهان است ولی روشی که مغز انسان، زمان را رمزگردانی می‌کند هنوز شناخته نشده است (پوتاس و همکاران، 2005). بااین‌وجود در تحقیقات زیادی سعی شده که در مناطقی نظیر قشر مغز، مخچه و عقده‌های قاعده‌ای پایه برای این کارکرد مکانی را بیابند (گروندین، 2010).
ساختارهای زیر قشری الگوهای مهمی را برای پردازش ارائه می‌دهد که شامل غشای شیاردار و شیار پیشانی است. شیاری که میلیون‌ها تکانه را از سلول‌های قشری دریافت می‌کند و بعد از دریافت درون دادهای ناشی از الکترودهای نورون‌های قشری درزمانی که علامت شروع زمان به دست می‌آید، این سلول‌ها به ازای هر ثانیه، 10 تا 40 شلیک عصبی انجام می‌دهند که معمولاً فعالیت آن‌ها هم‌زمان نیست. بعد از ایستادن فعالیت نگهداری زمان، جسم سیاه پیامی را به استریاتوم می‌فرستد و الگوی فعالیت با انفجار دوپامین به همان میزان ثبت می‌گردد و به شناخت مدت فاصله کمک می‌کند (رامسایر ، 2008).
آسیب دوطرفه قشر پیشانی به مشکلاتی در پیش‌بینی ارتباط دارد به‌صورتی که باعث می‌شود بیماران پاداش‌های کمتر ولی زودهنگام را بر پاداش‌های بزرگ‌تر ولی دیرهنگام ترجیح می‌دهند. مغز نگاری پوزیترون مبتنی بر تکلیف شرط‌بندی نشان داد که این قشر برای انتخاب گزینه‌های دارای پاداش دراز‌مدت فعالیت می‌کند (به ولا و همکاران، 2003؛ به نقل از روبیا، 2006). برخی مشاهدات در بیماران پارکینسونی نیز اثبات کردند که نیمکره‌ی راست نسبت به سایر نواحی مغزی بیشتر فعالیت می‌کند (کوچ و همکاران،2005). این لوب در پردازش‌های زمانی که مستلزم پیش‌بینی زمانی است فواصل طولانی ثانیه تا دقیقه است درگیر شده و سهمش در کارکرد زمانی به‌واسطه‌ی کارکرد توجه و حافظه کاری (ماکر و ویدل ، 2009) و نگه‌داری توجه به زمان کارکرد بنیادی برای پردازش برآورد زمانی است. لوب آهیانِ نیز با اتصال به نواحی مخطط-پیشانی و پیشانی- مخچه به‌خوبی در حمایت از پردازش‌های مدیریت شناختی زمان با کمک به نگهداری توجه ازلحاظ راهبردی جای گیرد (روبیا، 2006).
تحقیقات به‌دست‌آمده از تصویربرداری مغناطیسی عملکردی نشان داده است که قشر آهیانه‌ای راست نقش مهمی در فواصل زمانی کمتر از یک ثانیه توسط علائم شنیداری یا بینایی نشان می‌دهد و به‌عنوان مداخله‌گر در میان پردازش حسی و پردازش حرکتی، درگیر می‌شود (گروندین، 2010). همچنین پژوهش روی بیماران با آسیب یک‌طرفه در زمینه برآورد فواصل طولانی نشان از نقش این ناحیه دارد (دانکرت و همکاران، 2007؛ به نقل از گروندین، 2010). فعالیت کاهش‌یافته‌ی قشر پیش پیشانی و آهیانه‌ای که ادراک زمان را کند می‌کند در مصرف‌کنندگان کوکائین و ماری‌جوانا به چشم می‌خورد (بولا و همکاران، 2004؛ به نقل از رومیا، 2006). مخچه و عقده‌های پایه که در فواصل هم طولانی و هم کوتاه و در طیفی از میلی‌ثانیه تا ثانیه اهمیت دارند، مبنای مکانیسم ساعت فطری در مغز را شکل می‌دهند (روبیا، 2006). روبیا (2006) با پژوهش روی انسان‌ها نشان دادند که آسیب‌های جانبی به مخچه منجر به افزایش تغییر در فواصل تولیدشده در یک سری از فواصل می‌شود. اگرچه مشکلات بیماران مخچه‌ای نسبت به گروه کنترل برای تمایز فواصل مربوط به صداها بیشتر بود ولی هر دو گروه در تمایز شدت صداها کارایی برابری داشتند. نقص مخچه را می‌توان با فرض اینکه آسیب در میزان تعویض‌هایی که ضربان‌ساز به انباشتگر وارد می‌کند یا در میزان خود انباشتگر است، دانست (تایر، 2000). بر اساس گزارش‌های مک و همکاران (1996؛ به نقل از روبیا، 2006) عقده‌های پایه در کارکرد انتقال‌دهنده عصبی دوپامین که در پردازش‌های زمان نقش دارند، تأثیرگذار است پوتامن و کاندیت بخش‌هایی از عقده‌های پایه هستند که در پردازش زمانی فعالیت می‌کنند یک الگو از مکانیسم عصب‌شناختی درگیری قشری- مخطط یا پیشانی- مخطط حلقوی را در برمی‌گیرد (ماتل و مک، 2004؛ به نقل از توپلاک و همکاران، 2006).
2-6-4- تأثیر دوپامین بر ادراک زمان
فعالیت عصبی دوپامین در طول رفتار تمایلی و رویداد یادگیری از تمایز زمان استفاده می‌کند به‌عبارت‌دیگر برای پیش‌بینی انجام رفتاری که قبلاً آموخته‌شده است دوپامین شروع به فعالیت می‌کند. از سوی دیگر پژوهش‌های داروشناسی پیشنهاد می‌کنند که انباشت زمانی و حافظه کاری هر دو وابسته به دوپامین و سروتونین در قشر مغزی و استریاتوم هستند (بوهوسی و مک، 2009)؛ و دوپامین در کاهش زمان دخیل است (روبیا، 2006). اخیراً پژوهش تصویربرداری عصبی (تاکاهاشی ، اونوو و رادتورد ، 2008) نشان می‌دهد که در بیماران وابسته به دارد، ادراک زمان در محیط عصبی دوپامین تغییر می‌کند. درگیری دوپامین استریتان در کارکردهای زمانی نیز دیده شده است برای مثال بیماران پارکینسونی که دارای نقص دوپامین شیارداری هستند (روبیا، 2006). نواقصی در زمان حرکت و ادراک زمان نشان می‌دهند که این نواقص با انفجار گیرنده‌ی دوپامین بهبود می‌یابند ازاین‌رو افزایش دوپامین‌هایی مثل آمفتامین‌ها منجر به کاهش زمان ادراکی در انسان می‌شود (روبیا، 2006) و یا داروی متامفتامین که به‌صورت غیر‌مستقیم بر ترشح دوپامین تأثیر می‌گذارد مدت‌های برآورد شده را کوتاه و به نگهداری اطلاعات در حافظه کاری آسیب می‌رساند و یا هالی‌پریدول که مانع از ترشح دوپامین می‌شود، مدت‌های برآورد شده را طولانی ولی نگهداری اطلاعات در حافظه کاری را آسان می‌کند (بوهوسی و مک، 2009). به‌هرحال اثر آمفتامین بر کوتاه شدن مدت برآوردی با کاهش سروتونین مسدود می‌شود و تجربه‌ی زمانی را طولانی‌تر می‌کند و این نشان می‌دهد که سیستم سالم سروتونین برای ادراک فاصله زمانی لازم است (بوهوسی و مک، 2009).
تأثیر کلوزاپین دوگانه است. در قشر پیشانی به‌عنوان فعال‌کننده‌ی دوپامین و سوتونین است؛ به‌عبارت‌دیگر به‌عنوان یک گیرنده‌ی دوپامین در قشر پیشانی است که با فعال کردن گیرنده‌های سروتونین بر دوپامین اثر می‌گذارد (بوهوسی و مک، 2009) و باعث کوتاه شدن برآورد مدت‌زمان و تسهیل نگهداری اطلاعات زمان در حافظه‌ی کوتاه‌مدت می‌شود. هم‌چنین کلوزاپین به‌عنوان یک گیرنده‌ی ضد دوپامین در دستگاه لیمبیک میانی است که موجب طولانی‌تر شدن مدت‌زمان ادراکی می‌شود. درمجموع داروهایی که کارکرد حیاتی را تسهیل می‌کنند باعث بیش برآوردی می‌شوند و برعکس (بوهوسی و مک، 2009).
داروهای محرک ناپایداری عملکرد و تعداد اشتباهات تکانشگرانه در تکلیف پیش‌بینی را کاهش می‌دهد (روبیا و همکاران، 2003)، همچنین در تکلیف تولید زمان نیز ناپایداری عملکرد را کم می‌کند. اخیراً محققین با استفاده از تصویربرداری مغناطیسی و بامطالعه‌ی نیم‌رخ‌های مغزی پسران سالم و دارای نارسایی توجه و بیش‌فعالی قبل و بعد از مصرف دارو گزارش دادند که میزان دوپامین در گروه دارای بیش‌فعالی پایین است و با مصرف داروی ریتالین عملکرد مغز و ادراک زمان بهبودی پیدا می‌کند (تورا ، 2009). در مغایرت با این یافته‌ها بارکلی آزمودنی‌های خود را فعالانه وارد تکلیف بازسازی زمان کرد و دریافت که توانایی بازسازی فواصل زمانی با داروی محرک بهبودی نمی‌یابد و این همسو با بلدوین و همکاران (2004) است که معتقدند دارو تأثیری بر تعداد پاسخ‌های درست یا تولید مدت‌زمان ندارد.
2-6-5- عوامل مختلف مؤثر در ادراک زمان
آگاهی‌های هشیارانه ما از گذر زمان مستلزم بازنمود صریح و آشکار زمان هستند (بیور و مورن، 2006) اما این آگاهی تحت تأثیر عوامل جسمانی و روانی تغییر می‌کند (کیوریاما و همکاران،2003).
ادراک حرکت: علاوه بر مدت‌زمان و فاصله زمان، به دنبال این فرض که ادراک حرکات بر ادراک زمان تأثیر می‌گذارد، اونو و کیتازاوا (2010) از آزمودنی‌های خود خواستند که به قضاوت زمانی دو محرک در حال نزدیک شدن به هم و دو محرک در حال دور شدن از هم بپردازند. نتایج نشان داد همان‌گونه که سرعت حرکت و فاصله‌ی حرکتی بیشتر می‌شود مدت‌زمان ادراکی نیز بیشتر می‌شود. از طرفی با نزدیک شدن دو محرک به هم توجه به محرک افزایش می‌یابد و منجر به از دست دادن زمان و برآورد زمان طولانی‌تر می‌شود. در تحقیق ایگلمن و همکاران (2005) دیده شده که حرکات تند کند در فیل‌های ویدئویی بر قضاوت افراد از مدت‌زمانی که نور تابیده می‌شود، تأثیر می‌گذارد، این بی‌نظمی در قضاوت زمانی که بتوان موضوع بعدی فیلم را پیش‌بینی کرد، نیز مشاهده‌شده است.
2-6-5-1- ویژگی محرک و افراد
در ادراک زمان ویژگی‌های محرک (مثل تازگی، مهارت و پیچیدگی) و ویژگی‌های فرد (مثل هیجان، هوش و تمرکز روی فعالیت) با هم در تعامل‌اند و در تجربه‌ی زمانی ما تغییراتی ایجاد می‌کند، زمانی که تکلیفی پیچیده تازه و مستلزم مهارت منطبق با فرد باشد گذر زمان سریع‌تر ادراک می‌شود و منجر به کم‌برآوردی حدود 15 درصد مدت ادراکی می‌شود (ایگلمن، 2005) و این حس پیشرفت و تجربه‌ی عملکردی افراد را تغییر می‌دهد و یا هوش بالا، توجه بالا به تکلیف و هیجان مثبت باعث سرگرمی بیشتر فرد به فعالیت و درنتیجه گذر زمان را احساس نمی‌کند به‌عبارت‌دیگر فکر می‌کند زمان سریع سپری شده است (گروندین، 2010). ولی در پژوهش سنیور و همکاران (1979؛ به نقل از چلونیس و میوکس، 2003). کودکان دو گروه دارای اختلال نارسایی توجه و بیش‌فعالی و با بهره هوشی بهنجار و کودکان بدون اختلال نارسایی توجه و بیش فعالی ولی عقب‌مانده ذهنی تفاوتی دیده نشد.
در مورد تازگی جیمز (1980؛ به نقل از گروندین، 2010) معمایی را مطرح می‌کند، مادامی‌که زمان غرق در تجارب جذاب و متنوع است به نظر می‌آید که گذر زمان کوتاه، ولی هنگامی‌که ما به عقب نگاه می‌کنیم کوتاه بوده است. در مورد پیچیدگی هم دو نظریه متضاد وجود دارد، الف: پیچیدگی زیاد محرک‌ها مدت ادراک‌شده را بیشتر کند زیرا حافظه انباشته از اطلاعات زیاد درباره‌ی محرک است و زمان زیادی برای پردازش صرف می‌کند ازاین‌رو به نظر می‌آید که زمان زیادی سپری شده است. ب، تکالیف پیچیده مستلزم توجه بیشتر است و کمتر به زمان توجه می‌شود ازاین‌رو به نظر می‌آید که زمان کم گذشته است (زاکی و بلاک، 1992؛ به نقل از گروندین، 2010).
2-6-5-2- هیجانات
ادراک شخص از زمان در طول فعالیت‌هایش یک نشانه‌ی کلیدی از تجربه‌ی هیجانی اوست (لارسون و آی ، 2010). پژوهش ونک و هاگارد (2009) نشان داد که اعمال ارادی نسبت به اعمال اجباری باعث می‌شود که افراد زمان را کمتر برآورد کنند. از سوی دیگر تأثیر هیجان بر برآورد و تولید زمان وابسته به میزان برانگیختگی و توجه فرد است. بر این اساس افراد خسته (دانکرت و المان 2005)، افسرده (گیل و ولت ، 2009)، سرطانی مضطرب (ویتمن و همکاران، 2006؛ به نقل از ویتمن و پاولوس، 2007) زمان را کند ادراک کرده و در تکلیف برآورد زمان مدت را طولانی‌تر گزارش دادند. از پژوهش‌ها این‌گونه برمی‌آید که توانایی کم‌حافظه کاری به‌احتمال‌زیاد اشتباهات توجهی مداومی را ایجاد می‌کند، این امر پیشنهاد می‌کند که سیستم توجه کارکرد اجرایی ارتباط میان حافظه کاری ضعیف و حواس‌پرتی را تائید می‌کند (جان و ریکا، 2008). همچنین احساس کندی گذر زمان ناشی از ناتوانی در تمرکز بر افکار معنی‌دار و شروع فعالیت‌های موردعلاقه است. برای مثال تکانشگرها به‌ویژه وقتی‌که حواس‌پرتی زیادی دارند گذر زمان را کند تجربه می‌کنند چنانچه مجبور به انتخاب از میان دو گزینه پاداش فوری ولی کوچک در برابر پاداش دیرتر ولی بزرگ‌تر شوند، گزینه‌ی اول را برمی‌گزینند زیرا در غیر این صورت مجبورند برای پاداش‌های به تأخیر افتاده صبر کنند و در اینجا با گذر زمان مواجه می‌شوند (ویتمن و پاولوس، 2007).
یک دلیل دیگر در تکلیف برای تولید و بازسازی فواصل زمانی کوتاه‌تر در یک فرد حواس‌پرت به‌ویژه تکانش گر می‌شود (ویتمن و پاولوس، 2007). اگر افراد احساس کنند که تکلیفی زمان‌بر یا مستلزم تلاش نیست در انجام آن کار پایدارتر و کمتر خسته می‌شوند پس زمانی که ما می‌خندیم زمان تندتر می‌گذرد چون منجر به لذت بخشی می‌شود (دانکرت و المن، 2005). ولت و همکاران (2004) گزارش دادند که چهره‌های ترسان، شاد، ناراحت بر ادراک زمان تأثیر می‌گذارد برای مثال فواصل زمانی ادراک‌شده در طول ارائه‌ی محرک چهرهای عصبانی طولانی‌تر از زمانی بود که چهره عادی نشان داده شد. بعلاوه دیده شده که اگر افراد در شرایط ترسناکی قرار بگیرند (ایگلمن، 2008) یا وقتی‌که دچار ایست قلبی می‌شوند (ایزن، 2009) گذر زمان را کند تجربه می‌کنند. به‌هرحال به‌خوبی اثبات شده است که چندین عامل مثل گوش‌به‌زنگی (ویردن و همکاران، 1995)، توجه (تسی و همکاران، 2004) یا پیش‌بینی پذیری (ایگلمن، 2007) و هدف از انجام یک عمل بر ادراک زمان تأثیر می‌گذارد (سیجینی و مورن ، 2009).
در سطح

Category: مقالات و پایان نامه ها | دیدگاه‌ها برای بررسی عملکرد نوجوانان افسرده اساسی و مبتلا بهPTSD در شاخص های ادراک زمان، حافظه فعال و سرعت پردازش- قسمت 5 بسته هستند